دین و عقل

عقل و وحي

ديدگاهي که عقل بشر را به جاي وحي مستقيم مي داند در چهار سطر نقد کنيد.

مشهورترین دلیل این دیدگاه این است که : محتوای وحی از دو حال خارج نیست ؛ یا امر معقولی است یا امری بر خلاف عقل است . اگر بر خلاف عفل باشد باطل است واگر امری عقلی است عقل خود می تواند آن را ادراک کند پس چه نیازی به وحی است ؟
نقد : محتوای عقل محصور بین دوحالت نیست ؛ بلکه شقّ سومی نیز وجود دارد . برخی از محتویات وحی اموری فراعقلی هستند که نه عقلیند ونه بر خلاف عقل ، به این معنی که عقل آنها را ردّ نمی کند ولی قادر به کشف آنها هم نیست .

رابطه عقل و ايمان

چه رابطه اي بين عقل و ايمان وجود دارد؟

تبيين رابطه عقل و ايمان در گرو تبيين چيستي عقل و ايمان است و بيان اين مطلب فراتر از گنجايش اين نامه است و كتابي مستقل را طلب مي كند كما اينكه در اين رابطه كتب مستقلي نيز نگاشته شده است لذا ما به برخي از نظرات بسنده مي كنيم.
عقل بر دو قسم است: عقل نظري و عقل عملي، عقل نظري‌، عقل ادراك كننده و انديشه و استدلال گر است و عقل عملي كارش انگيزش و تحريك و گرايش است.
برخي گفته اند ايمان از مقوله تصديق است؛ يعني ايمان همان معرفت است بنابراين اگر دانست كه خدايي وجود دارد به او ايمان دارد. طبق اين تعريف ايمان كار عقل نظري خواهد بود.

عقل درمنابع استنباط احکام

آيا عقل در كنار كتاب و سنت، يك منبع مستقل، محسوب مي شود يا يك امر طفيلي و ظلي و تبعي؟ به عبارت ديگر آيا عقل در عرض كتاب و سنت است يا در طول آن؟ به هر تقدير كدامين عقل و با كدامين ويژگيها، منبع استنباط احكام اسلامي است؟

براي استنباط احكام اسلامي ما چهار منبع در اختيار داريم كه عبارتند از : 1- كتاب 2- سنت 3- اجماع 4-عقل . ما به كمك اين چهار منبع است كه مي توانيم احكام و فرامين الهي را بدست آوريم. در اين ميان عقل از جايگاه ويژه اي برخوردار است بطوري كه اگر روايتي را به عقل عرضه داشتيد و با اصولي از اصول عقل در تضاد بود بايد آن روايت را به كنار بگذاريد و در بسياري از ايات قرآن نيز بر عقل تاكيد شده است و انسان را با خطاب «‌ اي صاحبان عقل و خرد » مورد خطاب قرار گرفته است ، و به حكم همين عقل داشتن است كه انسان اشرف مخلوقات است.
عقل در در عرض كتاب و سنت و به عنوان دليلي مستقل مطرح است.

رابطه عقل و دين

رابطه عقل و دين چگونه است؟ چه نسبتي با هم دارند؟ جايگاه عقل در دين کجاست؟ تا چه حد مي توان آن را در فهم دين دخيل داشت؟

رابطه عقل و دین

عقل و کسب معارف

یکی از راه های کسب معارف را رشد عقلی، علمی و فلسفی می دانند. لطفا در مورد عقل و علم و فلسفه و چگونگی رشد دادن و ارتباط شان با کسب معارف، برایم توضیح بدهید.


نخست بايد دانست که عقل دو کارکرد مهم دارد: 1. ابزار شناخت 2. منبع شناخت.
در کارکرد اول براي آگاهي بر حقايق هستي و استفاده از ديگر منابع شناخت، لازم است از عقل به طور کامل بهره گرفت و راهي غير از آن نيست زيرا نيروي درک انسان است. اما اکتفا به عقل به عنوان تنها منبع شناخت به معناي محروميت از ديگر منابع شناخت است چنان که اکتفا به قرآن تنها و يا روايات تنها هر کدام محروميت از ديگر منابع است علاوه بر اين که تجربه هاي مشهور بشري نيز نشان داده اکتفا به هر کدام و دوري از ديگري موجب ضايعات جبران ناپذير و گاهي انحرافات آشکار شده است.