دين و آزادي

آزادي انسان و تكاليف الهي

اگر خداوند ما را آزاد آفريد، پس اين همه احكام و تكاليف براى چيست؟

1. انسان، بر اساس خلقت خاص خويش، موجودى صاحب عقل و اراده است و در هر كارى مى‏تواند جانب انجام يا ترك آن را برگزيند. اين نوع آزادى انسان را «آزادى تكوينى» مى‏خوانند. لازمه اين آزادى، آزادى ديگرى است كه عبارت است از: امكان بهره‏مندى آدمى از مواهب «آزادى تكوينى» بدون دخالت قوه، قدرت و اراده قاهرى بيرون از نفس انسان. اين آزادى، «آزادى تشريعى» يا «آزادى حقوقى» نام دارد الميزان، علامه طباطبايى، ج 10، ص‏370.
دقت در مطالب ياد شده مشخص مى‏سازد منشأ «آزادى» اراده آدمى است؛ يعنى حالتى نفسانى كه از ميان رفتن آن با از بين رفتن اصل انسانيت مساوى است.

فلسفه مجازات مرتد

مگر اسلام آزادى عقيدتى را قبول ندارد، پس چرا مجازات سختى را بر مرتد تحميل مى‏كند؟ آيا اسلام دين حق و منطبق بر عقل و برهان نيست، پس چرا با تحميل مجازات درصدد ابقاء اجبارى مسلمانان بر دين خود كه سابقاً و چه بسا از روى ناآگاهى انتخاب كرده‏اند، برمى‏آيد؟ اصولاً ارتداد به چه معنى است؟ اسباب تحقق آن كدام است؟ ماهيت حقوقى آن چيست؟

در قلمرو حقوق و آزادى‏هاى مذهبى، مسأله ارتداد، از مهم‏ترين و حساس‏ترين موضوعات شمرده مى‏شود.

ارتداد چيست؟

آزادي عقيده

شما گفتيد كه جبر در عمل است نه در عقيده. حال اگر كسي به هيچ ديني عقيده نداشته باشد آيا بايد مورد باز خواست قرار گيرد و از او سؤال كرد كه چرا مثلا به دين اسلام يا هر دين ديگر ايمان نياوردي؟

مستند اين گفته كه جبر در عمل است چيست ؟ ما چنين سخني را سراغ نداريم .بلكه معتقديم انسان هم در حوزه هاي عمل و هم در انتخاب عقيده موجودي مختار است. اگر در قلمرو اختيارش به فعل يا عقيده اي مجبور گردد ، به تحقق آن فعل مجبورانه ترتيب اثر داده نمي شود. او را از آن جهت كه موجود مختار است و كارهايش را از روي اختيار انجام مي دهد مورد مواخذه يا تقدير قرار مي دهند.
بلي بحث جبر و تحقق آن از سوي فرد يا افراد ديگر به معناي اجبار اجتماعي , نه جبر فلسفي تنها در مقام عمل مطرح است ، اين فعل آدمي است كه مي تواند با فشار از سوي ديگران به گونه اي ديگر تحقق نمايد و به عملي غير اختياري موصوف گردد.

آزادي عقيده وانتخاب دين

با توجه به «لااکراه في الدين» چرا در گزينش دين مختار به انتخاب غير از دين اسلام نيستيم و دين اسلام را که خودمان انتخاب نکرده ايم و از کودکي فهميديم مسلمانيم و بعد با مطالعه فهميدم که دين بر حق است کفايت کننده جهت انتخاب در دين مي باشد؟

در اينجا دو سوال مطرح است و ما سعی می کنیم به تفكيك و شفاف به بررسی آن دو بپردازیم : 1. اگر دين جبري نيست پس چرا فقط اسلام 2.اگر دين تحقيقي است چرا ديني كه از اول بدون تحقيق پذيرفته شده را كافي مي دانيد.
در مورد سوال نخست باید گفت که : خداوند در سوره بقره آیه 256 تاکید می کند که «لا اکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغی» : هیچ گونه تحمیل و اجباری در امر دین روا نيست؛ (زیرا) به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد.

تغيير دين و آيه لا اكراه

اگر كسي بخواهد از دين اسلام بيرون برود و دين ديگري را انتخاب كند، مي تواند يا نه؟ اگرجواب نه است پس چرا در قرآن گفته شده « لا اكراه في الدين»؟ يعني در دين اجباري نيست؟


در قلمرو حقوق و آزادى‏هاى مذهبى، مسأله ارتداد، از مهم‏ترين و حساس‏ترين موضوعات شمرده مى‏شود.
بحث تغییر دین و خروج از آن همان بحث ارتداد است اما باید متذکر شد ، حکم ارتداد که اعدام و مرگ است تنها در صورتی اجرا می شود که مساله جنبه اجتماعی پیدا کند ؛ یعنی اینکه فرد مرتد دست فاش سازی و تبلیغ دین جدید خود نماید وگرنه اسلام به شدت تفتیش عقاید و تجسس در امور دیگران را رد می کند. با توجه به این مطلب بهتر است کمی در مورد ارتداد و چیستی آن نیز سخن بگییم.