نحس و شر

آيا ميتوان گفت نحس شر است و همانطور كه شر يك امر عدميست پس نحس هم امري عدميست؟

در روايات متعددي سعد و نحس ايام در ارتباط با حوادثي كه در آن واقع شده است تفسير شده، في المثل در روايتي از اميرالمومنين علي مي خوانيم شخصي از امام درخواست كرد تا درباره روز «چهارشنبه» و فال بدي كه به آن مي زنند و سنگيني آن، بياني فرمايد كه منظور كدام چهارشنبه است؟ فرمود: «منظور چهارشنبه آخر ماه است كه در محاق انفاق افتد، و در همين روز «قابيل» برادرش «هابيل» را كشت ... و خداوند در اين روز چهارشنبه تندباد را بر قوم عاد فرستاد». (تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 183، ح 25). در بعضي ديگر از روايات مي خوانيم كه روز اول ماه روز سعد و مباركي است چرا كه آدم در آن آفريده شد، هم چنين روز 26، چرا كه خداوند دريا را براي موسي شكافت. (همان مدرك، ص 105).يا اين كه روز سوم ماه روز نحسي است، چرا كه آدم و حوا در آن روز از بهشت رانده شدند، و لباس بهشتي از تن آنها كنده شد. (همان مدرك، ص58)يا اين كه روز هفتم ماه روز مباركي است، چرا كه نوح سوار بر كشتي شد ( و از غرقاب نجات يافت). (همان مدرك، ص 61).يا اين كه در مورد نوروز در حديثي از امام صادق عليه السلام مي خوانيم كه فرمود: «روز مباركي است كه كشتي نوح بر جودي قرار گرفت، و جبرئيل بر پيامبر اسلام نازل شد، و روزي است كه علي عليه السلام بر دوش پيامبر رفت و بتهاي كعبه را شكست، و داستان غدير خم مصادف با نوروز بود....(بحارالانوار، ج 59، ص 92). اين گونه تعبيرات، در روايات فراوان است كه سعد و نحس ايام را با بعضي از حوادث مطلوب، يا نامطلوب پيوند مي دهد، مخصوصا در مورد عاشورا كه بني اميه به گمان پيروزي بر اهل بيت آن را روز مسعودي مي شمردند، و در روايات شديدا از تبرك به آن روز نهي شده، و حتي دستور داده اند كه آن روز را روز ذخيره آذوقه سال و مانند آن نكنند،‌ بلكه كسب و كار را در آن روز تعطيل كرده، و عملا از برنامه بني اميه فاصله بگيرند مجموع اين روايات سبب شده كه بعضي مساله سعد و نحس ايام را چنين تفسير كنند كه مقصود اسلام توجه دادن مسلمين به اين حوادث است، تا از نظر عمل خود را بر حوادث تاريخي سازنده تطبيق دهند، و از حوادث مخرب و روش بنيان گذاران آنها فاصله گيرند. اين تفسير ممكن است در مورد قسمتي از اين روايات صادق باشد ولي در مورد همه آنها مسلما صادق نيست، چرا كه از بعضي از آنها استفاده مي شود تأثير مرموزي در بعضي ايام احيانا وجود دارد كه ما از آن آگاهي نداريم. بنابر آنچه بيان شد روشن میشود كه نحس و نحوست به امری اطلاق میشود که شر بوده و این که به برخی ایام نحس اطلاق شد به خاطر وقایع یا معاصی ای است که درآن رخ داده است . بنابر این میتواند نحس مصداقی از موارد شر باشد . اما درخصوص اینکه هرشری عدمی است باید دانست برخی شرور اموری وجودی هستند اما به دلیل نقش مانعیتی که برای اشیاء دیگر ایجاد میکنند شر نامیده میشوند . مانند سم و زهر که این ها وجودی هستند اما چون اگر کسی سم بخورد میمیرد . و این سم مانع ادامه حیات او است به آن ها شر اطلاق میشود که این شر بودن بالعرض و المجاز است ، در واقع آن ها خیر و وجود هستند اما چون مانع خیر و وجود دیگری میشوند برای ان دیگری شر میباشند . لذا ممکن است برخی موارد نحس نیز از این قبیل موارد باشد .

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .