دین و عقل

رابطه عقل و شرع

در خصوص اين جمله حكم به شرع، حكم به عقل و بر عكس توضيح دهيد. با عقل، شرع را محك مي زنيم و يا با شرع، عقل را محك مي زنيم ؟ در صورت تضاد بين اين دو چه بايد كرد؟

جمله هاي «كل ما حكم به الشرع حكم به العقل» و نيز «كلما حكم به العقل حكم به الشرع» حديث نيستند؛ بلكه قاعده اي است كه در بين متكلمين و فقهاي اسلام مطرح گرديده و مورد پذيرش معتزله و شيعه قرار گرفته است . مضمون اين قاعده آن است كه احكامي كه از ناحيه شرع مقدس صادر مي گردد, همگي بر طبق جلب مصالح و دفع مفاسد است . بنابراين آنچه مورد تأييد شرع است مورد تأييد عقل نيز مي باشد؛ علاوه بر آن كه احكام عقل نيز مورد قبول شرع مي باشد. البته بايد توجه داشت كه بررسي و تعيين محدوده اين قاعده , نيازمند بحث هاي طولاني است .

نضج علوم عقلي در زمان امام صادق(ع)

بهترين دليل بر اينكه در زمان امام صادق(ع) علوم عقلي نضج گرفت چيست؟

بهترين دليل اين است كه در تمام كتب حديث اهل تسنن: صحيح بخاري، صحيح مسلم، جامع ترمذي، سنن ابي داوود و صحيح نَسائي، جز مسائل فرعي چيز ديگري نيست: احكام وضو اين است، احكام نماز اين است، احكام روزه اين است، احكام حج اين است، احكام جهاد اين است؛ و يا سيره است، مثلاً پيغمبر در فلان سفر اين طور عمل كردند، و در فلان جا چنين عمل كردند ولي شما به كتابهاي حديث شيعه كه وارد مي‎شويد مي‎بينيد اولين مبحث و اولين كتابش «كتاب العقل و الجهل» است. اصلاً اين جور مسائل در كتب اهل تسنن مطرح نبوده.

تناقض دین و عقل

اگر جايى از اسلام با استدلال‏هاى عقلى ما تضاد يا تناقض داشته باشد و ما براى يافتن پاسخ و راه انطباق تلاش كنيم و به پاسخ نرسيم، وظيفه چيست؟

هيچ گونه تضاد ميان اسلام و عقلانيت روا نيست، البته گاه جاى دادن امرى خارج ازقلمرو دين در حيطه دين يابرخوردار نبودن استدلال عقلانى از شرايط و مقدمات درست و يا گزينش معنايى خاص از عقل، ما را سمت اين ناسازگارى رهنمون مى‏شود. براى آشنايى با وجوه مختلف اين بحث، توجه به نكات زير ضرورت دارد:
1. عقل و رويكردهاى عقلانى در تاريخ فلسفه به گونه‏هاى مختلف مطرح شده است.

عقل و بی نیازی از دين

با وجود عقل چه نيازى به دين است و گستره اين نياز تا كجاست؟

در پاسخ توجه به چند مطلب، بايسته است:<BR>امام صادق(ع) خطاب به هشام فرمود: «يا هشام! ان للّه على الناس حجتين: حجة ظاهرة و حجة باطنة: فامّا الظاهرة فالرّسل والانبياء و الائمّة عليهم السلام و اما الباطنة فالعقول»؛ «اى هشام! همانا كه خداوند بر مردم دو گونه حجت دارد: حجتى آشكار و حجتى پنهان؛ حجت آشكار او، رسولان، پيامبران و امامان هستند و حجّت پنهان عقول ايشان است» ابى جعفر محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 16..<BR>همچنين از آن حضرت خطاب به هشام آمده است: «يا هشام!انّ اللّه تبارك و تعالى اكمل للنّاس الحجج بالعقول و نصر النبيين بالبيان»؛ «اى هشام!

حجيت عقلي و شرعي

چندي است جمله زير شبهه افکن شده و موجبات گريز از دين و احکام آن را فراهم کرده است. لطفا توضيح دهيد: شرع من همان عقل من است.

در پاسخ به اين پرسش بايد ديد آيا عقل هر فرد يا بکلي عقل بشر قادر است بدون استمداد از دين همه آنچه در سعادت او لازم است و همه نيازها و پرسشهاي او را پاسخ دهد يا نه . در اين باره به نکاتي اشاره مي شود :
1-گرچه عقل انسان حجت باطني است ولي عقل انسان به تنهايئ نمي تواند سعادت انسان را تامين نمايد زيرا
اولا عقل انسان دچار خطا واشتباه است ودر موارد زيادي نمي تواندمصلحت حقيقي انسان را تشخيص دهد،گواه بر اين مدعا انواع تعارضات وتناقضات در احکام صادر شده از سوي عقل ميباشد .