دلايل رجعت

با توجه به آيه « کيف تکفرون بالله و ان کنتم امواتا ثم يحييکم ثم يميتکم ثم اليه ترجعون» در سوره بقره چگونه رجعت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) که از اعتقادات شيعه است قابل پديرش است؟ در اين آيه مراحل مرگ و زندگي انسانها فقط يک بار زندگي در دنيا را تأييد مي کند، زنده شدن بعد از مرگ و بازگشت به دنيا و زندگي مجدد به نظر مخالف اين آيه است.

اولا ، بهتر است پيرامون آيه مورد استناد شما سخني داشته باشيم :
در سوره البقرة (2): آيه 28:
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ‏
از روى تعجب يا توبيخ و سرزنش ميفرمايد:« چگونه كافر شديد بخدا و انكار حق نموديد و حال آنكه شما مرده بوديد پس زنده نمود شما را پس از آن باز شما را ميميراند پس از آن در قيامت شما را زنده ميگرداند و بشما حيات جديد ميدهد پس از آن بسوى پروردگار بازگشت مينمائيد.»
قرآن در اينجا براى اثبات وجود خدا از نقطه‏اى شروع كرده كه براى احدى جاى انكار باقى نمى‏گذارد و آن مساله پيچيده حيات و زندگى است.
نخست مى‏گويد: چگونه شما خدا را انكار مى‏كنيد در حالى كه اجسام بى‏روحى بوديد و او شما را زنده كرد و لباس حيات بر تنتان پوشانيد (كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ).
قرآن به همه ما يادآورى مى‏كند كه قبل از اين شما مانند سنگها و چوبها و موجودات بى‏جان مرده بوديد، و نسيم حيات اصلا در كوى شما نورزيده بود.
ولى اكنون داراى نعمت حيات و هستى مى‏باشيد، اعضاء و دستگاههاى مختلف، حواس و ادراك به شما داده شده، اين هستى و حيات را چه كسى به شما عطا كرده آيا خود به خويشتن داديد؟
بديهى است هر انسان منصفى بدون هيچ ترديد اعتراف مى‏كند كه اين نعمت از خود او نيست، بلكه از ناحيه يك مبدء عالم و قادر به او رسيده است، كسى كه تمام رموز حيات و قوانين پيچيده آن را مى‏دانسته، و بر تنظيم آن قدرت داشته، آن گاه جاى اين سؤال است كه پس چرا به خدايى كه بخشنده حيات و هستى است كفر مى‏ورزيد؟.
پس از يادآورى اين نعمت، دليل آشكار ديگرى را يادآور مى‏شود و آن مساله مرگ است مى‏گويد: سپس خداوند شما را مى‏ميراند (ثُمَّ يُمِيتُكُمْ).
انسان مى‏بيند اقوام و خويشان و بستگان و آشنايان يكى پس از ديگران مى‏ميرند و جسد بى‏جان آنها زير خاكها مدفون مى‏شود، اينجا نيز جاى تفكر و انديشه است، چه كسى هستى را از آنها گرفت؟ اگر هستى آنها از خودشان بود، بايد جاودانى باشد، اينكه از آنها گرفته مى‏شود دليل بر اين است كه ديگرى به آنها بخشيده.
آرى آفريننده حيات همان آفريننده مرگ است، چنان كه در آيه 2 سوره مالك مى‏خوانيم: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا: او خدايى است كه حيات و مرگ را آفريده كه شما را در ميدان حسن عمل بيازمايد.
قرآن پس از ذكر اين دو دليل روشن بر وجود خدا و آماده ساختن روح انسان براى مسائل ديگر در دنباله اين بحث به ذكر مساله معاد و زنده شدن پس از مرگ پرداخته، مى‏گويد: سپس بار ديگر شما را زنده مى‏كند (ثُمَّ يُحْيِيكُمْ).
البته اين زندگى پس از مرگ به هيچوجه جاى تعجب نيست، چرا كه قبلا نيز انسان چنين بوده است و با توجه به دليل اول يعنى اعطاى حيات به موجود بى‏جان، پذيرفتن اعطاى حيات پس از متلاشى شدن بدن، نه تنها كار مشكلى نيست بلكه از نخستين بار آسانتر است (هر چند آسان و مشكل براى وجودى كه قدرتش بى انتها است مفهومى ندارد!).
عجب اينكه گروهى بودند كه در حيات دوباره انسانها ترديد داشته و دارند در حالى كه حيات نخستين را كه از موجودات بيجان صورت گرفته مى‏دانند.
جالب اينكه قرآن در آيه فوق، پرونده حيات را از آغاز تا انتها در برابر ديدگان انسان گشوده، و در يك بيان كوتاه آغاز و پايان حيات، و سپس مساله معاد را در برابر او مجسم ساخته است.
و در پايان اين آيه مى‏گويد: سپس به سوى او بازگشت مى‏كنيد (ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ).
مقصود از رجوع به سوى پروردگار همان بازگشت به سوى نعمتهاى خداوند مى‏باشد، يعنى در قيامت و روز رستاخيز به نعمتهاى خداوند بازگشت مى‏كنيد
چنانکه ملاحظه مي شود آيه در موردخلقت انسان و حيات وزندگي او سپس ممات وبار ديگر حيات و زنده شدن او در عالم قيامت ، سخن گفته در واقع سير حرکت او را مشخص نموده است .اما زندگي در اين دنيا وزنده شدن مجدد او را نفي ويا اثبات کند در اين مورد ساکت است در حالي که آياتي ديگر از قرآن ،اين موضوع را بيان مي کنند كه برخي از آنها در ادامه خواهد آمد.
ثانيا؛ پيرامون اثبات رجعت ، بحث مي کنيم:
1- رجعت به معنى عودت وبازگشت است. در اينجا به معناى بازگشت به سوى دنيا مى‏باشد و در اصطلاح معناى رجعت از نظر علما و دانشمندان شيعه چنين است :
رجعت از مسلمات مذهب شيعه مى‏باشد به اين معنا که بعضى از انسان‏هايى كه قبل از ظهور امام(عج) از دنيا رفته‏اند به زندگى دنيوى باز مى‏گردند، يكى از گروه‏هايى كه رجعت مى‏كنند، ائمه مى‏باشند.«رجعت» به معناي خاص آن جزء عقايد شيعه است واعتقاد به آن ضروری است وانکار آن , بر اساس بعضی از روايات انسان را از دايره تشيع خارج می سازد . پيرامون رجعت دلايل متعددى از ايات و روايات هم بر وقوع ان در بين امتهاي پيشين هم بر اشاره به ان در اخر الزمان وجود دارد.
1- احاديث:
الف) امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
ان الرجعة ليست بعامة و هى خاصة لايرجع الا من محض الايمان محضاً او محض الشرك محضاً؛ رجعت همگانى نيست؛ بلكه خاص است و فقط كسانى به دنيا باز مى‏گردند كه مؤمن خالص يا مشرك محض باشند، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 1984، ح 6941).
ب )يكي از اصول مسلم و قطعي كه شيعه بدان معتقد است اين است كه امام را امام غسل مي دهد اين برگرفته از حديث امام رضا (ع) است كه مي فرمايد: امام را جز امام غسل نمي دهد ( اصول مافي ج1 ص 384 ). بنابراين بايد يكي از امامان رجعت نموده مراسم تغسيل و خاكسپاري امام عصر(عج) را برعهده بگيرد كه طبق روايات رسيده امام حسين(ع) اين مهم را انجام مي دهند بنابراين در رجعت اولين كسى كه زمين بر او شكافته مى‏شود، امام حسين(ع) مى‏باشد.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
اول من نشق الارض عنه و يرجع الى الدنيا الحسين بن على(ع)؛ نخستين كسى كه قبر به روى او شكافته مى‏شود و به دنيا برمى‏گردد حسين بن على(ع) است‏. (روشن است که اين رجعت بعد از امام عصر اتفاق مي افتد. )
در تفسير عياشي ذيل آيه شريفه «نم رددنا لكم الكره عليهم (اسراء / 6) « از امام صادق نقل شده است كه: مقصود، زنده شدن دوباره امام حسين(ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان(ع) است، در حالي كه كلاه خودهاي طلايي بر سر دارند و به مردم رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين (ع) را اطلاع مي دهند تا مومنان به شك و شبهه نيفتند و اين در حالي است كه حضرت مهدي (ع) در ميان مردم است.
هنگامي كه همه مؤمنان، امام حسين(ع) را شناختند و تأييد كردند كه او حسين(ع) است مرگ حضرت مهدي(عج) فرا خواهد رسيد و ديده از جهان فرو مي بندد. آنگاه امام حسين(ع) وي را غسل و كفن و حنوط مي كند و به خاك مي سپارد كه هرگز امام را جز امام غسل نمي دهد. ( تفسير عياشي ج 2 ص 281 )
همچنين در روايت آمده است كه امام باقر(ع) به بكيربن اعين فرمود: رسول خدا و على رجعت خواهند كرد،
(ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 1982، ح 6932 و 6933 - سفينةالبحار، ج 3، ص 315).
ج ) از حضرت رضا(ع) نقل شده است: مأمون به امام رضا عرض كرد: اى ابالحسن نظر شما درباره رجعت چيست. حضرت فرمود: حقيقت دارد. در ميان امت‏هاى پيشين نيز وجود داشته است و قرآن از آن سخن به ميان آورده و رسول خدا(ص) فرموده است: هر چه در امت‏هاى گذشته بوده در ميان اين امت نيز عيناً و مو به مو پيش خواهد آمد،
(ميزان‏الحكمه، ج 4، ح 6927، ص 1980). 3-
لازم به ذکر است رجعت خاص كه در دوران ظهور اتفاق مي افتد، دو مرحله زماني دارد؛ مرحله اول؛ مقارن با ظهور و قيام امام زمان(عج) اتفاق مي افتد و افرادي كه در گذشته زندگي مي كرده اند مانند برخي از اصحاب پيامبر(ص) وائمه(ع) به دنيا باز مي گردند واز اصحاب امام زمان(عج) مي شوند و حضرت را در قيامش ياري مي كنند.
مرحله دوم رجعت ؛كه زمان بازگشتن ائمه(ع) به دنياست، هنگام رحلت امام زمان(عج) اتفاق مي افتد. اولين امامي كه با رجعت ايشان رجعت ائمه(ع) آغاز مي شود، امام حسين(ع) است. بنابر روايات، هنگام رحلت امام زمان(عج) امام حسين(ع) زنده مي شود و مراسم به خاك سپاري امام زمان(عج) را عهده دار مي شود و سپس حكومت را رهبري مي نمايد و مدت طولاني نيز حكومت مي فرمايد.(مختصر بصائر الدرجات، ص48).
ائمه(ع) حكومت جهاني را كه امام مهدي(عج) ايجاد مي كند، به مدت طولاني اداره و ادامه فرمايند. امام صادق(ع) مي فرمايد: « ما من امام الا و يكرّ في قرنه»؛ امامي نيست مگر آنكه در زمان خود رجعت مي كند.»(الايقاظ من الهجعه، ص 361، ح112)
در حديث ديگري امام صادق(ع) مي فرمايد: « ليس منا من لم يؤمن بكرتنا؛ از من نيست كسي كه به رجعت ما ايمان نداشته باشد.» لذا ما در زيارت «آل ياسين» كه ويژه امام عصر(عج) است، بعد از نام بردن اسامي ائمه(ع) شهادت مي دهيم:
« ان رجعتكم حق لاشك فيها؛ رجعت شما بدون شك واقع خواهد شد.»(شيخ صدوق، الفقيه، ج3، ص458) و ما نيز آرزو مي كنيم كه در آن زمان باشيم، چنان كه در زيارت جامعه مي خوانيم: « و يكر في رجعتكم؛ خدا يا ما را از كساني قرار ده كه در رجعت ائمه(ع) باز مي گردند».
