مرگ ملائك

آيا ملائکه هم مانند انسان ها مرگ و مير دارند؟

در قرآن کريم براي فرشتگان ويژگي هاي فراواني شمرده شده است مثل:
1. فرشتگان موجوداتي عاقل و باشعور و بندگان گرامي خداوند هستند «بل عباد مکرمون» (انبيا، آيه 26).
2. مطيع امر و فرمان خداوند هستند و او را معصيت نمي کنند «لايسبقونه بالقول وهم بامره يعملون» (انبيا، آيه 27).
3. پيوسته مشغول تسبيح و تقديس خداوندهستند «والملائکه يسبحون بحمد ربهم و يستغفرون لمن في الارض» (شوري، آيه 5).
4. گاه به صورت انسان در مي آيند و بر انبيا و حتي غير انبيا ظاهر مي شوند. چنان که در سوره مريم مي خوانيم: فرشته بزرگ الهي به صورت انسان موزون بر مريم ظاهر شد «فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا» (مريم، آيه 17 - هود، آيه 69 و 77).
5. تعداد آنها به قدري زياد است که قابل مقايسه با تعداد انسان ها نمي باشند، چنان که در روايتي از حضرت صادق(ع) مي خوانيم: هنگامي که از آن حضرت پرسيدند: آيا تعداد فرشتگان بيشتر است يا انسان ها؟ فرمود: سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، فرشتگان خدا در آسمان ها بيشترند از عدد ذرات خاک هاي زمين و در آسمان جاي پايي نيست مگر اين که در آن جا فرشته اي تسبيح و تقديس خدا مي کند (بحارالانوار، ج 59، ص 176).
6. آنها نه غذا مي خورند و نه آب مي نوشند و نه ازدواج دارند، چنان که در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «ان الملائکه لايأکلون ولا يشربون ولا ينکحون و انما يعيشون بنسيم العرش؛ فرشتگان غذا نمي خورند و آب نمي نوشند و ازدواج نمي کنند، بلکه با نسيم عرش الهي زنده اند» (بحار، ج 59، ص 174، ح 4).
7. آنها نه خواب دارند نه سستي و غفلت. در حديثي از امير مؤمنان(ع) چنين آمده است: در فرشتگان نه سستي است و نه غفلت و نه عصيان... خواب بر آنها چيره نمي گردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسيان نمي شود بدن آنها به سستي نمي گرايد و در صلب پدران و مادران قرار نمي گيرند (همان، ص 175).
8. آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوتي دارند، بعضي هميشه در رکوع و برخي هميشه در سجودند: «مامنا الاله مقام معلوم. و انا لنحن الصافون. و انا لنحن المسبحون؛ هر يک از ما جايگاه معلومي دارد، ما همواره صف کشيده منتظر فرمان خدا هستيم و پيوسته تسبيح او مي گوييم» (صافات، آيات 164 - 166).
9. فرشتگان وظايف مهم و بسيار متنوعي از سوي خداوند بر عهده دارند:
- گروهي حاملان عرشند (حاقه، 17).
- گروهي مدبران امرند (نازعات، 5).
- گروهي مأمور قبض ارواحند (اعراف، 37).
- گروهي مراقب اعمال بشرند (انفطار، 10 تا 13).
- گروهي حافظ انسان از خطرات و حوادثند (انعام، 61).
- گروهي مأمور عذاب و مجازات اقوام سرکشند (هود، 77).
- گروهي مؤمنان را در جنگ ها ياري و کمک مي کنند (احزاب، 9).
- گروهي مبلغان وحي و آورندگان کتب آسماني براي انبيا هستند (نحل، 2).
با توجه به مطالب فوق، دعاي سوم صحيفه سجاديه در درود بر فرشتگان الهي و بيان اصناف و انواع فرشتگان و بيان ويژگي ها و مأموريت هاي آنها مي باشد:
«والذين بصوت زجره يسمع زجل الرعود؛ درود و سلام بر آن فرشته اي که وقتي ابرها را مي راند و حرکت مي دهد از فريادش غرش رعدها شنيده مي شود».
«و اذا سبحت به حفيفه السحاب التمعت صواعق البروق؛ و چون ابر خروشان به وسيله آن فرشته به شنا در آيد و شناور گردد، شعله هاي برق درخشيدن مي گيرد».
«و مشيعي الثلج والبرد والهابطين مع قطر المطر اذا نزل؛ و درود بر فرشتگاني که دانه هاي برف و تگرگ را بدرقه مي کنند و فرشتگاني که همراه قطره هاي باران فرود مي آيند».
«والقوام علي خزائن الرياح والموکلين بالجبال فلا تزول؛ و درود بر فرشتگاني که خزانه داران باد هستند و فرشتگاني که مأمور حفظ و نگهداري کوه ها هستند تا از جا در نروند و متزلزل نگردند».
«والذين عرفتهم مثاقيل المياه وکيل ما تحويه لواعج الامطار و عوالجها؛ و درود بر فرشتگاني که وزن آبها و اندازه باران هاي سيل آسا و رگبارهاي تراکم را به آنان آموخته اي».
«و رسلک من الملائکه الي اهل الارض بمکروه ما ينزل من البلاء و محبوب الرخاء؛ و درود بر فرشتگاني که به سوي اهل زمين گسيل مي شوند و گرفتار ناخوشايند و گشايش خوشايند براي آنان مي آورند.
به طور کلي اين فرازها از دعاي سوم صحيفه مبارکه سجاديه، در صدد تبيين نقش فرشتگان الهي در کارگرداني جهان هستي و انجام مأموريت هاي متنوع و متعددي است که خداوند متعال به عنوان کارگزاران هستي بر آنها محول کرده است. يعني همه امور و حوادث و رويدادهاي عالم با تدبير و کارگرداني و وساطت فرشتگان الهي انجام مي گيرد و آنها مأموران اجراي اراده خداوند و خواست او در پهنه هستي مي باشند به گونه اي که پديده هايي مانند باران و برف و تگرگ و باد و سيل و رعد و برق و حوادث گوارا و ناگوار و هزاران پديده ديگر با نقش آفريني و تدبير فرشتگان الهي که از سوي خداوند متعال مأمور و موظفند انجام مي پذيرد.
مطلب ديگر اينکه فرشتگان الهي همه در يك حد نمي باشند برخي به تجرد تام رسيده اند يعني هيچگونه استعداد و ترقي و استكمالي در مورد آنها معني ندارد و سخن قرآن كريم ((و ما منا الا له مقام معلوم ; هيچكدام از ما نيست مگر اينكه جايگاه او معلوم است )), (صافات , آيه 164). در مورد همين قسم از فرشتگان است . وجود آنها تمام است وجودي كه ترقي در آن راه ندارد و آنچه از كمالات كه براي آنها ممكن است از سوي خداوند يكجا به آنها عطا شده است و لذا حالت انتظار و كمال آينده درباره آنها ناروا است . اما قسم ديگر از فرشتگان صاحب وجود مكتفي اند. يعني وجود آنها ناقص است اما نقص خود را با كوشش دروني جبران مي كنند و نصاب استعداد را از درون خويش بدست مي آورند بيان آنها اين است ((لا علم لنا; علمي براي ما نيست )), (بقره , آيه 32). آنها علم به اسمائ الهي را در ابتدا نداشتند اما براي دست يابي به اين علم از راه حوزه علمي و حلقه درسي وارد نشدند. بلكه بدون نياز به امور خارجي درون آنان كافي است كه نور علم الهي در آن تجلي كند و تعليم آنان حاصل شود. اما در باب مرگ - در انسان نقصي وجود دارد كه فرشتگان الهي از آن مبرا هستند و آن مرگ است . انسان از آن جهت كه متحرك است و خط سير او از طبيعت مي گذرد لا جرم پاياني براي حركت طبيعي اش وجود دارد كه از اين پايان به عنوان مرگ ياد مي شود و مرگ به صورت ظاهر نقصي است انساني كه چون از گونه قضاي خداوندي است گريزي از آن نيست . البته فاصله انسان تا مرگ يعني ميزان عمر آدمي چون از مقدرات است تغيير مي پذيرد و با اموري همچون دعا, صدقه و صله رحم و يا گناهان گوناگون كم يا زياد مي شود. پس اصل مرگ قضايي است الهي و هرگز تغيير نمي يابد و هر انساني بلكه هر پديده اي بايد به اين مرحله وارد شود كه ((كل نفس ذائقه الموت ; هر نفسي مرگ را مي چشد)), (آل عمران , آيه 185). اما فرشتگاه چنان كه از طبيعت به دورند از اين نقص ظاهري يعني مرگ طبيعي نيز بركنارند. بنابراين مرگ طبيعي را براي همه انسان ها مي توان به عنوان يك نقص تلقي كرد چون براي خوبان پايان خدمت و عبادت است و براي انسان هاي بد انتهاي مهلت است , (صورت و سيرت انسان در قرآن , آيت الله جوادي آملي , ج 14, ص 311). خلاصه اين كه چون در عرصه عالم تجرد هيچگونه استعداد قابليتي نيست از اينرو حركت و تغيير نيز در آن عالم نمي باشد چرا كه حركت خروج يك شي از قوه به سوي فعليت است . پس زاد و ولد و تكثير نسل در عالم فرشتگان نمي باشد چون طفل قوه اي است در مسير رسيدن به مراحل بالاي كمال كه همان فعليت باشد. و عالم تجرد از قوه و استعداد تهي است و نيز مرگ چون پايان حركت طبيعي است در عالم فرشتگان معني ندارد. بنابراين مرگ به معناي متعارف براي انسان در ملائكه معني ندارد اما نوعي مرگ براي همه ي موجودات از جمله ملائكه است كه در هنگام نفخ صور تحقق مي يابد كه همه ي موجودات عالم امكان مي ميرند و زندگي از آنها گرفته مي شود, (نگاه كنيد قيام قيامت استاد محمد شجاعي , صص 50 - 28, كانون انديشه جوان , موئسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر). منابع مفيد براي مطالعه 1- تفسير الميزان (فارسي ), ج 17; سوره فاطر, آيه 1; ج 14 سروه انبيائ آيه 16; ج 20 سوره نازعات آيات 1 تا 41 2- نهج البلاغه خطبه هاي 157 / 109 / 1 / 91 / 183 / 171.