انتساب افعال به خدا

چرا و به كدام دليل تمام افعال مستند به خداوند است؟


خداوند خالق و علت ايجادي موجودات است و هر موجودي وجودش را از او دارد. چرا كه او تنها علت هستي بخش مخلوقات است. او خالقي است كه وجود محض و علت مطلق است و در دار خلقت و عالم هستي تنها علت واقعي اوست. اگر نوري زمين را روشن مي سازد نه از آن خورشيد است بلكه خورشيد و نورش همه آفريده اوست. اگر نوزادي پا به عالم هستي مي گذارد نه علتش پدر و مادرش است كه آنها و تمام عوامل او و نيز اراده خلقت آن كودك از او نشأت مي گيرد.
او وجودي محض و علتي تمام است و هر آنچه رنگ وجود برتن دارد خالقش او مي باشد. آفريدگار جهان ، علتي است مطلق و چيزي در جهان يافت نمي شود كه علتي جز او داشته باشد از اين رو نه تنها انسان بلكه افعال او نيز مستند به اوست از آن جهت كه قدرت و اراده ايجاد آن را او به انسان داده است و مستند به انسان است از آن روكه موجودي مختاري است.
محققان اماميه و جمهور حكما چنين گفته اند: «فعل بنده مخلوق بنده است بي‌واسطه و مخلوق خداست با واسطه.». خواجه نصيرالدين طوسي نيز فرموده است: اراده عبد علت قريبه فعل است و اراده حق علت بعيده وي... و حق آن است كه فعل موقوف به مجموع ارادتين است.( لاهيجي، عبدالرزاق‌بن‌علي ، سرمايه ايمان در اصول اعتقادات، ص35 ـ 66 )
اميرالمؤمنين(ع) در اين زمينه چنين راهنمايي مي فرمايد: لا تقولوا وكلهم الله أنفسهم، فتوهنوا ولاتقولوا اجبرهم علي المعاصي فتظلموه ولكن قولوا لخير بتوفيق الله والشر بخذلان الله وكل سابق في علم الله . معناي اين سخن چنين است: نگوييد كه خداي تعالي بندگان را به خودشان گذاشت و فعل ايشان را تفويض كرد كه اگر چنين گوييد هر آينه خداي تعالي را ضعيف و عاجز گردانيد‌ه‌اند و نيز مگوييد كه خداي تعالي بندگان را جبر كرد بر فعل معاصي كه در اين صورت بر او ظلم روا داشته‌ايد. پس بگوييد كه فعل خير به توفيق خداست و فعل شر به خذلان خدا و هر كدام از خير و شر در ازل معلوم خدا بود، بي آنكه علم او سبب فعل بوده باشد. (گزيده گوهر مراد، ص225)
علامه محمدتقي جعفري(ره) مي‌گويد: اصل قدرت تمام وسائلي كه عوامل طبيعي كار مي‌باشد از خداوند است و بهره برداري اختياري از آن قدرت و وسائل مربوط به انسان است. نظر اماميه اصل امر بين الامرين و بهترين تفسير براي اين اصل تفسير آيت‌الله العظمي خويي(ره) است. بدين صورت فرض كنيم كه فردي مبتلا به فلج است، به طوري كه توانايي حركت ندارد و ما مي‌توانيم با وصل كردن سيم برق او را به حركت وادار كنيم و آن شخص فلج با نيروئي كه ما در اختيارش گذارده‌ايم اختياراً كارهايي را انجام دهد.
در اينجا آنچه از اين كار به ما مستند است ‌نيرو و قدرتي است كه ما توسط برق در او ايجاد كرده‌ايم در هر لحظه قدرت سلب آن را داريم. از طرف ديگر بهره‌برداري به اختيار اوست. همچنين است مَثل انسانها‌، در هر لحظه ريزش آن نيرو از فياض مطلق انجام مي‌گيرد و در هر لحظه مي‌تواند آن را قطع كند، ولي اختيار بهره‌برداري از آن نيرو كاملاً به دست ماست و اين است معناي «لاحول ولاقوة الا بالله.» ( جعفري، جبر و اختيار، ص214 ـ 215 )
با توجه به قاعده معروف «ابي الله ان يجري الامور الا باسبابها» افعال اختياري ما نيز از اين قاعده مستثنا نيست‌. از اين رو افعال ارادي ما هم مال خداست و هم مال ما، اما در طول هم نه به طور اشتراك‌. جمع بودن همه عوامل غيرارادي و قرار دادن اصل اراده در زمره حلقه‌هاي اختيار از ناحيه خداست، ولي به كار بردن اين اختيار و بهره‌برداري از آن از ناحيه ماست‌. در حقيقت او خواسته كه ما با اراده و اختيار خود افعال ارادي‌مان را انجام دهيم. پس او فاعل بالتسبيب است و ما فاعل بالمباشره.
علامه طباطبايي(ره) در اين خصوص مي‌فرمايد: ... بحثهاي عقلي اين معنا را نتيجه مي‌دهد كه حوادث همان‌طور كه با اسباب نزديك و متصل به خود نسبتي دارند همچنين به اسباب دور يعني اسبابي كه سبب وجود اسباب نزديك‌اند نيز نسبتي دارند، و حوادث همچنان كه افعال و آثار اين اسباب اند افعال و آثار آنها نيز هستند. مثلاً فعل مانند محرك محتاج است به فاعلي كه محرك باشد و آن را ايجاد كند، و نيز احتياج دارد به محركي كه محركش را تحريك كند، و احتياجش به محرك عيناً مانند احتياجش به محرك محرك است، مانند چرخي كه چرخ ديگر را و آن چرخ چرخ سومي را حركت مي‌دهد.
پس فعل، يك نسبتي به فاعلش دارد، و يك نسبتي به عين همان نسبت (نه به نسبتي ديگر مستقل و جداي از آن) به فاعل فاعلش. چيزي كه هست وقتي فعل به فاعل فاعلش نسبت داده شود، فاعل نزديكش به منزله آلت و ابزار براي فاعل فاعل مي‌شود، و به عبارت ديگر واسطه صرفي مي‌شود كه در صدور فعل استقلالي ندارد؛‌ به اين معنا كه در تاثيرش از فاعل بي‌نياز نيست. چون فرض نبود فاعل فاعل مساوي است با فرض نبود فاعل، و موثر نبودن آن و شرط واسطه اين نيست كه فاقد شعور باشد، و در فعلش شاعر و مختار نباشد، زيرا شعوري كه فاعل شاعر به وسيله آن در فعل خود اثري مي‌كند و در نتيجه فعل از او سر مي‌زند، خود فعل يك فاعل ديگري است چون او خودش شعور خودش را ايجاد نكرده، بلكه فاعل ديگري خود او و شعور او را ايجاد كرده، و همچنين اختيار او را خود او براي خود درست نكرده، بلكه فاعلي كه اورا ايجاد كرده احتياش را نيز بوجود آورده است، و همچنان كه فعل در غبر موارد شعور و اختيار محتاج به فاعل خود بود و به عين همين توقف و احتياج متوفق بر فاعل فاعل خود بود،‌همچنين در موارد شعور يعني افعال شعوري و اختياري محتاج است به فاعلش و به عين اين احتياج و توقف موقوف و محتاج است به فاعل فاعلش كه شعور و اختيار براي فاعلش ايجاد كرده.
پس فاعل فاعلي كه شاعر و مختار است، از آنجايي كه شعور و اختيار برايش ايجاد كرده مي‌فهميم كه از فاعل شاعر و مختار خواسته است از طريق شعورش فعلي چنين و چنان انجام دهد، و يا با اختيار خود فلان كار را بكند. پس هم فعل را از او خواسته است و هم اينكه اين فعل را به اختيار انجام دهد، نه اينكه تنها فعل را خواسته و اختيار را كه فاعل آن به وسيله همان ظهور يافته مهمل گذاشته باشد.
گناهان و عبادت به عنوان گناه و عبادت منسوب به خدا نيست. آنچه از اين دو منسوب به خداست اصل وجود اين دو است، و اما عنوان گناه و ثواب كه عنوان آن حركات و سكناتي است كه از انسان سر مي‌زند از قبيل ازدواج كردن و يا ارتكاب زنا و خوردن حلال و حرام، جز به خود انسان منسوب نيست. چون انسان مادي است كه به اين حركات متحرك مي‌شود و اما آن خدايي كه اين انسان متحرك را آفريده و از جمله آثارش حركاتش است خودش به آن حركات متحرك نيست بلكه حركات را در صورتي كه اسباب و شرايئطش فراهم شد (و يكي از شرايطش وجود متحرك است) ايجاد مي‌كند، پس خود او متصف به انواع اين حركات اين حركات نمي‌شود تا آنكه متصف به ازدواج و زنا و يا هر كاري كه قائم به انسان است بگردد. چرا، در اين ميان عناوين عامي است كه مستلزم حركت و ماده نيست، و مانعي ندارد كه ان را، هم به انسان و هم به خداوند نسبت دهيم.) . ( طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني، ج9، ص251 ـ 269 )

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .