دين و سکولاريسم

سكولاريسم سياسی

اگر دين، امرى فردى تلقى شود و حكومت، امرى اجتماعى، آيا در اين فرض حكومت دينى قابل تصور است؟

در فرض فوق «دين» و «حكومت» هر يك حوزه و قلمروى جداگانه دارند و ديگر نمى‏توان «حكومت دينى» را تصوير كرد؛ زيرا فرض اين است كه ديگر دين دخالتى در مسائل اجتماعى ندارد و حكومت نيز نبايد در عرصه فردى دخالت كند.
اين انگاره، ديدگاه «جان لاك» در تفكيك قلمرو دين از سياست
Concerning )New York: the Bobbs - Merrill, 5591, J.Toleration,ed.P.Romanell,
See: John Locke, A letter
و در نقد آن بنگريد: محمودى، سيدعلى، عدالت و آزادى، صص 79 - 99.
و يكى از مبانى و زيرساخت‏هاى نظرى «سكولاريسم سياسى» (Political Secularism) است. ليكن اين گمانه با اشكالات چندى مواجه است:

سکولار و غير سکولار بودن علوم تجربي

آيا در مورد علوم تجربي (Science) مثل روان شناسي و فيزيک و ... سکولار و غير سکولار بودن مطرح است؟ در رابطه با پيش فرض هاي اين علوم چه طور؟ لطفا توضيح دهيد.

در ابتدا بهتر است به دو واژه سکولاريسم (SECOLARISM) و سکولاريزاسيون ( SECOLARESATION) نظر افکنيم و کمي در مورد آنها به گفتگو بنشينيم و پس از آن وارد اصل بحث شويم.

سکولاريسم:
اين اصطلاح، بيان کننده نوعي تفکر است که براساس آن به دنيا و امور دنيوي از زاويه اي مستقل از دين نگريسته مي شود. در تعريف آن آمده است: اعتقاد به اين که قوانين، اموزش و امور اجتماعي بايد بيش تر از آن که بر مذهب استوار باشد، بر داده هاي علمي بنا شود.
مي توان گفت که سکولاريسم مبتني بر اموري مانند، علم گرايي، انسان محوري است؛

1- علم گرايي:

اسلام و سكولاريسم

سكولاريسم يعنى چه؟ با دين چه نسبتى دارد؛ آيا از سوى دين پذيرفتنى است؟

معناى سكولاريسم‏<BR> سكولاريسم  (Secularism)از  (Secularis)به معناى «نامقدس»، «غيرروحانى»، «ناسوتى» گرفته شده، و در برابر  (Ecclesiasticalism)و  (Sacramentalism)به معناى «روحانى گروى»، «مينوگروى» و «قدسى‏گرايى» استعمال مى‏شود.

جوامع اسلامي و سكولاريزاسيون‏

آيا جوامع اسلامى هم مانند غرب به ناچار سكولار خواهند شد. يعنى سكولار شدن سرنوشت حتمى همه جوامع است؟

برخى گمان مى‏كنند راهى كه در غرب پيموده شد، سرنوشت محتوم و نسخه‏اى فراگير براى همه جوامع بشرى است و جوامع اسلامى نيز دير يا زود گرفتار اين سرنوشت حتمى خواهند شد.

اسلام و سكولاريسم

ديدگاه اسلام در رابطه با سكولاريسم چيست؟ آيا اسلام آن را مى‏پذيرد؟

برخى بدون توجه به مبانى سكولاريسم و زمينه‏ها و علل سكولاريزاسيون و تعلق آن به بستر دينى، فرهنگى و تاريخى غرب مسيحى، آن را به همه فرهنگ‏ها و جوامع تسرى داده و چنين پنداشته‏اند كه هيچ دين و جامعه‏اى را از آن گريز نيست. از اين جمله است: عادل ضاهر در كتاب «الاسس الفلسفيه للعلمانيه».<BR> اكنون براى روشن شدن مطلب، موضوع را از سه زاويه مورد كاوش قرار مى‏دهيم:<BR> الف. ناسازگارى بنيادين اسلام و سكولاريسم،<BR> ب. فقدان مشكلاتى كه مسيحيت و غرب مسيحى را به وادى سكولاريسم راند؛<BR> ج. توانايى‏هاى اسلام در مقابله با عرفى گروى.<BR> <BR>الف.