احكام عقلي در فقه

چرا عقل در كنار قرآن وسنت و اجماع قرار گرفت، درحاليكه عقل درپي بردن به حكمت خيلي از احكام فقهي ناتوان است؟ پس عقل چه جايگاهي در فقه دارد؟

تمام‌ ادیان‌ الهی‌ تا آنجا که‌ دچار تحریف‌ وتدلیس‌ نشده‌ باشند، مطابق‌ موازین‌ عقل‌ هستند. و نمی‌توان‌ دینی‌ را الهی‌ فرض‌ کرد اما با این‌ ودیعه‌ الهی‌ که‌ خداوند آن‌ را برای‌ تشخیص‌ و تمییز صحیح‌ از ناصحیح‌ و صلاح‌ از فساد، در طبیعت‌ آدمی قرار داده‌ است، مخالف‌ باشد وگرنه‌ تضادی‌ بین‌ تشریع‌ پروردگار (دین) و تکوین‌ او (قرار دادن‌ عقل‌ بدین‌ منظور) صورت‌ می‌گیرد و این‌ امر با حکمت‌ الهی‌ سازگار نیست.
و از آنجا که‌ اسلام‌ خاتم‌ ادیان‌ و دستورات‌ آن‌ فرازمانی‌ و مکانی‌ است، بیش‌ از هر مکتب‌ دیگری‌ عنصر عقل‌ در آن‌ حضور دارد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ اگر دین‌ اسلام‌ را دین‌ تعقل‌ و شریعت‌ آن‌ را، شریعت‌ عقل‌ بنامیم‌ کلامی‌ گزاف‌ نگفته‌ایم. تأکید مکرر قرآن‌ حکیم، بر تعقل و ستایش‌ امامان‌ معصوم(ع) از عقل، دلیل‌ دیگری‌ است‌ بر لزوم‌ حضور پررنگ‌ عقل‌ در عرصة‌ اعتقاد و عمل‌ دینی.
هيچ دينى مانند اسلام با عقل پيوند نزديك نداشته و براى او «حق» قائل نشده است. كدام دين را مى‏توان پيدا كرد كه عقل را يكى از منابع احكام خود معرّفى كند؟ فقهاى اسلام منابع و مدارك احكام را چهار چيز شمرده‏اند: كتاب، سنّت، اجماع، عقل. فقهاى اسلام ميان عقل و شرع رابطه ناگسستنى قائل‏اند و آن را «قاعده ملازمه» مى‏نامند، که توضیح آن را پس از اندکی بیان می کنیم .
عقل در فقه اسلامى، هم مى‏تواند خود اكتشاف كننده يك قانون باشد و هم مى‏تواند قانونى را تقييد كند و يا آن را تعميم دهد و هم مى‏تواند در استنباط از ساير منابع و مدارك مددكار خوبى باشد.البته توجّه شود کسی از فقها برای عقل ، جایگاه مطلق قائل نیست و کسی نمی گوید عقل توان فهم تمام احکام را دارد ؛ بلکه عقل در این سیستم مسئولیّت ویژه خود را دارد ؛ کما اینکه اجماع و سنّت و کتاب نیز هر کدام نقشی مخصوص به خود دارند. پس اینکه عقل قادر به درک حکمت بسیاری از احکام نمی باشد دلیل نمی شود که ما عقل را در فقه کنار بگذاریم. چون کار ما با عقل در حیطه ی فقه ، فقط در جایی است که کاری از دستش برمی آید.
حقّ دخالت عقل از آنجا پيدا شده كه مقرّرات اسلامى با واقعيّت زندگى سر و كار دارند. اسلام براى تعليمات خود رمزهاى مجهول لا ينحلّ آسمانى قائل نشده است.اين عقل همان راه وسط ميان جهل و جمود است ، ما اگر اين عقل را در استنباط احكام دخالت مى‏دهيم بدان جهت است که آن را حجت باطنی و پیغمبر درونی خدا می دانیم. امام‌ کاظم‌ فرمودند: «ان‌ لله‌ علی‌ الناس‌ حجتین، حجة‌ ظاهرة‌ و حجة‌ باطنة‌ فاما الظاهرة‌ فالرسل‌ والانبیأ والائمة‌ - علیهم‌ السلام‌ - و اما الباطنة‌ فالعقول ـــ خداوند بر مردم‌ دو حجت‌ دارد: حجت‌ آشکار و حجت‌ پنهان. حجت‌ آشکار، رسولان‌ و پیامبران‌ و امامان‌ - علیهم‌ السلام‌ - هستند و حجت‌ پنهان، عقول‌ مردم‌ است.»( ابومحمدحسن‌ حر‌انی، تحف‌العقول، کتابفروشی‌ اسلامیه، تهران، ص‌ 201.)
در فنّ «اصول فقه» قاعده‏اى است كه به «قاعده ملازمه» يعنى ملازمه حكم عقل و شرع معروف است. اين قاعده با اين عبارت بيان مى‏شود:
كلّ ما حكم به العقل حكم به الشّرع، و كلّ ما حكم به الشّرع حكم به العقل.
مقصود اين است كه هر جا كه عقل، يك «مصلحت» و يا يك «مفسده» قطعى را كشف كند، به دليل «لمّى» و از راه استدلال از علت به معلول حكم مى‏كنيم كه شرع اسلام در اينجا حكمى دائر بر استيفاى آن مصلحت و يا دفع آن مفسده دارد، هر چند آن حكم از طريق نقل به ما نرسيده باشد، و هر جا كه يك حكم وجوبى يا استحبابى يا تحريمى و يا كراهتى دارد، ما به دليل «انّى» و از راه استدلال از معلول به علت كشف مى‏كنيم كه مصلحت و مفسده‏اى دركار است هر چند بالفعل عقل ما از وجود آن مصلحت يا مفسده آگاه نباشد.
همچنین فقها مسأله حسن و قبح عقلى را كه قبلا يك بحث كلامى بود وارد «اصول فقه» كردند و آن حسن و قبح‏ها را به عنوان «مناطات» و «ملاكات» احكام‏شناختند و گفتند: در ميان «مناطات» و «ملاكات» آنچه عقل از همه بديهى‏تر و روشنتر درك مى‏كند، حسن عدالت و احسان، و قبح ظلم و عدوان است. و به اين ترتيب عدل و ظلم به صورت معيارى در فقه اسلامى درآمدند.
علي هذا اصل «عدل» یعنی اصل تبعيّت احكام از مصالح و مفاسد نفس الامرى (واقعی)، به عنوان زيربناى فقه اسلامى شيعى معتبر شناخته شد.
اينكه فقه اسلامى عقل را به عنوان يك مبدأ براى استنباط مى‏شناسد ، ريشه‏اش اين است كه مى‏گويند: احكام اسلامى، احكامى است مربوط به مصالح بشريت.
تعبير فقها اين است كه احكام، تابع مصالح و مفاسد واقعى است؛ يعنى واجبها تابع مصلحتهاى ملزمه براى بشر است و حرامها تابع مفسده‏هاى ملزمه. اگر اسلام چيزى را گفته واجب است به اين دليل است كه يك مصلحت ملزمه‏اى در كار بوده، و اگر چيزى را گفته حرام است به دليل يك مفسده بسيار مهمى است. فقها مى‏گويند آن مصلحتها و مفسده‏ها به منزله علل احكامند.
حال اگر در جايى ما بدون آنكه در قرآن يا سنت چيزى داشته باشيم، به حكم عقل مصلحت يا مفسده‏اى حقیقی را كشف كنيم، به حكم آن آشنايى كه با روح اسلام داريم- كه اگر مصلحت مهمى باشد اسلام از آن صرف نظر نمى‏كند و اگر مفسده مهمى باشد اسلام اجازه نمى‏دهد- فوراً به حكم عقل، حكم شرع را كشف مى‏كنيم. چون اسلام دينى است كه اعلام كرده: ما از مصلحتها و مفسده‏هاى مهم نمى‏گذريم.
پس چون احكام تابع مصالح و مفاسد نفس الامرى هستند و اين مصالح و مفاسد هم اجمالاً در دسترس ادراك عقل بشر است، و عقل قادر است برخی از آنها را مستقلّاً ادراک نماید ، پس عقل بشر هم مى‏تواند خودش برخی قوانین الهی را كشف كند.
نتیجه اینکه عقل عاملى است كه مناطات احكام را- البته نه در همه جا بلكه در مواردى- كشف مى‏كند. در مواردى به ملاكات احكام پى مى‏برد و علل احكام را كشف مى‏ نماید.
البته از این مطلب مهم نباید غافل شد که عقل قانون دارد. لذا به نام عقل نمى‏شود هر اظهارنظرى را حجت دانست. پس آنچه در فقه ما حجّیّت دارد ، در حقیقت قوانین عقلی است که همان قوانین استدلال یا علم منطق باشد. یعنی آنچه با منطق صحیح عقلی اثبات می شود ، اگر چه مدرک شرعی نداشته باشد ، حجّت شرعی خواهد بود.

خلاصه:
از منابعی‌ که‌ عملاً‌ نمی‌تواند مورد مخالفت‌ هیچ‌ فقیهی‌ قرار گیرد، «عقل» است. چرا که خود شرع نیز حکم به تبعیّت از عقل کرده است. از این‌ بالاتر باید گفت‌ که عقل‌ نه‌ تنها به‌ عنوان‌ یک‌ منبع‌ مستقل‌ در استنباط‌ احکام‌ مطرح‌ است‌ بلکه‌ علاوه‌ بر این، عقل‌ در تفسیر صحیح‌ سایر منابع‌ و برداشت‌ منطقی‌ از آنها، همچنین‌ در تبیین‌ بسیاری‌ از موضوعات‌ وابسته‌ به‌ مصلحت‌ و مفسده و در سنجش‌ رابطه‌ منابع‌ با یکدیگر کارآیی‌ دارد به‌ گونه‌ای‌ که‌ میتوان‌ گفت: آغاز، نیرو، آبادانی‌ و ختم‌ فقه‌ به‌ عقل‌ است. مثلاً عقل در تشخیص‌ مصادیق‌ عدل‌ و ظلم و در حل‌ تعارضی‌ ‌ که‌ بین‌ ادله‌ شرعیه‌ واقع‌ می‌شود ، مانند تعارضی‌ که‌ بین‌ دو خبر صحیح‌ واقع‌ می‌شود ، کاربردی شایسته دارد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .