موت

سئوال نکیر و منکر از غیر مسلمانان در هنگام مرگ

سؤالات نکير و منکر در شب اول قبر، گذر از پل صراط و فشار قبر و ... از جمله چيزهايي هستند که مسلمانان به آنها اعتقاد دارند. آيا اين مسايل براي خارجي ها که به اين چيزها عقيده ندارند، بعد از مرگ آنها در موردشان اتفاق مي افتد؟!

پاسخ اين سؤال مبتني بر شناخت عالم آخرت و قوانين حاكم بر آن است. نظام حاكم بر جهان واپسين، نظامي تكويني و عام است كه گستره آن شامل همه انسان ها، با هر دين و عقيده اي مي شود. مسأله معاد از مسائل عقلي به شمار مي رود و مسائل عقلي كلي و ضروري و عام است و عقيده مند بودن يا نبودن افراد در مورد آن، تأثيري ندارد. سؤال نكير و منكر از روح گذر از پل صراط و فشار قبر براي روح، تجسم روح به صورت جسم دنيوي، وحشت اوليه روح هنگام ورود در عالم جديد، توجه خاص روح به بدن مادي و قبر و بسياري از مسائل ديگر كه در دين اسلام به آن اشاره شده است حكايت از آن دارد روح در عالمي جديد با قوانيني جديد و عام روبرو شده است.

مرگ در نهج البلاغه

پرسش:با سلام و عرض ادب احتراما دانشجوي ارشد نهج البلاغه مي باشم كه براي پايان نامه ام موضوع مرگ را انتخاب نمودم و يكي از مباحث هاي پايان نامه ام درباره رجوع (باز گشت است) مطلب معناي بازگشت به سوي خدا را انتخاب كردم ولي منبع ان را ندارم چند تفسير را هم ديدم ولي اين مطالب در انها نبود خواهشمندم اگر ممكن است ادرس اين منابع را برايم ايميل نماييد با تشكر و در پناه حق

مرگ و زندگي مهمترين مسأله آدمي در طول تاريخ است.آدمي فطرتاً طالب حيات است و متقابلاً از مرگ فراري است، لذا جدي ترين مسأله در زندگي را مرگ تشكيل مي دهد که دغدغه انسان را به خود اختصاص داده و هر قوم، بنا بر اقتضاءات فکري ،ديني و باورهاي خويش ديدگاه خاصي را در اين خصوص ارائه کرده است .نوع نگاه آدمي به مرگ تأثير بسيار قابل توجهي در نحوه زندگي آدمي دارد.

دعا براي اموات وعدل الهي

اينكه براي مرده دعا كنيم يا فاتحه بخوانيم و او پاداش بگيرد با "ليس للانسان الا ما سعي" منافات دارد. اگر دو نفر كه مي ميرند نزد خدا داراي يك مقام باشند بعدا آشناهاي يكيشان بيشتر براي مردشان فاتحه بخوانند و مقام او بعد مردن بالاتر از ديگري برود عادلانه است؟

1 - دعا و فاتحه و بطور کلي انجام دادن کارهاي خير، باعث بالا رفتن مقام همگان نمي شود. کساني که در برابر خداي توانا، طغيان کردند و سرانجامشان به «ختم الله علي قلوبهم ...» ختم شد، و مهر مردودي بر قلبشان نشست، هرگز با زمزم دعا وفاتحه پاک نمي شودند و اين گروه همانند زمين کويري مي مانند که باران پروردگار بر آن مي بارد اما حاصلي جز خار و خاشاک از آن نمي رويد.

سختي جان دادن

آيا واقعا جان کندن (لحظه مردن) سخت است يا درباره اين مسئله اغراق شده؟

علّت‌ حقيقي‌ ترس‌ و فرار مردم‌ از مرگ‌
كسانيكه‌ در دنيا زندگي‌ مي‌كنند و دل‌ به‌ ظاهر دنيا مي‌دهند و ابداً با باطن‌ كاري‌ نداشته‌ و از وجدان‌ خود كه‌ در حقيقت‌ مربوط‌ با خداست‌ نيرو نمي‌گيرند، و حواسّ خود را جمع‌ نمي‌كنند بلكه‌ سرسري‌ و بدون‌ حساب‌ و مسؤوليّت‌ و بدون‌ تعهّد زندگي‌ مي‌نمايند، پيوسته‌ در دل‌ آنان‌ محبّت‌ دنيا و آثار آن‌ رو به‌ فزوني‌ مي‌رود تا به‌ جائيكه‌ گوئي‌ هيچ‌ محبوبي‌ و مقصودي‌ غير از آن‌ نمي‌پندارند.

زيارت اهل‏ قبور و ازادگی مردگان در جمعه ها

کسي که سالها مرده است و جسد او هم از بين رفته چرا مردم مي روند همانجا که او دفن شده و فاتحه مي خوانند و آيا درست است که مرده ها جمعه آزاد هستند؟

در جواب اين سؤال به اين چند امر توجه بکنيد:
1. انسانيت انسان به روح اوست اما بين روح انسان و اين بدن که در قبر است ارتباط و پيوندي است و به خاطر اين ارتباط و پيوند، بدن مورد توجه روح است و چنين نيست که بين بدن و روح ارتباطي نباشد. پس قبري که بدن در آن است مورد نظر روح است.
2. در آن زمان که انسان زنده است بين روح و بدن ارتباط مخصوصي است، يعني روح تعلق تدبيري به بدن دارد و تدبير و اداره بدن در اختيار روح است. به تعبير ديگر بدن به منزله مرکب روح براي تکامل و سير معنوي از خاک تا افلاک است. پس از مرگ تعلق تدبيري روح به بدن قطع مي شود. اما ارتباط روح و بدن به صورت کاملا منقطع نمي گردد.