هدف از آفرینش انسان

فلسفه خلقت انسان-رابطه اختيار انسان با قضا و قدر

نميدونم بايد از كي بپرسم اصل فلسفه خلق انسان چيه؟ يا اختيار انسان چه معنايي ميده تا وقتي قضا و قدر هست؟ البته همه جوابها مثل هميشه تكراريه ولي شايد يكي پيدا بشه يه جواب خوب و محكم بد ه هر چند مي گيد اين سرش درد ميكرده اين حرفها رو زده ولي اينو بدونيد تمام آينده من به جواب اين سؤالها بستگي داره كمكم كنيد.؟

در مورد شناخت هدف آفرينش، در قالب يک مقدمه و چند نکته و تذکر، به گفتگو مي نشينيم:
الف) مقدمه

هدف از زندگي

اگر کسي (خصوصا افرادي که اعتقادات درستي ندارند) از شما بپرسد «براي چه زنده هستي» بهترين پاسخي که مي دهي چه خواهد بود؟

در پاسخ به اين پرسش ابتدا بايد به چند نكته توجه كرد:
اول آنكه، معناى هدف بايد مشخص شود. «هدف براى هر امر و هر راه، نقطه‏اى است كه آن راه و امر، به آن ختم مى‏شود».

علت آفرينش انسان با وجود بدیها

با اينكه خداوند از بدى‏هاى انسان آگاه بود چرا او را آفريد؟

خداوند شر مطلق نيافريده و نمي‏آفريند آنچه كه ما شر مي‏پنداريم اموري نسبي هستند كه وجهه خير در آن غلبه دارد خداوند هم قدرت انجام كارهاي نيك به انسان عنايت نموده و هم توان انجام امور ناپسند را. ولي اين دو از يك ريشه نشات مي‏گيرند آن هم نيروي اختيار و آزادي او در عمل است. مسلما اعطاي اين نيرو و اراده به انسان براي او خير آفرين و در جهت كمال است چرا كه با اين آزادي است كه او ارزشهاي توصيف ناشدني مي‏آفريند و ارزش هاي اختياري را به نمايش مي‏گذارد.

فيض رساندن خدا و خالدين في النار

خداوند از اول نسبت به عملکرد انسانها در کره زمين اطلاع داشت اگر فرض کنيم هدف از خلقت فيض رساندن بوده است چرا آنهايي که خالدين في النار و بسياري از گناهکاران بسيار بد را آفريد. آنها که فيضي نمي برد در حقيقت خلق کردن آنها جز عذاب چيزي برايشان نداشته است (مساله جبر و اختيار را مي دانم)

نخست بايد دانست؛ فرجام بهشت يا دوزخ براي انسان از مقوله «شدني» هاست يعني ما بايد به اين دنيا بياييم تا بهشتي يا جهنمي «بشويم» و ظرف وجود ما با حضور در اين دنيا و طي مراحل علمي و عملي او گذر از فراز و نشيب ها شكل مي گيرد. بنابراين تا به دنيا نياييم پاداش و كيفر معنا پيدا نمي كند.
براي روشن شدن پاسخ , بايد به چند نكته توجه داشت :

هدف از آفرينش انسان

خداوند عزيز و خالق مهربان من را چرا آفريده است؟ هدف چيست؟

اين بحث يکي از بنيادي ترين مباحث مطرح در طول تاريخ تفکر بشري است و همواره در امتداد قرن ها و عصرها، اذهان بسياري را به خود مشغول کرده است و بشر در طول تاريخ همواره مي خواسته تا بداند که از کجا آمده؟ براي چه آمده؟ و به کجا مي رود.