هدف از آفرینش انسان

آفرينش اجباري

آيا ما در به وجود آمدن خود مختار بوده ايم؟ بدين منظور که آيا ما خود به خواسته خود به اين دنيا آمده ايم؟ اگر نه خدا به چه دليلي شخص ما را براي حضور در اين دنيا آفريد؟


اگر به مفهوم آفرينش و خلقت و نيز رابطه اي كه انسان در اين امر با خداوند دارد دقت شود مساله روشن مي گردد. انسان معلول است و خداوند علت و خالق او. خداوند انسان را از عدم در آورده و به او رنگ وجود داد و او را ايجاد كرد. انسان چيزي نبوده تا خداوند وجود را به او بدهد بلكه خداوند او را ايجاد كرد و آفريد و بوجود آورد. اگر همه مي گوئيم خداوند به انسان وجود داد از آن باب است كه كلمات قادر به بيان واقعيت امر نيستند. اينگونه نبوده است كه انسان قبل از آفرينش چيزي بوده باشد و آنگاه خداوند وجود را به او داده باشد.

هدف آفرينش انسان در قرآن

قرآن هدف خلقت انسان را چگونه ترسيم كرده است؟

از نظر قرآن جهان آفرينش بيهوده خلق نشده است؛ بلكه تمامى اجزا و عناصر آن براى هدف و غرض مشخصى خلق شده‏اند. در آيات زيادى از قرآن به هدفدارى آفرينش جهان و آدميان اشاره شده است؛ از جمله:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ.

هدف خلقت انسان

هدف از خلقت انسان چيست؟ (لطفا نگوييد که آزمايش انسان و يا عبادت و يا ... مي باشد. چون من قانع نشدم. خواهش مي کنم جواب اين سؤال را خيلي عميق و دقيق و مفصل بدهيد.)

وقتي گفته مي شود هدف خدا از آفرينش عالم يا انسان چيست؟ دو معني ممكن است داشته باشد:
1. اين كه خدا به عنوان خالق و فاعل عالم چه هدفي از خلقت خود داشته است ؟ يعني هدف خودش از آفرينش چه بود؟
2. اين كه خدا چه هدفي را براي موجودات قرار داده است ؟ يعني غايت مخلوقات چيست؟
براي اين كه جواب سؤال اول مشخص شود به خودمان رجوع مي كنيم. ما انسان ها قوّه خيال و تعقل داريم؛ قوّه شنوايي و بينايي داريم، حتي كمال جويي و آگاهي جويي داريم؛ و ... اينها كمالات ذاتي ماست اگر اين قوا نباشند موجودي بنام انسان نيز نخواهد بود. اگر كسي از ما بپرسد كه شما چرا مي بينيد يا مي شنويد؟ چه جوابي مي دهيم؟

فلسفه آفرينش انسان

هدف از آفرينش انسان چيست؟


در مورد شناخت هدف آفرينش، در قالب يک مقدمه و چند نکته و تذکر، به گفتگو مي نشينيم:
الف) مقدمه
تذکر اين نکته را به عنوان مقدمه خاطرنشان مي سازيم که: «آفرينش» لباس «بوجود آمدن» است که خداوند آن را بر پيکره «نيستي» (عدم) پوشانده و با «بوجود آوردن همه» آنها را از زاويه نيستي به گرماي خورشيد هستي منتقل ساخته؛ از اين رو «وجود» خود نعمتي است که از آبشار الطاف الهي سرچشمه گرفته و اگر چيزي که امکان و شايستگي آفرينش و به وجود آمدن داشت اما آفريده نمي شد آن وقت جاي انتقاد بود.

هدف خلقت

به سعادت يا شقاوت برسم كه چه؟ يعنى چرا بايد پس از مرگ تا ابد زندگي كنم، كه اكنون به خوشى و عذابش فكر كنم؟

موجودات عالم افعال خدا هستند و افعال او ظهورات اسماء فعلي اويند و اسماء فعلي او از اسماء ذاتي او نشأت مي گيرند و اسماء ذاتي خدا ظهور کمالات او هستند ــ