جامعه شناسي دين

بهترين کتابها در زمينه جامعه شناسي دين را معرفي کنيد.

در ابتدا بايد خاطر نشان کرد که چون در جامعه ما رشته «جامعه شناسي دين» ، رشته اي جديد و نوپا است نمي توان انتظار داشت کتاب قابل توجه اي در اين مورد يافت شود و کتابهاي موجود نيز توسط نويسندگان غربي و با رويکردي مسيحي به نگارش در آمده است. از اين رو ، کتابهاي نگارش يافته در اين زمينه عمدتا به طرح و بيان نظريات صاحب نظران غربي اختصاص يافته است. رشته جامعه شناسي دين همچون رشته هايي مانند پديدار شناسي دين و ديگر رشته هاي از اين دست ، حوزه هاي مطالعاتي اي اند که خاستگاه عمده آنها غرب و تفکر مسيحي مي باشد و نيازمند گذر زمان است تا بتواند در جامعه اسلامي با آموزه هاي اين دين تولدي دوباره يابد.
از طرف ديگرنمي توان گفت بهترين کتاب کدام است. به همين خاطر ما تنها به معرفي چند کتاب که مي توان با مطالعه آنها به موضوع و دورنمايي از اين رشته دست يافت ، اکتفا مي کنيم.
1-جامعه شناسي دين / جابر دانش
2-جامعه شناسي ديني / دکتر غلام عباس توسلي
3- عبد الرضا علي زاده- جامعه شناسي دين - مجله حوزه و دانشگاه - پاييز 1375 - شماره 8
4- جواهري حقيقي ، محمدرضا . (1380). جامعه شناسي دين . روزنامه انتخاب
5- رضوي ، مسعود . (1379).جامعه شناسي دين چيست ؟ . روزنامه همشهري ، 28/3/79
6- فولادي ، محمد. موريس، برايان . جامعه شناسي دين ازديدگاه ماکس وبر . نشريه معرفت 34
به هر حال بر خود مي دانيم که کمي در مورد جامعه شناسي دين به بحث و گفتگو بنشيم تا شايد اين نوشته بتواند نوري فرا روي بررسي در اين مورد را فراهم سازد.
جامعه شناسي دين چيست؟
دین (در معناي جامعه شناختي آن ) به عنوان پدیده ای فرهنگی و اجتماعی در طول حیات خود در قالب گروه ها، نهادها، سازمان ها و دیگر تجلیات اجتماعی متنوعی ظاهر گردیده که تا کنون از همین زوایا شایان تامل و بررسی شناخته شده است. با این وجود زمان چندانی از بررسی های روشمند اجتماعی در این عرصه نمی گذرد. یکی از شاخه های مهم در مطالعات دین پژوهی «جامعه شناسی دین» است. این رشته که به مطالعه دین از منظری اجتماعی پرداخته و به دنبال تحلیل قاعده مند و منظم پدیده های دینی از طریق به کارگیری مفاهیم و روش های جامعه شناسی است، قصد دارد دریابد اعمال و اعتقادات دینی یک گروه خاص چگونه در جامعه ایفای نقش می کند. جامعه شناس دین با رویکردی غیر متعهدانه به موضوع دین می نگرد و سعی دارد نقش دین در جامعه و اهمیت تاثیر آن بر تاریخ بشری و مسایل اجتماعی را مورد توجه قرار دهد.
جامعه شناسي دين به بررسي علمي دين مي پردازد. در اين گرايش ديندار بودن يا نبودن جامعه شناس اهميتي ندارد و ارزش هاي شخصي در تبيين دين دخالت داده نمي شود و تبيين دين بنابر ادعا فارغدلانه است. «جامعه شناسي دين، روابط فرايند هاي ديني و مناسبات اجتماعي را بررسي مي کند». البته مي توان اين تعريف را بسط داد و فرايندهاي ديني و مناسبات اجتماعي را به طور جداگانه تعريف کرد و توضيح داد.
رابطه دين با جامعه شناسي
بررسی دین در حوزه‏های متعدد علمی از جمله کلام، فلسفه، روان‏شناسی، جامعه‏شناسی و مردم‏شناسی با توجه به نگرش‏های خاصی‏که در هر مجموعه معرفتی موردنظرمی‏باشد، موجب تعریف و برداشت‏های متفاوتی از دین شده است که عمدتا به شکل وسیع، ریشه در تلاشی دارد که در غرب در جهت ارائه تعریفی برای دین انجام گرفته است; زیرا یافتن ماهیت متمایز و یگانه دین یا ارائه سلسله‏ای از صفات، که دین و آنچه را مربوط به آن است از بخش‏های دیگر زندگانی انسان متمایز می‏گرداند، بیشتر یک رویکرد و رهیافت غربی است که از زمان رنسانس به بعد، بخصوص در دوره اصلاح دینی با آن مواجه هستیم. در غرب، طی یکی دو قرن تعاریف و تلقی‏های فراوانی از دین ارائه شده که حتی ارائه فهرست ناقصی از آن هم به راحتی ممکن نیست. برخی از آنها عمدتا سعی در تمایز قاطع بین ابعاد دینی و غیر دینی فرهنگ دارند و گاه دین را با مجموعه اعتقادات، بویژه اعتقاد به موجودی متعال برابر گرفته‏اند. از سوی دیگر، عده‏ای عوامل تجربی، عاطفی، شهودی و همچنین عوامل ارزشگذارانه و اخلاقی را جزو دین به حساب آورده‏اند.
با پیدایش و غنای رشته‏های مردم‏شناسی و جامعه‏شناسی، که رشته علمی نسبتا جدیدی است، عامل مهمی وارد تعریف دین گردید و آن چیزی نبود جز ملاحظه زمینه‏های اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و فرهنگی در نوع تلقی از دین. در نظر آنها، دین هرگز یک مجموعه انتزاعی از اندیشه‏ها، ارزش‏ها، یا تجربه‏ها، که جدا از حوزه فرهنگی جامعه باشند، نیست، زیرا بسیاری از اعتقادات و آداب و رسوم و شعایر دینی با توجه به حوزه فرهنگی جامعه قابل درک می‏باشد و از اینجاست که رهیافت‏های جامعه‏شناختی به دین آغاز می‏گردد. و جامعه‏ شناسی دین رونق می‏گیرد، رشته‏ای علمی که شیوه طبیعی مطالعه دین و جامعه نیست، بلکه فرآوردی فرهنگی است که توسط تحولات تاریخی اندیشه غربی ‏پدید آمده‏است و پژوهشگران را بر آن داشته‏است که از ادعاهای هنجارآفرین دین یا جامعه مورد پژوهش آنان فاصله بگیرند.
تاريخچه جامعه شناسي دين
تاریخ جامعه ‏شناسی دین را می‏توان به چهار دوره عمده تقسیم‏بندی کرد:
1- دوران اندیشه اجتماعی سنتی: مجموعه اندیشه‏ای را که همپای شکل‏گیری جامعه‏شناسی جدید تحول و رنگ عرفی و دنیوی یافت می‏توان به عنوان اندیشه سنتی قلمداد کرد که مشخصه اصلی آن تلفیق بین تحلیل‏های اجتماعی و اخلاقی‏ بود. این اندیشه اصولا بر منشا جهانی و الوهی همه ارزش‏ها و نهادهای اجتماعی جاافتاده تاکید می‏کرد و همچنین انسان را موجودی اجتماعی و سیاسی می‏دانست. جریان اصلی این اندیشه وحدت آلی و انداموار جامعه را به زبان حق طبیعی بیان می‏کرد که این مفهوم و برداشت از آن به صورت یک مفهوم عرفی یا دنیوی تحول یافت و اساس علوم طبیعی و علوم اجتماعی اولیه را تشکیل داد.
2- دوران شکاکیت و نظریه ‏پردازی: نظم و قانونمندی جامعه از مسائل مورد تحقیق در دوران قرون وسطی بود، نظمی که اساسا به کمال معنوی انسانی دعوت می‏کرد. در خلال قرن‏های هفده و هیجده، متفکران به جستجوی نظم و نظام در جامعه ادامه دادند، ولی نظم مورد نظر آنها نظمی بود که تبیین کننده تنوع و کثرت زبان‏ها، رسوم و ادیان، بر وفق همنواختی‏های ساده و طبیعی بود. در طی این دوران، اندیشه‏های دوره اول مورد انتقاد شدید قرار گرفت که از جمله این منتقدان می‏توان به ماکیاولی و توماس‏ هابز اشاره کرد. همچنین این دوره زمان بروز نظام‏های فکری و نظریه‏پردازانه‏ای بود که می‏کوشید هم جامعه و هم اقتصاد را بر شالوده‏های واقع‏گرایانه‏تری، که کمتر هم‏دینی یا اخلاقی است، مبتنی سازد. در این دوران، پیدایش دولت ملی و ظهور طبقات سوداگر و یا متوسط تبدیل به عنصری شد که نگارش نظریه‏های اجتماعی و اقتصادی را از انحصار طبقات روحانی درآورد و قانون طبیعی زیر سؤال رفت و به انتقاد کشیده شد. روحانیت ‏ستیزی به شکل مشخصه رایج‏ بیشتر انتقادهای اجتماعی درآمده بود، به گونه‏ای که جستجو برای یافتن منابع جدید نظم اجتماعی آغاز شد و درنهایت، این تفکر، که جامعه باید بر طبق طرح و برنامه‏های مقدر الهی و قانون طبیعی‏ ساخته شود، جای خود را به این اندیشه داد که جامعه بر اساس طرح و برنامه‏ریزی و تلاش خود انسان شکل می‏گیرد. در این زمان، نوعی اومانیسم عرفی - دنیوی و اجتماعی پدید آمد که به نوبه خود سرچشمه زاینده اغلب نظریه‏های فلسفی و اجتماعی دنیای جدید گردید. مهم‏ترین دستاورد این دوران، پروراندن مفهوم عرفی‏ سازی یا دنیوی‏ سازی بود.
3- دوران واکنش محافظه‏کارانه و رمانتیک : دوران نظریه‏پردازی به تدریج ‏با یک واکنش نه چندان شدید، بلکه محافظه‏کارانه و بیشتر رمانتیک مواجه شد. مصایب ناشی از انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه و عصر وحشت پس از آن، اعتقاد خوش‏ بینانه عصر روشنگری را زیر سؤال برده بود و اعتقاد به اینکه می‏توان صرفا بدون توجه به دین، اخلاق و حکومت، بر طرح و تدبیر خویش جامعه را بهبود بخشید و آن را از مشکلات حاد اخلاقی رهانید پس از رخداد واکنش‏های حافظه‏کارانه، رهیافت‏های موجود نسبت‏ به جامعه و دین را به میزان بالایی تغییر داد. براساس این نظرات،دین نباید به عنوان خرافه طرد گردد و جامعه تنها بر اساس ساخته قرارداد گذاران متفرد نیست ، بلکه فرد دست ‏پرورده جامعه و خود جامعه، مخلوق خداست. اینان کم‏کم ارتباطها و مناسبت‏های انداموار بین جامعه و دین و فرد را از نو کشف کردند و تجزیه و تحلیل آنها از دین به عنوان یک میانجی بین فرد و دولت از مباحثی بود که‏بارها دربررسی‏های جامعه‏شناسان پس از دورکیم ‏مطرح گردید.
4- دوران نظریه جدید: در این دوره، دیگر با رد و انکارهای حاد و ضد روحانی فیلسوفان عهد روشنگری روبه‏رو نیستیم. در این دوران، رد و انکارها جای خود را به تجزیه و تحلیل کمابیش خونسردانه و نقش دین در حفظ انسجام اجتماعی و ارتقای تحول اجتماعی می‏دهد. نظرات افرادی چون آگوست کنت ، ماکس وبر ، امیل دورکیم ، کارل مارکس، تالکوت پارسونز ، و ... در این دوره به چشم می‏خورد. برخی این دوران را دوران دینی ندانسته و انحطاط دین را امری محتوم تلقی کرده‏اند. برخی نیز عرفی‏سازی یا دین‏زدایی را امری غیرممکن شناخته و عده‏ای آن را لزوما نه جهانی، نه محتوم و نه بی ‏بازگشت ‏شمرده‏اند.