اولين موجود روی زمین

در كتب خارجي و داخلي مي خوانيم (در مدارس هم اينگونه بود) كه جهان هميشه سير تكاملي داشته و جانوران اين سير تكاملي را داشتند و انسان هم توسط اين سير تكاملي به وجود آمده است آيا اين سخن درست است؟ اگر اين حرف درست است پس حضرت آدم(ع) اولين موجودي به نام انسان نبود كه توسط خداوند پا بر زمين نهاد؟

در رابطه با آفرينش انسان توجه به چند نكته ضروري است:
1. آفرينش اولين فرد انساني با گسترش انسان دو مسئله متفاوتند و مانعي ندارد كه اولي دفعي و ديگري تدريجي باشد.
2. تدريجي بودن خلقت انسان -حتي انسان اوليه- لزوما به معناي پذيرش نظريه تكامل زيستي آن گونه كه در نظريه «داروين» آمده نيست. آن چه در نظريه داروين آمده است رهگذر تدريجي تكامل از تك يافته به موجودات پر سلولي و به دنبال آن پيدايش حيوانات و تبديل نوعي حيوانات تا رسيدن به انسان است. به عبارت ديگر اين نظريه معتقد است كه انسان اجداد حيواني دارد و نوعي حيوان تبديل به انسان شده است. در حالي كه گونه هاي ديگري از تدريج و تکامل در نظام آفرينش نيز قابل تصور است. پس تکاملي و تدريجي بودن خلقت انسان اوليه لزوما مبتني بر تكامل زيستي مشهور يعني نظريه تبديل انواع (ترانسفوريسم) نيست.
جهت آگاهي بيشتر پيرامون نظريه تكامل و نگرش اسلام در اين باره به مطالب زير توجه كنيد:
نظريه تكامل (Evolution) ديدگاه‏هاى گوناگونى را در ميان زيست‏شناسان و عالمان دينى برانگيخته است؛ انگاره‏هاى موجود در فلسفه علم نيز گمانه‏هاى متفاوتى را درباره اين نظريه رقم مى‏زند. تكامل باورى (Evolutionism) و به عبارت دقيق‏تر نظريه تبدل انواع (Transformism) از بدو پيدايش تاكنون، مراحل گوناگونى را پشت سر گذاشته و همواره مورد نقد و اصلاحاتى واقع شده كه اهم آنها عبارت است از: 1. داروينيسم، 2. نئوداروينيسم، 3. لاماركيسم، 4. نئولاماركيسم، 5. موتاسيونيسم (Mutationism).
داروين بر آن بود كه جانوران و گياهان، توليد مثل بسيار دارند؛ به طورى كه پايايى آنها موجب اشغال همه زمين و كمبود غذا و مسكن براى آنها خواهد شد. در نتيجه هر موجودى براى بقاى خود در برابر ديگر رقيبان، بايد بكوشد و در اين تنازع مستمر، آنكه اصلح و داراى صفت برترى است، باقى خواهد ماند. اين صفت برتر - كه موجب بقاى يك فرد مى‏شود - از طريق وراثت به افراد ديگر منتقل شده و به اين وسيله نسل موجودات ادامه مى‏يابد.
همچنين براساس نظريه «جهش» (Mutation)، گاهى صفات جديدى به طور ناگهانى در موجودى پيدا مى‏شود و جاندار به وسيله آن مى‏تواند به حيات خود ادامه دهد. تجمع جهش‏هاى مساعد در طول زمان، موجب دگرگونى انواع جاندار و ادامه حيات به صورت نوع جديد مى‏شود.
اكنون به اختصار از سه منظر ياد شده، به بررسى نظريه مى‏پردازيم:

يك. زيست‏شناسى‏
از منظر زيست شناختى (Biologic) اشكالات چندى بر نظريه تكامل وارد است؛ از جمله اينكه:
1-1. اينكه چگونه عضو جديدى به وجود مى‏آيد، يا بعضى سازگارى‏هاى شگفت حاصل مى‏گردد، يا چگونه گونه‏هاى بزرگ جانوران و گياهان تشكيل شده‏اند و... هنوز بر جهان دانش روشن نيست.
1-2. وجود نوع پيچيده، پس از نوع ساده و تشابه بعضى از موجودات با يكديگر - كه قائلان تحول انواع به آن استناد مى‏كنندبهزاد، محمود، آيا به راستى انسان زاده ميمون است؟، (بى‏نا، چاپ سوم، 1354)، صص 117 - 118. - دليل بر آن نيست كه انواع پسين، از انواع پيشين مشتق شده باشندنگا: نصرى، عبداللَّه، مبانى انسان‏شناسى در قرآن، (تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول)، ص 68..
1-3. داروين از تفاوت‏هاى عمده و اساسى بين انسان و اجداد حيوانى مورد ادعا (ميمون) غافل بوده است! بعضى از اين تفاوت‏ها - كه «والاس» (Wallace)به آنها اشاره كرده - عبارت است از:
الف. فاصله عميق ميان مغز و قواى دماغى انسان و ميمون؛
ب. تمايز زبانى آشكار بين انسان و ميمون؛
ج. استعداد و توانايى آفرينش هنرى در انسان؛
د. عدم تفاوت مغزى بين انسان متمدن كنونى و قبايل بدوى كه داروين آنها را حلقه فاصل بين انسان متمدن و ميمون خوانده است.ايان باربور Barbour()lan، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى، (تهران: مركز نشر دانشگاهى چاپ دوم 1375)، ص 141 - 99.
«فيزيكو» (Phisico)طبيعى دان آلمانى و متخصص در تاريخ طبيعى انسان (Antropology)مى گويد: «پيشرفت‏هاى محسوسى كه علم تاريخ طبيعى انسان نموده ، روز به روز خويشاوندى انسان و ميمون را دورتر مى‏سازد»وجدى، فريد، على اطلال المذهب المادى، صص 103 - 108..

دو. فلسفه علم‏
از منظر فلسفه علم(Philosophy of Science) - كه معرفتى درجه دوم است و راهبردهاى علمى، روش‏هاى برگزيده از سوى دانشمندان، حاصل كار آنها و عوامل دخيل در نظرپردازى‏هاى علمى را مورد سنجش و داورى قرار مى‏دهد - ديدگاه‏هاى گوناگونى در باب چيستى و منطق دانش تجربى عرضه شده كه عبارت است از:
الف. پوزيتويسم منطقى (Logical Positivism)،
ب. مينوگروى(ldealism)،
ج. واقع‏گروى خام (Naive Realism)،
د. واقع‏گروى نقدى(Critical Realism).
چهارمين نگرش بر آن است كه اساساً تئورى‏هاى علمى، برآيند مشاهدات صرف و تحويل پذير به داده‏هاى حسى نيست؛ بلكه اينها برآيند هم‏كنشى داده‏هاى حسّى و ساخته‏هاى ذهنى دانشمند است. بنابراين نظريات علمى، اكتشافات محض نيست و جنبه اختراعى نيز دارد. از اين رو نمى توان اين گونه نظريات را كاملاً مطابق با واقعيت و عينيت خارجى دانست.ايان باربور، علم و دين، ترجمه بهاء الدين خرمشاهى، صص 169 - 244.

سه. دين‏
در ميان عالمان دينى و ديگر كسانى كه در پى تبيين ديدگاه اسلام درباره نظريه تكامل بر آمده‏اند، روى‏كردهاى گوناگونى به شرح زير وجود دارد:
3-1. ادعاى اينكه در قرآن به تكامل تدريجى و تحول انواع و پيوستگى نسلى اشاره شده است‏سحابى، يداللَّه، خلقت انسان، (تهران: شركت سهامى انتشار، چاپ 13، 1375).؛
3-2. رد نظريه تحولى خلقت‏تفسير الميزان، ج 4، ص 153 ؛ ج 9، ص 8 ؛ ج 16، ص 269.
؛
3-3. در صورت اثبات نظريه تكامل در مورد ديگر جانداران ، انسان حساب جداگانه و مستقلى دارد و پيوستگى نسلى با ديگر حيوانات نداردر.ك:
الف. سبحانى، جعفر، منشور جاويد، ص 94؛
ب. همو، داروينيسم يا تكامل انواع؛
ج. مكارم شيرازى، ناصر، فيلسوف نماها؛
د. مصباح يزدى، محمد تقى، خلقت انسان از نظر قرآن، معارف قرآن: خداشناسى، انسان شناسى، كيهان‏شناسى (قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ سوم 1380).
؛
3-4. امكان برداشت هر دو نظريه از قرآن.على مشكينى اردبيلى، تكامل از نظر قرآن.
3-5. تفكيك زبانى علم و دين.مطهرى، مرتضى، مقالات فلسفى، علل گرايش به ماديگرى، (قم: صدرا).
براى توضيح بيشتر علاوه بر متون ذكر شده ر.ك :
الف. فرامرز قراملكى، احد، موضع علم و دين در خلقت انسان، (نشرآرايه)؛
ب. مجله «كلام اسلامى»، شماره 31815
پ. نصرى، عبداللَّه، مبانى انسان‏شناسى در قرآن، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول 1379)، صص 69 - 87.

اكنون از ميان آراى ياد شده، به اختصار ديدگاه علامه طباطبايى بيان مى‏شود:
يك. اساساً پيوستگى نسلى انسان با ديگر حيوانات، از نظر تجربى ثابت نشده و دليل علمى قاطع و وفاق و اجماعى بر آن نيست.
دو. آيات قرآن با صراحت و نص قطعى از هيچ يك از دو نظريه ثبات انواع (Fixism)و تحول انواع (Transformism) دم نزده است؛ ليكن ظاهر آيات مربوط به خلقت انسان، با ديدگاه اول انطباق دارد.
سه. ظواهر كتاب و سنت تا زمانى كه با حجت برتر ديگرى در تعارض نباشد، به حجيت خود باقى است.
چهار. نمى توان از مدلول ظاهرى آيات قرآن، در اين باره دست كشيد.
نتيجه آنكه انگاره «تحول انواع»، قابل انتساب به قرآن نيست. از آنجايى كه نص قطعى و ضرورى نيز برخلاف آن وجود ندارد، در صورت اثبات پيوستگى نسلى انسان با اجداد حيوانى در زيست‏شناسى، مى‏توان ظواهر آيات قرآن را تأويل كرد؛ ليكن چنين چيزى در علوم اثبات نشده و حجتى معارض ظواهر قرآن وجود ندارد. بنابراين در حال حاضر دليلى بر تأويل آيات دلالت كننده بر استقلال نسلى انسان وجود نداردطباطبايى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بى‏چا، بى‏تا)، ج 16، صص 382 - 391..
ذكر چند نكته در اين باره بايسته است:
يكم. اينكه خداوند آفرينش خود را از طريق نظام عليت و اسباب و مسببات به انجام مى‏رساند، دليل بر اين نيست كه لزوماً از طريق روند تحولى و از تك ياخته به سوپر سلولى يا از حيوان به انسان باشد؛ بلكه آن مسأله، قاعده‏اى فلسفى و كلى است كه به انحاى گوناگون، قابل تصور و تحقق است. بنابراين قاعده عليت، به تنهايى نه اثبات كننده نظريه تكاملى داروين است و نه رد كننده آن.
دوم. مستفاد از ظاهر قرآن اين است كه انسان‏هاى كنونى، همه از نسل آدم‏عليهم السلام و حوا مى‏باشند و هيچ واسطه نسلى ديگرى بين آنها نيست، بنابراين حتى اگر انسان‏هاى ديگرى پيش از آدم بر زمين مى‏زيسته‏اند، آنان بين حضرت آدم و انسان‏هاى پس از وى اختلاط نسلى ندارند.
سوم. نفى نظريه تكامل داروين، لزوماً به معناى دفعى دانستن خلقت نيست؛ چنان كه تدريجى بودن آفرينش نيز منحصر به نظريه تحول انواع نمى باشد. از سوى ديگر آيات قرآن بر اصل تدريجى بودن خلقت دلالت روشن دارند، ولى انطباق آنها نظريه تبدل انواع، نيازمند تأويل و دست كشيدن از ظواهر است و چنان كه گذشت تا زمانى كه اين نظريه، در بوته نقض و ابرام است، تأويل آيات قرآن و كنار نهادن ظواهر كتاب آسمانى روا نيست.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .