آتش جهنم جسماني است يا روحاني ؟

خداوند متعال براي آخرت بر اساس اعمال خوب و بد بهشت و جهنم را قرار داده و وعده داده كساني كه به معاد و توحيد كفر بورزند من آنها را در اتش جهنم مي سوزانم آيا اين آتش جسماني است يا روحاني ؟

عذاب اخروى صرفا عذاب روحانى نيست بلكه شامل جسم نيز مى‏گردد ما معتقديم كه معاد روحانى و جسمانى است. چرا كه: انسان موجودى دو ساحتى است كه از دو بعد جسمانى و روحانى فراهم آمده به گونه‏اى كه هر دو در حقيقت او دخيل‏اند و چنين نيست كه يكى (مثلاً بعد جسمانى) جنبه عارضى و موقتى داشته باشد البته بعد روحانى انسان در مقايسه با ساحت جسمانى او از نوعى اصالت برخوردار است اما فرعيت بعد جسمانى لزوما به معناى خروج آن از حقيقت ذات آدمى نيست از اين رو به بعضى عذابهاى جسمانى و روحانىدوزخ اشاره مى‏گردد.
عذابهاى جسمانى دوزخ
1. آتش سوزان: مهمترين بعد عذاب دوزخ سوزانندگى آتش آن است و عموم اسامى دوزخ (مانند جحيم، سعيد و سقر) به نوعى اشاره به اين بعد از عذاب دارند. بى‏ترديد آتش دوزخ تفاوت‏هايى اساسى با آتش دنيوى دارد از اينرو در قرآن به نار كبرى (آتش بزرگتر) شهرتيافته است، (سوره اعلى 13 - 11).
2. غذا و نوشيدنى ناگوار. بر اساس آيات متعدد قرآنى به دوزخيان غذاهايى بسيار ناگوار و نوشيدنى‏هاى تلخ و سوزان مى‏خورانند كه بر عذاب آنان مى‏افزايد، (غاشيه 7 - 4).
3. لباس آتشين، لباس دوزخيان از جنس آتش‏سوزان است، (حج / 19).
4. بادهاى كشنده و سايه‏هاى سوزان، (واقعه 44 - 41).
5. اسارت در غل و زنجير، (غافر 72 - 71).
عذاب‏هاى روحانى
1. حسرت بى‏پايان، اهل دوزخ پس از مشاهده تحقق وعده‏هاى الهى و آگاهى از فرجام نامبارك خويش و سرانجام نيكوى بهشتيان به حسرتى جانكاه دچار مى‏شوند كه هيچگاه از شكنجه آن رهايى نخواهد داشت از اينرو روز رستاخيز يوم الحسرة نام گرفته است،(مريم / 39).
2. غم و اندوه بيكران، از ديگر آلام روحانى دوزخيان غم و اندوهى است كه هماره روح و جان آنان را مى‏آزارد به گونه‏اى كه تا ابد از شادى و شادمانى بى نصيب مى‏شوند، (حج - 22).
3. رسوايى و ذلت بزرگ، از آنجا كه احوال انسان‏ها در روز رستاخيز در معرض مشاهده فرشتگان و انبياء ديگر انسانها قرار دارد محروميت دوزخيان از بهشت و افكنده شدن آنان در دوزخ كه با آشكار شدن باطن آنان و ظهور حقيقت اعمالشان همراه است رسوايى و خوارىجبران‏ناپذيرى به دنبال دارد كه همواره روح و جان آنان را مى‏آزارد، (آل‏عمران - 192).
4. محروميت از رحمت الهى. بى ترديد بزرگترين نعمت و عذاب معنوى دوزخيان محروميت آنان از الطاف و عنايات ويژه حق تعالى است آنان نعمت بزرگ حضور در بارگاه قرب پروردگار و مشاهده جمال او را از كف مى‏دهند و از لقاى حق بى نصيب مى‏مانند و مشمولبى‏مهرى و غضب او مى‏گردند و چه عذابى بالاتر و دردناكتر از اين خواهد بود؟، (بقره - 174؛ مطففين - 15؛ ر.ك: آموزش كلام اسلامى 2، محمد سعيدى‏مهر، صفحات 333 تا 329 -256).
عذاب قبر جسمانى و روحانى است، ولى جسم و بدن برزخى معذب است نه بدن مادى و دنيايى. توضيح مطلب با توجه به دو نكته روشن مى‏شود:
1ـ روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى‏يابد و مى‏بيند، در واقع روح آدمى با رفتن از حيات دنيوى به حيات برزخى، بدن مادى خود را رها كرده و با بدن مثالى خود متحد مى‏گردد، بدنى كه متناسب بانظام برزخى بوده و اتحادش با روح قوى‏تر از اتحاد آن با بدن مادى در زندگى دنيوى است. قالب مثالى موجود در خواب مى‏تواند ما را به بدن برزخى تا حدودى هدايت كند چرا كه هنگام خواب كه تعلق روح به بدن مادى تا اندازه‏اى كم مى‏شود و از خدود مادى تا اندازه‏اى آزاد مى‏گردد، روح خود را با يك نوع تمثيل مثالى يافته و خود را با بدنى شبيه بدن مادى و دنيوى مى‏بيند و اين دليل روشنى است كه روح انسان در صورت عدم تعلق به بدن مادى يا تعلق كمتر، قدرت تمثل به بدن مثالى را دارد. انسان در هنگام خواب و خواب ديدن خودش را با همان بدن مى‏بيند با همان شكل و تصوير و اين حكايتگر وجود بدن مثالى و قالب برزخى است كه با انتقال روح از اين عالم مادى به نظام برزخى به وجود نيامده بلكه قبلاً هم در آن نظام وجود داشته ولى ما از آن محجوب بوده‏ايم و اگر اين حجاب را ـ كه تعلق و توجه به نظام مادى و ماديات است ـ كنار زنيم هم اكنون نيز خود را در آن قالب مثال متمثل مى‏بينيم چنانكه درخواب تا حدودى كه تعلق روح به بدن مادى كه مى‏شود در عالم خواب و خواب ديدن در حالى كه بدن مادى ما در رختخواب افتاده و در حال آرامش است. خود را با بدنى مشابه با اين بدن يافته و سيرها و حركت‏ها و فهم‏ها و ديدنى‏ها و شنيدنى‏ها و خوردنى‏ها و خواستن‏ها با آن داريم. (نك: استاد شجاعى، محمد، خواب و نشان‏هاى آن، مقدمه و تدوين محمدرضا كاشفى، كانون انديشه جوان، تهران، چاپ دوم، 1379، صص 58ـ62)
ناگفته نماند كه از نظر روايات وجود بدن برزخى امرى مسلم و قطعى است چنان كه امام صادق(ع) فرمودند: «اما [ارواح مؤمنان [در بدنهايى شبيه بدنهاى دنيوى آنان است» (بحارالانوار، ج 6، ص 268، روايت 119) يا در جاى ديگرى فرموده‏اند: «ارواح انسان‏ها به صورت جسدهاى دنيوى در درختى در بهشت‏اند» (همان، ص 269، روايت 121) كه هر دو حكايت‏گر وجود بدن برزخى و مثالى در عالم برزخ است.
2ـ ميان قبر برزخى و قبر خاكى ارتباط خاصى حاكم است، يعنى ميان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى ارتباط وجود دارد و اين ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى كه در طول زندگى دنيوى با يكديگر يك نوع اتحاد داشته‏اند سرچشمه مى‏گيرد كه با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ به كلى از ميان نمى‏رود، بلكه يك نوع ارتباط در حد پايين‏ترى ميان روح برزخى و بدن خاكى و مادى وجود دارد البته نه در حد و اندازه‏اى كه در زندگى دنيوى و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن كيفيت و كميت بلكه در ميزانى ضعيف‏تر و با كم و كيفى ديگر، از همين رو قبر خاكى با قبر و عالم برزخى روح ارتباطى دارد كه جاها و نقاط ديگر اين ارتباط را ندارد و به همين جهت است كه على‏رغم حضور روح در عالمى فوق ماده، زمان و مكان [برزخ] توجه خاصى به بدن مادى و به نقطه‏اى كه بدن خاكى در آن است، دارد و بر اساس همين ارتباط ميان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورات و احكام خاصى در باب قبر خاكى، تشييع جنازه، كفن، دفن، حرمت قبور، استحباب زيارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظاير آنها در شريعت اسلامى وجود دارد. ناگفته نماند كه اين ارتباط ميان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى در ساعت و روزهاى اول مرگ، بيش از روزها و اوقات بعدى است و اين به دليل ألفت شديدى است كه روح با بدن مادى در اين دنيا داشته كه البته به تدريج با انس گرفتن روح با بدن برزخى و قالب مثالى از اين توجه و ارتباط كاسته شده و ارتباط ضعيفى ميان روح و بدن خاكى باقى مى‏ماند.
با توجه به اين دو نكته روشن مى‏شود كه روح ما از انتقال به عالم برزخ با بدن برزخى ما يا در عذاب است اگر اهل عذاب باشد يا در نعمت و بهجت است اگر اهل نعمت باشد. عذاب و نعمت متوجه به روح ما در قالب بدن برزخى است نه به بدن مادى و خاكى ما كه در اين عالم مادى در زير خاك مدفون مى‏باشد. اين بدن مادى پس از مرگ نه حركتى دارد و نه احوالى، اما در عين حال روح با قالب مثالى در همان حال، در عالم برزخ يا در عذاب وحشتناكى بسر مى‏برد و فريادش بلند كه تصورش بسيار مشكل است، يا در نعمت و ابتهاج بسر مى‏برد كه تصوير آن هم بسى مشكل است. اما از آنجا كه گفتيم ميان بدن مادى در زير خاك با روح در قالب مثالى در عالم برزخ ارتباط ضعيفى وجود دارد، آن عذاب‏ها يا نعمت‏ها تأثير ضعيف و ناچيزى بر بدن مادى مى‏گذرد ولى آنچه كه در اصل در عذاب يا در نعمت است روح با قالب مثالى در عالم برزخ است.
برخى مى‏گويند: اين كه گفته مى‏شود انسان پس از مرگ يا معذب است يا متنعم، چرا هنگامى كه بدن مادى را در قبر مى‏گذاريم و روى آن را مى‏پوشانيم، پس از مدتى قبر را مى‏شكافيم، هيچ خبرى نمى‏يابيم، نه از سوختن بدن و سوزش قبر خبرى است و نه از مصفا گشتن آن، آنچه مى‏بينيم تنها همان بدن خاكى است كه در قبر با سكون كامل افتاده و هيچ اثرى از آثار وحشت يا نعمت در آن نيست. برخى نيز دوربين در درون قبر كار مى‏گذارند و مسائل آن را از هنگام دفن تا مدتى بعد دنبال مى‏كنند ولى هيچ اثر و تغيير و تحولى كه دلالت بر رنج يا شادى داشته باشد، نمى‏يابند، تنها آنچه آنها از طريق دوربين فيلم‏بردارى مشاهده مى‏كنند، همان بدن خاكى است كه در كمال سكوت و سكون آرميده است.
آيا اين امور دلالت مى‏كند بر اينكه هيچ عقابى [چه خوب و چه بد] در كار نيست و فشار قبر، سؤال منكر و نكير عذاب‏ها و نعمت‏ها پوچ است و غيرواقعى؟
با توجه به توضيحات گذشته پاسخ اين پرسش روشن است ولى در عين حال براى بهتر روشن شدن اصل پرسش شما و نيز پاسخ به اين پرسش، توجه به خواب ديدن بسيار راهگشاست. اگر در خواب ديدن تأمل كنيم در خواهيم يافت كه خواب ديدن چه آيت خوبى و چه حكايتگر عجيبى است از نسبت ميان قبر خاكى و قبر برزخى، چرا كه بدن شخصى كه مى‏خوابد و خواب وحشتناكى مى‏بيند، به صورتى كه آن را از خواب برخيزد خدا را شكر مى‏كند كه خواب بوده است، در اين حالت كه خواب مى‏بينيد در سكون و آرامش نيست؟ البته كه چنين است، كسانى كه كنار بدن اين خواب بيننده حضور داشته باشند، بدن او را در هنگام خواب در كمال سكون و سكوت مى‏يابند، به صورتى كه اگر خواب بيننده، از خواب وحشتناك خود آنها را مطلع نكند، اينان آگاه نخواهند شد كه در آن زمانى كه آنها نظاره‏گر بدن ساكن و آرام اين شخص بوده‏اند، او در چه عذابى و دهشتى بوده است بر عكسش را هم حساب كنيد، بدن كسى كه خواب فرحناك و دلپذير مى‏بيند نيز در كمال آرامش و سكون است و افرادى كه در كنار او حضور دارند اين امر را تصديق خواهند كرد. اين بهترين نشان است ميان نسبت قبر خاكى و قبر برزخى كه به ما مى‏فهماند، مى‏شود انسان در برزخ در حال نعمت يا وحشت باشد و در عين حال اثرى در بدن خاكى او، در قبر از عذاب يا ابتهاج نباشد. البته گاهى كه انسان خواب ترسناك و ناراحت كننده‏اى مى‏بيند بدن او عرق مى‏كند كه اثرى از خواب او بوده است ولى اولاً اين امر هميشگى نيست. ثانيا ميان عالم خواب و برزخ تفاوت است در عالم خواب ارتباط روح با بدن مادى كاملاً قطع نشده است ولى در عالم برزخ ارتباط روح با بدن مادى به كلى منقطع است مگر ارتباط بسيار محدود و ناچيزى كه در صورت معذب بودن عذاب روح در عالم برزخ تأثير چندانى در بدن مادى در زير خاك كه قابل مشاهده باشد، نخواهد گذاشت. (نك: خواب و نشان‏هاى آن، صص 71ـ75)
اما اين‏كه ماهيت فشار و عذاب يا نشاط و شادى برزخى چيست، از گنجايش اين مقال خارج است. (بهترين كتاب در باب مسائل برزخ براى مطالعه: استاد شجاعى، محمد، عروج روح، مقدمه و تدوين محمدرضا كاشفى، كانون انديشه جوان، تهران، چاپ اول، 1379).

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .