معرفت و عبادت

به نظر شما دین، ایمان و تعهد به ارزش ها چه نقشی در معرفت دارد؟ معرفت به معنای کلی؟

بايد دانست ميان عمق معرفت و عبادات، رابطه دور تصاعدى برقرار است. و به هر ميزان معرفت بيش‏تر باشد ارزش عبادت بيشتر خواهد بود. و به هر مقدار عبادت با شرايط و حالات بهتر انجام گيرد در تعميق معرفت و شناخت مؤثر مى‏باشد. بنابراين نبايد منتظر ماند تا شناخت عميق پيدا كنيم سپس به عبادت بپردازيم؛ بلكه خود عبادات، زمينه‏ساز معرفت عميق‏تر نيز مى‏باشد. به ويژه درباره نماز و روزه كه آثار و فوائد آن در نشاط روحى و استوارى بر صراط مستقيم بر كسى پوشيده نيست
راه معرفت را دوگونه مى‏توان پيمود: يكى ساده و ابتدايى - كه براى همگان ميسور است - و ديگرى اساسى و عميق:
الف) راه اول عبارت از اين است كه شخص بدون پرداختن به كاوش‏هاى ژرف نظرى و علمى و با اتكا به اطميناني كه از طريق معرفت فطري نسبت به اعتقادات خويش دارد، به يك سرى اعمال واوراد و اذكار مشغول مى‏شود و از ارتكاب معاصى اجتناب كند و به انجام دادن وظايف دينى مبادرت ورزد. بديهى است چنين شخصى بر اثر مداومت بر امور ياد شده، مختصر نورانيتى كسب مى‏كند و ممكن است حالات خوشى نيز به او دست دهد.
ب ) راه دوم عبارت است از چنگ زدن به عرفان و آن به دو قسم نظرى و عملى تقسيم مى‏شود:
1- عرفان نظرى:
اين است كه شخص ابتدا به فراگيرى يك‏دوره كلاسيك منطق و سپس به تحصيل در رشته فلسفه بپردازد تا بر نحله‏ها و مكتب‏ها و عقايد فلسفى مطلع گردد. آن‏گاه كم‏كم با فراگيرى منظم متون عرفان نظرى كه عبارت است از: تمهيدالقواعد، شرح فصوص قيصرى، مصباح الانس و...، بر مسائل و مطالب عرفانى اطلاع حاصل نمايد.
2-عرفان عملى:
آن است كه شخص سالك ابتدا، ظاهر و باطن خود را از هرگونه آلودگى به گناهان و رذايل اخلاقى پاك كند و هم زمان به اعمال و وظايف شرعى خويش پايبند باشد تا كم‏كم به مدد الهى، انوار عرفانى و ملكوتى بر قلب او بتابد و به صفات ربوبى و اسماى الهى متصف گردد. كتاب‏هايى كه در زمينه عرفان عملى نگاشته شده فراوان است از جمله: منازل السايرين، مقامات معنوى، مصباح الشريعه. بديهى است كه سالك محقق بايد تحت تربيت مربى، هم به عرفان نظرى بپردازد و هم به عرفان عملى؛ زيرا پيمودن راه عرفان نظرى بدون داشتن عرفان عملى گاه بسيار خطرناك است و شخص را به مرز كفر و شرك مى‏كشاند. نيز پيمودن راه عرفان عملى بدون داشتن عرفان نظرى، موجب قشرى گرى و درويش‏مآبى است.