دين و سکولاريسم

اسلام و سكولاريسم

سکولاريسم چيست؟ به چه دلايلي اسلام با سکولاريسم مخالف است؟

واژه سكولاريسم(Secularism) برگرفته از واژه لاتينى (Secularis)، مشتق از (Seculum) به معناى «دنيا» يا «گيتى» در برابر «مينو» است. و مفهوم كلاسيك مسيحى آن نقطه مقابل ابديّت و الوهيت است. سكولار يعنى آن چه به اين جهان تعلّق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهيّت دور است. و سكولاريسم با لحاظ تبار لغوى خودانگارى، بى‏نيازى از دين و طرد آموزه‏هاى دينى از ساحت اجتماع و مناسبات اجتماعى است و به معناى عرف‏گرايى يعنى اتكاء صرف به خرد بشرى بدون استمداد از وحى الهى و نيز اعتقاد به اصالت امور دنيوى است.

آيت الله بروجردي و سكولاريسم

پسر دانشجويي 21ساله هستم که به فضل خدا و عنايات اهلبيت(ع) فردي نسبتا مذهبي بار آمده ام ولي به خاطر شنيدن بعضي مطالب از افواه عمومي سوالي از محضرتان داشتم. سوال بنده راجع به سکولاريسم( جدايي دين از سياست) است. شنيده ام که مي گويند مرحوم آيت الله سيد حسين بروجردي(ره) نيز معتقد به سکولاريسم بوده است آيا اين صحت دارد؟


سكولاريزم به مفهوم جدايي دين از نظام سياسي و اجتماعي و فرهنگي جامعه مي باشد؛ و جامعه سكولار به جامعه اي اطلاق مي شود كه دين تعيين كننده ارزش ها، روش ها و نظام اجتماعي آنان نبوده، بر ارگان هاي آن حاكم نباشد؛ چنين چيزي مورد قبول هيچيك از فقها در طول تاريخ اسلام نبوده و اساسا فقه اسلامي كاملا سكولارسم گريز و سكولاريسم ستيز است . انديشه هاي سياسي مرحوم آيه الله بروجردي نيز اندك قرابتي با سكولاريسم حتي در نازلترين حد آن ندارد.

علم سكولار

من اخيرا مطالبي در مورد علم سكولار خوندم و سوالاتي برام مطرح شد. ‎ اول اينكه علوم اسلامي شود كه چه؟‎ ما در حال حاضر شاهد عملكرد دولت اسلامي هستيم ... در ثاني فرض‎‏ مي كنيم كه‎ ‎علوم ما اسلامي نيست، مدرك و شاهد سكولار بودنش كجاست؟


1. ابتدا باید توجّه داشت که منظور از «علم» در بحث «علم دینی و علم سکولار» علم تجربی است که پیشرفت آن از طریق تجربه و آزمون و خطای نظریّات است ، اعمّ از این که علوم طبیعی باشند مثل: فیزیک و زیست شناسی و پزشکی و امثال آنها یا علوم انسانی باشند مثل: روانشناسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد ، سیاست و امثال اینها.
2. بحث علم دینی و علم سکولار ، یک بحث فلسفی ـ کلامی است. لذا فلسفه و کلام زیر مجموعه ی این بحث نبوده ، متولّی آن هستند. و البته شکّی نیست که علم کلام یک علم دینی است. چون علم کلام ذاتاً علمی بر خاسته از متن ادیان است ، که در صدد دفاع از اعتقادات آنهاست.

ويژگى‏هاى جامعه سكولار

ويژگى‏هاى جامعه سكولار چيست؟

براى آشنايى بيشتر با مختصات جامعه سكولار، سه ويژگى برجسته قابل توجه است
يك. شخصى و سليقه‏اى شدن ديندارى‏; اعتقاد و عمل دينى، در جامعه سكولار كاملاً فردى و سليقه‏اى است؛ لاجرم اولاً، هيچ بهره‏اى از حقيقت نخواهد داشت و ثانياً ديگر در امور دنيايى مؤثر و مربوط تلقى نمى‏گردد؛ به همين جهت، ميزان و محدوده آن، رو به كاهش مى‏نهد. بر اين اساس، دين‏دارى ديگر تكليفى بر عهده اعضاى جامعه نيست و به صورت امرى كاملاً دلخواهانه و داوطلبانه درآمده است. با توجه به اين مشخصه، در جامعه سكولار، اعتقادات دينى تا زمانى كه صرفاً اعتقاد شخصى باشد، محترم است. اما اگر بخواهد از جنبه شخصى و فردى خارج و مدعى نفوذ و تأثير اجتماعى شود، سكولاريسم در مقابلش مى‏ايستد.
دو. انسان‏محورى (Humanism ) به جاى خدامحورى‏; جامعه سكولار وقعى به وحى نمى‏نهد! در اين جامعه، انسان وقتى مى‏خواهد به مسائل اجتماعى بپردازد، تنها بايد به عقل خود متمسّك شود. در واقع در اين تفكر، «عقل» در مقابل «وحى» قرار مى‏گيرد، نه در پرتو آن. از اين رو، در جامعه سكولار اصطلاح «حرام» و «حلال» جايى ندارد. در آنجا قانون و غيرقانونى بودن مطرح است و اين قانون تابع خواست و خرد بشرى است. بنابراين، اگر زمانى جامعه «مشروع بودن ازدواج جنس موافق» را امضا كرد، اين امر قانونى است؛ ولو برخلاف «وحى» باشد
سه. ملاك هويت جامعه، مليّت است نه دين‏; وقتى در جامعه‏اى، دين ملاك وحدت و هويت اجتماعى نباشد، ناگزير بايد به جاى آن چيز ديگرى گذاشت. سكولاريسم، مفهوم «امت» را (كه به معناى تشخيص جامعه بر حسب عقيده دينى است )، كنار مى‏گذارد و به ناچار به مفهوم «ملت» متمسّك مى‏شود. ملت، در اينجا يك مفهوم و تشخّص اعتبارى برحسب ملاك‏هايى از قبيل نژاد، زبان، تاريخ مشترك و سرزمين است. بنابراين، اگر مسلمانى در نقطه‏اى از دنيا، از رهبر دينى در نقطه ديگرى اطاعت كند، در تفكر سكولار اشكال دارد
در پايان، براى آشنايى بيشتر، شمايى از تأثير سكولاريسم در فعاليت‏هاى اجتماعى بيان مى‏شود
بايد مجلس قانون‏گذارى «لائيك» باشد؛ چرا كه در جامعه سكولار ديگر خلاف شرع مطرح نيست. از اين رو معنا ندارد كه در مجلس قانون‏گذارى كسى بگويد اين خلاف شرع است.
در مدارس، تعليم دين به طور كلى ممنوع است و اگر هم باشد، تنها به صورت يك آموزش فردى و شخصى است، نه اجتماعى. بنابراين، آزادى دينى تنها در حد يك امر فردى مجاز است نه بيشتر.
دين