پویایی دین

اگر بخواهيم به صورت دقيق به بررسي اين موضوع بپردازيم لازم است ببينيم:
1- اسلام، دين خاتم است؛
اين مسأله علاوه بر اين كه مورد اتفاق همه مسلمانان بوده، با قرآن و سنت نيز ثابت شده است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «و ما ارسلناك الا رحمةللعالمين(انبيا، 107) و ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول‏اللّه‏ و خاتم النبيين(احزاب، 40). در روايتى نيز آمده است:لانّ اللّه‏ تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فى كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يومالقيامه؛ خداوند قرآن را براى زمان خاصى و مردم خاصى نفرستاد. پس قرآن تا روز قيامت در هر زمانى جديد و براى هر قومى تازه است»، (عيون اخبار الرضا، تصحيح سيد مهدى حسينى لاجوردى، چاپ رضامشهدى، ج 2، ص 130). در روايت ديگرى آمده است: «حكم الهى و تكاليف خداوند در حق اولين و آخرين يكسان است؛ مگر اين كه علت يا پديده‏اى پيش آيد كه باعث دگرگونى حكم شود و نيز همگان نسبت به تغيير حكم، هنگام پيش آمدن حوادث همانند هستند و واجبات بر همه يكسان است. از همان‏ها كهپيشينيان سؤال مى‏شوند، آيندگان نيز سؤال مى‏شوند و مورد محاسبه قرار مى‏گيرند»،(الفروع من الكافى، دارصعب و دارالتعارف للمطبوعات، ج 5، ص 18، كتاب الجهاد، باب 13، حديث1). و نيز فرمود:حلال محمد حلال ابداً الى يوم القيامه و حرامه حرام ابداً الى يوم القيامه لا يكون غيره و لا يجيى‏ء غيره(الاصول منالكافى، دارصعب و دارالتعارف للمطبوعات، ج 1، ص 58، حديث 19؛ بحارالانوار، المكتبة الاسلاميه، طهران، ج 89، ص 148، باب 1). امام خمينى نيز فرمود: «احكام اسلام محدود به زمان و مكان نيست و تا ابد باقى و لازم‏الاجرا است»، (ولايت فقيه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، امام خمينى، ص 18)
2-لوازم خاتميّت اسلام؛
يكم: تحريف نشود. يكى از مهم‏ترين علل تجدد نبوت، تحريف اديان پيشين از سوى پيروان آن بود، به گونه‏اى كه دستيابى به آن دين ناب، از طريق عادى براى انسان غير ممكن مى‏نمود. دين خاتم بايد از سازو كارى بهره‏مند باشد كه آن را از تحريف حفظ كند.
دوم: جاودان و همگانى باشد. طبق ادله لزوم بعثت، بشر همواره نيازمند هدايت الهى است و انسان در هيچ دوره‏اى، نبايد محروم از هدايت الهى (دين) باشد. اگر دين الهى ختم شود و آن دين خاتم، مخصوص زمان و يا مكان خود باشد، باعث محروميت انسان‏ها و نسل‏هاى ديگر، از دين مى‏گردد. اين با اصل دليل لزوم بعثت، منافات دارد. پس دينى مى‏تواند دعواى خاتميت داشته باشد كه همگانى و جاودان باشد. (براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- جوادى آملى، شريعت در آيينه معرفت، مركز نشر اسراء، ص 214 - 227 2- مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج 2، ص 113 - 126 3- جعفر سبحانى، خاتميت از نظر قرآن و حديث و عقل، انتشارات سيدالشهداء، چاپ اول، تهران 4- مرتضى مطهرى، ختم نبوت، صدرا 5- مرتضى مطهرى، اسلام و مقتضيات زمان، صدرا 6- جوادى آملى، ولايت‏فقيه، ولايت، فقاهت و عدالت، نشر اسراء، ص 236)
سوم: لازمه جاودان و همگانى بودن دين خاتم، آن است كه در هر دوره‏اى و با هر زمانه و زمينه‏اى، بتواند رسالت خود را در هدايت انسان‏ها انجام دهد و در تأمين نيازهاى بشر - كه او را محتاج به دين كرده است - كارا باشد. از آنجا كه زندگى انسان، همواره دستخوش تغيير و تحول است، بايد ساز و كار مناسبى در دين خاتم موجود باشد كه بتواند در شرايط مختلف، قابل اجرا بوده و اهداف اصيل خود را تأمين كند. اين ساز و كار در واقع رمز جاودانگى دين خاتم و توانايى او در هدايت بشر در هرزمان و مكان است.
3 - رمز جاودانگى اسلام:
الف-خداوند متعال درباره ختم دين خود مى‏فرمايد: «اليوم يئس الذين كفرا من دينكم فلا تخشوهم واخشونِ اليوم اكملتلكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا؛، (مائده، 3). امروز كافران از اين كه به دين شما اختلالى رسانند، طمع بورزند. پس شما از آنان بيمناك نباشيد و از مننترسيد. امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم. بهترين دين را كه اسلام است برايتان برگزيدم». آن روز، روزى است كه كافران از نابودى اسلام مأيوس مى‏شوند؛ يعنى، عنصرى در دين تعبيه شد كه حافظ دين است و از آن جا كه مراد «اليوم» روز غدير است، آن عنصر «امامت» مى‏باشد. در تفاسير شيعى اين مسأله مسلم است و در منابع اهل سنت ر.ك: 1. ابن عساكر شافعى (571 ه)، به نقل از الدر المنثور، جلال الدين سيوطى، انتشارات محمدامين دمج، بيروت، ج 2، ص 289. 2. جلال الدين سيوطى شافعى (991 ه)، الدر المنثور، ج 2، ص 259. 3. السيد شهاب الدين آلوسى شافعى (1270 ه)، روح المعانى، دار احياء التراث العربى، ج 6، ص 193. 4. شيخ محمد عبده (1323 ه)، المنار، دارالفكر، ج 6، ص 463. 5. ابى‏بكر احمدبن على الخطيب (463 ه)، تاريخ بغداد، دارالكتب العربى، ج 8، ص 290. 6. ابى عساكر شافعى، تاريخ دمشق، دارالفكر، ج 1-3 وظیفه امامت در تبيين دين: امامان معصوم(ع) براى محفوظ ماندن اسلام در طول تاريخ حضور خود، سه كار را انجام دادند: اول، در كنار تأييد آيات قرآن، سنت نبوى را عيناً نقل كردند و نگذاشتند حوادث پس از رحلت (حدود يك قرن منع كتابت حديث) سنت نبوى را نابود سازد و با اين كار منابع دين را حفظ كردند. ر.ك: رسول جعفريان، تاريخ سياسى اسلام سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ج 2، ص 82، و 595؛ علامه مرتضى عسگرى، معالم المدرستين مؤسسة البحثه، ج 2، ص 44؛ الطبقات الكبرى، ابن سعد، دار صادر، ج 5، ص 118، ترجمه القاسم بن محمد فتحالبارى، دارالمعرفه، بيروت، ج 1، ص 194؛ توضيح الملل، ترجمه الملل و النحل، چاپ اقبال، ترجمه جلال ناينى، ج 1، ص 35؛ الجامع الصحيح، داراحياء التراث العربى، ج 1، ص 57، حديث 114؛ ص 52، حديث 100؛ ج 2، ص 373، حديث 3053؛ ج 3، ص 181، حديث 4431، ج 3،ص 182، حديث 4432؛ ج 4، ص 29، حديث 5669؛ ج 4، ص 375، حديث 7366؛ مسند احمد، دارالفكر، ج 1، ص 355.
ب- روش فهم قرآن و سنت و روش استنباط احكام اسلام را آموزش دارند كه تا ابد و در طول تاريخ، انسان‏ها بتوانند رأى اسلام در هر زمينه را، از منابع آن استخراج و استنباط كنند. اين روش ـ كه اجتهاد مصطلح شيعى بر پايه آن بنا شده است ـ راهى است كه در صورت پيموده شدن،مى‏تواند رأى اسلام را در همه زمان‏ها درباره هر موضوعى از منابع دين به دست آورد.
ج- كسانى را كه شايستگى لازم براى به كارگيرى اين روش دارند، به مردم معرفى كردند امام عسكرى(ع) از امام صادق(ع) مى‏فرمايد نقل مى‏كند: « اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً على لهواه مطيعاً لامر مولاه فللعو ام ان يقلدوه؛ هركس از فقهاى امت من كه نفس خود را مواظبت كند و از دينش پاسدارى نمايد، با هواى نفس مخالفت و فرمان مولاى خود را اطاعت كند، سزاوار است كه غير فقها از او تقليدكنند».
