ضرورت امامت

ضرورت وجود امام معصوم(ع) بعد از پيامبران را توضيح دهيد.

دلايل امامت
1. دليل عقلي:
الف. حكم الهي تأمين هدف نه نقض غرض:
خداوند حكيم غرض از بعثت وارسال پيامبران الهي را هدايت مردم به سوي سعادت وكمال قرارداده است .در صورتي اين هدف تامين مي شود كه افزون به وجود برنامه ودستورالهي ,مجري ومفسر خطا ناپذير هم داشته باشد والا بعد از رحلت پيامبر ان الهي دين الهي بدست مردم مي افتاد ودر مرور زمان دچار كمبودي و كاستي يا افزايش و انحراف خواهد مردم بعد از انحرافات ايجاد شده قادر نيست كه راه حق و راستين سعادت را از راه دروغ وانحرافي باز شناسد .بنابراين همانطور يكه براي ابلاغ وبيان وحي نياز به پيامبر معصوم است ,براي تبيين وتفسير خطاناپذيري از اصول و فروع دين به انسان معصوم عالم به علم نيازمند است و الا موجب مي شود كه هدف از بعثت پيامبران الهي تامين نشود.
امامت به عنوان مبيين مجري و مفسر تمام ابعاد دين در تمام ابعاد زندگي بشر مورد نياز وضرورت مي باشد تا با وجود امام حجت الهي كامل شود.
ب. قاعده لطف:
لطف آن است كه خداوند افزون بر اعطاي قدرت و اختيار ,بر هدايت وسعادت به انسان چيزي را عنايت مي كند كه راه سعادت و هدايت الهي را با شوق و رغبت مي پذيرد.
بيان قاعده لطف در مورد امامت:
وجود امام معصوم به عنوان رهبر و مدير جامعه انساني باعث مي شود كه تمام راه هاي نزديكي به عبادت و اطاعت خدا را همواره نمايد و همه راههاي شيطاني و انحرافي را مسدود سازد, شوق به عبادت و رغبت به اطاعت از خداوند با وجود چنين رهبري و مديريت بيشتر و خوبتر فراهم مي شود ,عقل مي گويد چنين كاري كه موجب تقرب زيادتر انسان به سعادت و كمال مي شود بر خداوند (بر اساس اقتضاي حكمت الهي) واجب است. اين وجوب عقلي است يعني مقتضاي حكمت خداوند است نه وجوب تشريعي.بنابراين خداوند براي نزديكترين انسان به هدايت و سعادت امام معصوم را براي جامعه بشري لازم دانسنه است. ازطريق پيامبر تعدادامامان معصوم را معين ومنصوب كرده است.
2آيات قرآني:
قرآن كتاب هدايت است امامت به عنوان كليد هدايت و سعادت انسان از نظر قرآن بدور نمانده است وبصورت روشن و واضح به اهميت امامت پرداخته است.
در اينجا به صورت منحصر و فشرده به دو آيه قرآني اشاره مي كنم بصورت مفصل بايد دلايل امامت را در كتاب هاي كلامي پي گرفت.
آيه سوم سوره مباركه مائده:
در سوره مباركه مائده نصب تعيين امام به عنوان اكمال دين و اتمام نعمت الهي معرفي شده است در ضمن امامت به عنوان سر فصل يآس كفر جهاني مطرح شده است.
بر اساس روايات فراوان از طريق شيعه و سني آيه اكمال دين به مناسبت روز غدير خم روز معرفي امام علي به عنوان خليفه بلا فصل پيامبر و امام مسلمين نازل گرديده است. اين آيه بيان ظريف ودر عين حال صريح و گويا در باره امامت است. كه براي هر انسان چند سوال مي آفريند در روز غدير خم روز 18 ذيحجه چه اتفاقي افتاده است كه دين اكمال ونعمت الهي اتمام پيدا كرد و كافران به اميدي و بيچارگي افتادند.
پيداست كه مقصود پايان يافتن نزول احكام الهي نيست اگر اين مي بود بايد ازلفظ اكمال اتمام استفاده نمي شد از لفظ تكميل وتعميم استفاده مي شد.
مساما مقصود آيه پيروزي نظامي مسلمين نيست زيرا بزرگترين پيروزي فتح مكه بود كه اين كار در روز غدير اتفاق نيفتاد پيروزي و غلبه مسلمين ربطي به اكمال دين و اتمام نعمت الهي ندارد.
با دقت و تعمق در آيه بدست مي آيد كه مقصود از اكمال دين اتمام نعمت الهي معرفي امام علي به عنوان امام مسلمين است زيرا رهبري و امامت پيامبر متوقف بر شخص حصرت بود بعد از رحلت او رهبري ومديريت او تمام مي شد در حاليكه رهبري ومديريت پيامبر گونه از نيازهاي حياتي دين است با معرفي علي به عنوان امام رهبري پيامبر گونه و مديريت معصومانه از شخص به نوع تبديل شدو چون مديريت مانند پيامبر بر خوردار از عصمت و طهارت مستدام گرديد, دين الهي كامل مي شود .و نعمت او تمام مي گردد در اينجاست كه كافران مآيوس مي شوند زيرا با وجود رهبري پيامبر وارد در همه ادرار آينده امكان نفوذ انحراف در دين الهي منتفي مي شود .(براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به علامه طباطبائي, سيد محمد حسين نفسير الميزان ج5 ذيل آيه شريفه 3سوره مائده).
آيه ولايت :
آيه 55 سوره مباركه مائده ولايت وامامت الهي را منحصر به خدا و پيامبر كسي كه ايمان دارد نماز مي خواند و در حال ركوع زكات پرداخت مي كند ,كرده است , مسلما معنايي انحصار ولايت اين است كه غير ازپيامبر و مؤمني كه در حال نماز زكات داده است ولايت ندارد همه مفسرين در شآن نزول آيه گفته اند كه بر اساس روايات فريقين اين درباره امام علي نازل شداو در مسجد نماز مي خواند سائلي در ميان نماز كمك خواست از كسي كمك بدست نياورد جز از امام علي كه انگشتر خود را به سائل داد.
از اين آيه بدست مي آيد كه امامت منصبي نيست كه هر كسي سزاوار آن باشد بلكه افراد خاصي از امت اسلامي صلاحيت آن را دارد كه امام علي عليه السلام بعد از پيامبر اولين امام مسلمين است.
احاديث شريف نبوي
1. حديث منزلت:
براساس نقل شيعه و سني پيامبر به امام علي فرمود نسبت وجايگاه تو نسبت به من مانند جايكاه و منزلت هارون به موسي است جز آنكه بعد از من پيامبر نخواهد بود هارون خليفه و وصي موسي بود امام علي نيز خليفه ووصي پيامبر است.
2. حديث ثقلين:
بر اساس نقل منابع شيعه و سني: اهل بيت پيامبر همطراز قرآن براي هدايت جامعه اسلامي معرفي شده است تمسك به اهل بيت(ع) و قرآن انسان را از انحراف صيانت خواهد كرد. زيرا هدايت وسعادت جامعه اسلامي وابسته به قرآن واهل بيت است هر دو از هم جدا شدني نيستند و بدون هر يك از اهل بيت و قرآن هدايت حاصل نخواهد شد. معناي آن اين است كه همانطور كه قرآن از انحراف و خطا مصون معصوم است اهل بيت هم از خطا و انحرف مصون معصوم تراند (براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به علامه طباطبايي كتاب شيعه در اسلام) با توجه به آيات قرآني و احاديث نبوي در مي يابيم كه امامت افزون بر اينكه مدلول دلايل عقلي وغير قابل خدشه است از متن وحي هم باصراحت و شفافيت به آن پرداخته شده است. بنابراين شيعه هم در اساس اعتقادات خود هم در اصول عملي خود متقن ترين دلايل و برهان هاي عقلي ديني را اقامه كرده است.
اضافه بر آن در ستون روائي اهل سنت نيز مؤيدها و شواهدي وجود دارد كه حكايت از تصديق اعتقادات شيعيان دارد در حالي كه آنان با سخت گيري زياد احاديثي مربوط امامت را حذف مي كردند اما نتوانستند همه آنان را نابود كنند.
به عنوان مثال در رواياتي از قول نبي مکرم اسلام آمده که امامان بعد من دوازده نفر هستند و حضرت به تعداد ايشان تصريح نموده است. اين حديث از گروهي از صحابه پيامبر(ص) نقل شده است که بيشترين اسناد آن به «جابر بن سمره» مي رسد و سپس به «عبدالله بن مسعود» و «عبدالله بن عمر» و «عبدالله بن عمر و بن عاص» و «عبدالملک بن عمير» و «ابي الجلد» و «ابي جحيفه» (و حداقل هفت نفرند) ولي حفاظ و ناقلان حديث که آن را در کتاب هاي خود نقل کرده اند بالغ بر ده ها کتاب مي شود، اکنون به قسمتي از آن توجه فرمائيد:
1. در صحيح مسلم از جابر بن سمره نقل شده که مي گويد:‌«سمعت رسول الله(ص) يقول لا يزال الاسلام عزيزا الي اثني عشر خليفه ثم قال کلمه لم افهمها! فقلت لابي ما قال؟ فقال کلهم من قريش!»؛(صحيح مسلم، 3/1453)
[اسلام پيوسته عزيز خواهد بود تا دوازده خليفه بر مسلمانان حکومت کنند، سپس سخني فرمود که من نفهميدم، پس به پدرم (که در آنجا حاضر و از من به پيامبر(ص) نزديک تر بود) گفتم پيامبر(ص) چه فرمود؟‌ گفت: فرمود: «تمام آنها از قريش اند».]
در همين کتاب با سند ديگري از «جابر» تعبير ديگري نقل مي کند و به جاي «لايزال هذا الدين عزيزا» ؛ «لايزال هذا الامر» آمده است و در تعبير سومي با سند ديگري «لايزال هذا الدين عزيزا منيعا» آمده است.
و در تعبير چهارمي از عامر بن سعد بن ابي وقاص نقل مي کند ه به جابر بن سمره نامه اي نوشتم که بعضي از اخباري را که خودت از پيامبر(ص) شنيده اي براي من بنويس، او چنين نوشت که من از پيامبر(ص) شنيدم مي فرمود: «لا يزال الدين قائما حتي تقوم الساعه، او يکون عليکم إثني عشر خليفه کلهم من قريش؛ دين اسلام برپاست تا قيام قيامت، يا اين که بر شما دوازده خليفه حکومت مي کنند که همه از قريشند».
و در طريق ديگري در همان صحيح مسلم از «جابر» آمده است «لايزال هذا الدين عزيزا منيعا إلي إثني عشر خليفه؛ اين دين قدرتمند و شکست ناپذير خواهد بود تا دوازده خليفه بر آن حکومت کنند». و در آخر اين حديث نيز همان جمله «کلهم من قريش» ديده مي شود.(صحيح مسلم، 3/1453)
2. همين حديث در صحيح بخاري با عبارت مشابهي آمده است، جابر مي گويد از پيامبر خدا(ص) شنيدم مي فرمود: «يکون إثني عشر اميرا فقال کلمه لم أسمعها فقال ابي انه قال کلهم من قريش؛ بعد از من دوازده امير خواهد بود، سپس سخني فرمود که آن را نشنيدم، پدرم گفت: فرمود همه آنها از قريشند».(صحيح بخاري، ج 3، جزء نهم، ص 101)
3. همين معني در صحيح ترمذي نيز با تفاوت جزئي ذرکر شده و ترمذي بعد از نقل آن مي گويد: «هذا حديث حسن صحيح؛ اين حديث نيکوي، صحيح است».(صحيح ترمذي، 4/501)
4. در صحيح ابي داود نيز همين معني با تفاوت مختصري آمده است و لحن حديث نشان مي دهد که پيامبر(ص) آن را در حضور جمعيت فرموده، زيرا در آن وارد شده است وقتي پيامبر(ص) فرمود: «همواره اين دين نيرومند و عزيز است تا دوازده خليفه» مردم با صداي بلند تکبير گفتند. (صحيح ابي داود/4)
5. در مسند احمد حنبل نيز در چندين مورد اين حديث ذکر شده است که بعضي از محققان شماره طرق آن را در اين کتاب به جابر، سي و چهار طريق ذکر کرده اند!(منتخب الاثر، ص 12 و احقاق الحق، ج 13)
در يک مورد مي خوانيم که مسروق مي گويد ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بوديم و او براي ما قرآن مي خواند کسي از او سؤال کرد آيا از رسول خدا(ص) هرگز سؤال کرديد که چند خليفه بر اين امت حکومت مي کنند؟ عبدالله بن مسعود گفت از زماني که به عراق آمده ام، قبل از تو کسي اين سؤال را از من نکرده است! سپس افزود آري ما از رسول خدا(ص) سؤال کرديم فرمود:‌ «اثني عشر کعده نقباء بني اسرائيل؛ دوازده نفر به تعداد نقبا و رؤساي بني اسرائيل».(مسند احمد، ج 1، ص 398)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .