موت

فلسفه مرگ نسل ها

علت از بين رفتن نسلها يكي پس از ديگري چيست؟

براساس آيات قرآني مي توان مراحل خلقت انسان را از ابتداي كار پدر و مادر تا تولد كودك اينگونه دسته بندي كرد:
1- محله خاك .
2- آب .
3- مني
4- نطفه مخلوط.
5- علقه.
6- مضقه.
7- تصوير و شكل گيري.
8- شكل گيري استخوانها.
9- پوشاندن گوشت بر استخوانها.
10- آفرينش جنس .
11- آفرينش روح .
12- تولد طفل.
13- بلوغ.
14- كهن سالي.
15- مرگ.
موقعي كه قرآن اين مراحل را برمي شمارد به واپسين مرحله زندگي انسان را مرگ معرفي مي كند و مي فرمايد:
«كل نفس ذائقه الموت،‌آل عمران 185» «و لن يوخر الله نفسا اذا جاء اجلها، منافقون 11».
متخصصين در مورد مسائل علمي مرگ من جمله دكتر دياب و قرقوز مي نويسند:

اجل معلق از منظر ایات و روایات

خواهشمند است در رابطه با مسأله مرگ و به خصوص مرگ ناگهاني و عمر و مدت عمر و اجل بر اساس قرآن و روايات اهل بيت (ع) توضيحاتي مرقوم فرماييد.

مرگ از نظر قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت و فلاسفة الهي فنا و عدم نيست، بلكه انتقال از نشئه اي به نشئه ديگر است. همانگونه كه چشم به جهان گشودن را تولد مي گوييم، انتقال از اين دنيا به عالم ديگر را مرگ مي ناميم. تولد و مرگ از اين نظر هيچ تفاوتي ندارند، هر دو انتقال از يك مرتبه ناقص به مرتبة كاملتري است و اين انتقال براي هر موجودي از جمله انسان، آن به آن و لحظه به لحظه پديدار مي شود.

فلسفه راحتی و سختی مرگ

بعضي افراد راحت مي ميرند بعضي هم به سختي به چه دليل است ؟

مرگ راحت و آرام همراه با اطمينان و آرامش خاطر ،آرزو و آمال هر انسان مومن و صالحي مي باشد و اين خواسته بر حق ، تنها از طريق عبوديت و عمل صالح و خالص ممكن و ميسر است البته هر كس راحت بدون سختي ، جان به جان آفرين تسليم كند ، دليل بر پاك و خوب بودن آن شخص نمي باشد و در مقابلش هر كس به سختي جان دهد دليل بر ناپاك و بد بدون آن شخص نمي باشد چه بسا افرادي در اين دنيا در ناز و نعمت و رفاه و آسايش بوده اند و راحت هم جان داده اند ، ولي در عالم قبر و برزخ و قيامت دچار عذاب و سختي و شكنجه شده اند يعني خداوند متعال تمام نعمات دنيائي را به او داده تا جائي براي اعتراض در آن دنيا نباشد و چه بسا افرادي در اين د

ارواح اموات

مى‏گويند اموات در مواقعى مانند جمعه آزاد هستند. آيا صحت دارد؟ و براى چه افرادى مى‏باشد و كيفيت آن چگونه است؟

براساس روايات و همچنين با توجه به ارتباط نسبى كه بدن برزخى با بدن مادى پنهان در زير خاك دارد؛ ارواح انسانى در برزخ، براساس منزلت و فضايلى كه در دنيا داشته‏اند، امور دنيوى را درك كرده، حتى به خانواده خود سر مى‏زنند و آنها را زيارت مى‏كنند. اين امر مى‏تواند در هر زمانى و براى هر فردى باشد؛ ولى روز جمعه كمترين و مشخص‏ترين زمانى است كه در روايات وجود دارد. در اين باب، تنها به ذكر دو روايت بسنده مى‏كنيم:

حقيقت مرگ‏

لطفاً درباره مرگ و حقيقت آن، مرا راهنمايى كنيد .

قرآن كريم از مرگ با عنوان «توفّى» ياد كرده است نساء (4 )، آيه 97 ؛ انفال (8 )، آيه 50 ؛ سجده (32 )، آيه 11 ؛ غافر (40 )، آيه 77 ؛ مائده (5 )، آيه 117 ؛ نحل (16 )، آيه 28 و 70 ؛ يونس (10 )، آيه 46 و 104 ؛ رعد (13 )، آيه 40 ؛ زمر (39 )، آيه 42 ؛ محمد(47 )، آيه 27 . . اين واژه در لغت، به معناى «گرفتن چيزى به طور تمام و كمال» است؛ به عبارت ديگر در زبان عربى، هر گاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون هيچ كم و كاستى دريافت كند، از اين كلمه استفاده مى‏شود فرهنگ بزرگ جامع نوين، مجلد 2 (3 - 4 ) ص 1723 ؛ مفردات راغب، ذيل ماده «وفى» . .