آزادي عقيده

اگر شخص چه از پدر و مادر مسلمان و چه از غير مسلمان, آزادانه راه نجات را انتخاب و به ديگران هم نشان دهد, آيا اشخاص مخاطب; يعني کساني که پيغام انجيل را مي شنوند، خود نمي تواند انديشه و تجربه کنند که راه جديد درست است و يا نه؟

Azadi01.jpg
از ديدگاه اسلام به مقتضاي آيه اول و آيات ديگر، آزادي عقيده پذيرفته است ليکن هم براساس براهين عقلي و هم به مقتضاي آيه 85 سوره آل عمران و آيات ديگر به اين آزادي توأم با مسؤوليت است و پيامدهاي آن گريبانگير افراد است.

توضيح: آزادى عقيدتى مسؤولانه انسان در اسلام‏:
در اين خصوص چند دسته آيه وجود دارد:
1. آياتى كه ايمان آوردن انسان را امرى اختيارى ذكر مى‏كنند، مانند «هيچ اكراه و اجبارى در دين وجود ندارد.» (بقره: 256) و «اگر پروردگارت مى‏خواست همه آن‏ها كه در زمين زندگى مى‏كنند، يكسره ايمان مى‏آوردند، اينك آيا تو مى‏خواهى مردم را وادار كنى كه مؤمن گردند.» (يونس: 99) و «بر خداست كه راه راست را بنماياند و برخى از راهها كژند و اگر مى‏خواست همه تان را يكسره (با زور) هدايت مى‏كرد.» (نحل: 9) و نيز «بگو: حق از سوى پروردگارتان فرود آمده است، حال هر كه مى‏خواهد ايمان بياورد و هر كه مى‏خواهد كفر بورزد.» (كهف: 29)
2. آياتى كه كفار را توبيخ نموده، وعده عذاب الهى داده است و يا در سوره توبه و برخى آيات ديگر، مى‏فرمايد: «هر كجا كه آن‏ها را يافتيد بكشيد...؛ مانند: «واقتلوهم حيث ثقفتموهم» (بقره: 191، نسا: 91. و يا «فخذوهم و اقتلوهم حيث وجدتموهم» (نسا: 89) و نيز: «هر گاه ماه‏هاى حرام به پايان رسيد، هر جا مشركين را يافتيد، بكشيد و آن‏ها را بگيريد و محاصره كنيد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد. پس اگر توبه كردند و نماز بر پا داشتند و زكوة دادند، آنان را رها سازيد؛ زيرا خداوند، بخشنده مهربان است.» (توبه: 5) و نيز آيه جزىُ (توبه: 29) يا آىُ شمشير (توبه: 36).
در جمع اين آيات، نظرهاى مختلفى مطرح شده است از جمله اين كه: الف) اسلام آزادى انديشه را قبول دارد اما آزادى عقيدتى را به اين معنى كه آزاد باشد هر عقيده‏اى را بخواهد انتخاب كند، قبول ندارد. به اين اعتقاد كه شرك و كفر، عقيده نيست، اوهام و خرافات است و عقيده به اين معنا انعقاد انديشه و اسارت آن است و قابل احترام نيست و نبايد آزادى انعقاد فكر را با آزادى تفكر اشتباه گرفت. هر مكتبى كه به ايدئولوژى خود ايمان و اعتقاد و اعتمد داشته باشد، ناچار بايد طرفدار آزادى انديشه و آزادى تفكر باشد. به عكس، هر مكتبى كه ايمان واعتمادى به خود ندارد، جلو آزادى انديشه و آزادى تفكر را مى‏گيرد.(1) استاد مطهرى اضافه مى‏نمايد:
«شما كِى در تاريخ عالم ديده‏ايد كه در مملكتى كه، همه مردمش احساسات مذهبى دارند، به غير مذهبى‏ها، آن اندازه آزادى بدهند كه بيايند در مسجد پيامبرصلى الله عليه وآله يا در مكه بنشينند و حرف خودشان را آن طور كه دلشان مى‏خواهد بزنند، خدا را انكار كنند، منكر پيامبرصلى الله عليه وآله شوند، نماز و حج و... را رد كنند و بگويند ما اين‏ها را قبول نداريم، اما معتقدان مذهب، با نهايت احترام با آن‏ها برخورد كنند. در تاريخ اسلام از اين نمونه‏هاى درخشان فراوان مى‏بينيم. و به دليل همين آزادى‏ها بود كه اسلام توانست باقى بماند. اگر در صدر اسلام در جواب كسى كه مى‏آمد و مى‏گفت من خدا را قبول ندارم، مى‏گفتند بزنيد و بكشيد، امروز ديگر اسلامى وجود نداشت. اسلام به اين دليل باقى مانده كه با شجاعت و با صراحت با افكار مختلف مواجه شده است... در آينده هم اسلام، فقط و فقط با مواجهه صريح و شجاعانه با عقايد و افكار مختلف است كه مى‏تواند به حيات خود ادامه بدهد. و من به جوانان طرفداران اسلام، هشدار مى‏دهم كه خيال نكنند راه حفظ نكنند راه حفظ معتقدات اسلامى، جلوگيرى از ابزار عقيده ديگران است. از اسلام فقط با يك نيرو مى‏شود پاسدارى كه در آن علم است، و آزادى دادن به افكار مختلف و مواجهه صريح و روشن با آن‏ها».(2)
با توجه به اين، بت پرستى احترامى ندارد و به بهانه اين كه عقيده هر كس بايد آزاد باشد، نمى‏تواند گفت: چون اين بت‏ها مورد احترام جمعيت كثيرى از مردم هستند، پس بايد به آن‏ها احترام بگذاريم. از نظر اسلام باين اغراى به جهل است، نه خدمت به آزادى. لذا حضرت ابراهيم‏عليه السلام و نيز حضرت محمدصلى الله عليه وآله در ضمن فتح مكه، چون اين بت‏ها را عامل اسارت فكرى مردم مى‏دانستند، تمام آن‏ها را در هم شكستند و مردم را واقعاً آزاد كردند.(3)
بنابراين از اين ديدگاه اساس دعوت قرآن و انبيا بر توحيد ويكتا پرستى استوار است و اگر دست از اين شعار برداشته و آزادى مردم را در انتخاب هرگونه عقيده‏اى بپذيريم، دين را از اصل متلاشى كرده‏ايم. بالاتر آنكه، مكتب اسلام با وجود لزوم اعتقاد به تمامى پيمبران وانبياى عظام، تنها آيينى را مى‏پذيرد كه اسلام است. گرچه همه اديان توحيدى از جانب خداوند مده و داراى هدفى واحدند، ولى در هر زمان تنها يك دين مقبول وجود داشته و در اين زمان، دين مورد پذيرش خداوند را دين اسلام مى‏داند: «ان الدين عند اللَّه الاسلام...» (آل عمران:85). گرچه معناى اسلام همان تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكل خاصى داشته و در اين زمان شكل آن، مكتبى است كه به دست پيامبر خاتم پديد آمده است.(4)
ب) برخى از انديشمندان بزرگ اسلامى نيز با انقسام آزادى به تكوينى و تشريعى مى‏نويسند: «انسان، گرچه تكويناً آزاد است، و در انتخاب و در انتخاب هيچ دينى مجبور نيست، لكن تشريعاً موظف است دين حق را بپذيرد. گرچه قرآن كريم، انسان‏ها را تشويق مى‏كند كه سخن‏هاى گوناگون را بشنوند و سخن بهتر را برگزينند، اما در عين حال سخن بهتر را معرفى مى‏كند، و دست انسان را تشريعاً، در تعيين و تشخيص آن باز نمى‏گذارد. به عبارت ديگر قرآن كريم، در ضمن ارائه يك قياس كلى مبنى بر آزادى در انتخاب سخن بهتر و آزادى عقيده به موجب «فبشّر عبادى الذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه» (زمر: 17 - 18)، خود، صغراى قياس يعنى «ماهيت سخن بهتر» و اين كه مصداق اين سخن بهتر چيست، را به موجب «و من احسن قولاً ممن دعا الى اللَّه و عمل صالحاً و قال إننى من المسلمين» (فصلت: 33) بيان كرده است. پس انسان‏ها، گرچه تكويناً در انتخاب دين آزادند، اما تشريعاً چنين نيست».(5)
به نظر ما آزادى در اسلام نه بر دو قسم، بلكه بر سه قسم است:
1. آزادى تكوينى (يا فلسفى)؛ يعنى انسان در چارچوب فعاليت‏هاى ارادى خويش، طبيعتاً و در واقع خارجى آزاد است، صرف نظر از اين‏كه كارى متّصف به بد يا خوب، حرام يا مباح يا وجب و... گردد و يا منع حقوقى داشته باشد يا نه، انسان توان انجام يا ترك كارى را دارد.
2. آزادى شرعى؛ يعنى انسان از نظر شرع مقدس، در انجام يا ترك كارى در حيطه شرع آزاد است.
3. آزادى حقوقى (قانوى)؛ يعنى انسان علاوه بر آنكه به لحاظ طبيعى و فلسفى آزاد است، اما صرف نظر از آزادى يا ممنوعيت شرعى، از لحاظ قوانين و مقررات حاكم بر اجتماع نيز در انتخاب و اختيار يكى از چند كار آزادى باشد. لذا گرچه ممكن است شرعاً در پيشگاه الهى در انتخاب فلان رفتار يا اعتقاد خاصى مسئول باشد و آزاد نباشد، اما از جهت حقوقى، مجازات و عِقاب دنيوى بر فعل يا اعتقاد او مترتّب نمى‏شود؛ در واقع ضمانت اجراى دولتى ندارد.
به همين جهت به نظر ما گرچه انسان از لحاظ آفرينش و خلقت آزاد آفريده شده است (آزادى تكوينى)، اما اين آزادى نعمتى است كه اگر از آن استفاده صحيح نشود، مورد باز خواست الهى قرار مى‏گيرد(6) و شرعاً در برابر انتخاب‏هاى خود مسئول است، ولى با وجود اين از جهت قانونى و حقوقى نمى‏توان كسى را به واسطه كفر و شرك ابتدائي او، كشت يا تحت شكنجه قرار داد، چه اين كه گرچه انتخاب كفر و شرك، شرعاً حرام است، لكن از جهت حقوقى، آزادى عقيدتى وجود دارد.
با توجه به سخنان پيش گفته، اگر شخصي از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده باشد در انتخاب هر ديني آزاد است منتهي از نظر عقلي در پيش گاه الهي مسئول است که کامل ترين دين را از روي تحقيق و تفکر بپذيرد، و اگر تحقيق نکرده و يا از روي تقليد کورکورانه به ديني پاي بند شود در روز قيامت مسئول خواهد بود.
اما اگر پدر و مادر يا يکي از آن دو مسلمان باشد، و يا خود فرد بعد از بلوغ اسلام را اختيار نموده باشد از روي تحقيق، حق ندارد به دين ديگري بگرايد، يعني حکم ارتداد را دارد که بايد مجازات شود، اين به خاطر آن است که کيان اسلام از هم پاشيدگي و بهم ريختگي حفظ شود، چنان که يهوديان در صدر اسلام براي سست کردن مردم در ابتداي روز مسلمان مي شدند، (نه از روي تحقيق بلکه براي توطئه ...) و بعد از ظهر يا فرداي آن روز از اسلام بر مي گشتند تا از اين طريق مردم را به اسلام بد بين نمايند، اسلام دستور داد کساني که اين گونه رفتار مي کنند به عنوان مرتد بايد مجازات شوند.
و اين نکته هم بايد آور شويم که اگر انساني اسلام را با تحقيق بپذيرد يقينا از آن بر نمي گردد مگر عامل نفساني و شيطاني در کار باشد، که انسان براي اين که آزادي جنسي و ... داشته باشد بخواهد از اسلام برگردد.
هيچ انساني که به دانشگاه راه پيدا کرده به دبستان و دبيرستان برنمي گردد مگر بر اثر عوامل نفساني و جهالت، اسلام نسبت به اديان ديگر مرحله دکترا و فوق دکترا است به دوره دبستان را دارد. شاهد اين مدعا مسلمان شدن عده اي زيادي از محققان و دانشمندان است که مختصر مطالعه در اسلام داشته اند، اين روزها در اخبار مرتب مي شنويم که در کشورهاي مختلف بر اثر تحقيق و مطالعه گرايش به اسلام رو به فزوني است، بر عکس در بين مسلمانان اگر کسي مسيحي شده بر اثر بي خبري و به انگيزه مادي و شهوتي است. در داخل کشور برخي افراد را با وعده پول ماهانه و برخي جوانان را با وعده آزادي پسر و دختر به سوي مسيحيت و يا ... دعوت مي کنند.
---------------------
پي نوشت ها:
1) پيرامون انقلاب اسلامى، 14 - 6، 82 - 81؛ آشنايى با قرآن، 3/225-221؛ آزادى عقيده، 123 - 113؛ تفسير من وحى القرآن، 11/21.
2) پيرامون انقلاب اسلامى، 81، 82.
3) همان، 9 - 7.
4) آزادى عقيده، 123.
5) فلسفه حقوق بشر، 192 - 189.
6) آيات 48 مائده، 2 ملك، 2 انسان، 4 و 12 و 85 آل عمران، 17 مزمل، 161 و 39 بقره

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .