يكتاپرستى

در مورد قبول كردن اصول دين، آيا مراتب توحيد را هم بايد خود انسان دريابد يا بايد آن را به صورت كلى بپذيرد و مراتب آن و جهان بينى توحيدى را از روى آيات قرآن قبول كند؟

از ديدگاه قرآن، تا يك حدّ خاص بايد توحيد را پذيرفت تا يكتا پرستى بر آدمى صادق باشد، ولى از آن به بعد شرط لازم نيست؛ هر چند رسيدن به آنها و دريافت آنها، بسيار خوب و مطلوب است. حدى كه دريافت و درك آن براى يكتا پرست بودن ضرورى است، عبارت است از اينكه آدمى:
1. واجب الوجود را منحصر به خداوند بداند؛
2. تنها او را خالق و آفريدگار بشناسد؛
3. معتقد باشد همان گونه كه جهان در آفرينش نيازى به غير خداوند ندارد، تدبير و اداره و ربوبيّت تكوينى جهان نيز منحصر به او است؛
4. بداند جز خدا حق فرمان دادن و قانون وضع كردن را ندارد؛

مادى نبودن خدا

چطور مى توان عدم ماديت خدا را اثبات كرد؟

موجود مادى چيزى است كه به نحوى قابل لمس و احساس باشد و جايى را پر كند؛ مانند خورشيد، درخت، هوا، نور و... . خدا مادى نيست؛ چون ماده محدود است و هر چه بزرگ باشد، باز هم پايان پذير است. وسعت عظيم ترين كهكشان ها، سرانجام انتهايى دارد و بزرگ تر از آن را هم مى توان تصور كرد. اما خداوند محدود نيست؛ بلكه كمال مطلق و بى نهايت است؛ و گرنه در او نقص و  احتياج راه پيدا مى كند.

موانع معرفت فطرى

عوامل بى توجهى به معرفت فطرى و خداشناسى چيست؟

با مطالعه آياتى كه خداشناسى فطرى را مطرح مى كنند، به راحتى مى توان دليل اين را كه برخى در همه حال به فكر خدا نيستند و بعضى ديگر به كلى منكر خدا مى شوند، دريافت. به اجمال مى توان موارد ذيل را براساس آيات قرآن، موانع بى توجهى به معرفت فطرى قلمداد كرد:

عصمت در طفوليّت

آيا پيامبران در دوره كودكى نيز از عصمت برخوردارند؟ چرا؟

عصمت پيامبران و امامان (علیهم السلام) ، از ابتداى تولد و حتى در رحم مادر است. خداوند متعال از آنجا كه مى دانست عده اى از بندگانش، به اختيار خويش ـ هرچند با استعدادى در سطح ساير افراد ـ بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن، از استعداد خود بهره بردارى مى كنند؛ تفضلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده اى برخوردار ساخت كه به واسطه آن، به «مصونيت كامل و مطلق» برسند. اعطاى اين موهبت، معلول شايستگى هاى آنان است؛ نه محصول استعداد جبرى ايشان. با توجه به تحليل «اصل عصمت»، مى توان دليل و چرايى عصمت در دوران كودكى معصومان را به دو وجه تقرير كرد:

عصمت و اختيار

راز عصمت چيست؟ اگر عصمت پيامبران و امامان، موهبتى الهى است؛ چرا ما مشمول اين عنايت نشديم؟ اگر خدا به ما هم لطف مى نمود و علم خدادادى عنايت مى كرد، ما نيز معصوم مى شديم؟

«عصمت» هم امرى موهبتى است و هم ارادى و اكتسابى. درك اين مسئله در گرو شناخت چند نكته است:
يكم. پيامبران و امامان (علیهم السلام)  داراى اراده بشرى اند؛ مانند ديگر مردم زندگى مى كنند؛ براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى مى كوشند و اهل صبر، جهاد، زهد و تقوا هستند. به عبارتى اين بزرگان «انسان برتر»اند؛ نه «برتر از انسان» و پيامبران پيوسته بر اين نكته تأكيد مى ورزيدند كه «ما هم بشرى همچون شماييم»[1].

براي ارسال سوال از فرم زير استفاده كنيد. لطفا فرم را به صورت كامل تكميل نماييد.
متن سوال: نام: همراه: ايميل: