ضرورت امامت

جانشين حضرت عيسي(ع) و ضرورت امامت

اگر وجود امامت براي تبيين دين بعد از پيامبر(ص) است چرا بعد از حضرت عيسي(ع) اماماني نيامدند و او کسي را به جانشيني خود معرفي نکرد؟

در فاصله بين نبوت حضرت عيسي (ع) و رسالت حضرت محمد خاتم پيامبران (ص) اوصيا و انبياي متعدد قيام كرده اند كه اسامي عمده آنها از اين قرار است:
1. شمعون _ از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است كه «وقتي خداوند خواست عيسي را به آسمان برد وحي كرد به سوي او كه نور و حكمت و علم و كتاب خدا را به شمعون پسر حمون كه او را صفا مي گفتند، بسپارد، و او را خليفه خود بر مؤمنان قرار بدهد» علامه مجلسي, تاريخ پيامبران و حيوه القلوب, قم، انتشارات سرور، چاپ چهارم، 1380 ه ش، جلد 2 ،ص 1191

امامت واصول دين

اگر امامت اصل است چرا جزء اصول دين نيست؟

از نظر ما اصول دين اسلام عبارت است از توحيد, نبوت, معاد, عدل و امامت؛ منتهي چون اهل سنت در اين امر اختلاف کرده اند و دو اصل عدل و امامت را به عنوان اصول دين نپذيرفته اند, خود به خود اين دو اصل به مذهب شيعه اختصاص يافته و به عنوان اصول مذهب تلقي شده است. از سوي ديگر, «امامت» استمرار و ادامه «نبوت » است. تمام وظايف و شئوني که براي پيامبر (ص) ثابت است- به استثناي دريافت وحي- براي امام عليه السلام نيز ثابت باشد, وظايفي مانند:
1. تبليغ وحي
2. تفسير و تبيين وحي
3. اجراء وحي در سطح جامعه (تشکيل حکومت ديني)
4. قضاوت و داوري مردم
5. مبارزه با انحرافات و کجروي ها در تفسير و تطبيق دين

ولايت ،شرط قبولى اعمال

مراد از ولايت كه شرط قبولى اعمال قرار داده شده چيست؟

با توجه به اين كه ولايت از مسائل اعتقادي است و مسايل عقيدتي زيربنا و اساس امور عملي هستند نقش آن در صحت و بطلان اعمال بسيار منطقي و موجه است و تضادي با روايتي كه نماز را مبناي قبولي اعمال مي‏داند ندارد، زيرا نماز نيز در ميان اعمال ستون دين قلمداد شده، بنابراين در درجه اول عقايد زيرساخت اعمال‏اند، سپس در ميان خود اعمال ترتب و مدارج وجود دارد و برخي نسبت به ديگري حالت كليدي و زيربنايي دارد و چون ولايت از عقايد است اساس و زيرساخت نماز نيز مي‏باشد.

ضرورت امامت

ضرورت وجود امام معصوم(ع) بعد از پيامبران را توضيح دهيد.

دلايل امامت
1. دليل عقلي:
الف. حكم الهي تأمين هدف نه نقض غرض:

علم امامان(ع) به شهادت

جميع ائمه اطهار(ع) از نحوه و زمان و کيفيت شهادت خود آگاه بودند. آيا حضور در آن موقعيت و زمان، جوري خودکشي محسوب نمي شود؟


چند پاسخ در اين زمينه وجود دارد: پاسخ اول: هر چند ائمه(ع) از علم غيب برخوردارند و به وقايع گذشته و حوادث حال و آينده آگاهى دارند ؛ اما تكليف آنان مانند ساير افراد بشر بر اساس علم عادى است و علم غيب براى آنان تكليفى به دنبال نمى‏آورد به همين دليل علم غيب ائمه(ع) از نحوه شهادت خود براى آنان تكليف آور نيست. امام بر اساس علم عادى خود ميوه‏اى را پيش روى خود مى‏بيند كه مانعى از خوردن آن نيست و بر همين اساس تناول آن ميوه جايز است اگر چه بر اساس علم غيب از مسموم بودن آن آگاهى دارد.