و در وداع زيارت جامعه آمده « و أحياني في رجعتكم؛ و خدا مرا در رجعت شما ائمه زنده گرداند.»
خلاصه آنکه از نظر علما و دانشمندان شيعه چنين پيش از قيام قيامت در ادامه حكومت حضرت مهدى(ع) به ترتيب، دوران رجعت هر يك از ائمه هدي(ع) فرا رسد و جمعى از نيكان بسيار نيك از هر دوران و هم‏چنين بدكاران بسيار بد از هر زمان به دنيا بازگردند. نيكان براى ديدن دولت كريمه اهل‏بيت و رسيدن به آرزوى حكومت عدل و داد و بدكاران از براى عقوبت و عذاب دنيا كه سزاى اعمال خود را در اين دنيانديده‏اند.
2- آيات :
زنده شدن برخى از اموات، (رجعت) در امتهاى پيشين واقع شده است و آيات قرآن و بر آن دلالت دارد:
1. رجعت عده‏اى از بنى اسرائيل: «و اذ قلتم يا موسى لن نؤمن لك حتى نرى الله جهره فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلّكم تشكرون» ؛ و [ياد كنيد] هنگامى را كه گفتيد اى موسى هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه شما را فراگرفت در حالى كه مى‏نگريستيد * سپس شما را پس از مردنتان برانگيختيم، شايد سپاسگزارى كنيد»، (بقره / 55 و 56).
2. رجعت هزاران نفرى كه از شهر خود بيرون آمدند: «الم ‏تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ان الله لذو فضل على الناس و لكن اكثر الناس لا يشكرون»؛ آيا به كسانى كه براى گريز از مرگ از شهر خود بيرون آمدند در حالى كه هزاران نفر بودند، ننگريستى. پس خدا به آنان گفت بميريد سپس آنها را زنده ساخت. بى‏ترديد خداوند بر مردم بخشش فراوانى دارد و لكن بيشتر آنان سپاسگزارى نمى‏كنند»، (بقره / 243).
3. رجعت و زنده شدن مردگان به دست عيسى(ع): «و رسولا الى بنى اسرائيل أنّى قد جنتكم بآيه من ربكم... و احى الموتى باذن الله»؛ و [او را] فرستاده‏اى به سوى بنى اسرائيل [قرار داد كه مى‏گفت] من از طرف پروردگارتان نشانه‏اى براى شما آورده‏ام... و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم»، (آل عمران / 49).
مرحوم علامه طباطبايي در ذيل آيه 210 سوره مباركه بقره، (الميزان، ج 2، ص 106) به تفصيل درباره رجعت بحث كرده اند. همچنين آقاي علي سعادت پرور در كتاب ظهور نور، ترجمه: سيد محمدجواد وزيري فرد، روايات باب را به تفصيل آروده اند، صص 257 - 219.)
منابع:
1- پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج) عليرضا رجالي تهراني، ص .257
2- حضرت مهدي (عج) فروغ تابان ولايت، محمد محمدي اشتهاردي ، ص 119 و .117
3- تفسيرالميزان، علامه طباطبايي، ج 2، ص 61-.160
4- همان، ص .161
5- بحارالانوار، ج 53، ص .127
6- اثباه الهدا ه ج 7، ص .157
7- الزام الناصب، شيخ علي يزدي حائري، ج 2، ص .360
8- بحارالانوار ج 53، ص .46
9- اصول كافي، كليني، ج 1، ص .384
10- تفسير عياشي، ج 2، ص .281
11- رجعت از نظر شيعه، نجم‏الدين طبسى
12- رجعت، محمد باقر بهبودى
13-‏آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، رحيم کارگر
14-=بازگشت به دنیا در پایان تاریخ , خدامراد سلیمیان
15-شيعه و رجعت ، ايه الله سيد محمد مير شاه ولد

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .