رستگاری وعلاقه به پيامبر

در کتاب داستان راستان، داستاني است که خلاصه آن را مي گويم: در زمان پيامبر(ص) شخصي بود که بسيار به پيامبر(ص) علاقه داشت وقتي ايشان مردند، همسايه گانش گفتند: او مرد امين و راستگويي بود اما يک خصلت بد در او بود. چه خصلت بدي؟ از بعضي کارهاي زشت پرهيز نداشت مثلا دنبال زنان را مي گرفت. پيامبر فرمودند: « او آن قدر به من علاقه داشت که حتي اگر او برده فروش هم بود خدا او را مي آمرزيد.» چرا پيامبر اين حرف را زدند مگر صرفا با علاقه به پيغمبر(ص) مي توان گناه کرد و آمرزيده شد؟

پاسخ: بايد توجه داشت محبت به پيامبر و اهل بيتش چون منشا اثر در عمل انسان مي شود بسيار ارزشمند است و به همين علت در قران اين محبت به عنوان اجر رسالت پيامبر ذكر شده است . (شوري ـ 23)
از سوي ديگر ممكن است كسى درجه پايين محبت ( يعني همان ميل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً مبتلا به بعضي از معصيت ها هم باشد . چنان كه در روايات امده است مومن ممكن است مرتكب بعضي از گناهان مثل شراب خواري و حتي زنا هم بشود يعني در جات پايين ايمان با وجود بعضي از گناهان هم حاصل ميشود ولي درجات بالاي ايمان با گناه قابل جمع نيست . پس معلوم مي شود معصيت‏هاى اتفاقى - كه بعد از آن توبه باشد - باحب پيامبر واهل بيت‏عليهم السلام و با اصل ايمان سازگار است .
از طرف ديگر حب خدا و اولياى او نيز باعث از بين رفتن بعضي از گناهان نيز ميشود چنانكه در بعضي از روايات به ان اشاره شده است چرا كه هر اندازه آدمى محبت خود را افزون سازد ،اين محبت باعث عمل بيشتر و در نتيجه كم شدن ميل به گناه نيز ميشود .
خلاصه كلام اينكه اين محبت باعث ميشود انسان سعي كند خودش را به محبوبش هر چه بيشتر شبيه سازد يعني محبت به همان ميزان كه قويتر باشد باعث شباهت بيشتر بين حبيبب و محبوب ميشود . و لذا پيامبر اسلام فرمود : «هيچ بنده‏اى ايمان ندارد، مگر اينكه من نزد او، از خودش محبوب‏تر باشم و ذريه من پيش او، از ذريه خودش محبوب‏تر باشند و اهل من پيش او، از اهل خودش محبوب‏تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‏تر باشد». (ميزان الحكمه، ج 2، ص 236، ح 3197)
پيامبرصلى الله عليه وآله در اين روايت، شرط ايمان را حب خود و اهل بيت خويش - آن هم در مراحل بالاتر - معرفى كرده است؛ زيرا به طور معمول انسان به خود علاقه شديدى دارد و او نزد خود از همه محبوب‏تر است؛ سپس فرزندانش و آن گاه ديگر نزديكان او. ولى وقتى انسان در حب كسى، به مرتبه بسيار بالا مى‏رسد، او را بر خود و فرزندان، نزديكان و همه كسان ديگر ترجيح مى‏دهد؛ و اين همان مرتبه شديد و قوى حب است كه به آن «عشق» مى‏گويند. اين مرتبه از محبت قطعا با گناه قابل جمع نيست .
جواب اين سوال به صورت خاص چنين است كه كاملا پذيرفتني است كه خداوند به خاطر محبت به بالاترين شخصيت عالم ( به علت منشا و اثار محبت ) از پاره اي از گناهان يك انسان در گذرد و بعلاوه ان فرد ـ چنانكه در داستان امده بود ـ اهل اعمال نيك از جمله امانت داري و راستگويي بود ولي بعلت فقدان محبت در درجات بالا ، اهل اين لغزش بوده است .
جهتد مطالعه بيشتر
1ـ جاذبه و دافعه علي ( ع) استاد مطهري
2ـ تعليم و تربيت در اسلام ـ استاد مطهري ( بحث محبت به اولياء دين)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .