ضرورت دین

فلسفه دين

فلسفه دین چیست؟

فلسفه دين: عبارت است از بررسي فيلسوفانه مفاهيم، گفتارها، دعاوي، باورهاي ديني و شواهد و دلايلي كه به سود و زيان آنها طرح مي شود.
با نيم نگاهي به مباحث فلسفه دين مي توان گفت فلسفه دين به دو معنا به كار مي رود، يا داراي دو بخش و دو جنبه است.
1. به معناي بررسي عقلاني دين، يعني بررسي گزاره هاي ديني اي كه از مضموني فلسفي برخوردارند و از مختصات دين خاصي به حساب نمي آيد مانند مسئله وجود خدا، اوصاف او و اكثر مسائلي كه در كلام قديم مورد بحث قرار مي گرفت و امروزه از مسائل فلسفه دين قلمداد مي شود.
2.

راز دين گرايى انسان

راز دين گرايى انسان چيست و چگونه مى‏توان رابطه انسان و دين را توصيف كرد؟

به اختصار رابطه انسان و دين را با ويژگى‏هاى زير مى‏توان توصيف كرد:<BR>ذاتى بودن<BR>گرايش انسان به دين امرى ذاتى، عميق و ريشه دار است. دين نه تنها تأمين كننده بسيارى از حاجات انسان است، بلكه خود نيازى بنيادين و نهفته در ژرفاى وجود آدمى است.<BR>«تانه گى دوكه‏نه‏تن» مى‏نويسد: «حس مذهبى يكى از عناصر اوليه ثابت و طبيعى روح انسانى است.

ضروريات دين

ضروريات دين و غير آن چه فرقي دارد؟ به چه دليل؟ ضروريات دين چيست؟ لطفا منابع آن را ذكر فرماييد.


با عرض پوزش از تأخیر در پاسخ:
ضروریّات دین اموری هستند که علمای تمام مسلمین بر آن اتّفاق نظر دارند که جزء اسلام می باشد. برای مثال ، نماز ، روزه ، حجاب ، معراج ، توحید ، معاد ، نبوّت ، امامت ، وجوب احترام به والدین و امثال این امور ، جزء مسلّمات و ضروریّات دین اسلام می باشند. ویژگی این گونه امور آن است که اگر کسی حتّی یکی از آنها را منکر شود ، از دین اسلام ، خارج و مرتدّ می گردد. امّا اموری که بین علمای مسلمین ، اختلافی است ، جزء ضروریّات اسلام نمی باشند. مثل برخی جزئیّات نماز ، برخی احکام روزه ، حدود حجاب ، نحوه ی تعیین امام و مصداق امام و اموری از این قبیل.

ضرورت دين شناسي ودين داري

دين داري و دين شناسي براي زندگي ضروري است يا خير؟ با ذکر علت؟

بدون شك در اين دنيا نيز انسان نياز به دين دارد و عقل و تجربه بشري اگر چه بسيار مفيد و لازمند اما كافي براي تأمين نيازهاي بشر نيستند. دين هم در حوزه نيازهاي فردي و روانشناختي انسان كاربرد دارد و هم در عرصه اجتماع و مناسبات انساني و همه در رابطه با طبيعت. افزون بر آن با توجه به يكپارچگي نظام هستي و پيوند دنيا و آخرت انسان بايد دنياي خود را ناظر به زندگي جاويد تنظيم كند و در اين زمينه چيزي جز دين حق الهي نمي تواند راهنماي انسان باشد.

گرايش غرب به معنويت

چرا در جوامع غربي در سالهاي اخير گرايش به دين و معنويت نسبت به سالهاي گذشته بيشتر شده.



پاسخ اجمالي
علل متعددي براي گرايش به دين و معنويت مي توان نام برد. البته به حسب افراد ممکن است دلايل گوناگوني وجود داشته باشد؛ ولي ما اينجا سعي مي کنيم دلايلي را ذکر کنيم که به نظر مي رسد مشترک باشند.
اين دلايل عبارتند از :
1- نداي فطرت 2- نقص علوم تجربي( و عقل به تنهايي) 3- خسته شدن از زندگي مادي 4- شکست تئوري هاي مبتني بر مادي گرايي
البته عوامل ديگر ي از قبيل: ماجراي انقلاب اسلامي ايران ، يازده سپتامبر ، مواجهه غربي ها با رفتارهاي مثبت مسلمانان ، افزايش تبليغات اينترنتي وماهواره اي مسلمانان و... ، بي تاثير نبودند.