موت

قبض روح

عزراييل چه وقت جان انسان را می گيرد و آنهايی که جابجا می ميرند چطور؟

در رابطه با قبض روح گفتني است كه مرگ يعنى انتقال از جهان جسمانى و عالم مادى به عالم برزخ (معاد استاد مطهرى ـ انتشارات صدار، ص 53 ـ 35).
اما اينكه در لحظه مرگ حضرت عزرائيل براى قبض روح حاضر مى‏شود، امر مسلمى نيست. بلكه ظاهر قرآنى خلاف آن است.

ترس از مرگ‏

علت ترس از مرگ چيست؟

بسيارى از انديشمندان- چه مسلمان و چه غيرمسلمان- كوشيده‏اند تا پاسخى معقول و موجّه، به اين پرسش اساسى بدهند كه فرصت طرح و بررسى آنها در اينجا نيست. ما تنها به نظر ابن‏سينا در اين خصوص اشاره كرده، به تحليل آيات و روايات در پاسخ به اين سؤال مى‏پردازيم.
در ديدگاه ابن سينا موجبات ترس از مرگ يكى از امور زير است:
1. با مرگ، حقيقت و زندگى [ظاهرى دنيايى‏] آدمى برچيده مى‏شود؛
2. نمى‏دانيم چه وقت مى‏ميريم؛
3. مرگ پديده‏اى ناشناخته‏است و از آن تجربه‏اى نداريم و برايمان امرى مبهم است؛
4. تجربه مرگ انفرادى و فردى است، نه جمعى؛
5. مرگ موجب جدايى انسان از متعلّقات، دوستان و خويشاوندان مى‏شود؛

آزادى اموات‏

اينكه اموات در مواقعى مانند جمعه آزاد هستند؛ آيا صحت دارد؟ چه افرادى اين‏گونه مى‏باشند و كيفيت آن چگونه است؟

براساس روايات و با توجه به ارتباط نسبى بدن برزخى با بدن مادى، ارواح انسان‏ها در برزخ، براساس منزلت و فضايلى كه در دنيا داشته‏اند، امور دنيوى را درك كرده، حتى به خانواده خود سر مى‏زنند و آنها را زيارت مى‏كنند. اين امر مى‏تواند در هر زمانى و براى هر فردى باشد؛ ولى روز جمعه مشخص‏ترين زمانى است كه در روايات وجود دارد. در اين باره، تنها به ذكر دو روايت بسنده مى‏شود:
1. اسحاق‏بن عمار از امام كاظم عليه السلام پرسيد: آيا مؤمن خانواده خويش را زيارت مى‏كند؟ فرمود: آرى. گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضايلشان؛ برخى از آنان هر روز و بعضى نيز هر سه روز، خانواده خود را زيارت مى‏كنند.

فوايد ياد مرگ‏

ياد مرگ چه فوايدى دارد؟

امير مؤمنان عليه السلام، فوايد ياد مرگ را در امور زير مى‏داند:
1. ياد مرگ سبب بازداشتن انسان از بيهودگى و بازى‏هاى دنيوى مى‏شود:
«به خدا سوگند، ياد مرگ مرا از هزل و بيهودگى منع مى‏كند» «2».
2. انديشه مرگ مانع انجام دادن كارهاى زشت و ناروا است: «هان! [مرگ‏] برهم زننده لذت‏ها، تيره كننده شهوت‏ها و نابودكننده آرزوها را به ياد آريد؛ آن‏گاه كه به كارهاى زشت شتاب مى‏آريد» «3».
3. ياد مرگ موجب انجام دادن اعمال و كردار نيك مى‏شود: «آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت» «1».

رهايى از وحشت مرگ‏

چگونه مى‏توانم از وحشتى كه مرگ در ذهنم ايجاد كرده، رهايى يابم؟

تفاوت روى آوردن چهره مرگ به مؤمنان و كافران، نشانگر آن است كه از ديدگاه معارف قرآنى و روايى، اعمال، افكار و اوصاف انسان نقش به سزايى در اين مهم دارد؛ به صورتى كه سعادت و شقاوت بشر از درون آن مى‏جوشد و در واقع آدمى، بايد از خود و كرده‏هايش هراسان باشد. آموزه‏هاى دينى نيز با ارائه حقيقت مرگ و توصيف ابعاد آن، مى‏خواهد نگرش انسان را به خود تغيير دهد و آن را تصحيح كند؛ يعنى، به او ياد دهد كه در عين زندگى در جهان مادى و كوشش براى برطرف ساختن نيازهاى خود، دلبستگى و وابستگى به آنها نداشته باشد. از اين رو، ترس از مرگ در اين چهارچوب، امرى ارزشى و مثبت خواهد بود.