پيشرفت غرب و عقب‏ماندگي مسلمانان

تقريبا اكثر ژاپني ها و چيني ها حتي خدا را هم قبول ندارند، پس چرا اين قدر كشورهايشان پيشرفته هست؟ حتما ميگوييد آنها اگر چه كه ايمان به دستورات ديني ما ندارند ولي دستورات ديني ما را اجرا مي كنند، البته من اين رو قبول دارم ولي سوال اصلي من اين هست چطور كسي كه خدا و دين ما را قبول ندارد، دستورات ديني ما را ناخودآگاه رعايت مي كند؟ مثلا كسي كه خدا را قبول ندارد، هيچ گاه از آن آرامش و انگيزه يك مسلمان برخوردار نيست، پس چگونه در كارهايش اين قدر پيشرفت مي كند؟

1. کشورهایی چون ژاپن و چین ، را نباید جزء کشورهای پیشرفته به معنی واقعی کلمه دانست. چین یک ششم کلّ جمعیّت دنیا را به خود اختصاص داده است امّا سوال این است که به نسبت این جمعیّت عظیم ، چند درصد دانشمندان دنیا و کشفیّات دنیا را به خود اختصاص داده است. چین در گذشته های دور یکی از تمدّنهای بزرگ و از پیشروان علم بوده است امّا در عصر حاضر بیشتر مصرف کننده ی علم است و در آن توليد علمي و فلسفي بسيار ناچيز است. عمده ترین رشد چین در صنعت فضایی و اتمی است که اطلاعات هر دو را در جنگ دوم جهانی از آلمان نازی سرقت کرده است. زمانی که آلمان شکست خورد کشورهایی چون روسیه ، چین ، آمریکا ، فرانسه و انگلیس دانشمندان آلمانی و مدارک علمی آلمانیها را ربودند و توانستند به صنعت اتمی و فضایی دست پیدا کنند. امّا ژاپن نیز یکی از ذلیل ترین کشورهای دنیاست که حتّی ارتشی برای دفاع از خود نیز ندارد. ژاپن یکی از اقمار آمریکاست که حفظ امنیّت آن بر عهده ی ارتش آمریکاست. اقتصاد و صنعت ژاپن چنان به اقتصاد و صنعت آمریکا متّصل است که اگر آمریکا سرنگون شود به احتمال قریب به یقین ژاپن نیز واژگون خواهد شد. جوانان کشور عزیز ایران باید توجّه داشته باشند که ژاپن برخلاف اسم و رسمش الگوی مناسبی برای پیشرفت نیست. ژاپن بیشتر یک برده ی پیشرفته است نه یک کشور پیشرفته. کشوری که حفظ امنیّت آن بر عهده ی کشوری دیگر است حتّی اگر اوج علم و صنعت نیز باشد فروخواهد ریخت.
امّا اگر در سوال حضرت عالی جای چین و ژاپن را با کشورهای پیشرفته ی غربی که عملاً خدا را کنار گذاشته اند جایگزین کنیم باز سوال حضرت عالی به قوّت خود باقی است. لذا باید گشتی در تاریخ علم و پیشرفت زد تا معلوم شود که عامل رشد این کشورهای ضدّ دین و عامل عقب ماندگی کشورهای اسلامی چه بوده است؟!
2. در نظام هستی هر پدیده ای علل ویژه ی خود را دارد. مثالاً برای ساختن یک خانه ی مناسب و خوب ، باید زمین مناسب ، مصالح مناسب ، مهندس و معمار کاردان ، بنّای ورزیده ، کارگر کاری و کاربلد و دهها عامل دیگر دست به دست هم دهند تا خانه ی از همه جهت مناسب پدید آید. امّا وجود این همه اسباب ، بدون نظم و مدیریّت مناسب ، هیچ کاری از پیش نمی برد. نظم و مدیریّت در کارهای بزرگ و گسترده ، اساسی ترین نقش را دارد. اینکه گفته می شود برخی کشورهای پیشرفته در زمینه ی علوم تجربی و صنعت به اسلام عمل می کنند ولی خود مسلمین چنین نیستند ، منظور این است که آنها به نظم و مدیریّت ، ارزش و بهای لازم را آنگونه که دین اسلام توصیه نموده است می دهند ؛ ولی مسلمین با اینکه دینشان توصیه به نظم و مدیریّت و محکم کاری نموده از این امور دور افتاده اند.
مسلمین زمان نبی اکرم (ص) در سایه ی این تعلیمات مترقّی به چنان رشد اجتماعی عظیمی دست یافتند که نه تنها خود را از بیابان گردی و زندگی بدوی نجات دادند بلکه توانستند در عرض مدّت بسیار کوتاهی سه تا از بزرگترین تمدّنها و امپراتوریهای آن روزگار ، یعنی تمدن ایران و مصر و روم را تحت تأثیر قرار داده ، تابع خود کنند. سرزمینهای مصر و فلسطین و لبنان و سوریّه که امروزه عرب زبان هستند سابقاً عرب نبودند. اینها تحت تأثیر اسلام نه تنها از تمدّن دیرینه ی خود دست شستند بلکه حتّی زبان خود را هم تغییر دادند. تمدّن ایران نیز به شدّت تحت تأثیر این دین شکوهمند واقع شد ولی از آنجا که تمدّن ایرانی با اسلام سازگارتر بود به جای آنکه نابود شود خود را با اسلام تطبیق داد و خود را با فرهنگ اسلامی هماهنگ نمود. اکثر کسانی که تاریخ تمدّن نوشته اند به این رشد سریع مسلمین و تأثیرگذاری شگفت انگیز آن اذعان نموده و آن را از عجائب تاریخ دانسته اند. امّا مسلمین با دور شدن از صدر اسلام به تدریج خلق و خوی مسلمانی را فراموش کرده به خلق و خوی کفر روی آوردند ؛ و به جای همکاری باهم و تبلیغ دین به تخریب یکدیگر و تخریب دین پرداختند. با این همه ، دانشمندان مسلمان تا قرن هفت هجری دائماً در حال کشفهای تازه بودند. فلسفه را به اوج خود رساندند ، هندسه و ریاضیّات و مثلثات و موسیقی را به شدّت رشد داده متحوّل نمودند. نجوم یونانی را به چالش کشیده و نقد نمودند. در قرن چهارم هجری ابوسعید سجزی با قاطعیّت تمام مرکزیّت زمین را زیر سوال برد و از چرخش زمین به دور خورشید سخن گفت . ابوریحان بیرونی نیز اذعان نمود که در مرکزیّت خورشید تردید دارد. همچنین وی برای اوّلین بار محیط زمین را با روش ریاضی محاسبه نمود. اوّلین بیمارستانهای واقعی دنیا را مسلمین تاسیس نمودند که در آنها پزشکان در تخصّصهای مختلف چون روان پزشکی ، چشم پزشکی ، پزشکی عمومی و ...خدمت می کردند. در قرن هفتم هجری که غربیها غرق در جهل و ظلمت بودند پزشکان مسلمان در کشورهای اسلامی عمل جرّاحی چشم انجام می دادند. جابر بن حیّان برای اوّلین بار شیوه ی درست روش تجربه را در علم شیمی بنیان نهاد و رازی شیمی دان بزرگ مسلمان الکل را کشف و در پزشکی به کار برد. و ... این پیشرفتها که نه فقط توسّط مسلمین که عمدتاً توسّط عالمان دینی انجام می شد نشان می دهد که دینداری و توجّه به تعالیم اسلام باعث رشد بوده است. ابوعلی سینا ــ که کتابهای او بیش از چهار قرن در غرب تدریس می شد ــ ، ابوریحان بیرونی ، خیّام ، خواجه نصیرالدین طوسی ، شیخ بهایی ، ملاصدرا ، حسن ابن هیثم ، غیاث الدین جمشید کاشانی ، محمد ذکرایای رازی ، ابوالوفای بوزجانی و صدها دانشمند دیگر که باعث رشد علوم و پدران علوم کنونی هستند همگی در عین دانشمند بودن در علوم دنیایی ، عالم دینی نیز بوده اند.
امّا در غرب ، که کشورهایی چون ژاپن و چین و ... نیز تابع علوم آنها هستند. ، دین مسیحیّت که دینی ضدّ تعقّل است باعث رکود بود. درست مصادف با پیشرفت شگرف مسلمین در دنیای اسلام در مغرب زمین عصر ظلمت و جهل و خفقان بود که از آن تعبیر به قرون وسطی می کنند. غربیها با کنار گذاشتن این دین از یک سو و آشنا شدن با میراث دانشمندان مسلمان بود که رشد و ترقّی علمی خود را آغاز نمودند. آنگاه بر عکس مسلمین ، علم را وسیله ی چپاول قرار داده دیگر کشورها را مستعمره ی خود ساختند. در این دوره ی استعمار بود که فکر مبارزه با دین به عنوان عامل عقب ماندگی به کشورهای اسلامی سرایت نمود ؛ غافل از این که فرق بسیاری است بین دین مسیحیّت که یک دین ضدّ علم و عقل است با دین اسلام که تشویق به تعقّل و علم آموزی می کند. نتیجه ی این حرکت ناپخته ی برخی به اصطلاح روشنفکران غرب زده بود که درست همزمان با رشد غرب ، مسلمین را به رکود کشید. امّا از زمانی که کشور جمهوری اسلامی ایران دوباره به اسلام روی آورد دوباره پرچم پیشرفت علمی بلند گردید. و با اینکه ایران صدمات هشت سال دفاع مقدّس را بر تن خود داشت و زیر بار شدیدترین تحریمهای سیاسی و اقتصادی و علمی قرار داشت ، رشد علمی خود را آغاز نمود. و در موارد زیادی راهی را که دیگر کشورها در عرض بیش از صد سال طی نموده بودند جوانان ایرانی در عرض مدّت بسیاری کوتاهی طی نمودند. بزرگترین مانع پیشرفت مسلمین در عصر حاضر خودبیگانگی و اسلام ستیزی و غربگرایی بود که این تفکّر با وقوع انقلاب ایران درهم شکست و کم کم جوانان ما باور نمودند که «ما مسلمان هستیم پس می توانیم». لذا به پا خواستند و با نظم ، مدیریّت درست و انگیزه ی دینی و الهی ، ره صد ساله را در مدّت بسیار کمتری پیمودند. امّا هنوز از پتانسیل اسلام بهره ی چندانی برده نشده. هنوز دانشمندان ما به متون دینی نمی پردازند تا از این متون ، ایده بگیرند و نظریّه پردازی کنند. بحث علم دینی ، بحثی کاملاً نوپدید است که اگر اندیشمندان مسلمان بتوانند آن را به سرانجام مناسبی برسانند باید در انتظار پیشرفتهایی از جنس دیگر باشیم.
3. آنچه تا به حال گفته شد تنها مربوط به علوم طبیعی مثل فیریک ، شیمی ، زیست شناسی ، طبّ و ... و همچنین صنعت بود. که در این زمینه ها یقیناً ما از برخی کشورهای غربی عقب هستیم و باید سریعاً از راههای میانبر خود را به آنها برسانیم و بلکه از آنها جلو بزنیم که به حمد الهی این حرکت سریع ، آغاز شده و به پیش می رود. امّا در زمینه ی دیگر همچون فلسفه ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علم اخلاق ، عرفان ، حقوق ، ادبیّات ، هنر ، علم اقتصاد ، سیاست و امثال این امور به راحتی نمی توان حکم به پیشرفته بودن این کشورها نمود. در زمینه ی فلسفه ، غرب کاملاً دست خالی است. فلسفه های غربی بیش از آنکه فلسفه باشند راه حلّهایی موقّت برای مشکلات جوامع غربی هستند. لذا هیچ فلسفه ای در غرب بیش از چند صباحی دوام نمی آورد. امروزه حتّی فلسفه های غربی تبدیل به ضدّ فلسفه شده رو در روی عقل و تعقّل ایستاده اند. در حالی که در فرهنگ اسلامی سه سنّت فلسفی بسیار درخشان پرتو افشانی می کنند ؛ فلسفه ی مشّائی به ریاست ابونصر فارابی و شیخ ابوعلی سینا ؛ فلسفه اشراقی که مؤسس آن شیخ شهاب الدین سهروردی است ؛ و قلّه ی فلسفه ی اسلامی یعنی حکمت متعالیه که مؤسس آن عارف حکیم صدر الدین محمد شیرازی ملقّب به ملاصدرا است. اگر فلسفه های غربی را با حکمت متعالیه بسنجیم فلسفه های غربی در مقابل حکمت متعالیه مانند کودکی دبستانی هستند در برابر برجسته ترین دانشمند فیزیک اتمی. همینطور در عرفان و ادبیّات هیچ قومی در دنیا وجود ندارد که جرأت هماوردی با مسلمین را داشته باشد. گذشته از قرآن کریم ، نهج البلاغه و صحیفه ی سجّادیّه که اوج عرفان و هنر ادبی بوده ، معجزه اند ، صدها شاعر و ادیب عارف و حکیم در دامن فرهنگ اسلامی پرورش یافته اند که هیچ فرهنگی مشابه آنها را ندارند. عرفان نظری مسلمین در تمام دنیا بی نظیر است و مشابه خارجی ندارد. علم اخلاق اسلامی ، حقوق اسلامی و سیاست اسلامی نیز مترقّی ترین در دنیا هستند. هیچ قومی در دنیا کتب اخلاقی به ژرفای کتب اخلاق اسلامی همچون معراج السّعاده ، جامع السّعادات ، کیمیای سعادت ، اوصاف الاشراف و امثال آنها را ندارد. کما اینکه هیچ قومی انسانهای عارف ، وارسته و متخلّقی چون علامه طباطبایی ، مقدّس اردبیلی ، شیخ انصاری ، آیةالله بهجت و امثالهم را ندارد.
در زمینه نظریّه حکومت نیز نظریّه ولایت فقیه مترقّی ترین و پیشرفته ترین نظریّه حکومتی دنیا است که پشتوانه عقلی و برهانی داشته به دور از آفات دیگر مدلهای حکومتی رایج در دنیاست. در زمینه علم اقتصاد نیز اقتصاد اسلامی کاملترین مدل اقتصاد است که متأسفانه اقتصاد دانان کشورهای اسلامی تحت تأثیر افکار غربگرایانه به آن بی مهری ورزیده اند ؛ و تازه بعد از آشکار شدن نقایص بزرگ سیستم سرمایه داری غرب متوجّه ارزش مدل اقتصادی اسلام شده اند. روانشناسی و جامعه شناسی غرب نیز وضعی مشابه فلسفه های غربی داشته تا به امروز دهها مکتب روانشناسی و جامعه شناسی در این کشورها پدید آمده اند که برخی از آنها دقیقاً مخالف همند. در اسلام دو منبع عمده برای روانشناسی وجود دارد که یکی فلسفه اسلامی و دیگری منابع اسلامی است امّا متأسفانه غربگرایی روانشناسان ما مانع از استخراج این مطالب از منابع مذکور شده است. جامعه شناسی اسلامی نیز به معنی واقعی کلمه پدید نیامده است با این که متون دینی ما پر از گزاره های جامعه شناسی است. بنیانگذار جامعه شناسی یک دانشمند مسلمان به نام ابن خلدون است امّا طبق معمول روشنفکران گذشته ی ما طبق معمول دل به نوع غربی این علم بسته اند.
در زمینه ی هنر نیز هنرهای اسلامی نظیر معماری اسلامی ، هنر تذهیب ، مینیاتور ، خوشنویسی و امثال اینها که در دنیا بی نظیر یا کم نظیرند ، نتیجه ی تفکّر اسلامی اند. امّا این هنرها نیز در سایه ی غربگرایی هنرمندان قرون اخیر کمرنگ تر شده اند.
خلاصه ی کلام این که جز در زمینه ی علوم تجربی در سایر زمینه ها نه تنها مسلمین و بخصوص مسلمانان ایرانی چیزی از دیگران کم ندارند بلکه یک سر و گردن نیز از دیگران بالاترند ؛ لکن در طول تاریخ استعمار به مسلمین چنین القاء شده که مرغ همسایه غاز است ؛ و الاغ مردنی همسایه اسب اصیل. درحالی که تاریخ گواه است که اصل و ریشه ی اکثر پیشرفتهای غرب امروز در تحقیقات دانشمندان مسلمان است. حتّی هم اکنون نیز بزرگترین پروژه های صنعتی کشورهای غربی را برخی از دانشمندان مسلمان اداره می کنند. پس مشکل مسلمین در نداشتن خودباوری و غفلت از قدرت نهفته در تعالیم اسلام است. اگر پدران ما توانستند در سایه ی فرهنگ اسلامی ، پایه گذار علوم جدید شوند ما نیز می توانیم آن را به اوج خود برسانیم ؛ به شرط آنکه فرزند خلف پدران خود باشیم. باید سخن خدا را باور کنیم که مومنان برتر از کفّارند.
« وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‏ : و سست نشويد! و غمگين نگرديد! در حالی که شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد » (آل‏عمران:139)
« فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ : پس هرگز سست نشويد و(دشمنان را) به صلح(ذلّت‏بار) دعوت نكنيد در حالى كه شما برتريد ، و خداوند با شماست و چيزى از(ثواب) اعمالتان را كم نمى‏كند.»(محمد:35)
این روحیّه بود که مسلمین صدر اسلام را وادار به چنان کارهای عظیمی نمود و سه تمدّن بزرگ دنیا را مطیع مسلمین نمود. این روحیّه بود که باعث شد حضرت امام راحل ـ قدّس سرّه ــ در برابر تمام قدرتهای دنیا بایستد و در زمانی که همه مطیع آمریکا بودند بگوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. الآن نیز این روحیّه است که ایران اسلامی را به پیش می برد. پس هرچه این روحیه بیشتر رشد نماید به همان اندازه مسلمین سریعتر پیش خواهند رفت. باید مدام در گوش مسلمین جهان خواند که« وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين».

دیدگاه ها

با سلام و سپاس
از اینکه همه دیدگاهها را منعکس می کنید سپاسگذارم
یکی از شروط مناظره و تبادل دیدگاهها، رعایت حرمت است. ابتدا حرمت خودمان بعد حرمت دیگران. این پیش شرط مناظره علمی است
مقاله را خواندم. اطلاعات مناسبی ارائه شده ولی بیشتر معطوف به اسلام است. اینکه منطق درونی ظهور غرب چه بود، دقیق و علمی بررسی نشده است.
به نظر من از دلایل اصلی ظهور غرب، اهمیت بافتن تفکر واندیشه بود. همین موضوع، منشا سایر پیشرفت های غرب بود. عصر روشننگری - جدای از درست یا غلط بودن نتایج بعدی آن- فقط دو قرن طول کشید

با سلام
متاسفانه اشکالات زیادی به پاسخ‌‌هایتان وارد است:
۱. خود مسلمین علوم طبیعی و ریاضیات و فلسفه و ... را از سایر تمدنها، مخصوصا یونان باستان اقتباس کرده‌اند. در بغداد که مرکز علمی آن روزگار بود آثار ارسطو، افلاطون و... بع عربی ترجمه و در دسترس دانشمندان اسلامی قرار گرفت. بنابراین اگر کسب علم از سایرین را «سرقت» بنامیم، مسلمین را هم باید سارق بدانیم چون از تمدن‌هایی که تحت سیطره خود گرفته بودند علوم را به قول شما سرقت کردند.
۲. گسترش اسلام بعد از پیامبر و با شمشیر صورت گرفت که حداقل با نگرش امروزی، این عمل مورد تایید نیست. بنابراین نمی‌توان این گسترش را صرفا در اثر جاذبه اسلام دانست. ضمنا چرا این جاذبه مردم اسپانیا را متمایل به اسلام نکرد و نهایتا مسلمین در آنجا توفیقی نیافتند؟ به علاوه اگر گسترش قلمرو را ملاک برتری بگیریم افرادی مثل کوروش، اسکندر مقدونی، چنگیزخان، تیمور لنگ و... هم توانستند قلمرو وسیعی را (حتی وسیعتر از اسلام) به همین روش نظامی بدست آورند.
۳. اگر بخواهیم نسبت جمعیت به تولید علم را محاسبه کنیم، یهودیان وضعیت بسیار بسیار بهتری از مسلمین دارند. ضمن اینکه دانشمندان اسلامی اکثرا در یک بازه زمانی خاص میزیسته اند ( به طور تقریبی از آغاز عباسیان تا حداکثر اواخر قرن ۱۱) در حالی که دانشمندان یهودی هنوز هم در بسیاری از رشته‌ها سرآمد هستند (به عنوان نمونه در رشته خود من که فناوری اطلاعات است می‌توانید به سایت ویکی‌پدیا سر بزنید و نام دانشمندان یهودی این حوزه را مشاهده کنید).
۴ همان طور که گفتم اصل و پایه علم فلسفه از یونان باستان به جهان اسلام وارد شد. ارسطو استدلال هایی در باره علیت و اثبات وجود علت العلل (به تعبیر ما خدا) دارد که هنوز هم مورد استفاده بسیاری از علما قرار می‌گیرد. علاوه بر این موضوعات فراطبیعی، فلسفه در غرب به نظام اجتماعی، ساختار سیاسی و... نیز بسیار پرداخته و الگوهایی ارائه کرده است که بعضا تغییرات قابل توجهی در سبک زندگی و مناسبات اجنماعی ایجاد کرده است (صرف نظر از درست یا غلط بودن). ولی آیا چنین مواردی در فلسفه اسلامی مشاهده می‌شود؟ کدام فیلسوف مسلمان توانسته ساختار سیاسی یا اجتماعی زمان خود را بهبود بخشد؟ تاثیر فلاسفه اسلامی بر زندگی روزمره مردم معاصرشان یا نسل های بعدی ه بوده است؟ با ظهور فلسفه اسلامی چه تغییری در ساختار حکومتی سیاسی سنتی به وجود آمده است؟ فلسفه اسلامی تنها به موضوعات متافیزیکی و ماورائی می‌پردازد که البته فلسفه غرب هم به آن پرداخته و برخلاف گفته شما چندان هم دست خالی نیست.
۵. یکی از اساسی‌ترین مشکلات همین پرداختن بیش از حد به علوم نظری و غافل ماندن از علوم کاربردی و تجربی بوده است. همین معدود دانشمندانی که نام برده اید هم بسیار توسط افراد مختلف به خاطر پرداختن به این علوم از سوی دیگران و بعضا علمای دینی تخطئه شده اند (به عنوان مثال غزالی اعتقاد دارد ابن سینا با مطالعه طب و فلسفه و ... عمر خود را به هدر داده است!!!). البته همه رشته‌های علمی هنری محترم هستند ولی شکی نیست که جهشی که در چند قرن اخیر در زندگی بشر رخ داده است بیشتر ریشه در علوم تجربی و کاربردی دارد و ابتر بودن این علوم در جوامع اسلامی از دلایل اصلی عقب ماندگی است.
۶. وقتی می‌خواهیم بین جامعه اسلامی و غرب مقایسه‌ای در مورد میزان توفیقشان در ساختن جامعه پویا و پیشرو انجام دهیم، باید این مقایسه بر اساس معیارهایی صورت گیرد که مورد توافق دو طرف، یا به بیان بهتر جزء اهداف مشترک هر دو باشد. نمی توانیم با این استدلال که عرفان عملی اسلام بینظیر است برتری خود را ثابت کنیم زیرا عرفان غربیها اساسا دنبال چنین مقوله ای نبوده اند. چه بسا اگر دنبالش بودند در آن زمینه هم از ما پیشی می‌گرفتند. ولی مواردی نظیر پیشرفت اقتصادی، علمی، نظامی و... جزء اهداف مشترک هر دو طرف بوده است که غربیها در دست یابی به آن بسیار موفق تر عمل کرده اند.
۷. من متخصص امور دینی نیستم ولی تا جایی که می‌دانم احکام اسلام در زمینه اقتصاد بیشتر شامل تعدادی خطوط قرمز و چارچوب‌های کلی است که باید رعایت شوند (مثل عدم دریافت ربا) و این برای ایجاد یک مدل جامع اقتصادی کافی نیست. به بیان دیگر دین بیشتر «نباید» ها را بیان می‌کند در حالی که در ارائه مدل نیازمند «باید» ها هستیم (البته منظورم اشکال به دین نیست بلکه تلقی ما اشتباه است که تصور می‌کنیم دین قرار است تکلیف ما را یکسره کند و هرچه از دنیا و آخرت و اقتصاد و سیاست و علم و ... لازم داریم یکجا به ما بدهد).


مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://www.maaref.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ربات تلگرام پرسمان : @porsemanbot

اقا ما الان حال حاظرو باید در نظر بگیریم چرا هی میخواین مارو به گذشته ببرین هرچی هست همین الانه واقعیتشم اینکه ما خیلی بدبختیم

با سلام
راستش این موضوع مدت زیادی ذهن من رو درگیر خودش کرده بود. به نتیجه جامع و کاملی نرسیدم ولی یه نتیجه سرانگشتی من این بود که ما تصور می کنیم دین قرار است همه مشکلات ما را حل کند و صرف اینکه مسلمان شدیم در همه امور موفق شویم. در واقع به نوعی دین را یک "راه میانبر" می دانیم برای پیشرفت. تصور می کنیم در هر موضوع اجتماعی-سیاسی-اقتصادی و... مستقیما با استفاده از متون دینی می توانیم مشکل را حل کنیم و به نوعی دین را جایگزین عقل یا تجربه قرار دهیم. یا به تعبیر دیگر تصور می کنیم خداوند -نعوذ بالله- به افرادی که دینش را پذیرفته اند نوعی رانت می دهد!!! به اعتقاد من اصل آمدن دین برای تبیین موضوعاتی است که با عقل یا تجربه صرف نمی توان آنها را حل و فصل کرد. به همین خاطر است که دین مثلا موضوعات مربوط به ریاضی یا فیزیک یا ... را مطرح نمی کند. ما اعتقاد داریم خداوند حکیم است و کار بیهوده نمی کند. اگر مسئله ای را با عقل صرف بتوان حل نمود دیگر انتقال آن به صورت وحی و شریعت عملا غیر ضروری و بیهوده است. یکی از ایرادات ما این است که سعی داریم همه چیز را با هم مربوط کنیم. بسیاری از افراد در گذشته (از جمله عرفا و فقیهان و حتی برخی فلاسفه) تلاش کرده اند که عقل را ذیل دین ببرند و تعابیری مثل عقل معاش، عقل متاله و... را به کار برده اند. غافل از اینکه ابزار پذیرش اولیه دین و وحی، چیزی جز عقل نیست و اگر عقل را زیر سوال بردید، عملا ریشه دین را هم قطع کرده اید.

خداوند هیچ وقت بین بندگانش تبعیض قایل نمیشه که بگه مومنان برتر از کفارند.کفار شماهایید که گوشت و خون و استخوان برادر خودتونم رحم ندارید نمیخواهید هم باور کنید که عقب مونده هستید اره ژاپن پیشرفته نیست شماها خوبید پیشرفته ایید اونا علم و دزدیدن شماها عرضه همین کارم نداشتید.بجای اینکه کشورهای دیگه رو پایین بیارید خود عقب موندتون رو ببرید بالا.اسلام جز حسادت و بخل و کینه توزی برا شما چیزی به ارمغان نیاورده بنده های خدا یا واقعا نمیفهمید یا خودتون رو به ... زدید.

انقدر مطالبتون سطحی و بدون منبع و از روی تعصب اسلامی هست که فقط میسه یک ساعت خندید بهش آخه از کجای اسلام غربیها اسلام رو الگو قرار دادن باقالی

تو اول برو میشه نوشتن رو یادبگیر باقالی(میسه)

با عرض معذرت باید بگم همه ی گفته های شما درست نیست من دین اسلام رو قبول دارم پیشرفته بودن ایران در زمانهای قدیم رو قبول دارم تهاجم فرهنگی ک یک موضوع سیاسی هست رو هم قبول دارم ولی دلیل عقب موندگی ایران همین کاراییه ک شما دارید میکنید چرا باید همیشه خودمونو با کشور های دیگه مقایسه کنیم و اونا رو ادم حساب نکنیم و بگیم ما از همه بهتریم.فقط نشستیم مردم دنیا رو قضاوت میکنیم که کدوم خوبه کدوم بده کاری که تو اسلام از بزرگترین گناهاست .با قاطی کردن سیاست با کارهای مردمشون اینکه ما عقب مونده بمونیم رو سیاستمدار هاشون میخوان ن مردمشون اگه کمی درباره ی فرهنگشون تحقیق کرده باشی یا ب کشورهاشون سفر کرده باشی میبینی ک خیلی از رفتارهاشون و فرهنگشون از ما بهتره بهتره جای ایراد گرفتن از مردم ملت های دیگه خودمونو درست کنیم آره ژاپنی ها ذلیلن ک پیشرفتشونو میکنن و کشور های دیگرو مسخره نمیکنن و ما با فرهنگیم ک جای اینکه به وضعیت وخیم خودمون برسیم ملیت های دیگه رو بدبخت و بی فرهنگ میدونیم منظورم فقط این سایت نیست کلا میگم .بهتره جای اینچزا از خوبیها و فرهنگ خوبشونم بگیم ک واسه خودمون فرهنگ سازی شه فقط ما نیستیم ک خوبیم درضمن بهتره مردمه اونهارو از روی فیلمهایی ک واسه تهاجم فرهنگی ساخته میشه قضاوت نکنیم البته موارد دیگه هم هستن ک در عقب موندگی ما تاثیر دارن مثلا وضعیت بد کشور و دزدی و اختلاس های اقایون ک اجازه ی پیشرفت رو نمیدن .جوونهامون بیشتر معتاد و خلافکار میشن تا اینکه سمت علم و دانش برن نمیدونم بر چ اساسی میگیم ما بهترینیم.

به نظر من در این سایت مقایسه صورت نگرفته فقط حقیقت گفته شده.آیا گفتن حقیقت مقایسه کردن است؟

واقعا ممنون. این بچه آبجی ماواسش سوال شده بود چرا ژاپنی پیشرفت کرده. همین رو نوشت سایت شما اومد، هم خودم آگاه شدهم اون. اجرتون باامام صادق

Member since:
19 اسفند 1393
Last activity:
2 سال 1 هفته

همراهی با شما در عبور از ابهامات و ناملایمات زندگی را شاکر و قدردانیم. افتخار می کنیم پاسخ گوی سوال های دیگرتان در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی باشیم.

برخلاف آنچه تبلیغ می شود؛ ابعاد علمی اسلام به قدری گسترده و عظیم بوده که هنوز هم علوم و پیشرفت های امروز بشر، توانایی اظهار نظر در خصوص بسیاری از روایات و دستاورد های علمی اندیشمندان مسلمان را ندارد. و اساسا هر مقدار که علم بشری پیشرفت نموده، نه تنها ناقض نظرات اسلام نبوده بلکه آنها را هم مورد تایید قرار داده است. بعنوان مثال نظریه بی نهایت بودن ذرات که موجب شهرت پرفسور حسابی(پدر فیزیک ایران) در جهان شده، نظریه ای بود که پرفسور حسابی آن را از فلسفه اسلامی اقتباس کرده بود. ایشان قبل از مطرح کردن این نظریه، ابتدا آن را با علامه محمد تقی جعفری در میان گذاشته و در خصوص آن اطلاعات لازم را بدست آورده و سپس آن را با ساختاری فیزیکی ارائه نمودند. این نظریه بسیار فراتر از علم و پیشرفت های امروزی بشر بوده بطوری که وقتی این نظریه را برای پرفسور انیشتین مطرح نمودند، ایشان گفتند من نمی توانم در مورد آن اظهار نظری کنم ولی اگر این نظریه اثبات شود، تحول عظیمی در فیزیک بوجود خواهد آورد. این در حالی است که این نظریه در قرن ها قبل توسط فلاسفه مسلمان مطرح گردیده بود. برای انیشتین این سوال مطرح شد که این نظریه که بسیار جلوتر از زمان خود مطرح گردیده چگونه در ذهن پرفسور حسابی بوجود آمده است و پرفسور حسابی هم حقیقت را بیان نمودند و این باعث تمایل و نگرش بسیار مثبت انیشتین نسبت به اسلام گردید. بطوری که اقدام به انجام مکاتباتی با آیت الله العظمی بروجردی می نمایند. بعنوان مثال در یکی از این مکاتبات انیشتین سوال می کند آیا اسلام در خصوص نسبیت زمان هم نظری دارد که آیت الله بروجردی در جواب به حدیث معراج پیامبر اشاره نموده و بیان می کنند که نسبیت زمان در اسلام مورد تایید است. هم اکنون هم بسیاری از روایات و متون دانشمندان اسلامی در علوم مختلف وجود دارد که هنوز بررسی قرار نگرفته و اثبات نشده است و متاسفانه تحقیق در خصوص آنها توسط دانشمندان مسلمان امروز مورد بی مهری قرار گرفته و از این گنجینه علمی اسلام غفلت ها شده و این ظرفیت عظیم همچنان محجور و ناشناخته مانده است!! در حالی که شواهدی وجود دارد که دانشمندان غربی بر روی بسیاری از آنها کار کرده و توانسته اند تا به نام خود آنها را ثبت نمایند.

Member since:
19 اسفند 1393
Last activity:
2 سال 1 هفته

ضمن تشکر بابت مطالعه مقاله و درج نظرتان، پاسخی برای فرمایشاتتان توسط گروه کلام و دین پژوهی ما آماده شده است که می توانید آن را با شناسه 864556 و گذرواژه njkbs در صفحه پیگیری و مشاهده پاسخ مطالعه فرمایید. موفق باشید.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .