فوائد امام غائب علیه السلام

امام غایب چه فائده ای دارد؟ و چرا باید به امام غایب اعتقادداشت ؟

امام زمان فوايد وبركات زيادي دارند .اثر اميد بخشى به مسلمين و تربيت گروه منتظر و آگاه يكي از آثار و فوايد امام غايب است . ايمان و اعتقاد به امام غائب(عج) سبب اميدوارى مسلمانان نسبت به آينده‏ى پر مهر و صفاى خويش در عصر ظهور امامشان مى‏گردد. جامعه‏ى تشيع به اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، هر لحظه انتظار بازگشت آن بزرگوار(ع) را مى‏كشد. شيعه هر چند امام زمان(ع) را در ميان خود نمى‏بيند، اما خود را جدا از آن وجود نازنين نمى‏داند.
امام غايب(عج) هم همواره مراقب حال شيعيان خويش مى‏باشد؛ چنان كه خود فرموده است: «ما در رسيدگى و سرپرستى شما، كوتاهى نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم؛ پس تقواى الهى پيشه كنيد تا از فتنه‏اى كه به شما رو مى‏آورد، شما را نجات بخشيم»، (احتجاج طبرسى، ج 2، ص 497).
پس در اين‎كه مردم از وجود امام زمان(عج) بهره مي‎برند، شكي نيست، و اين بهره‎مندي به صورت‎هاي مختلف جلوه‎گر است.
الف. وجود امام زمان ـ كه نمونة تمام عيار انسان كامل است ـ فلسفة حيات و زندگي است، و اگر وجود چنين انساني نباشد، حيات به منزلة كالبدي بي‎جان، و بياباني خشك و سوزان است.
به عبارت ديگر: زمين خالي از حجت خدا لغو و بيهوده است. بنابراين، وجود مقدس آن حضرت سبب غايي دوام حيات و زندگي است.
بر اين پاية، همه انسان‎ها اعم از مؤمن و كافر در حمايت خويش وامدار وجود مبارك آن حضرت مي‎باشند.

. حضرت على (عليه السلام) در اين خصوص مى فرمايد:
« به بركت آن امام گروهى از مردم براى دفاع از دين و درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى شوند، چنان كه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مى گردد; چشم آن ها به واسطه ى قرآن روشن است. تفسير و معانى قرآن در گوششان گفته مى شود و شب و روز از جام حكمت و علوم الهى سيراب مى شوند.» نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 15. ·
اعتقاد به وجود دوازده امام معصوم پس از رسول اكرم (ص ) از اعتقادات پايه اي و وجه تمايز انديشه شيعه است . فرزندان اين مكتب از كودكي ; زماني كه اسامي ائمه عليهم السلام و تاريخ امامت را ياد مي گيرند با مفهوم غيبت دوازد همين ايشان آشنا مي شوند.
نگاهي به سير تاريخ امامت روشن مي كند كه بسياري از اين امور كه حاصل غيبت دانسته شده در زمان ائمه گذشته نيز اتفاق افتاده است .
آيا اين گروهي از مسلمانان در كنار علي عليه السلام نبودند كه در جنگ جمل با وجود شنيدن آن همه سفارش پيامبر(ص ) درباره حضرت باز هم در شناخت حق به تحيرو سرگرداني دچار شدند و با ديدن طلحه و زبير دو صحابي بزرگ در برابر سپاه اميرالمومنين گرفتار ترديد و سستي گشتند
آيا خيل عظيم مسلمانان نبودند كه با وجود و ظهور امام حسين (ع ) در ميانشان به دليل نداشتن فهم صحيح دين او را تنها گذاشتند و جز اندكي در ركاب امام باقي نماندند
زماني كه امام زين العابدين (ع ) معارف دين را در قالب دعا به گوش مردم مي رساند چه كساني طالب به دست آوردن فيض هم نشيني با امام بودند
در سال هاي طولاني كه دستگاه خلافت امام موسي بن جعفر(ع ) را از زنداني به زندان ديگر منتقل مي كرد جامعه محروم از ديدار امام چه واكنشي نشان داد
و آيا در همان زمان كه امام صادق (ع ) مفاهيم صحيح اسلام را بازگو مي كرد گروهي پيروي از خطوط منحرف فكري را برنگزيده بودند
اگر از اين زاويه بنگريم همه آن چه را كه به عنوان نتايج غيبت شمرده شده بود در زمان ظهور ائمه نيز مشاهده كنيم .
در واقع حقايق تاريخي كه در دهها نمونه از تحير و سرگرداني بهره نگرفتن از امام برداشت هاي نادرست از دين و حتي كار شكني و مبارزه با امام را گزارش مي كند نشانگر آن است كه اين حوادث الزاما حاصل از غيبت نمي باشد.
از سوي ديگر شواهدي در قرآن تاريخ و روايات بر آن دلالت دارد كه در شرايطي كه غيبت ناميده مي شود امكان بهره گيري از بركات و منافع وجود حجت الهي و استفاده از او ممكن و چه بسا قطعي است .
براي نمونه آن جا كه قرآن داستان حضرت يوسف (ع ) را نقل مي كند مي بينيم كه در مقطعي از زمان آن حضرت به طور ناشناس با مردم زندگي مي كرد و مشكلات جامعه را برطرف مي نمود از تعبير خواب پادشاهي كه او را به زندان انداخته تا برنامه ريزي اقتصادي براي تامين ارزاق ... حتي زماني كه بر مسند قدرت بود با برادرانش كه به او ستم كرده بودند به نرمي سخن مي گفت نيازشان را برآورده مي كرد و آن ها را مورد محبت خود قرار مي داد... تا زماني كه خداوند به او اجازه داد كه خود را معرفي كند.
ناشناخته بودن حضرت در اين مدت هرگز مانع بهره بردن مردم از بركات وجودش نگرديد.
امام صادق (ع ) درباره امام دوازدهم مي فرمايد : اين امت چرا باور ندارد كه خداوند عزوجل با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد كه در بازارهايشان آمد و شد كند و بر زير اندازهايشان گام نهد; در حالي كه او را نمي شناسند... تا زماني كه خداوند اذن دهد و خود را به ايشان بشناساند; چنان كه به يوسف اجازه داد ... (1 )
بنابراين بركات وجود حجت الهي در هر حال به مردم مي رسد. چه مانند زمان ائمه (ع ) حاضر باشند و شناخته چه هم چون حضرت يوسف (ع ) حاضر و ناشناخته ..لذا شايسته است در سوال اوليه تغييري ايجاد كنيم و بگوييم : « فايده امامي كه او را به چهره نمي شناسيم براي ما چيست »
با تغيير سوال آن چه به ذهن متبادر مي شود آن است كه اگر وجودي داراي بهره و بركاتي باشد نشر آن بركات الزاما به شناخت چهره آن فرد وابسته نيست . و چون پرسش از فايده امامي كه او را به چهره نمي شناسيم در حقيقت سوال از فايده « امام » است پاسخ آن را نيز در بركات و فوايد وجودي « امامت » در جهان هستي بايد جست و جو كرد.

باكنكاشي در متون روايات مي توان اين فوايد را به دو دسته تقسيم نمود :
1 ) فوايدي كه به نفس وجود امام برمي گردد;
2 ) فوايدي كه حاصل رفتارها و عملكرد امام مي باشد .

گرچه به سختي مي توان رفتارهاي يك شخصيت را از وجود او جدا نمود اما مي توان بركاتي براي او تصور كرد كه تنها حاصل وجود اوست و فوايدي كه اثر انجام وظايف و عملكرد آن فرد مي باشد. درباره امام نيز چنين است : فوايدي حاصل « بود » امام است و فوايدي حاصل به مرحله عمل در آمدن يا « نمود امامت » امام .
در واقع دسته نخست از جمله سنت هاي الهي يا قوانيني هستند كه خداوند متعال در عالم قرار داده و قرآن و روايات از آن سخن گفته اند(2 ); اموري كه فاعل آن خداوند است اما براساس حكمت الهي از طرق و مجاري خاصي اجرا مي گردد . آن دسته از سنت هاي الهي كه از كانال وجودي امام جاري مي شود همان چيزي است كه آن را فوايد « بود » امام مي ناميم . مهم ترين اين فوايد « اصل بر پايي عالم و بقا و استمرار خلقت به سبب وجود امام و حجت الهي » است . همان طور كه پا بر جايي هر خيمه به ستون و محور آن وابسته است و استمرار برپايي و بقا آن نيز منوط به استواري همان ستون مي باشد عمود خيمه عالم هستي نيز وجود حجت الهي است ; چنان كه در روايات متعددي آمده است : لوبقيت الارض يوما بغير امام لساخت . (3 )
عالم تا زماني برپاست كه حجت الهي در روي زمين باقي باشد . جعلهم الله اركان الارض ان تميد باهلهالله(4 ) اما عمود يك خيمه ممكن است ستون آشكاري در ميان آن باشد كه هر كس وارد مي شود بلافاصله آن را ببنيد و جايگاهش را بشناسد و يا از نوع ديگري تعبيه گردد كه به راحتي قابل رويت نيست . در هر دو حال واقعيت وجودي خيمه وابسته به همان ستون است ; چه آشكار باشد چه پنهان . در عالم خلقت نيز هر چند ممكن است كه مردم در شرايطي امام را نشناسند ولي بدون وجود امام اراده خداوند بر وجود و بقاي جهان تحقق نمي گيرد.
از امام رضا(ع ) پرسيدند : آيا زمين به غير امام باقي مي ماند فرمودند : خير باقي نمي ماند در اين صورت فروريزد . (5 ) بر اين اساس بر پايي عالم و حيات خود ما و استفاده از بركات عالم مهم ترين اثر وجودي و فايده اي است كه با بودن آن حضرت بر ما و جهان خلقت جاري است و اين سنت و قانون الهي تغييرناپذير مي باشد.

دومين فايده « بود » امام بقا و قوام دين است . در روايات متعددي آمده است كه پيامبر(ص ) فرمودند : لايزال هذا الدين قائما حتي يكون عليكم اثني عشر خليفه . (6 )
بر پايه اين كلام قوام و استواري دين به وجود دوازده نفر جانشين پيامبر است كه چون عدد آنان در روايت معين شده پس از يازدهمين ايشان پايداري دين به وجود آخرين امام خواهد بود حضرت امير(ع ) در كلامي وجود امام ظاهر يا غايب را در هر زمان رمز عدم بطلان حجت ها و بينات الهي مي داند : اللهم بلي لاتخلو الارض من قائم لله بحججه اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته . (7 )
بنابراين وجود امام ضامن حفظ و سلامت دين براي بشريت است و با اين شرط هرگز تعاليم اسلام حتي در سخت ترين شرايط از بين نمي رود. به عبارت ديگر دينداري و عبادت همه هدايت شدگان و راه يافتگان به حق در كره خاكي مديون و وابسته به امام است .

سومين فايده : در بسياري از روايات امام واسطه رسيدن فيض الهي به بشريت معرفي شده است ; يعني آنچه از بركات نعمت ها رحمت و لطف خداوند بر عالم نازل مي گردد به واسطه امام و از كانال وجودي او است .
اين مفهوم اساسي بارها در سخنان ائمه (ع ) تكرار شده است . امام سجاد(ع (مي فرمايند; خداوند به واسطه ما رحمت را منتشر مي سازد و به ما باران مي فرستد و بركات را از زمين بيرون مي آورد.
و امام صادق (ع ) مي فرمايد : بنا اثمرت الاشجار و ايعنت الثمار وجرت الانهار و ينزل الغيث . گويا طبيعت نظام خلقت داراي مراتبي همانند هرم است كه در راس آن وجود حجت الهي است بركات و فيض و رحمت پروردگار نخست بر آن قله نازل شده و سپس از آن جا بر همه جوانب تا قاعده هرم سرازير مي گردد. موسي بن جعفر(ع )فرمايد : « ... ما من ملك يهبطه الله في امر لما يهبطه له الا بدا بالامام فعرض ذلك عليه ... » (8 ) هيچ فرشته اي را خداوند براي امري فرو نمي فرستد مگر اينكه از امام آغاز كرده و آن امر را بر او عرضه مي دارد

چهارمين فايده وجود حجت الهي مسئله رفع عذاب و امان اهل زمين مي باشد. يكي از سنت هاي الهي آن است كه وجود يك فرد مومن و صالح در يك جمع باعث دور كردن عذاب و حفظ همه آن جمع مي گردد. جابربن عبدالله از پيامبر(ص ) نقل مي كند :
« خداوند به واسطه صلاح فرد مسلماني فرزندان و فرزندان فرزندان و اهل خانه و خانه هاي اطرافش را نگه مي دارد و همه آنان در پناه خداوندند تا زماني كه او در ميان ايشان است . » (9 )
گويا صرفنظر از شايستگي و استحقاق مردم قانوني در جهان حكمفرماست كه اساس آن اثر وضعي ايمان و عمل صالح مي باشد و طبق اين قانون حضور يك انسان صالح موجب رفع گرفتاري ها و بلايا مي گردد
امام صادق (ع ) در ذيل آيه 74 سوره هود « يجادلنا في قوم لوط » كه به گفت و گوي حضرت ابراهيم (ع ) با فرشتگان اشاره دارد مي فرمايند : « زماني كه فرشتگان بر ابراهيم (ع ) وارد شدند و ماموريت خود را براي عذاب قوم لوط باز گفتند حضرت ابراهيم به آنان فرمود : ... اگر در اين قوم يك مومن باشد آيا آنان را عذاب مي كنيد گفتند : نه . حضرت فرمود : پس لوط در ميان آنان است . فرشتگان پاسخ دادند : ما به كساني كه در ميان آن قوم هستند آگاه تريم البته لوط و خانواده اش غير از زنش را نجات خواهيم داد . » (10 )
اين معنا در امت پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله در سطح بسيار وسيعش در گستره زماني و مكاني با وجود دائمي امام در بين ايشان جاري است .
روايات معصومين (ع ) مويد اين است كه به بركت وجود حضرت بسياري از عذاب ها از جامعه بشري رفع مي گردد.
از امام باقر(ع ) سوال شد : ابالناس حاجه الي الامام در پاسخ فرمود : اجل ليرفع العذاب عن اهل الارض سپس به آيه قرآني استشهاد كردند كه پيامبر اسلام (ص ) را مخاطب قرار داده و حضرت را عامل رفع عذاب از امت معرفي مي كند : « و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم » . (11 ) در اين روايت امام از يك سو اثر وجودي ذكر شده در آيه را به ائمه نيز تعميم مي دهد و از سوي ديگر با عبارت « اهل الارض » امان حاصل از وجود حجت الهي را شامل همه اهل زمين اعم از مومن و كافر مي داند چنان كه امام صادق (ع ) در حديث ديگري مي فرمايد : « لن يزالو في امان ان تسيخ بهم الارض مادمنا بين اظهرهم » . (12 )

دسته دوم از فوايد وجود امام چنان كه اشاره شد حاصل رفتارها و عملكرد امام است . در اعتقاد شيعه امام غايب غافل از مردم و جداي از جامعه نيست بلكه علي رغم ناشناخته بودن چهره به عنوان حجت در ميان مردم حاضر است و به حكم امامت وظايف الهي خود را انجام مي دهد; هر چند جزئيات و چگونگي اين رفتارها براي مردم روشن نباشد. براساس روايات مي توان مهم ترين اثرات وجودي امام در اين حوزه را به شرح زير بر شمرد :
عظيم ترين فايده وجودي امام كه همان وظيفه اصلي اوست مسئله « هدايت » مي باشد.
اين مسئوليت در زمان همه ائمه (ع ) در راس اهتمامات ايشان بوده و هرگز متوقف نشده است و لازمه انجام آن نيز شناخت چهره امام و ارتباط مستقيم با او نبوده است .
نقل شده كه اسحق كندي از فلاسفه معروف عرب در عصر امام حسن عسكري (ع ) كتابي به نام تناقضات قرآن نوشت . امام از طريق يكي از شاگردان اسحق و با طرح سوالاتي او را متوجه اشتباهاتش مي نمايد. تا جايي كه او به حقيقت اعتراف مي كند و با ندامت كتابش را مي سوزاند . (13 ) به اين ترتيب علي رغم فاصله مكاني و بدون ديدار با امام از راهنمايي حضرت بهره مند مي گردد.
اين حقيقت تاريخي نشان مي دهد كه گستره هدايت ائمه (ع ) به كساني كه حتي آن ها را نديده يا نمي شناخته اند نيز از طرق وسايل گوناگون مي رسيده است و هيچ مانعي وجود ندارد كه اين امر در زمان غبيت نيز جريان داشته باشد.
چه بسيار راه هاي فهم دين و تميز آن از مسيرهاي انحرافي كه به واسطه امام گشوده مي شود و چه بسيار قلب آماده پذيرش حق و اذهان جست و جوگري كه با عنايت امام به سر چشمه هاي هدايت متصل مي گردند هر چند كه خود منشا اين فيض را ندانند و نيابند.
در واقع هدايت انسان ها شغل و وظيفه اي نيست كه امام گاه گاهي به آن بپردازد بلكه فلسفه وجودي و لازمه امامت اوست . همان گونه كه هر مادري به حكم محبت ها و مجموعه فداكاري هايي كه براي فرزندش انجام مي دهد « مادر » ناميده مي شود و معناي مادري در همان رفتارها نهفته است .
به طوري كه بدون آن مجموعه سمت مادري بي معناست صفت « هادي » بودن براي امام نيز به همين گونه است ; لذا در زيارات خطاب به ايشان مي گوييم : السلام عليك يا نورالله الذي يهتدي به المهتدون (14 )

دومين فايده حاصل از عملكردهاي امام مسئله رفع مشكلات و گرفتاري هاي جامعه بشري است . در سيره ائمه گذشته همواره امام را در كنار مردم و ياور و حامي آنان در سختي ها و مصايب مي بينيم .
اداي دين قرض داران شفاي بيماران رفع نيازهاي نيازمندان ... همه را امام به حكم امامت انجام مي داده است و تحقق اين امور هيچ گاه مشروط به شناخته شدن حجت الهي نبوده است فقرايي كه شبانه از امام سجاد(ع ) طعام دريافت مي كردند به دليل پوشيده بودن چهره امام او را نمي شناختند و بسياري از يتيمان كوفه پس از شهادت علي (ع ( دانستند كه چه كسي هر شب به ديدارشان مي رفته است . آياتي از قرآن كريم در سيره حجت هاي پيشين نيز گواه اين معنا است . در داستان حضرت خضر(ع ) در سوره كهف (15 ) سخن از كارهايي است كه آن ولي خدا در حالي كه مردم او را نمي شناختند براي حل مشكلات آنان انجام مي دهد.
بنابراين در زمان غيبت نيز امام جدا از مشكلات گرفتاري ها و رنج و اندوه مردم نيست و نشناختن حضرت به چهره مانع از بهره مندي مردم از كمك هاي ايشان نمي گردد. به همين دليل است كه در زيارت جامعه كبيره خطاب به همه ائمه (ع ) مي گوييم : « بكم ينفس الهم و يكشف الضر... و فرج عنا غمرات الكروب »

سومين فايده از اين دسته دعاي امام است . مطابق روايات متعدد اعمال انسان ها دائما به حجت الهي در هر عصر عرضه مي شود و هرگز آن امام از وضعيت مردم غافل نيست بلكه به حكم مسئوليتش نسبت به اين اعمال نگران است . امام علي (ع ) مي فرمايد : هيچ مومني نيست كه اندوهگين شود; مگر آن كه به جهت اندوه او اندوهگين مي شويم و دعايي نكند مگر اين كه براي او آمين مي گوييم و ساكت نماند مگر آن كه برايش دعا مي كنيم . بنابراين دعاي امام همواره و در هر حال شامل حال افراد مي گردد.
نقل شده است كه همسايه امام رضا(ع ) روزي خدمت امام رسيده و عرض كرده : از شما مي خواهم كه براي من و خانواده ام دعا كنيد. حضرت فرمودند : آيا من اين كار را انجام نمي دهم همانا اعمال شما در هر صبح و شام بر ما عرضه مي شود . (16 ) و چون سوال كننده از اين پاسخ متعجب شد امام به آيه قرآن استشهاد فرمود : قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المومنون . (17 )
از پاسخ امام رضا(ع ) چنين بر مي آيد كه دعا براي مردم از سوي امام امري هميشگي و حتمي تلقي شده و در ارتباط مستقيم با عرضه اعمال آن هاست . روشن است كه اين اثر وجودي وابسته به ديدن چهره حجت الهي نيست و در عصر غيبت نيز مي تواند جريان داشته باشد.
از آن چه به اجمال از مجموعه دو دسته فوايد حاصل از « بود » و « نمود عملي » امامت بر شمرديم (كه يقينا محدود به موارد ياد شده نيست ) چنين برمي آيد كه وجود امام معصوم در هر زمان به حكم جايگاهش منشا فوايد و بركات بسياري است .
از سويي به لحاظ ماهيت وجودي اش عامل حفظ و بقاي عالم خلقت بر پايي دين واسطه رسيدن رحمت و فيض الهي بر مردم و مايه امان اهل زمين است .
از سوي ديگر براساس مسئوليتي كه بر عهده دارد در هدايت مردم تلاش مي كند از وضعيت و اعمال آنان آگاهي كامل دارد و براي رفع گرفتاري و مشكلات مادي و معنوي ايشان قيام كرده و دعا مي نمايد. لذا امام صادق (ع ) مي فرمايد نحن اهل البيت النعيم الذي انعم الله بنا علي العباد ... و هي النعمه التي لاتنقطع (18 ) و چنان كه بيان داشتيم براي بهره بردن از اين نعمت تفاوتي ميان امام ظاهر در بين مردم و امام حاضر اما ناشناخته وجود ندارد.
به اين ترتيب پرسش از فايده امام غايب با اصلاح مفهوم غيبت در اذهان و بررسي نتايج حاصل از آن اساسا موضوعيت خود را از دست مي دهد و در جست و جو براي پاسخ به آن به مجموعه اي از فوايد كلي امامت مي رسيم كه مساله غيبت خدشه اي به آن ها وارد نمي كند.
بعلاوه با شناخت اين فوايد آن چه در مرتبه بالاتر جايگزين سوال هاي مكرر مي گردد. احساس نياز به امام و شناخت حق عظيم او برگردن ماست .
در حقيقت هستي هدايت و همه نعمت هايي كه از آن بهره منديم به بركت آن وجود مقدس مي باشد.

با چنين ديدگاهي امام غايب در واقع حاضرترين عنصر در حيات انسان خواهد بود. انساني كه براساس معرفت به جايگاه حجت الهي هر لحظه حضور خود را در محضر امامش درك مي كند و به ولايت او زنده است واداي حق امام و ياري او سمت و سوي همه تلاش ها و برنامه هاي زندگي اش را تشكيل مي دهد.
امام سجاد(ع ) مي فرمايد : ان اهل زمان غيبته القائلين با مامته و المنتظرين لظهوره افضل من اهل كل زمان لان الله تبارك و تعالي اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ماصارت به « الغيبه » عندهم بمنزله « المشاهده » و جعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله بالسيف اولئك هم المخلصون حقا و شيعتنا صدقالله(19 )
همانا اهل زمان غيبت كساني كه به امامت قائم معتقد بوده و منتظر ظهورش مي باشند از مردمان همه زمان ها برتر هستند براي اين كه خداوند تبارك و تعالي عقل و بصيرت و معرفتي به آنان ارزاني داشته است كه غيبت در نزد ايشان به منزله مشاهده مي باشد و خداوند آنان را در همان زمان در مرتبه مجاهدين در ركاب رسول خدا(ص ) قرار داده است . ايشان مخلصان حقيقي و شيعيان راستين هستند.

پي نوشت ها :
1 ـ كمال الدين و تمام النعمه ابن بابويه (صدوق ) ص .341
2 ـ حكمت اين سنت هاي الهي خود بحث ديگري است كه مجالي گسترده تر مي طلبد .
3 ـ امام صادق (ع ) اصول كافي كليني ج 1 ص 179 ح .10
4 ـ امام باقر(ع ) اصول كافي كليني كتاب الحجه ح .12
5 ـ امام رضا(ع ) اصول كافي كليني كتاب الحجه ح .11
6 ـ ميزان الحكمه ج 1 الامامه ص .133
7 ـ ميزان الحكمه ج 1 باب 140 ص .118
8 ـ بحارالانوار محمد باقر مجلسي ج 16 ص .357
9 ـ تفسير الميزان علامه طباطبائي ج 4 ص .109
10 ـ تفسير الميزان سوره هود (آيه 74 ) بحث روايي .
11 ـ سوره انفال آيه .32
12 ـ بحار الانوار علامه مجلسي ج 23 ص 37
13 ـ بحارالانوار; علامه مجلسي سيره امام حسن عسكري .
14 ـ مفاتيح الجنان زيارت حضرت صاحب الامر در روز جمعه .
15 ـ سوره كهف آيات 79 تا .82
16 ـ وسائل الشيعه ج 11 ص 387 ح .5
17 ـ سوره توبه آيه .105
18 ـ بحارالانوار محمدباقر مجلسي ج 66 ص .316
19 ـ كمال الدين و تمام النعمه باب 31 ح .2

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .