حسابرسی انسانهای در بلاد کفر و ایمان

در مورد عدالت در دنيا و آخرت که در مورد مثلاً دو فرد که يکي در ايران و ديگري در آمريکا و در محيط بد پرورش مي يابد، در آخرت اعمال اين دو چگونه ارزيابي مي شود باتوجه به اين که ايراني در محيط الهي، و آمريکايي (مثلاً) در محيط فاسد و بدور از معنويت رشد مي يابد پس شرايط فرق کرده و انسان نيز به طبع آن فرق مي کند؟ (استثناها را رها کنيد).

در پاسخ به اين سؤال به چند مسأله اشاره مى‏شود:

مسأله اول، استحقاق عقاب:
1- هر كس كه راه شناخت حق به روى او بسته باشد و وى هيچ تقصير و كوتاهى‏اى در شناخت حق نكرده باشد -در عين حال دينى غير از اسلام داشته باشد - براى مسلمان نبودنش به جهنم نمى‏رود.
بلى، چنين كسى اگر به نداى عقل و فطرت خود - كه برخى از كارها را پليد و زشت و برخى ديگر را خوب و لازم مى‏داند - عمل نكرد، استحقاق عقاب الهى دارد.
2- هر كس از روى عناد و لجاجت حق را منكر شد، يقينا كافر و جهنمى است: وجحدوا بها واستيقنتها انفسهم ظلماو علوا؛ آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند (نمل، آيه 14).
3- هر كس كه در شناخت حق كوتاهى كند، در حالى كه مى‏توانسته آن را بشناسد براى مخالفت‏هاى عملى‏اى كه به دليل جهل به حق پيدا كرده است، استحقاق عقاب دارد.
به طور خلاصه مى‏توان گفت هر كس به ميزان امكانات و استعدادى كه دارد مسؤول است و بايد پاسخ‏گو باشد:لا يكلف الله نفسا الا وسعها؛ خداوند هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمى‏كند (بقره، آيه286).

مسأله دوم، استحقاق ثواب:
استحقاق ثواب نيز براساس امكانات و استعداد و تلاش‏هاى اختيارى فرد به تناسب توانايى‏هاى او است. فرض كنيد پدرى به يك فرزندش پنج ميليون تومان و به فرزند ديگرش ده ميليون تومان مى‏دهد تا با آن كار كنند. آخر سال فرزند اول سه ميليون تومان و فرزند دوم پنج ميليون تومان سود كرده‏اند. از ديدگاه پدر كدام يك با آن پول بهتر كار كرده و سود بيشترى برده است؟
قطعا از ديدگاه پدر، فرزند اول سود بيشترى كرده و لايق تشويق بيشترى است. براى پدر، اين ملاك ارزش نيست كه فرزند دوم از ابتدا پول بيشترى داشته است، بلكه ملاك ارزش، اين است كه با پول خود چگونه كار كرده است. حساب و كتاب اخروى نيز چنين است و پاداش افراد، بر اساس فعاليت‏هاى اختيارى آنان داده مى‏شود.
از مجموع بحث استحقاق ثواب و عقاب، مى‏توان نتيجه گرفت كه تكليف و در پى آن ثواب و عقاب، فقط در حيطه افعال اختيارى است؛ اما آنچه خارج از اختيار مكلف است، هرگز در حيطه تكليف يا ملاك ثواب و عقاب نيست.
براى مطالعه بيشتر ر.ك: عدل الهى، شهيد مطهرى.

مسأله سوم، تأثير جامعه و محيط بر فرد:
اجتماع چه مقدار بر فرد تأثير مى‏گذارد؟ مكتب جبر اجتماعى، معتقد است فرد بر اثر زندگى اجتماعى، تماماتحت تأثير و نفوذ عميق و همه جانبه جامعه واقع مى‏شود و در همه ابعاد و وجوه حيات خود، از آن متأثر و منفعل مى‏گردد. شيوه‏هاى عمل، خلقيات، آرا و عقايد، ارزش‏ها، آرمان‏ها، علوم و معارف او همه از جامعه نشأت مى‏گيرد.طبق اين ديدگاه، شخصى كه در يك جامعه مسيحى به دنيا مى‏آيد، ناگزير مسيحى مى‏شود و ديگرى كه در كشورمسلمان متولد مى‏شود، به اجبار مسلمان مى‏گردد.
در نقد اين ديدگاه، بايد گفت هر چند تأثير اجتماع بر فرد تا حدى غيرقابل انكار است؛ اما اين تأثير هرگز اختيار واراده انسان را از بين نمى‏برد. در بطلان ديدگاه ياد شده از سه زاويه مى‏توان نگريست:
يكم: تجربه شخصى؛ انسان به وجدان خود درك مى‏كند كه مى‏تواند برخلاف آداب، رسوم، عقايد و ارزش‏هاىحاكم بر جامعه خود حركت كند. اين درك وجدانى غيرقابل انكار است.
دوم: تحليل تاريخى؛ نگاهى به جامعه كنونى خودمان و روند پرتلاطم آن، نشان مى‏دهد كه اين انسان‏ها هستند كه مسير جامعه را تعيين مى‏كنند. انقلاب ارزشمند اسلامى، بهترين مثال اين تأثير است.
تغيير مواضع و بينش‏هايى كه در طول عمر براى انسان‏ها در يك جامعه رخ مى‏دهد، شاهد ديگرى بر استقلال واراده افراد نسبت به اجتماع است. آرى، انسان‏ها در تأثيرگذارى بر جامعه و تأثيرپذيرى از آن يكسان نيستند.
سوم: فطرت مشترك؛ فطرت انسان در همه جوامع مشترك است. خداوند متعال، خوب و بد را به نفس انسان آموخت و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها؛ و قسم به جان آدمى و آن كسى كه آن را آفريد و منظم ساخت. سپس فجور و تقوا را به او الهام كرد (شمس، آيه 7 و 8). و فطرت توحيدى انسان، در طول تاريخ و در هر جامعه‏اى كه زندگىكند يكسان است: فأقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله؛ پس روى خود رامتوجه آيين خالص پروردگار كن. اين فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست (روم، آيه30).
آيا فطرت آن يهودى يا مسيحى كه در آمريكا زندگى مى‏كند، مى‏تواند كشتار و قتل عام مردم مسلمان در فلسطين راتوجيه كند؟! آيا مى‏تواند ترورهاى دولتى و تجاوزهاى نظامى آمريكا را در كشورهاى جهان سوم، براى حفظ منافع!توجيه كند؟!
اينها بعضى از مصاديق بارز ظلم است كه فطرت انسان، در هر جامعه‏اى كه زندگى مى‏كند هرگز نمى‏تواند آن راتوجيه كند.
چهارم: سخن وحى؛ قرآن به انحاى مختلف به اراده انسان و مسؤوليت شخصى او نسبت به عقايد و رفتارش اشاره كرده است. آن گاه كه مشركان عقيده خود را با پيروى از گذشتگان و بزرگانشان (محيط فكرى آبا و اجدادى) توجيه كردند؛ فرمودند: وكذلك ما ارسلنا من قبلك فى قرية من نذير الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا على امة و انا على آثارهم مقتدون؛ همين‏گونه ما در هر شهر و ديارى پيش از تو پيغمبرى انذار كننده نفرستاديم، مگر اين كه ثروتمندان مست و مغرور گفتند: ماپدران خود را بر مذهبى يافتيم و ما به آثار آنان اقتدا مى‏كنيم (زخرف، آيه 23).
آنگاه كه جهنميان اراده خود را در برابر فساد جامعه انكار مى‏كنند؛ فرمود: ان الذين توفـهم الملائكه ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها؛ كسانى كه فرشتگان قبض روح، روح آنها را گرفتند؛ در حالى كه به خود ستم كرده بودند و از آنها پرسيدند: [چرا در صفوف كافران قرار داشتيد و با مسلمانان جنگيديد؟] گفتند: مادر محيط خود تحت فشار بوديم و به همين جهت توانايى بر اجراى فرمان خدا نداشتيم. فرشتگان گفتند: مگر سرزمين پروردگار وسيع و پهناور نبودكه مهاجرت كنيد و خود را از آن محيط آلوده و خفقان‏بار برهانيد (نساء، آيه 97).
براى مطالعه بيشتر ر.ك: انسان‏شناسى هرگز، محمود رجبى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره).

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .