زيارت اهل‏ قبور

آيا «روح» با جسم خودش که در قبر پوسيده و از بين رفته و نيز قبري که کلا و کاملا نابوده شده است - کما کان - ارتباط دارد؟ مرادم از اين سؤال اين است که قبر پدرم که مربوط به 45 سال قبل است آيا هنوز براي کسب فيض و اجابت دعاي پدر لازم است که حتما سر قبر ايشان بروم؟

بر اساس آيات و روايات، ارتباط خاصى ميان «قبر برزخى» و «قبر خاكى»؛ يعنى، بين روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى وجود دارد. اين ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى - كه در طول زندگى دنيوى با يكديگر نوعى اتحاد داشته‏اند - سرچشمه مى‏گيرد. ارتباط مزبور با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ، به كلى از ميان نمى‏رود؛ بلكه يك نوع ارتباط در حدّ پايين‏ترى ميان روح برزخى و بدن مادى و خاكى وجود دارد. اين ارتباط نه در حد و اندازه‏اى است كه در زندگى دنيوى و در دوران تعلق روح به بدن وجود داشت، و نه با آن كيفيت و كميت؛ بلكه در ميزانى ضعيف‏تر و با كم و كيفى ديگر. از همين رو، روح - به رغم حضورش در عالمى فوق ماده و زمان و مكان (برزخ) - توجّه خاصى به بدن مادى و نقطه‏اى دارد كه بدن خاكى در آن است. بر اساس همين ارتباط، ميان قبر خاكى و قبر برزخى است كه دستورات و احكام خاصى در باب قبر، تشييع جنازه، كفن و دفن، حرمت قبر، استحباب زيارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظاير آنها، در شريعت اسلامى وجود دارد.

زيارت اهل قبور
ارتباط روح با قبر خاكى، موجب مى‏شود كه بتوان از اين طريق، بهتر با روح رابطه برقرار و به او توجّه كرد و نيز توجّه او را جلب نمود. بدين جهت در روايات، تأكيد فراوانى بر زيارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت و تلاوت قرآن كريم بر سر قبرها شده است. اين آداب در هر جايى، براى مردگان خوب است؛ ولى به دليل ارتباط قبر برزخى با قبر خاكى، بر انجام دادن اين آداب بر سر قبرها، تأكيد بيشترى شده و از استحباب بيشترى برخوردار است. از طرفى ارواح نيز بر اساس اين ارتباط با بدن مادى و قبر خود، از حضور مؤمنان مسرور و مبتهج مى‏شوند. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «قسم به خداى متعال، مردگان رفتن شما را [بر سر قبورشان ]مى‏دانند و با حضور شما مسرور مى‏شوند و با شما اُنس مى‏گيرند و بهره‏مند مى‏گردند». وسائل الشيعه، ج‏2، ص 878 و نيز در اين باب نگا: عروج روح، ص 71-76.

امّا مهم‏ترين اثر دنيوى زيارت اهل قبور براى انسان، تذكّر مرگ و يادآورى اين رخداد مهمّ است. اين خود، موجب باز داشتن انسان از بازى‏هاى دنيوى، نگا: نهج‏البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، خطبه 84، ص 66. مانع دست زدن به كارهاى زشت و ناروا، همان، خطبه 99، ص 92. باعث انجام دادن اعمال و كردار نيك، همان، كلمات قصار، 31، ص 364. سبب بى‏رغبتى و كم خشنودى از دنيا همان، كلمات قصار 349، ص 423. و زمينه‏ساز عبرت آموزى است. همان، خطبه 221، ص 252.

رو به گورستان دمى خامش نشين‏آن خموشان سخنگو را ببين‏

ليك اگر يك رنگ بينى خاكشان‏نيست يكسان حالت چالاكشان‏

شحم و لحم زندگان يكسان بودآن يكى غمگين، دگر شادان بود

تو چه دانى تا ننوشى قالشان‏ز آنكه پنهان است بر تو حالشان‏

بشنوى از قال‏هاى و هوى راكى ببينى حالت صد توى را

مثنوى، دفتر 3، ابيات 4764 - 4768.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .