معرفت اهل بيت(ع)

چه كنيم كه معرفت ما نسبت به خداوند و ائمه معصومين(ع) بيشتر شود؟

2004.jpg
روش شناخت خداوند:
ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم كه به صورت مرحله اي طي مي شوند.
مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است كه انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تكويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن كريم به معرفت خداي متعال دست يابد.
البته شناخت خداوند منان با آيات انفسي مفيدتر است ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.
بنابراين انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي مي‌شود و اين نيز به نوبة خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي خواهد بود.
اين راه كه در كتاب شريف توحيد مفضل پي گيري شده است بهترين راه خدا شناسي براي مبتديان است.
دوم شناخت خداوند از طريق عقل است. نيرويي كه بيشتر عمل كردش محاسبه و درك وجودات وصفي و صفات الهي است. اين روش طريق خواص از مردم مي‌باشد، كساني كه پس از مطالعه در طبيعت و آيات تكويني او در خلقت، از طريق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حكمت به شناخت خداي تعالي مي پردازند.
سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت و ابزار دل مي‌باشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست مگر مسيري كه به عنوان سير و سلوك نظري ترسيم شده طي نمايند, يعني از طريق طبيعت و شناخت آفاقي و انفسي به عقل و استدلال عقلي راه يابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاينه و وصول به حق تعالي شوند.
اين سخن مولاي عارفان علي(ع) و همچنين اهل معرفت است كه گفته اند: من در همه چيز خدا را مي بينم. خداي واقعي همان است كه در همه چيز ظهور دارد و نهايت عرفان اهل معرفت هم همين است كه خدا را در همه چيز ببينند. از ديدگاه عرفان خداي تعالي همان متن وجود و هستي است و هر چه كه غير ذات هستي وجود دارد مظاهر او است. مظاهر هم در حقيقت او را نشان مي دهند چون ظهور او هستند و اگر انسان دقت كند خداوند را در تمام مظاهر هستي خواهد ديد و مي توان گفت اشيا در حقيقت آينه هايي هستند كه خداوند را نشان مي دهند و به قول قرآن كريم آيه ها و نشانه هاي او هستند. منتهي بايد توجه كنيد كه اينگونه رويت مخصوص اهل معرفت است و اهل عقل و فلسفه و همچنين اهل تجربه و علم از آن محرومند، مگر اينكه ايشان نيز چنين اعتقاد و كنكاشي را بپذيرند و رو به سوي عرفان و شهود خداي متعال بياورند.
به بيان ديگر ، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل مي‌كنند. اول تقليد كه در اين روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مي‌شود، دوم تحقيق و استدلال كه در اين روش خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته مي‌شود و سوم كشف و رويت كه در اين روش خداي متعال به واسطه مكاشفات دروني، شناخته مي‌شود.
در پايان توجه به يك نكته حايز اهميت فراوان است و آن اينكه اين روش كه سير و سلوك نظري انسان به سوي معرفت خداي متعال است اگر با سيرو سلوك عملي همراه نشود، بي نتيجه و ابتر خواهد بود. انسان از طريق علم و عمل به كمال مي رسد و لازم است اين دو سير همزمان با هم و هماهنگ با هم طي شوند.
روش خداشناسي تجربي و خدايابي از طريق رجوع و توجه به طبيعت و خلقت، اولين و همگاني ترين روش خداجوئي است. آنگاه كه انسان به آسمان و زمين و آنچه در آنهاست نظر مي كند و از فرط هيجان و شگفتي ساعت ها به آن ها خيره مي ماند، ناخواسته اقرار مي كند به حكمت و دانش و تدبيري كه در پس اين مناظر شگفت انگيز وجود دارد. و چون دانش و حكمت از آن موجودي عاقل و داناست، به وجود او نيز اعتراف و اذعان مي كند.
انسان آنگاه كه داراي جهان بيني الهي باشد به هر چه نگاه كند خدا را در پس آن حاضر خواهد ديد. چه آنگاه كه به طبيعت چشم دوخته است و چه آنگاه كه با قوانين فيزيكي و شيميائي حاكم بر طبيعت سر و كار دارد. چرا كه انسان فقط كاشف آن قوانين و بينده آن مناظر است نه خالق آنها. پس جا دارد كه از خود بپرسيد اينها از كجا آمده اند و چه كسي آنها را آفريده است.
كتاب «توحيد مفضل» كه حضرت امام جعفر صادق (ع) به مفضل املاء كردند و وي نيز گفته هاي ايشان را به رشته تحرير درآورند، پر است از توجه به خلقت و انديشيدن در آفرينش الهي. چرا كه يكي از راههاي شناخت خداوند تفكر در آثار، مخلوقات و معلولات او و انديشيدن درباره ظرافت آفرينش آنهاست. روشي كه هر فردي را و يا هر مقدار دانش و معلوماتي، به درك و تامل وا مي دارد. و در واقع آنكه از دانش بهره بيشتري دارد با ديدن شگفتي هاي آفرينش بيشتر شگفت زده شده و به فكر مي رود.
رسيدن از معلول علت در واقع يكي از دلايل فلسفي اثبات خداوند است كه فليسوفان به عنوان اولين دليل براي اثبات وجود خداوند از آن مدد مي جويند.
خداوند در قرآن نيز بسيار از طبيعت و آفرينش موجودات ياد كرده و ما را به توجه بدان ترغيب نموده است، آياتي كه يا اشاره به خود طبيعت و آثار آن دارد و يا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره مي كند، آياتي مانند؛ آيه 17 و 18، سوره غاشيه: «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ؛ آيا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده».
و آيه 5 سوره طارق: «فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ؛ پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است».
آيه 185، سوره اعراف: «أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيّ‏ِ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ؛ آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان مى‏آورند».
آيه 5، سوره ق: «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‏اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‏ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست».
و آيات بسيار ديگر كه گوياي توجه خاص آيات قرآن به طبيعت و آثار خلقت است.
چند كتاب براي خدا شناسي:
- راه خداشناسي، استاد جعفر سبحاني
- راه شناخت خدا، محمدي ري شهري
- آفريدگار جهان، آيت‏الله مكارم شيرازى
- خدا را چگونه بشناسيم، آيت‏الله مكارم شيرازى
- اصول عقايد، استاد محسن قرائتي
- خدا در قرآن، شهيد بهشتي
- دوره پنج جلدي مقدمه اي بر جهان بيني توحيدي، استاد شهيد مرتضي مطهري(ره)
- توحيد، شهيد دستغيب شيرازي
- نشان از بى‏نشان‏ها، مرحوم حسنعلى اصفهانى، ص 166 153
- تبيين براهين اثبات خدا، آيت الله جوادي آملي، مركز نشر اسراء قم.
براى مطالعه‏ى ابعاد مختلف سيره و زندگى امامان معصوم شيعه(ع) به اين كتابها مراجعه كنيد: 1. حيات فكرى و سياسى امامان شيعه، نوشته‏ى رسول جعفريان، از انتشارات انصاريان، قم. 2. امامان شيعه و جنبش هاى مكتبى، محمدتقى مدرسى، ترجمه حميدرضا آژير 3. سيره‏ى معصومان، سيد محسن امين، ترجمه على حجتى كرمانى. 4. سيره‏ى پيشوايان، مهدى پيشوائى به علاوه اينها مى‏توانيد به اين كتابها هم مراجعه بكنيد: 1. زندگى دوازده امام، هاشم معروف حسينى، ترجمه محمد رخشنده. 2. منتهى الآمال، چاپ هجرت. 3. جلاء العيون، علامه مجلسى. 4. ناسخ التواريخ. در اين زمينه مطالعه كتابهاي زير مفيد خواهد بود : شناخت پيامبر(ص): - فروغ ابديت، جعفر سبحاني، دفتر تبليغات اسلامي قم - محمد(ص) تصوير جمال خدا، حسين بدرالدين، علم تهران - سيره نبوي، شهيد مرتضي مطهري - سيره نبوي، مصطفي دلشاد تهراني ، انتشارات وزارت ارشاد - تاريخ پيامبر اسلام(ص)، محمد ابراهيم آيتي، دانشگاه تهران شناخت امام علي(ع): - امام علي(ع) از ولادت تا شهادت، سيد محمد كاظم قزويني، دليل قم - امام علي(ع) صداي عدالت انساني، جرج جرداق، ترجمه سيد هادي خسروشاهي، خرم قم - امام علي(ع) نماد حكومت حق، عزيز سيد جاسم، ترجمه موسي دانش، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي - شهيد تنها، محمد رضا حسيني مطلق، پارسايان قم حضرت زهرا(س): - نهج الحياه (فرهنگ سخنان فاطمه)، محمد دشتي، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع) ُ- زندگاني زهرا(س)، محمد باقر مجلسي، ترجمه محمد روحاني علي آبادي، مهام تهران - فرهنگ فاطميه (الفباي شخصيتي حضرت زهرا(س)) مهدي نيلي پور، مركز فرهنگي شهيد مدرس اصفهان - زهرا، برترين بانوي جهان، ايت الله مكارم شيرازي، هدف قم - جامي از زلال كوثر، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
تلاش براى شناختن و يافتن امام معصوم واجب و لازم است؛ چنان كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «من مات و هو لايعرف امامه، مات ميتةً جاهليه». ( ميزان‏الحكمه، ج 1، ص 171، ح 840.) ويژگى‏هاى اين شناخت آن است كه: اولاً، از منابع معتبر و موثق و مستند اخذ شود. ثانياً، گستره‏اش شامل آموزه‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عبادى گردد. ثالثاً، از آن‏جا كه امام الگوى عملى براى انسان‏ها است، به ابعاد فكرى، عملى و روحى امام نيز ناظر باشد. اما اين شناخت از سه راه - كه مكمل يكديگر مى‏باشند - حاصل مى‏شود:
يكم. مطالعه تاريخ زندگانى آنان؛ مطالعه سرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان - از قبيل: شجاعت، مردانگى، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگى و... - انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مى‏كند و جذبه و كشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاكم مى‏شود.
دوم. مطالعه و تفكّر در سخنان ايشان؛ اسلام تفكر را موجب بصيرت ( الحياة، ج 1، ص 8، ح‏3)، دعوت كننده به عمل نيك ( همان، ح 9)، پديد آورنده نور ( همان، ص 49، ح 18)، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مى‏داند( همان، ص 48، ح 5). مطالعه و تفكّر در آثار فكرى امامان، هر چند كار مشكلى به نظر مى‏رسد؛ ولى بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن كه باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مى‏شود؛ سرمايه بزرگى براى روح بشر به شمار مى‏رود. همان طور كه فراگيرى فصول يك كتاب، بايد با تحقيق و دقت كامل و رجوع به استاد و... قرين باشد؛ مطالعه و انديشه و تفكر در آثار ائمه(ع) نيز، بايد با استفاده از استادان فن و مراجعه به كتاب‏هايى كه در شرح سخنان آنان به رشته تحرير درآمده، همراه باشد. سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقيقى بشناسيم، مى‏توانيم انسان‏هاى كامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان جلوه هاي صفات جمال و جلال حضرت حق‏اند و در تسميه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امكان برترند. بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى‏توانيم به اوصاف و ويژگى‏هاى امامان نيز واقف گرديم. شايد دعايى كه سفارش شده در زمان غيبت بعد از نماز زياد خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد: «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى؛ خداوندا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبر را نمى‏شناسم؛ خدايا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر به پيامبر معرفت پيدا نكنم، نمى‏توانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان كه اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم» ( مفاتيح‏الجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج«.

اى مشير ما تو اندر خير و شراز اشارت‏هاست دلمان بى‏خبر
اى «يرانا لانراه» روز و شب‏چشم بند ما شده ديد سبب‏
چشم من از چشم‏ها بگزيده شدتا كه در شب آفتابم ديده شد
لطف معروف تو بود آن اى بهى‏پس كمال البر فى اتمامه‏
يارب! «اتمم نور نافى الساهرةواشجنا من مفضحات قاهرة»
يار شب را روز مهجورى مده‏جان قربت ديده را دورى مده‏
بعد تو مرگ است با درد و نكال‏خاصه بعدى كه بود بعد الوصال‏
آن كه ديده‏ستت مكن ناديده‏اش‏آب زن بر سبزه باليده‏اش
( مثنوى، دفتر 6، ابيات 2888 - 2898) بر اساس برخى از ادله مى‏توان ادعا نمود كه علاقه و عشق نسبت به اهل بيت عصمت(ع) در ميان همه شيعيان شبيه امور فطرى وجود دارد ولى آنچه لازم است پاس داشتن از اين گوهر گران بها و رشد و بالندگى بخشيدن به آن است.
هر كه يوسف ديد چنان كردش خدا هر كه گرگش ديد برگشت از هدى‏
ترديدى نيست كه محبت و عشق محصول معرفت است. اگر اطراف آدمى را ده‏ها يوسف فرا گرفته باشد، و وى به جهت كورى نتواند آنها را ببيند، آيا هيچ گاه عاشق يوسف خواهد شد؟! اگر به محبت اهل بيت(ع) و اولياى الهى توصيه شده است، در حقيقت فرمان به تحصيل مقدمات آن - كه همان معرفت مى‏باشد - داده است؛ چرا كه اگر معرفت حاصل شد، قهراً علاقه و عشق به دنبال آن پديد خواهد آمد.
براى تحصيل معرفت و محبت به پيشوايان معصوم(ع) راه كارهاى زير را به شما توصيه مى‏كنيم: 1- مطالعه در زندگى، اخلاق، رفتار و كرامت‏هاى پيامبر(ص) و ائمه(ع). 2- مطالعه كلمات و سخنان آن بزرگواران؛ چرا كه فرمايش‏هاى آنان، درّهاى گران بهايى است، كه بايد در جست و جوى آنها بود. آيا ممكن است كسى نهج البلاغه را بخواند و بفهمد، ولى عاشق على(ع) نشود؟ 3- تهذيب نفس و پرهيز از گناه، و نيز عمل به واجبات؛ چرا كه آدمى تا تزكيه و تهذيب نفس نكند نمى‏تواند با اولياى مقرب الهى ارتباط برقرار كند.
نوريان مر نوريان را طالبند ناريان مر ناريان را جاذبند

4- آشنايى هر چه بيشتر با آنها و مقامات معنوى و راه و روش آنان در زندگى فردى و اجتماعى، 5- تلاش پيوسته و مداوم نسبت به پيمودن راه آنان و پيروى از خطى كه براى بشريت ترسيم كرده‏اند و عمل به دستوراتشان، 6- همواره به ياد آنان بودن و در صورت امكان به زيارت آنان رفتن يا از دور زيارت نمودن و نام و ذكرشان را در دل، زبان، خانه و جامعه زنده نگه‏داشتن. البته گناهان در دور ساختن انسان از قرب به آنان بسيار موثر است ولى با توبه و توسل مى‏توان آن را جبران كرد؟ 7- دعا و الحاح به درگاه خداوند جهت القاى محبت آنان در دل.
يكم. مطالعه تاريخ زندگانى وسرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان ؛ از قبيل: شجاعت، مردانگى، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگى و... اين شناخت انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مى‏كند و جذبه و كشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاكم مى‏شود.
دوم. مطالعه و تفكّر در سخنان ايشان؛ اسلام تفكر را موجب بصيرت ( الحياة، ج 1، ص 8، ح‏3)، دعوت كننده به عمل نيك ( همان، ح 9)، پديد آورنده نور ( همان، ص 49، ح 18)، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مى‏داند( همان، ص 48، ح 5). مطالعه و تفكّر در آثار فكرى امامان، هر چند كار مشكلى به نظر مى‏رسد؛ ولى بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن كه باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مى‏شود؛ سرمايه بزرگى براى روح بشر به شمار مى‏رود. همان طور كه فراگيرى فصول يك كتاب، بايد با تحقيق و دقت كامل و رجوع به استاد و... قرين باشد؛ مطالعه و انديشه و تفكر در آثار ائمه(ع) نيز، بايد با استفاده از استادان فن و مراجعه به كتاب‏هايى كه در شرح سخنان آنان به رشته تحرير درآمده، همراه باشد.
سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقيقى بشناسيم، مى‏توانيم انسان‏هاى كامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان آينه تمام‏نماى صفات جمال و جلال حضرت حق‏اند و در تسميه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امكان برترند. بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى‏توانيم به اوصاف و ويژگى‏هاى امامان نيز واقف گرديم. شايد دعايى كه سفارش شده در زمان غيبت بعد از نماز زياد خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد: «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى؛ خداوندا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبر را نمى‏شناسم؛ خدايا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر به پيامبر معرفت پيدا نكنم، نمى‏توانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان كه اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم» ( مفاتيح‏الجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج«.
اى مشير ما تو اندر خير و شراز اشارت‏هاست دلمان بى‏خبر
اى «يرانا لانراه» روز و شب‏چشم بند ما شده ديد سبب‏
چشم من از چشم‏ها بگزيده شدتا كه در شب آفتابم ديده شد
لطف معروف تو بود آن اى بهى‏پس كمال البر فى اتمامه‏
يارب! «اتمم نور نافى الساهرةواشجنا من مفضحات قاهرة»
يار شب را روز مهجورى مده‏جان قربت ديده را دورى مده‏
بعد تو مرگ است با درد و نكال‏خاصه بعدى كه بود بعد الوصال‏
آن كه ديده‏ستت مكن ناديده‏اش‏آب زن بر سبزه باليده‏اش
( مثنوى، دفتر 6، ابيات 2888 - 2898) اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى‏نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند.
براى مطالعه‏ى ابعاد مختلف سيره و زندگى امامان معصوم شيعه(ع) به اين كتابها مراجعه كنيد:
1. حيات فكرى و سياسى امامان شيعه، نوشته‏ى رسول جعفريان، از انتشارات انصاريان، قم.
2. امامان شيعه و جنبش هاى مكتبى، محمدتقى مدرسى، ترجمه حميدرضا آژير
3. سيره‏ى معصومان، سيد محسن امين، ترجمه على حجتى كرمانى.
4. سيره‏ى پيشوايان، مهدى پيشوائى
به علاوه اينها مى‏توانيد به اين كتابها هم مراجعه بكنيد:
1. زندگى دوازده امام، هاشم معروف حسينى، ترجمه محمد رخشنده.
2. منتهى الآمال، چاپ هجرت.
3. جلاء العيون، علامه مجلسى.
4. ناسخ التواريخ.
در اين زمينه مطالعه كتابهاي زير مفيد خواهد بود :
شناخت پيامبر(ص):
- فروغ ابديت، جعفر سبحاني، دفتر تبليغات اسلامي قم
- محمد(ص) تصوير جمال خدا، حسين بدرالدين، علم تهران
- سيره نبوي، شهيد مرتضي مطهري
- سيره نبوي، مصطفي دلشاد تهراني ، انتشارات وزارت ارشاد
- تاريخ پيامبر اسلام(ص)، محمد ابراهيم آيتي، دانشگاه تهران
شناخت امام علي(ع):
- امام علي(ع) از ولادت تا شهادت، سيد محمد كاظم قزويني، دليل قم
- امام علي(ع) صداي عدالت انساني، جرج جرداق، ترجمه سيد هادي خسروشاهي، خرم قم
- امام علي(ع) نماد حكومت حق، عزيز سيد جاسم، ترجمه موسي دانش، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي
- شهيد تنها، محمد رضا حسيني مطلق، پارسايان قم
حضرت زهرا(س):
- نهج الحياه (فرهنگ سخنان فاطمه)، محمد دشتي، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)
ُ- زندگاني زهرا(س)، محمد باقر مجلسي، ترجمه محمد روحاني علي آبادي، مهام تهران
- فرهنگ فاطميه (الفباي شخصيتي حضرت زهرا(س)) مهدي نيلي پور، مركز فرهنگي شهيد مدرس اصفهان
- زهرا، برترين بانوي جهان، ايت الله مكارم شيرازي، هدف قم
- جامي از زلال كوثر، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
كتب در مورد زندگانى و شخصيت امام مجتبى‏عليه السلام‏
1. جواد نعمتى، آفتابى در هزاران آيينه، سازمان تبليغات اسلامى
2. سيد على شفيعى، از گوشه و كنار تاريخ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامى، تهران، كتابخانه صدر
3. محمد على انصارى اراكى، اسرار صلح امام حسن‏عليه السلام،بى‏تا، تهران، 1386ه. ق.
4. مهدى پيشوايى، امام حسن پرچم‏دار صلح و آزادى، انتشارات توحيد، قم.
5. على قائمى اميرى، امام حسن‏عليه السلام در موضع واقع‏بينى و هدفگرايى؛ انتشارات شفق.
6. دارالتوحيد، امام حسن‏عليه السلام، سازمان تبليغات اسلامى.
7. گروهى از نويسندگان، امام حسن‏مجتبى‏عليه السلام پيشواى دوم، مؤسسه در راه حق.
8. رضا محمدى، امام حسن‏عليه السلام مظلوم تاريخ، صحفى، قم، 1370ه.ش.
9. جعفر مرتضى عاملى، تحليلى از زندگى سياسى امام حسن‏عليه السلام، ترجمه محمد سپهرى، سازمان تبليغات اسلامى.
10. احمد مطهرى، زمامدارى امام حسن‏عليه السلام، دارالكتاب، قم، بى‏تا.
11. سيد هاشم رسولى محلاتى، زندگانى امام حسن‏مجتبى‏عليه السلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران.
12. احمد زمانى، حقايق پنهان (پژوهشى از زندگانى سياسى امام حسن‏عليه السلام)، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
13. باقر شريف القرشى، زندگانى حسن بن على‏عليه السلام، ترجمه فخرالدين حجازى، 2 جلد، مؤسسه انتشارات بعثت، 1353ه. ش.
14. جمعى از نويسندگان مؤسسه البلاغ، سرچشمه‏هاى نور، حضرت امام حسن مجتبى‏عليه السلام، سازمان تبليغات، تهران، 1367ه. ش.
15. رضا شيرازى، قهرمان دو ميدان داستان زندگى امام حسن‏مجتبى‏عليه السلام، انتشارات پيام آزادى، تهران، 1370ه. ش.
در مورد آگاهي از زندگي و شخصيت امام حسين ( عليه السلام ) و همچنين واقعه عاشورا ر . ك :
1- الفباى فكرى امام‏حسين(ع) محمدرضا صالحى كرمانى
2- فرهنگ عاشورا جواد محدثى
3- درسى كه حسين(ع) به انسان‏ها آموخت شهيد هاشمى‏نژاد
4- سخنان حسين بن على از مدينه تا كربلا صادق نجمى
5- قيام جاودانه محمدرضا حكيمى
6- منتهى‏الآمال شيخ عباس قمى
7- ترجمه لهوف ابن طاووس
8- حماسه حسينى شهيد مرتضى مطهرى
9- حسين بن على(ع) را بهتر بشناسيم محمد يزدى
10- پيشواى شهيدان سيد رضا صدر
11- پرتوى از عظمت حسين(ع) لطف اللّه‏ صافى
12- الخصائص الحسينيه شيخ جعفر شوشترى
13- خون خدا جواد محدثى
14- الوقايع والحوادث (محرم) محمد باقر ملبوبى
15- ترجمه موسوعه كلمات الامام حسين سازمان تبليغات اسلامى
16- انصار الحسين مهدى شمس‏الدين
17- چشمه خورشيد، مجموعه مقالات كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا
18- قصه كربلا، نظري منفرد
شناخت ساير ائمه(ع):
- سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، مؤسسه تحقيقاتي امام صادق(ع) قم
- سيره معصومان، سيد محسن امين، ترجمه علي حجتي كرماني، سروش تهران
- منتهي الامال، شيخ عباس قمي، هجرت قم
- نگاهي به زندگي چهارده معصوم(ع)، محمد محمدي اشتهاردي، ناصر قم
- سيري در سيره ائمه اطهار(ع)، شهيد مطهري، صدرا قم
شناخت امام زمان(عج):
- آموزش عقايد (دوره كامل سه جلدي)، محمد تقي مصباح يزدي، درس چهلم
- كتاب غيبت، محمد بن ابراهيم نعماني، ترجمه احمد فهري زنجاني، دارالكتب الاسلاميه
- قيام و انقلاب مهدي(عج)، شهيد مرتضي مطهري، صدرا
- گفتمان مهدويت، جمعي از نويسندگان، مؤسسه فرهنگي انتظار نور، دفتر تبليغات اسلامي قم
- در انتظار ققنوس، ثامر هاشم العميدي، ترجمه مهدي عليزاد، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
- نهج الولايه، حسن زاده آملي، قيام، قم
- چشم اندازي به حكومت مهدي(عج)، نجم الدين طبسي، دفتر تبليغات اسلامي قم

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
10 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .