هدف از آفرینش انسان

علم خدا و آفرينش انسان

اگر خدا آخرت کار ما را می داند چرا می آفریند؟

براي پاسخ اساسي به اين پرسش ابتدا به ذکر احتمالات موجود در اين زمينه مي پردازيم و سپس هر فرض و احتمال را مورد بررسي قرار مي دهيم:
احتمال اول: اين که خداوند از اول هيچ موجودي را خلق نمي کرد تا کسي به دوزخ نرود. اين فرض مستلزم اين است: با اين که موجوداتي امکان و قابليت وجود داشتن را دارند ولي با اين حال خداوند آدمها را نمي آفريند، و اين با فياضيت و عنايت خداوند مغايرت دارد. خداوند غني بالذات و جواد و بخشنده بالذات است. اگر موجودي استعداد و قابليت آفرينش را داشته باشد خداوند بر اساس جود و فياضيت خود حتما او را مي آفريد وگرنه مستلزم نقص و عجز خداوند مي شود.

هدف زندگي انسان

چرا هدف زندگى رسيدن و بازگشت به حقيقت اصلى خود يعنى «حقيقت انسان» و «روح خدا» است؟

خداوند متعال علت فاعلي و علت غايي عالم است. اوست که عالم را با هندسه اي خاص آفريده است و بازگشت عالم نيز به سوي اوست و هدف نهايي انسان رسيدن به لقاء خداوند متعال است؛ بلکه بازگشت همه امور به سوي اوست. لذا خداوند متعال مي فرمايد: « أَلا إِلَى اللّهِ تَصيرُ اْلأُمُورُ(شوري/53)؛( آگاه باشيد که همه امور به سوي خدا در تکاپو و صيرورتند.)
اما وقتي مي گوييم خدا علت فاعلي عالم است مراد اين نيست که خدا موجودات را در عرض خود آفريده است به طوري که مخلوقات وجودي جدا از خدا داشته باشند .

فلسفه آفرينش انسان

فلسفه آفرينش انسان چيست يا چرا انسان آفريده شده است؟

فلسفه آفرينش انسان از ديدگاه قرآن‏
مقدمه‏
قرآن مجيد كتاب زندگى و نسخه‏تكامل و سعادت آدمى است؛(1) بنابراين به جا و ضرورى است سؤال‏هاى اساسى زندگى از ديدگاه قرآن بررسى و جواب داده شود. يكى از سؤال‏هاى مهمى كه همواره براى انسان مطرح بوده و هست فلسفه آفرينش است كه يك سؤال ريشه‏دار و اساسى است و بشر همواره مى‏خواسته بداند براى چه آفريده شده است و هدف از زندگى چيست؟ وقتى به قرآن مجيد مراجعه مى‏كنيم چند دسته از آيات پاسخ سؤال ما هستند كه به طور كلى به سه دسته مى‏توانيم تقسيم نماييم.

1.

فلسفه خلقت انسان

اين سؤال براي خيلي از دوستان من مطرح است که خداوند، عالم به تمام مسائل بندگانش از ابتداي خلقت بوده پس به خاطر چه چيز بندگان را آفريد تا گناه و نافرماني کنند؟

فاعليت و عالميت خدا را نبايد با فعاليت و عالميت موجودات مادي نظير انسان قياس نمود. موجودات مادي دائما در حال حرکت و تکاملند. يعني دائما و به تدريج از حالت نقص و قوه به سوي کمال و فعليت در حرکتند و فاعليت آنها همواره با حرکت توأم است. لذا در موجود مادي فعلا ملازم با نقص و مسبوق به نقص و به غرض رسيدن به کمال است. اما در خداوند متعال که کمال محض است نه حرکت معني دارد و نه کمال. پس فعل خدا نه از سنخ حرکت است و نه براي رسيدن به کمال. در فاعل مادي هم خود فعل غايت دارد هم فاعل.

هدف آفرينش انسان

چرا خداوند انسان را خلق کرد؟ لطفا دليل هاي محکم تري غير از به کمال رسيدن انسان بيان بفرماييد.

]
اين بحث يکي از بنيادي ترين مباحث مطرح در طول تاريخ تفکر بشري است و همواره در امتداد قرن ها و عصرها، اذهان بسياري را به خود مشغول کرده است و بشر در طول تاريخ همواره مي خواسته تا بداند که از کجا آمده؟ براي چه آمده؟ و به کجا مي رود.