نتيجه اين كه امامان معصوم(ع) در دوران حضور خود، منابع دين و روش استخراج احكام آن و نيز ويژگى‏هاى لازم را براى شخصى كه مى‏تواند آن‏ها را استخراج كند، آموزش دادند تا دين الهى همواره از تحريف مصون بماند. حال بايد ديد فقهى كه از مدرسه اهل‏بيت پيامبر(ص) استخراج مى‏شود، چگونه مى‏تواند دنياى متغير و متجدد را ادا كند. براى اين منظور بايد نخست دانست كه: از طرفى گفتنى است كه همه نيازهاى انسان متغير و متحول نيست. همان گونه كه جسم انسان‏ها و نيازهاى آن، از صدر اسلام تغيير نكرده و بعدها نيز تغييرى نخواهد كرد؛ روان و فطرت انسان و احساسات و تمايلات او نيز تغيير نكرده است. انسان همواره خوراك، پوشاك،مسكن، ازدواج، حس نوع‏دوستى، زيبايى‏گرايى و... از نيازهاى خود شمرده است؛ هرچند كه شكل آن‏ها در زمان‏ها و مكان‏هاى مختلف، متفاوت بوده و روابط اجتماعى انسان‏ها پيچيده و گسترده شده است. پس بخشى از حيات انسان، ثابت و بخش ديگر آن در حال تغيير و تحولاست. جاودانگى اسلام براى تأمين نيازهاى ثابت انسان، هيچ مشكلى ندارد و مشكل ياد شده فقط تأمين نيازهاى متغير به وسيله دين ثابت است.
2-3 ساز وكارهاى دين براى توانايى اداره دنياى متغير:
سازوكارهايى كه دين ثابت، براى اين نيازهاى متغير پيش‏بينى كرده است، قواعد و اصول ثابتى است كه در درون خود امكان تطبيق باشرايط مختلف زمانى و مكانى را دارد كه در اينجا به بخشى از آن‏ها اشاره مى‏شود. 1. در اسلام قواعد كلي و عامي وجود دارد كه به مجتهد, دوم:اين توانايي را مي دهد كه هرگاه مسأله جديدي به دليل تحولات زندگي بشر پديد آمد, بتواند حكم ثابت و جاودان آن مسأله جديد را از آن قواعد كلي و عام استخراج و استنباط كند. يكي از آثار مثبت اجتهاد زنده در مكتب تشيع , تأمين همين نيازهاي جديد است. 2. موضوع برخي از احكام ثابت , عرفي است ; يعني ((عرف )), مصداق آن موضوع را تعيين مي كند, مثلا در اسلام احترام به ميهمان مستحب است , اما اين كه چه عملي احترام به ميهمان است به وسيله عرف در هر زمان و مكان تعيين مي شود. ممكن است در يك دوره , وسيله اي ابزار قمار باشد و در دوره اي ديگر از ديدگاه عرف , از ابزار قمار به شمار نيايد. آن چه در اسلام حكم ثابت است , همان حرمت بازي با آلات قمار است . اگر زماني شطرنج از آلات قمار بود و اكنون نيست و لذا در آن زمان حرام بود و اكنون حرام نيست , بدين معنا نمي باشد كه حكم آن عوض شده است ; بلكه از آن رو است كه شطرنج مصداق حكم ثابت ((جواز بازي با غير آلات قمار)) شده است . در اينجا, عرف , فقط ملاك تشخيص مصداق موضوع حكم است و ربطي به اثبات خود حكم ندارد. البته عرف , اگر به حد سيره ي عملي عقلا باشد, و متصل به زمان معصومين (ع ) و در محل رؤيت و آگاهي آنان بوده و ردعي نيز از آن نشده باشد, مي تواند به عنوان تقرير معصوم كاشف موافقت شارع با آن سيره باشد و بدين ترتيب حكم ثابت شرع را ثابت كند. اما معلوم است كه عدم ردع معصومين (ع ) از سيره ي عملي جديد و غير متصل به زمان آنان تقرير به شمار نمي آيد و نمي تواند حكم ثابت اين را اثبات كند. پس عرف جديد در فقه شيعه , فقط در حد مصداق جديد براي موضوعات عرفي احكام اعتبار دارد. آن چه مهم است اين است كه شارع با عرفي قرار دادن بعضي از موضوعات احكام , آن احكام را قابل انطباق با برخي از تحولات زماني و مكاني قرار داده است. 3. احكام ثابت اسلام همواره در دنياي مادي با يكديگر تزاحم دارند و اين , ويژگي اين دنيا است ; مثلا وجوب حفظ سلامتي و وجوب پوشش بدن زن در برابر اجنبي , دو حكم ثابت دين است ; ولي هنگامي كه خانمي بيمار مي شود و درمان او, متوقف بر نگاه و لمس پزشك اجنبي باشد; اين دو حكم با هم تزاحم مي كنند و اسلام به عنوان يك قاعده كلي ثابت , به مكلف اجازه داده است كه حكم اهم را حفظ كند و حكم ديگر را به دليل تزاحم با حكم اهم , موقتا ترك نمايد. تشخيص حكم اهم از حكم مهم , در مواردي كه آثار اجتماعي ندارد, به عهده تك تك مكلفان است ; زيرا اختلاف آنان در انتخاب اهم , باعث هرج و مرج نمي شود; ولي در مواردي كه تشخيص اهم اثر اجتماعي دارد, به گونه اي كه اگر تشخيص اهم به عهده آحاد مردم گذاشته شود, جامعه به هرج و مرج كشيده مي شود, اسلام تشخيص اهم را به عهده ولي فقيه گذاشته است . ولي فقيه به عنوان حاكم اسلامي , مي تواند با تشخيص اهم از مهم در ميان احكام ثابت متزاحم , جامعه را اداره كند, (ر.ك : جوادي آملي , ولايت فقيه , ص 245). مثلا اگر در جامعه اي كه حكومت آن به اختيار ولي فقيه اداره مي شود, بقاي حكومت متوقف بر بانك بود, به گونه اي كه اگر بانك ها تعطيل شود, نظام حكومت در كمتر از يك روز از هم مي پاشد و از سوي ديگر نظام بانكي موجود نظام ربوي باشد, ولي فقيه ميان دو حكم الزامي وجوب حفظ حكومت اسلامي و حرمت ربا تزاحم مي بيند. در اين هنگام اگر لزوم حفظ حكومت را اهم بداند, به طور موقت , حكم به جواز رباي بانكي مي دهد; تا در كنار آن بتواند سيستم بانكداري بدون ربا را تأسيس كند و از اين طريق هم حكومت اسلامي را حفظ كند و هم ربا را در آينده از سيستم بانكي خارج كند. 4. احكام تكليفي اسلام به دو بخش احكام الزامي (وجوب و حرمت ) و احكام غير الزامي (استحباب , كراهت و اباحه ) تقسيم مي شود. ولي فقيه اختيار دارد كه در حيطه احكام غيرالزامي , بنا بر مصالحي كه تشخيص مي دهد حكم الزامي صادر كند; مثلا عملي را كه حكم ثابت آن در اسلام استحباب , كراهت يا اباحه است , به دليل مصالحي كه شرايط زمانه اقتضا مي كند, به طور موقت واجب يا حرام كند. پس حيطه احكام غير الزامي , فضايي است كه شارع تقنين حكم الزامي را در آن در اختيار ولي فقيه قرار داده است و او مي تواند نيازهاي موقعيتي جامعه را با اين نوع از تقنين , تأمين كند. مانند عبور از يك مكان عمومي , مانند خيابان , كه حكم ثابت آن در اسلام جواز است و ولي فقيه مي تواند براساس مصالح , شروطي بر آن تعيين كند مثلا آن را يك طرفه اعلام كند و يا استحباب پاسداري از مرزها در زمان صلح , كه حكم ثابت آن در اسلام استحباب است ; اما ولي فقيه مي تواند براساس مصالح و به صورت موقت , آن را براي جوانان , مانند دوران خدمت زيرپرچم , لازم و اجباري كند و يا مثال حكم تاريخي ميرزاي شيرازي در حرمت استعمال تنباكو كه فرمود: ((اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان (عج ) است )), (تاريخ سياسي معاصر ايران , دكتر سيد جلال الدين مدني , دفتر انتشارات اسلامي , قم , ج 1, ص 29). از مجموع آنچه گفته شد, مي توان دريافت كه امامت در مكتب تشيع و اجتهاد زنده و ولايت فقيه در زمان غيبت , كه از آموزه هاي مكتب امامت است , تأمين كننده جاودانگي دين خاتم است و اين تحليل و تفسير آيه ((اليوم يئس الذين كفروا عن دينكم )) مي باشد.
براي پاسخ به پرسش دوم نيز بايد به چند مطلب توجه كرد:
1- ديدگاه هاي مختلف : در اين زمينه ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد كه مي توان آنها را در قالب سه دسته زير تقسيم كرد: ديدگاه افراطي : اسلام در هر زمينه اي همه نيازهاي بشر را تأمين مي كند و تعاليم اسلام شامل تمامي علوم تجربي مي شود, به گونه اي كه انسان با تعاليم اسلام از همه علوم بي نياز مي شود. ديدگاه تفريطي : اسلام فقط نيازهاي انسان درباره ارتباط انسان با خدا و سعادت اخروي او را تأمين مي كند و درباره مسائل دنيايي و اجتماعي او فقط به بيان كليات ارزشي اكتفا كرده است . ديدگاه اعتدالي : اسلام براي تأمين سعادت هر دو سراي انسان آمده است و در همه شؤون زندگي بشر مي توان سخن بگويد. اما اين گونه نيست كه تأمين همه نيازهاي دنياي بشر را خود به عهده گرفته باشد, بلكه برخي از آنها را به عنوان مسائل ارزشي و يا احكام ثابت جاودان بيان كرده و بخش ديگر را به عهده انسان گذارده تا با احكام موقعيتي آن را تأمين كند. 2- نقش علوم بشري در تأمين نيازهاي بشر: چنان كه گفته شد, حكومت اسلامي مي بايست بخش مهمي از قوانين جامعه را كه در قالب احكام موقعيتي است , خود تنظيم كند. علوم بشري در فرآيند تنظيم احكام حكومتي جايگاه مهمي دارد. شناخت مصالح مربوط به زمان و مكان و راه كارهاي عملي دستيابي به اهداف اسلام در هر زمينه , در شرايط خاص زماني و مكاني , به گونه اي كه مطابق با احكام ثابت دين باشد و يا كمترين تعارض را با آنها پيدا كند, بر عهده علوم بشري است . 3- آنچه گفته شد فقط درباره نقش علوم بشري در تنظيم روابط اجتماعي است و گستره علوم بشري فراتر از اين است . اسلام انسان را به شناخت و كشف همه حقايق عالم فراخوانده است و لذا عومي كه ارتباط مستقيم با تنظيم روابط اجتماعي نيز ندارند از ديدگاه اسلام مطلوب و مرغوب است.
اما قسمت دوم :
اسلامي بودن جامعه از ديدگاه مراجع
بررسي اين موضوع، نيازمند شناخت دقيق جامعة اسلامي، ويژگي‏هاي آن و تطبيق آن بر جامعة كنوني ما است:
يك. جامعة اسلامي و ويژگي‏هاي آن:
جامعة ديني، جامعه‏اي است «دين‏باور»، «دين مدار»، «دين‏داور» و «مطلوب دين». جامعة برين، سيد موسي ميرمدرسي، چاپ اول، 1380، صص 209 ـ 210 جامعة ديني جامعه‏اي است كه شبكه روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي و اخلاقي آن بر اساس دين و آموزه‏هاي آن تنظيم شده باشد. جامعة ديني، جامعه‏اي است كه در آن داوري با دين باشد و افراد آهنگ خود را هميشه با دين موزون كنند. جامعة ديني، دغدغة دين دارد و اين دغدغه و احساس نياز به همسو كردن خود با دين، تنها به امور فردي و عباديات و اخلاق فردي محدود نمي‏شود؛ بلكه نسبت ميان دين و كلية امور و روابط اجتماعي بايد سنجيده شود و داوري دين در همه خطوط و زواياي تمامي شبكة روابط اجتماعي نافذ باشد. جامعة ديني، جامعة مدني، احمد واعظي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي، چاپ اول، 1377، صص 88 ـ 90 بر اين اساس ويژگي‏هاي جامعة ديني عبارتند از: حميدرضا شاكرين، حكومت ديني، انتشارات معارف 1. دين‏باوري و اعتقاد به آموزه‏هاي ديني، 2. تنظيم نظام حقوقي خود بر اساس دين (شريعت‏مداري)، 3. داراي نظام ديني است و جز حكومت ديني را برنمي‏تابد(نظام ديني)، 4. در