چرایی خلقت انسان در دنیا

چرا خدا مارا دردنيا قرارد تا اين همه سختي بكشيم وگناه كنيم خدا كه بندگانش رادوست داره خب مي گذاشت در بهشت زندگي كنيم ؟

براي پاسخ به اين سوال لازم است ابتدا هدف افرينش انسان روشن شود تا اینكه معلوم گردد این هدف در چه جایگاهیی و با چه شرایطی امكان تحقق داشته و دارد . بنابر با دانستن هدف و ویژگیهای خلقت انسان پاسخ به سوالات شما نیز روشن میشود:
هدف آفرينش انسان
از نظر قرآن جهان آفرينش بيهوده خلق نشده است؛ بلكه تمامى اجزا و عناصر آن براى هدف و غرض مشخصى خلق شده‏اند. در آيات زيادى از قرآن به هدفدارى آفرينش جهان و آدميان اشاره شده است؛ از جمله:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ. الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ»؛ آل عمران (3)، آيه 190 - 191.؛ «مسلماً در آفرينش آسمان‏ها و زمين و آمد و رفت شب و روز، براى صاحبان عقل و انديشه آياتى است؛ كسانى كه خداوند را در حال ايستادن و نشستن و آن هنگام كه بر پهلو خوابيده‏اند، به ياد مى‏آورند و در آفرينش آسمان‏ها و زمين مى‏انديشند بارالها! اين را بيهوده نيافريده‏اى، منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگاه‏دار».
آيات فوق انسان را به انديشه وا مى‏دارد و مى‏فهماند كه مشاهده بدون انديشه و تفكر ره به جايى نمى‏برد.
در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد:
«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏»؛ آيات متعدد ديگرى بر هدفمندى آفرينش تأكيد نموده از جمله: ص (38)، آيه 27 ؛ انبيا (21)، آيه 16 ؛ دخان (44)، آيه 38 ؛ نحل (16)، آيه 3 ؛ زمر (39)، آيه 5 ؛ انعام (6)، آيه 73 ؛ ابراهيم (14)، آيه 19 ؛ تغابن (64)، آيه 3 ؛ عنكبوت (29)، آيه 44 ؛ روم (30)، آيه 8.؛ «پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى، خلقت مناسب او را عطا كرد و آن گاه هدايت نمود».
در اين آيه به دو اصل اساسى اشاره شده است: نخست اينكه خداوند به هر موجودى آنچه را نياز داشته، عطا كرده است. ديگر آنكه هر موجودى، به گونه‏اى هدايت شده است كه از همه نيروهاى خود در پايندگى حيات استفاده كند و به هدف نهايى وجود خود نائل آيد.

هدفمندى آفرينش انسان‏
قرآن بر هدفدارى خلقت انسان به طور ويژه تأكيد مى‏كند:
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ»؛ مؤمنون (23)، آيه 115.؛ «آيا پنداشته‏ايد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و به سوى ما بازگشت نمى‏كنيد؟»
«أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى»؛ قيامت (75)، آيه .؛ «آيا انسان گمان مى‏كند، به حال خود رها شده است؟»
آيات فوق نشان مى‏دهد كه:
1. انسان بيهوده آفريده نشده و آفرينش او هدفدار است.
2. به حال خود واگذار نشده و همواره مورد هدايت، دستگيرى و نظارت خداوند است.
3. مقصد نهايى آفرينش انسان، مبدأ هستى و پروردگار جهانيان است.
آيات ديگرى از قرآن به نحو جزئى و تفصيلى پرده از رازهاى آفرينش برمى‏دارد؛ از جمله:
الف. علم و معرفت‏
«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً»؛ طلاق (65)، آيه 12.؛ «خداوند كسى است كه هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز نظير آن را آفريد. فرمان الهى در ميان آنها نازل مى‏شود، تابدانيد كه خداوند، بر هر چيزى توانا است و به همه موجودات احاطه علمى دارد».
در اين آيه آگاهى انسان از علم و قدرت مطلقه خداوند (معرفت پروردگار كه تشكيل دهنده بعد معرفتى كمال انسانى است) به عنوان هدف آفرينش معرفى شده است.
ب. آزمايش و امتحان‏
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»؛ ملك (67)، آيه 2.؛ «خداى سبحان، كسى است كه مرگ و حيات را رقم زد، تا شما را بيازمايد كدامين‏تان عمل شايسته‏ترى داريد؟»
مراد از آزمون الهى كشف رازهاى پوشيده و ناپيدا نيست؛ بلكه منظور از آن، فراهم آوردن شرايط براى رشد استعدادها و شكوفاسازى آن است. چون انسان موجودى مختار است و كمال او اختيارى است، آزمون الهى در مورد انسان اين است كه همه شرايط گزينش راه نيك و بد را در اختيار او نهد تا استعدادهاى خود را به كمك آنها به فعليت برساند و راه درست را انتخاب كند.
ج. عبادت‏
«ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»؛ ذاريات (51)، آيه 56.؛ «جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا عبادت كنند».
در اين آيه، هدف اصلى خلقت عبادت خداى سبحان بيان شده است. در رابطه با اينكه چرا عبادت الهى به عنوان هدف آفرينش ذكر شده توجه به چند نكته لازم است:
يكم. براساس جهان بينى قرآنى، هر حركت و عمل مثبتى كه با انگيزه تقرب به سوى خدا انجام گيرد، عبادت است و عبادت منحصر به مناسك خاصى چون دعا و نيايش نيست. همه فعاليت‏هاى علمى، اقتصادى، سياسى و... در صورتى كه هماهنگ با نظام ارزشى و انگيزه‏هاى الهى باشد، عبادت است و انسان مى‏تواند در همه احوال - حتى خوردن و خوابيدن و مرگ و زندگى - يكپارچه خدايى و در جهت تكامل و تقرب به خدا قرار گيرد: «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»؛ انعام (6)، آيه 162.. البته عبادت به معناى خاص آن؛ يعنى، نيايش و مناسك ويژه، جايگاه خاص و بسيار مهمى در دين دارد.
دوم. توجه به فلسفه عبادت داراى اهميت بسيارى است. اميرمؤمنان(عليه السلام) در اين باره مى‏فرمايد: «فَاِنَّ اللَّهِ سُبحانَهُ و تَعالى‏ خَلَقَ الْخَلقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنياً عَنْ طاعَتِهِم آمِناً مِنْ مَعْصيَتِهِم لأَنَّهُ لاتَضُرِّهُ معصيةُ مَنْ عَصاهُ و لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ»؛ نهج البلاغه، خطبه 194.؛ «خداوند سبحان مخلوقات را آفريد؛ در حالى كه از اطاعت آنها بى‏نياز و از معصيتشان در امان بود؛ زيرا نه نافرمانى گناهكاران به او زيان مى‏رساند و نه اطاعت مطيعان به او نفعى مى‏بخشد».
زعشق ناتمام ما، جمال يار مستغنى اس‏ به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روى زيبا را

عبادت، آثار مثبت بسيارى در حيات اين جهانى و آن جهانى دارد جهت آگاهى بيشتر در اين باره بنگريد: شهيد مطهرى، يادداشت‏ها، ج 6، مدخل عبادت، ج 4، مدخل نيايش، تهران: صدرا. و داراى حكمت‏هاى زيادى است؛ از جمله:
1. نيازى فطرى و مطلوبى ذاتى؛
2. راهى به سوى خوديابى و رهايى از پوچى؛
3. پرواز به فراخناى فرامادى هستى و گذر از تنگناى ماديت؛
4. كسب يقين؛
5. پيروزى روح بر بدن؛
6. سلامت و آرامش روان؛
7. ربوبيت و ولايت بر نفس و تسلط بر قواى نفسانى؛
8. تقرب به خدا؛
9. پشتوانه اخلاق و ايمان؛
10. پشتوانه قانون و اجتماع؛
11. پرورش نيكخواهى؛
12. تربيت و سازندگى و... جهت آگاهى بيشتر بنگريد:
الف. حميدرضا شاكرين، دين‏شناسى و فرق و مذاهب، قم: معارف، 1386.
ب. همو، چلچراغ حكمت (فلسفه احكام و اجتهاد و تقليد)، تهران، كانون انديشه جوان..
د. رحمت الهى‏
«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ»؛ هود (11)، آيات 118 و 119.
؛ «و اگر پروردگار تو مى‏خواست همه مردم را يك امت متشكل قرار مى‏داد؛ ولى آنان همواره مختلف هستند، مگر آنكه را پروردگارت رحم كند و براى همين آنان را آفريده است». با دقت در محتواى آيات ياد شده روشن مى‏شود كه بين اين اهداف، چندگانگى و تضادى وجود ندارد؛ بلكه بعضى از اهداف مقدماتى، برخى متوسط و بخشى نيز نهايى و نتيجه هستند. بنابراين براساس آيات قرآنى هدف آفرينش انسان، تجلّى رحمت الهى و قرار دادن انسان در جهت كمال و سعادت پايدار و جاودان است كه با گزينش اختيارى راه برتر و پيمودن طريق بندگى و عبوديت پروردگار به دست مى‏آيد.تا انينجا تا حودي به مساله هدف آفرينش انسان از نگاه قرآن آشنا مي شويم .

چرا از ابتدا در بهشت خلق نشديم؟

ازآنچه گفته شد روشن میگردد كه هدف خلقت انسان در بهشت و زندگی بهشتی محقق نمیشود بلکه لزوما باید در مسیری حرکت کند و در جایی زندگی کند که بتواند با اختیار خود کمالات خویش راظاهر کند . لذا فرموده اند دنیا محل پرواز اولیاء الهی و مونین می باشد . و تنها در دنیا است که میشود کسب کمالات و فضایل نمود .
بهشت ، غايت تن آدمي است نه غايت روح آدمي. بهشت كمترين پاداش صالحان است نه اوج پاداش. مقصد اصلي فناي في الله و لقاء الله مي باشد ؛ كه آن نيز حاصل نمي شود مگر بعد از كسب كمالات تمام موجودات. چرا كه تنها در اين حالت است كه آدمي مظهر تمام اسماء الله مي گردد ؛ و نه مظهر اسمي از اسماء خدا ، بلكه خود الله را ملاقات مي كند كه جامع تمام اسماء است.
از اين گذشته اگر آدمي از همان ابتدا در بهشت آفريده مي شد ، چه فرقي با حور العين و خادمان بهشتي داشت؟
فراتر از اين ، انسان را بهشت نمي برند ؛ بلكه بهشت را خود انسان مي سازد. تمام نعمات بهشت را خود اهل بهشت با اعمالشان مي سازند. حتّي حور العين و غلمان نيز ظهورات اعمال خود اهل بهشت مي باشند. پس اگر قرار بود ما را در بهشت بيافرينند ، بايد در عدمستان مي آفريدند. چون وجود معلول بدون وجود علّتش ، معني ندارد ؛ و علّت وجود بهشت ، عمل اختياري خود اهل بهشت مي باشد.
امّا بهشت حضرت آدم (ع) آن بهشت اخروي نبود ؛ بلكه باغي بود از باغهاي عالم برزخ. آن بهشت ، ظهور فطرت آدمي است در قوس نزول. لذا حضرت آدم(ع) قبل از پا نهادن در عالم مادّه بايد از آن گذر مي نمود. كما اينكه ما نيز آن بهشت را پشت سر گذاشته ايم ؛ و تمام زيبايي ها كه ادراك مي كنيم و تمام خوبي ها كه مي شناسيم ناشي از آن گذر است.

ـ چرا خداي تعالي دنيا را چنان نساخت كه ما اين همه زجر نكشيم؟
خدا همه چيز را جوري خلق نموده كه انسانها در آسايش باشند ؛ لذا نه حضرت سليمان(ع) ذرّه اي احساس نارحتي داشت نه حضرت ايّوب (ع) ؛ بلكه هر دو يك حال داشتند. از اين رو خداوند متعال در سوره ص هر دو بزرگوار را اوّاب ناميد. « وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ـــ و ما سليمان را به داوود بخشيديم؛ چه بنده ي خوبى بود ؛ همانا او همواره بسيار بازگشت‏كننده (به سوى خدا) بود» (ص:30) ؛ « وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ــــ (و به او (ايّوب) گفتيم:) بسته‏اى از ساقه‏هاى گندم(يا مانند آن) را برگير و با آن(همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او (ايّوب) را شكيبا يافتيم؛ چه بنده ي خوبى بود ؛ همانا او همواره بسيار بازگشت‏كننده (به سوى خدا) بود» (ص:44) دو پيغمبر، يكي در اوج رفاه ظاهري و ديگري در اوج زحمت و رنج ظاهري، امّا هر دو يك روحيّه دارند؛ و خدا هر دو را با يك صفت مورد مدح قرار مي دهد.
عدم آسايش و احساس سختي ناشي از كج روي خود ماست نه خصلت ذاتي دنيا يا لازمه ي كسب كمال. در نظر آنكه عاشق خداست فرقي بين خوشي و ناخوشي نيست. چرا كه او اساساً غير خدا را نمي بيند تا خوشي و ناخوشي را متوجّه شود. بر همين اساس است كه حضرت زينب ـ سلام الله عليها و روحي فداها ـ فرمودند: « مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا ــ جز زيبا هيچ نديدم » ؛ يعني من در صحنه ي عاشورا فقط و فقط خدا را با اسم الجميل شهود مي نمودم. احساس ناراحتي از سختي دنيا نيست بلكه از آنجاست كه ما به جاي آب ، سراب مي نوشيم. روشن است كه كسي با سراب سير نخواهد شد.
از اينها گذشته ، اكثر ناملايمات زندگي ناشي از عملكرد غلط خود انسان است ؛ « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون ــــ فساد در خشكي و دريا ظاهر گشت به سبب دستاورد مردم ؛ تا به آنان بچشانيم بعضي از آنچه را كه انجام دادند ؛ شايد كه بازگردند» (الروم:41) ؛ پس حاصل غلطكاري هاي خود را به خدا نسبت ندهيم. اين همه تلوزيون نشان مي دهد كه در چهارشنبه سوري چه حوادث تلخي رخ مي دهد ؛ امّا باز اين انسان لجباز نمي خواهد عبرت بگيرد ؛« صدها چراغ دارد و بيراهه مي رود ــ بگذار بيفتد تا كه ببيند سزاي خويش». خدا ما و جهان را آفريد و دفترچه ي راهنماي ما و جهان را هم فرستاد تا بر اساس آن از وجود خودمان و عالم خلقت استفاده ي درست بكنيم ؛ امّا ما كتاب خدا را كناري نهاده به ميل خود عمل مي كنيم ؛ لذا بر سرمان مي آيد آنچه كه مي آيد. خداوند متعال مي فرمايد:« وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ـــــ و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن‏) برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد؛ جمعى از آنها، معتدل و ميانه‏رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى‏دهند.» (المائدة:66)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .