ویژگی های امام

تحصيل مقام امامت برای افراد عادی

طبق عقايد اسلامى؛ آيا كسى مى‏تواند به مقام ائمه(ع) يا فوق آنان برسد؟

از آن جا كه منشأ عصمت «اراده و اختيار» آدمى است پژوهشى در عصمت معصومان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول، 1377، فصل سوم، صص 72 - 43.؛ هر انسان صاحب اراده‏اى، مى‏تواند با رياضت شرعى و تهذيب نفس، به مقام عصمت دست يابد. عصمت منحصر به پيغمبران و امامان معصوم(ع) نيست تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 9، صص 20-22؛ علامه طباطبايى، ولايت نامه، ترجمه همايون همتى، تهران، اميركبير، چاپ اول، صص 58 - 48.؛ چنان كه حضرت مريم(س)، حضرت فاطمه(س) و مخلصينى ديگر علامه طباطبايى، الميزان، بيروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، ج 3، ص 205. - كه نه نبى بودند و نه امام - به مقام شامخ عصمت دست يافته‏اند.

اوصاف امامان(ع)

آيا ائمه در محيط، فرا انسانى فكر مى‏كنند؟ آيا بر همه چيز آگاهى دارند و نادانى در هيچ زمينه‏اى به آنان راه ندارد؟ آيا بر همه چيز ولايت دارند؟ آيا غير از كمالات معنوى، كمالات علمى هم دارند؟ آيا عارى از حرام‏اند و حرامات در آنها اثر نگذاشته و در بعضى موارد اسطوره‏وار فكر نمى‏كنند؟ مصاديقى كه اين گونه سؤالات و شبهات را در ذهنم تداعى مى‏كند كم نيستند.

در باب «امامت» و اوصاف آن، پاسخ را با حديثى از امام رضا(ع) آغاز مى‏كنيم: «ان الامامة اجل قدرا و اعظم شأناً من ان يبلغها الناس بعقولهم اوينالوها بآرائهم او يقيموا اماماً باختيارهم»؛ «به درستى شأن امامت برتر و بالاتر از آن است كه [1.] با عقل و انديشه عادى بتوان شناخت، [2.] يا با رأى و نظر مردم آن را به دست آورد، [3. ]يا به تعيين و انتخاب مردم، آن را تعيين كرد».اصول كافى، روايت 518.

زدلبرى نتوان لاف زد به آسانى‏هزار نكته در اين كار هست، تا، دانى!

به جز شكردهنى، مايه‏هاست خوبى رابه خاتمى نتوان زد، دم از سليمانى‏

ديوان حافظ.

قدرت اولياي الهي‏ دراستجابت حاجات

منشأ قدرت اولياى الهى چيست؟ آيا هنگامى كه ما به پيامبر(ص) و امامان(ع) توسل مى‏جوييم، خودشان به طور مستقيم قدرت برآوردن حاجت ما را دارند يا تنها حاجت ما را به خدا مى‏گويند؟

درخواست مستقيم از اولياى الهى، به واسطه اعتقاد به ولايت تكوينى آنان است؛ يعنى، آنان متكى به اذن و اراده و قدرت الهى، مى‏توانند در عالم تكوين تصرف كنند و - مثلاً - مريض را شفا دهند.
درستى اين نوع از توسّل به اولياى الهى، مبتنى بر ولايت تكوينى اولياى الهى است. قرآن كريم و روايات شيعه و سنى بر اعطاى چنين قدرتى به اولياى الهى دلالت دارد:

عدم استفاده امامان(ع)از علم غیب در مشكلات

چرا امامان معصوم ع ، براي مقابله با مشكلات و تلخي‏ها، در زندگي معمولي خود از علم غيب بهره نمي‏گيرند؛ براي مثال آيا امير مؤمنان علي ع مي‏دانست ابن ملجم نقشه ترور دارد؟ اگر جواب مثبت است، چرا او را زنداني نكرد؟

دانشمندان اسلام شناس بدين پرسش پاسخ‏هاي گونه‏گون داده‏اند. بخشي از اين پاسخ‏ها به اختصار چنين است:
علامه طباطبائي
امام دو نوع علم دارد: عادي و غيبي. پيامبر (ص) و امام (ع ) مانند ديگران انسانند و با استفاده از حواس ظاهري، تجربه و عقل با جهان خارج ارتباط برقرار مي‏كنند. در اين نوع علم، تكليف وجود دارد و احكام الاهي وجوب، حرمت، استحباب، كراهت و اباحه به آن تعلق مي‏گيرد.

-فرق خدا و امامان(ع) در سمیعیت و حضور

اگر همان‏طور كه خدا را در هر مكانى صداى ما را مى‏شنود، ائمه(ع) هم مى‏شنوند؛ پس فرق خدا با بنده چيست؟

يكم. فرق خدا با اولياى الهى (پيامبر و ائمه)، در اين است كه او خالق است و آنان مخلوق و بنده او هستند. غير خداوند - حتى در عالى‏ترين مرتبه وجودى - وابسته به خداوند است و تمام كمالات و تأثيرگذارى‏اش از اراده الهى سرچشمه مى‏گيرد. بر همين اساس در بعضى از زيارت‏ها مى‏خوانيم: «لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك و خلقك فتقها و رتقها بيدك، بدؤها منك و عودها اليك»؛ «فرقى بين تو و آنان نيست؛ جز اينكه آنان بنده و مخلوق تواند و امورشان به دست تو است. آغاز و انجام‏شان به سوى تو است و ...». مفاتيح الجنان، دعاى هر روز ماه رجب.