جامعة ديني، مردم سلوك و رفتار فردي و اجتماعي خود را با دين موزون مي‏كنند و داوري دين را در اين باره پذيرايند(دين‏داوري)، 5. چنين جامعه‏اي قطعاً مطلوب و مورد رضايت دين نيز هست (مطلوب دين)، جامعه‏اي كه بر اساس مؤلفه‏ها و ويژگي‏هاي فوق شكل گرفته باشد، جامعه‏اي ديني است. بر اين اساس مي‏توان دو معيار اصلي براي جامعة اسلامي نام برد: الف. افراد جامعه به دين مبين اسلام باور داشته و آن را در رفتار فردي و اجتماعي خود متجلي سازند. ب. كليه نظام‏هاي حقوقي و ساختارهاي سياسي، بر اساس دين مبين اسلام تنظيم شده باشد. نكتة مهمي كه در اينجا قابل ذكر است، توجه به مراتب متعدد جامعة اسلامي است؛ يعني، اينكه به هر مقدار اين دو معيار فوق در جامعه‏اي رعايت شود، درصد و ميزان اسلاميّت آن جامعه بالاتر مي‏رود.
سه. بررسي اسلامي بودن جامعة كنوني ايران:
با نگاهي به واقعيات جامعة كنوني ايران، مشخص مي‏شود كه بحمدالله جامعه ما از دو معيار اصلي جامعة اسلامي برخوردار است؛ زيرا بيشتر افراد جامعه به دين مبين اسلام عقيده و باور دارند و نظام حقوقي و ساختار سياسي جامعه نيز بر اساس آموزه‏هاي دين مبين اسلام شكل گرفته است. بنابر اين در اصل اسلامي بودن جامعة ما هيچ گونه ترديدي نيست. اما اينكه به چه ميزان از اسلاميّت برخوردار هستيم، نيازمند بررسي عملكرد اركان و عناصر تشكيل دهندة جامعة اسلامي ـ اعم از افراد جامعه، مسئولان، نهادها و دستگاه‏هاي دولتي و... ـ و ميزان انطباق آن با آموزه‏هاي دين مبين اسلام است. در اين زمينه به صورت مختصر بايد گفت: نظام جمهوري اسلامي كه از ابتدا تاكنون تمامي سعي و تلاش خود را در جهت تحقق و اجراي كامل تعاليم و ارزش‏هاي اسلامي، در سطح جامعه به كار بسته است. و در اين راه تا آنجا كه امكانات مادي و معنوي اجازه داده از هيچ تلاشي دريغ نكرده است. اما بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه وجود نظام سياسي و حقوقي منطبق با دين در صورتي در اجراي كامل تعاليم و ارزش‏هاي اسلامي در سطح جامعه موفق خواهد بود كه ساير شرايط و زمينه‏هاي لازم (از قبيل وجود منابع انساني مورد نياز، كارگزاران و مديراني صالح، مردم وفادار و هميشه در صحنه، كفايت منابع مادي و اقتصادي و...). مهيا بوده و به علاوه موانع و مشكلات (از قبيل تهديدات خارجي و تهاجمات نظامي و فرهنگي، محاصره‏هاي اقتصادي و سياسي و نظامي، بدعت‏ها و سنت‏هاي غلط، دنياگرايي تجمل پرستي و..). وجود نداشته باشد؛ وگرنه هرگز آن حكومت ديني در اصلاح كامل جامعه موفق نخواهد بود. اين موضوع درباره حكومت اميرالمؤمنين(ع) نيز مطرح است. حضرت علي(ع) از سوي خداوند متعال، به عنوان وليّ جامعه اسلامي و هم‏تراز پيامبر اكرم(ص) معرفي شده و هيچ ترديدي در حقانيت و مشروعيت حكومت ايشان وجود ندارد. در قرآن كريم ابلاغ ولايت ايشان به دست پيامبر اكرم(ص)، موجب اكمال دين و اتمام نعمت و راضي بودن به دين اسلام دانسته شده است. مائده، آية 3 اما با نگاهي به تاريخ پنج‏ساله حكومت مولاي متقيان و اوضاع اجتماعي حاكم بر آن دوران، روشن مي‏شود كه موانع زياد فراروي آن حضرت بوده است. جنگ‏هاي داخلي صفين، جمل و نهروان، تهديدات دشمنان خارجي، كمبود نيروي انساني توانمند و تربيت يافته، كثرت مشكلات، گستردگي بدعت‏ها و سنت‏هاي فاسد و آلودگي‏هاي مزمن اجتماعي، تغيير چهارچوب نظام ارزشي و... تنها گوشه‏اي از مشكلات ايجاد شده در حكومت عدل امام علي(ع) است. دنياگرايي مردم، خيانت و يا نافرماني برخي كارگزاران و فرماندهان آن حضرت و... از مسائلي بودند كه ايشان در تمام دوران حكومت خود با آن روبه‏رو بودند؛ ولي در همان حال آن حضرت شايسته‏ترين فرد براي حكومت و زمامداري جامعه اسلامي در اوضاع آن روز بود و اين نابساماني‏ها، هيچ‏گاه ترديدي در اصل مشروعيت ولايت آن حضرت ايجاد نمي‏كند. حال آيا مي‏توان به دليل وجود آن مشكلات، حكومت امام علي(ع) را نالايق و ناكارآمد معرفي كرد و يا اينكه آن جامعه را غيراسلامي دانست؟! در هر صورت براي حل اساسي اين شبهه لازم است، فلسفه اصلي و اهداف تشكيل حكومت اسلامي و نهايت چيزي كه مي‏توان از حكومت اسلامي انتظار داشت، مشخص كرد.
فلسفه و اهداف تشكيل حكومت اسلامي
بر اين اساس مهم‏ترين فلسفه و اهداف تشكيل حكومت اسلامي، عبارت است از:
1. استقرار توحيد و خداپرستي در زمين و رهانيدن مردم از بندگي و فرمانبرداري غير خدا: « وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلّ‏ِ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ... » نحل، آيه 36. روشن است تحقق اين هدف بسيار خطير و بزرگ، نيازمند سازمان و قدرت سياسي ـ اجتماعي است.
2. رشد و تعالي علمي، فرهنگي و تربيتي انسان‏ها و رهايي و.... آنان از ناداني و جهل. «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي اْلأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ؛ »، جمعه، آية 2
3. آزادسازي و رهايي توده‏هاي مردم و انسان‏هاي مستضعف از چنگال ظالمان و ستمگران و از زنجيرهاي اسارت و بردگي: «...وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اْلأَغْلالَ الَّتي كانَتْ علَيْهِمْ...؛ ».اعراف(7)، آية 157
4. برپايي جامعه نمونه و مدينه فاضله آرماني، از راه اقامه قسط و عدل اسلامي: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ... ؛»،حديد(57)، آيه 25
5. اجراي كامل قوانين آسماني اسلام با تمام ابعاد آن (اعم از قوانين اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، سياسي، نظامي و...). پس فلسفه تشكيل حكومت، تأمين نيازهاي مادي و معنوي و فراهم كردن زمينه و بستر رشد و تكامل انسان و در نتيجه سعادت و خوشبختي او در دنيا و آخرت است. حكومت اسلامي موظف است، با تمامي امكانات و در حد توان خود، زمينه‏هاي كمال انسان‏ها را فراهم كرده، زمينه‏هاي فساد را از ميان بردارد. اما آيا اينكه با فراهم بودن تمامي اين زمينه‏ها و بسترسازي‏ها، همه افراد جامعه اصلاح و جامع كاملاً اسلامي خواهد شد، در جواب مي‏توان به اين آيه اشاره كرد كه: « إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ... ؛ خداوند هيچ قومي را تغيير نمي‏دهد؛ مگر آنان حال خود را تغيير دهند»، رعد(13)، آيه 11 بر مبناي اين اصل مهم، هرگونه تغييري در سرنوشت انسان‏ها و اصلاح يا انحطاط اجتماعي و فردي يك جامعه، منوط به خواست و اراده انسان است. افراد يك جامعه، زماني به طور كامل اصلاح مي‏شوند كه بر اساس اراده، گزينش و كنش اختياري خود بتوانند از شرايط محيطي ـ كه به بركت حاكماني عادل و الهي، قوانين به احكام و ارزش‏ها و معارف اسلامي به وجود آمده ـ استفاده كنند و راه تعالي و تكامل خود را در پيش گيرند. بنابراين وجود حاكماني الهي و ساير شرايط محيطي (قوانين اسلامي، تأمين نيازهاي مادي و رفاه، امنيت و...). هر چند در روند تكاملي و اصلاح جامعه امري كاملاً ضروري و لازم است؛ اما به هيچ وجه كافي نيست؛ بلكه اراده و گزينش و كنش اختياري خود افراد يك جامعه نيز، شرط ديگر اين مجموعه است. از اين رو شاهديم كه در طول تاريخ، با اينكه پيشوايان الهي (مانند پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع)) در جامعه بوده‏اند و تمام شرايط و زمينه‏هاي رشد و تعالي براي مردم فراهم بوده است؛ اما چون همه افراد آن جامعه، به چنان درك و شناختِ عميق ـ نرسيده بودند كه اصلاح كامل و فراگير در جامعه محقق نشد. در هر صورت وجود مفاسد اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ـ از قبيل وجود فقر، تبعيض و عدم رعايت عدالت اجتماعي ـ به هيچ وجه منطبق با تعاليم اسلام و اصول و آرمان‏هاي نظام جمهوري اسلامي نيست و همواره يكي از دغدغه‏هاي مراجع عظام تقليد و مسئولان نظام ـ به خصوص مقام معظم رهبري ـ بوده است. البته؛ هيچ يك از مسئولان مذهبي وسياسي جامعه اسلامي ما نيز هرگز چنين ادعاي اصلاح كامل جامعه را ندارند و نخواهند داشت. آنان موظف‏اند زمينه‏هاي اصلاح جامعه را فراهم آورند؛ اما تا زماني كه خودِ افراد جامعه اراده نكنند واين اراده را در انتخاب مسئولين وکارگزاران حکومتي محقق نسازند و يا اينکه نظارت، حساسيت و پيگيري لازم بر عملکرد مسئولان بخش‏هاي مختلف کشور نداشته باشند؛ اين برنامه به صورت کامل عملي نبوده وجامعه ما به مراتب بالاي اسلاميت نايل نخواهد شد. نتيجه آنکه
1. آموزه هاي ديني و احکام فقهي با توجه به مولفه هايي که در دين مبين اسلام وجود دارد نظير : خاتميت , جاودانگي و جامعيت و اتکا به وحي و عقلانيت ديني , به دو دسته احکام ثابت و متغير تفکيک شده و با استفاده از متد فقهي اجتهاد توان پاسخگويي به نياز هاي روز را متناسب با مقتضيات زمان و مکان داشته و دارند.
2. بعد از انقلاب اسلامي ايران و به دنبال تحولي که در زمينه تشکيل حکومت ديني بر اساس آموزه ها و ارزش هاي اسلامي به وجود آمد , کارکردها و حوزه فعاليتي مراجع عظام شيعه و حوزه هاي علميه که تا قبل از آن بيشتر در ابعاد فردي فقه متمرکز بود , به حوزه هاي اجتماعي مختلف گسترش يافت و آنها با توجه به ضرورت ها و اقتضائات حکومت ديني و با استفاده از منابع معتبري ديني از قبيل قرآن , سنت و سيره معصومين (ع) و متدولوژي اجتهاد , احکام مورد نياز جامعه را در حد بسيار زيادي تدوين و به جامعه عرضه نمودند . هرچند در برخي زمينه ها هنوز نيازهاي جدي وجود دارد.
3. جامعه کنوني ايران در مجموع واجد بسياري از ويژگي هاي جامعه اسلامي است و تلاش نظام اسلامي و مجموعه کلان دولتمردان آن از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون همواره بر اجرا و تحقق هرچه بيشتر اين آموزه ها و احکام اصيل فقهي و ارزشهاي اسلامي در جامعه بوده و مي باشد. هرچند به دلايل متعدد از قبيل موانع تاريخي , خارجي و يا کاستيهاي مديريتي و...هنوز تا دستيابي به جامعه اي کاملاً اسلامي راهي طولاني در پيش داريم .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
16 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .