فلسفه عربى بودن نماز

خواندن نماز به زبان عربى، حكمت‏هاى متفاوتى دارد كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
1. غناى زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنايى - به ويژه در حوزه معارف دينى - به گونه‏اى است كه با ديگر زبان‏ها قابل قياس نيست. بررسى‏هاى انجام شده، نشان مى‏دهد كه برخى از مفاهيم قرآنى، در زبان‏هاى ديگر معادل ندارد. رايج‏ترين آيه قرآن؛ يعنى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» به هيچ زبانى ترجمه دقيق نشده است و گويى هيچ مترجمى نمى‏تواند معادل‏هاى دقيق براى برخى از واژه‏هاى به كار رفته در آن بيابد.
جالب است بدانيد كه برخى از مترجمين قرآن در مواردى به جاى معادل‏گذارى، خود واژه‏هاى قرآن را به كار مى‏برند و از اين طريق، واژه‏هاى قرآن وارد بسيارى از زبان‏ها (چون فارسى، انگليسى و...) شده است. به عنوان مثال، مارمادوك پيكتال - يكى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگليسى - هرگز كلمه Godرا به جاى الله به كار نبرده است؛ بلكه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏داند.
بنابراين فارسى‏سازى نماز، مساوى با از دست دادن بسيارى از وجوه معنايى دقيق و ژرف نماز است.
2. لطافت و زيبايى و اعجازين بودن سوره‏هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زيباترين ترجمه‏هاى بشرى، هرگز جانشين لطافت و زيبايى كلام خداوند و آهنگ دلنشين و دل‏نواز آن نخواهد شد.
«مارمادوك پيكتال» - در مقدمه ترجمه انگليسى خود از قرآن - مى‏نويسد: «قرآن را نمى‏توان ترجمه كرد؛ زيرا نغمه و آواى بى‏نظير و آهنگ دلنشين آن، انسان را دگرگون مى‏سازد و او را به خشوع و گريه و يا شور و شوق وا مى‏دارد». iii.The Meaning of The Glorious Qurصan, Muhammad M. Pickthall, Muslim World
Legue-Rabita, 7791, p.
3. زبان عربى نه تنها زبان يك قوم؛ بلكه زبان دين ما است و آشنايى با آن، ما را مستقيما با پيام خدا و سنت قولى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و ائمه هدى‏عليهم السلام آشنا مى‏سازد.
عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دين و كتاب آسمانى مى‏شود و زمينه آشنايى هرچه بهتر و مستقيم‏تر از معارف دينى را فراهم مى‏آورد.
4. از منظر جامعه‏شناسى زبان، يكى از مهم‏ترين ابزارهاى انتقال و پويايى فرهنگى است. فرهنگ‏پذيرى(Acculturation) و جامعه‏پذيرى(Socialization) در حد بسيار بالايى وامدار زبان مى‏باشد.
اگر استعمار جديد(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مى‏كوشد، از آن روست كه بهترين راه تحميل فرهنگ خود و بيگانه سازى ملت‏ها با هويت خويش، در گرو تغيير زبان و ادبيات است.
براى مسلمانان، پيوند دائمى و فزاينده با زبان عربى - كه حاوى فرهنگ، ادبيات و معارف دينى است - يك ضرورت اجتناب‏ناپذير است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بيشترى دستخوش استحاله فرهنگى خواهد شد.
از اين رو شارع مقدس اسلام از طريق نمازهاى پنجگانه، پيوند با زبان دين را نهادينه و دائمى ساخته تا به اين وسيله انتقال و پويايى فرهنگ اسلامى، در همه نسل‏ها و صيانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بيگانگان، در حد بالايى تضمين شود.
5. يكى از ابزارهاى وحدت انسان‏ها اشتراك در زبان است و نماز الگويى بسيار زيبا از وحدت بشرى را به نمايش مى‏گذارد. پرستش خداى يگانه در سراسر جهان با افعال، اذكار و زبان واحد، چيزى است كه در هيچ جاى جهان، نظيرى براى آن نمى‏توان يافت.
دكتر محمد جواد شريعت خاطره برخورد با مرحوم حاج آقا رحيم ارباب را چنين بيان مى‏كند:
سال 1332 شمسى بود، من و عده‏اى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلى دارد نماز را به عربى بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نماز را به فارسى بخوانيم و همين كار را هم كرديم. والدين كم كم از اين موضوع آگاهى يافتند و به فكر چاره افتادند. آنها پس از تبادل نظر با يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهى ديگر برگزينند.
چون پند دادن آنان مؤثر نيفتاد؛ ما را نزد يكى از روحانيان آن زمان بردند. آن روحانى وقتى فهميد ما به زبان فارسى نماز مى‏خوانيم، به شيوه‏اى اهانت‏آميز نجس و كافرمان خواند.
اين عمل او، ما را در كارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت. عاقبت يكى از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيةاللَّه حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت.
آنان نزد آقاى ارباب شتافتند و موضوع را با وى در ميان نهادند. او دستور داد در وقتى معيّن، ما را خدمتش رهنمون شوند. در روز موعود ما را - كه تقريباً پانزده نفر بوديم - به محضر مبارك ايشان بردند.
در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت. آن بزرگ مرد را غير از ديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتى استثنايى روبه رو هستيم.
آقا در آغاز دستور پذيرايى از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسى نماز نمى‏خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد.
وقتى آنها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكى يكى خودتان را معرفى كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلى و چه رشته‏اى درس مى‏خوانيد. آن گاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش‏هاى علمى مطرح كرد و از درس‏هايى مانند جبر، مثلثات، فيزيك، شيمى و علوم طبيعى مسائلى پرسيد كه پاسخ اغلب آنها از توان ما بيرون بود.
هر كس از عهده پاسخ بر نمى‏آمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو مى‏شد. پس از آنكه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شده‏اند كه شما نمازتان را به فارسى مى‏خوانيد، آنها نمى‏دانند من كسانى را مى‏شناسم كه - نعوذبالله - اصلاً نماز نمى‏خوانند. شما جوانان پاك اعتقادى هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت.
من در جوانى مى‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم؛ ولى مشكلاتى پيش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانى‏ام جامه عمل پوشانيده‏ايد، آفرين به همت شما.
در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره «حمد» بود كه لابد شما آن را حلّ كرده‏ايد. اكنون يكى از شما كه از ديگران مسلطتر است، بگويد «بسم اللَّه‏الرحمن الرحيم» را چگونه ترجمه كرده است.
يكى از ما به عادت دانش‏آموزان، دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما يك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند بر نمى‏آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد «بسم اللَّه» را چگونه ترجمه كرديد؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست «بسم اللَّه» چنين باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبى ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمى‏توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسى «حسن» باشد، نمى‏توان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيبا است؛ امّا اگر به آقاى حسن بگوييم آقاى زيبا، خوشش نمى‏آيد.
كلمه «اللَّه» اسم خاصى است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏كنند. نمى‏توان «اللّه» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده‏ايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولى كامل نيست؛ زيرا «رحمن» يكى از صفات خدا است كه شمول رحمت و بخشندگى او را مى‏رساند و اين شمول در كلمه بخشنده نيست؛ «رحمن»؛ يعنى، خدايى كه در اين دنيا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مى‏كند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مى‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مى‏فرمايد. در هر حال، ترجمه بخشنده براى «رحمن» در حد كمال ترجمه نيست.
خوب، «رحيم» را چطور ترجمه كرده‏ايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». آيةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از «رحيم» من بودم - چون نام وى رحيم بود - بدم نمى‏آمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون رحيم كلمه‏اى قرآنى و نام پروردگار است، بايد درست معنا شود. اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهى به دهى مى‏برد؛ زيرا «رحيم»؛ يعنى، خدايى كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مى‏كند.
پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده‏ايد، بد نيست؛ ولى كامل نيست و اشتباهاتى دارد. من هم در دوران جوانى چنين قصدى داشتم؛ امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم، موضوع خيلى پيچيده‏تر مى‏شود.
امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر اين امر اصرار داريد، دست از نماز خواندن به فارسى برنداريد؛ زيرا خواندنش، از نخواندن نماز به طور كلى بهتر است.
در اين‏جا همگى شرمنده و منفعل و شكست خورده از وى عذرخواهى كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده كنيم.
ايشان فرمود: من نگفتم به عربى نماز بخوانيد، هر طور دلتان مى‏خواهد بخوانيد. من فقط مشكلات اين كار را براى شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وى طلب بخشايش و از كار خود اظهار پيشمانى كرديم.
آيةاللَّه ارباب، با تعارف ميوه و شيرينى، مجلس را به پايان برد. ما همگى دست مباركش را بوسيديم و در حالى كه ما را بدرقه مى‏كرد، خدا حافظى نموديم.
بعد نمازها را اعاده كرديم و از كار جاهلانه خود دست برداشتيم. بنده از آن به بعد گاهى به حضور آن جناب مى‏رسيدم و از خرمن علم و فضيلت وى خوشه‏ها بر مى‏چيدم. وقتى در دوره دكتراى‏زبان و ادبيات فارسى دانشگاه تهران به تحصيل مشغول بودم، گاه نامه‏ها و پيغام‏هاى استاد فقيد مرحوم بديع‏الزمان فروزانفر را براى وى مى‏بردم و پاسخ‏هاى كتبى و شفاهى حضرت آيةاللَّه را به آن استاد فقيد مى‏رساندم و اين افتخارى براى بنده بود. گاه ورقه‏هاى استفتايى كه به محضر آن حضرت رسيده بود، روى هم انباشته مى‏شد.
آن جناب دستور مى‏داد آن‏ها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وى بنويسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهى نداشت، آن را مهر مى‏كرد. در اين مرحله با بزرگوارى‏هاى بسيار آن حضرت، رو به رو بودم كه اكنون مجال بيان آنها نيست. خدايش بيامرزد و در درياى رحمت خويش غرقه سازد؛ «انّه كريمٌ رحيم»؛مجله پرسمان، پيش شماره 4، صفحه 6 و 7..

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .