فلسفه آفرینش

خداوند كه به عبادت جن و انس نياز ندارد پس چرا مي فرمايد: «و ما خلقت الجنّ و الانس الّا ليعبدون»؟ اصلاً هدف از خلقت انسان و جهان چيست؟

afarinesh.jpg
پاسخ اجمالي:
علت غايي و هدف نهايي خلقت كائنات و پيدايش موجودات، انسان است؛ چرا كه همه چيز براي او آفريده شده و او احسن المخلوقين است. چنانچه خدايش، احسن الخالقين مي باشد. و هدف اصلي آفرينش انسان، رسيدن به كمال و سعادت واقعي و دست يازيدن به مقام شامخ انساني و راه يابي به عالم ملكوت است كه اين همه در پرتو شناخت و معرفت و عبوديت و بندگي آگاهانه به پيشگاه حضرت احديت ميسور و ممكن خواهد بود.

پاسخ تفصيلي:
1-وقتي گفته مي شود: چرا خداوند عالم(جهان هستي) يا انسان را آفريد؟ يا هدف خدا از آفرينش عالم يا انسان چيست؟ دو معني ممكن است مورد نظر باشد: اول. اين كه خدا به عنوان خالق و فاعل عالم و انسان چه هدفي از خلقت خود داشته است ؟ يعني هدف خودش از آفرينش عالم يا انسان چه بود و مي خواست به چه هدفي دست يابد؟ دوم. اين كه خدا چه هدفي را براي موجودات عالم و از جمله انسان قرار داده است ؟ يعني غايت مخلوقات و از جمله انسان چيست و قرار است به كدام مقصد برسند؟ خداوند متعال فرمود: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ : و من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند»(1)اين بيان از هدف خلقت انسان ، در حقيقت ، پاسخ پرسش دوم است ؛ امّا گاهي ديده مي شود كه برخي افراد ، آن را به اشتباه پاسخ سوال اوّل پنداشته و اشكالاتي بر آن وارد مي كنند ؛ كما اينكه بسياري ، عبادت را هم با مراسم عبادي خلط مي كنند. پس لازم است كه ما هر دو سوال را پاسخ دهيم تا حقيقت مطلب براي شما نيز روشنتر شود. پاسخ سوال نخست آن است كه خداوند كمال محض مي باشد ؛ و هدف و غايت داشتن براي او بي معني است. لذا او خلق مي كند ، چون خالقيّت اقتضاي ذات اوست. يعني خالقيّت عين ذات اوست و فرض خداي غير خالق ، مثل فرض مربّع سه ضلعي ، فرضي است متناقض. امّا پاسخ پرسش دوم آنكه خداوند براي هر موجود مادّي ، غايت و نقطه ي اوجي معيّن ساخته كه در مسير حركت خود به آن مي رسد. براي انسان نيز غايتي تعيين نموده كه اگر با اختيار خود به آن برسد ، سعادتمند است و در غير اين صورت ، ناقص و شقاوتمند خواهد بود. و آن نقطه ي اوج ، براي انسان ، همان مقام عبوديّت و بندگي است. دقّت شود: نمي گوييم عبادت رسمي مثل نماز و روزه ، بلكه مي گوييم عبادت و بندگي ؛ كه نماز و روزه و امثال اينها ، ابزار رسيدن به چنان مقام وجودي مي باشند. بنابراين ، از عبادت ما نفعي به خدا نمي رسد ؛ بلكه عبوديّت كمال خود ماست كه اگر به آن برسيم كامليم و اگر نرسيم ناقص خواهيم ماند. پس مراد از عبوديّت و بندگي ، صرفاً به جا آوردن عبادتهاي شرعي نيست ؛ بلكه مقصود رسيدن به درجه اي از معرفت و خلوص قلبي و درجه ي وجودي است كه در آن مرتبه ، شخص هيچ اعتباري براي خود و ديگر مخلوقات قائل نيست و جز خدا هيچ نمي بيند و همه ي موجودات و از جمله خود را بند به اراده ي خدا مي يابد ؛ لذا بنده ي خدا (بند شده به خدا) ناميده مي شود. در اين رتبه است كه بنده ي خدا ، مظهر اسماء الله مي شود و اسماء الهي در وجود او ظاهر مي گردند ؛ لذا خليفة الله و نماينده ي خدا ( نمايان كننده ي خدا) ناميده مي شود ؛ چون تمام وجودش خدا را مي نماياند.

2- خداوند متعال جامع جميع كمالات وجودي است ؛ خلق مي كند چون خالق است ؛ رزق مي دهد چون رازق است ؛ زنده و حي مي كند چون محيي است و ... . اگر خدا خلق نمي كرد خدا نبود؛ چون اگر خلق نمي كرد خالق نبود؛ و اگر خالق نبود فاقد اين صفت كمالي بود؛ و اگر فاقد يكي از كمالات بود ناقص بود و اگر ناقص بود ، واجب الوجود نبود ؛ و موجودي كه واجب الوجود نيست خدا نيست. پس خدا مي آفريند چون آفريدن كمال ذاتي اوست. اگر ما تخيّل نمي كرديم پس قوّه ي خيال نداشتيم اگر تعقّل نمي كرديم پس عقّل نداشتيم؛ اگر اختيار نمي كرديم مختار نبوديم.
توجه: از نظر فلسفي عقل، عين تعقل و تعقل عين معقول بالذات است كما اينكه قوه خيال متّحد با تخيّل و متخيّل است و اختيار عين مختار و عين مورد اختيار است. اگر چه در نگاه عرفي اينها جدا از هم به نظر مي رسند . چون اينها مجرّدند ؛ و صفت و فعل مجرد ، به وجهي ، عين اوست.آيا بنّايي كه هيچ بنايي نساخته و نقّاشي كه هيچ نقشي نكشيده است معني دارد؟ خدايي كه خالق نباشد يك موجود توهمّي است كه اسمش را خدا گذاشته ايم. لذا معني ندارد كه بگوييم اگر خدا ما را نمي آفريد ... . معني ندارد كه بگوييم خدا اگر مي خواست ما را نمي آفريد. خدا نه تنها ذاتش واجب الوجود است ، اراده و علم و اختيارش هم واجب الوجود است. عبارت «اگر مي خواست» يعني «ممكن بود» و « امكان » در مقابل « وجوب» است. اگر گفته شود كه: «براي خدا ممكن بود كه ما را نيافريند» ، معنايش اين است كه در اراده و علم و اختيار خدا امكان راه دارد. در حالي در ساحت واجب الوجود امكان راه ندارد. چون از امكان صفات ، امكان ذات لازم مي آيد ؛ و امكان وجود با وجوب وجود بالذات سازگار نيست. حاصل كلام اينكه خالق بودن خدا عين ذات اوست ؛ و فرض خداي غير خالق ، فرض موجودي غير خداست. لذا او نمي آفريند تا كمالي كسب كند ، بلكه چون كمالي به نام خالقيّت را دارد ، پس مي آفريند. از آنچه گذشت ، معلوم مي شود كه : هر چه خدا آفريده است ، ظهور اسماء كماليّه اوست كه همگي عين ذات خدا مي باشند. بنا براين تمام موجودات ، ظهور اسماء خدا و ظهور كمالات اويند ؛ ظهور علم و اراده و اختيار اويند. بنابراين خدا از آفرينش، هدفي جز خود نداشت. آفريد چون آفرينندگي كمال ذاتي اوست. آفريد چون خداست اگر آفرينش نبود پس خدايي نبود ؛ اگر معلول نباشد يقينا علّت تامّه ي آن هم نخواهد بود.

3- در پايان اين دو مطلب را بايد بخوبي مورد توجه قرار داد: نخست اين‌كه خداي متعال‌، فياض به تمام معناست و باران رحمت او هميشه بر بندگان مي‌بارد و مانعي هم براي آن نمي‌توان تصور كرد؛ به ديگر سخن‌، مقتضي موجود و مانع مفقود است‌؛ پس بايد خلق كند، چون لازمة ذات او خلاقيت و فياض بودن است‌. دوم اين‌كه آيا خدا در آفرينش‌، ذي‌نفع است يا نه‌؟ در پاسخ بايد گفت‌: منفعت و سود، به خلق بر مي‌گردد؛ نه به خالق‌؛ يعني خدا ذي‌نفع نيست‌؛ يا به عبارت ديگر، ناقص نيست كه با اين كار به كمال برسد؛ بلكه سود به مخلوق بر مي‌گردد. من نكردم خلق تا سودي كنم‌ بلكه تا بر بندگان جودي كنم‌! به ديگر سخن‌: آفرينش‌، احسان و فيض از جانب خدا نسبت به مخلوقات است و چنين آفرينشي حُسن ذاتي دارد و قيام به انجام دادن فعلي كه ذاتاً پسنديده است‌، جز اين‌كه خودِ فعل زيبا باشد، به چيز ديگري نياز ندارد؛ بنابراين اگر كسي بپرسد: چرا خالق منّان‌، دست به چنين كار پسنديدة با لذات زده است‌؟ در پاسخ بايد گفت‌: خداوند كه فيّاض علي‌الاطلاق است‌، (با توجه به اين‌كه مي‌توانست موجودي را خلق كرده‌، به كمال برساند) اگر چنين نمي‌كرد، جاي پرسش و ايراد بر او بود. ممكن است اين پرسش نيز در ذهن انسان مطرح شود كه مگر خداوند نيازمند پرستش بندگان است‌؟ در پاسخ مي‌گوييم: ‌همان‌طور كه مي‌دانيد، هدف از فعل‌، در خداوند متعال و انسان‌ها متفاوت است‌. هدف در افعال انسان عبارت است از فايده‌اي كه هنگام فعل‌، انسان در نظر مي‌گيرد و براي رسيدن به آن تلاش مي‌كند؛ يعني هدف انسان از فعاليت‌هايش دفع كمبودها و نيازمندي‌هاي خودش مي‌باشد؛ امّا درباره خداوند نمي‌توان گفت‌: هدف از فعل او تأمين نيازمندي‌ها و رفع نواقص است‌؛ زيرا خداي متعال به چيزي نياز ندارد تا براي تأمين آن كاري انجام دهد. او كمال مطلق است و هر كس هر چه دارد و هر بهره‌اي كه از هستي داشته باشد، از او گرفته است و در ذات خود فاقد چيزي نيست تا با انجام دادن كاري كامل شود؛ بلكه هدف از افعال خداوند، تناسب با ذات الهي داشتن يا رفع نياز بندگان است‌. عبادت هم جزو اهداف آفرينش است و از اهداف متوسط براي رسيدن به كمال نهايي و غايي مي‌باشد و فايدة عبادت‌، تنها عايد بنده مي‌شود و او را پرورش داده‌، از نقص به كمال مي‌برد و در عبادت‌ِ بنده هيچ فايده‌اي براي خداوند متصور نيست‌!

4- نتيجه «هدف» يك موقع براي مخلوق مورد سؤال قرار مي‌گيرد و يك موقع براي خالق و در مورد دوم، اصل سؤال غلط است. چرا كه هدف مخلوق هميشه رفع نقص و رسيدن به كمال است؛ اما خداوند خالق، نقصي ندارد كه بخواهد آن را با تحقق هدفي مرتفع نموده و به كمال برساند؛ لذا او بي‌نياز (غني) است. او، هستي و كمال محض است، از هر نقصي منزه (سبحان) است و كسري در او وجود ندارد كه بخواهد كاملش كند.
آيت‌ الله جوادي آملي (ادام الله ظله) در پاسخ اين سؤال كه: «هدف خدا از آفرينش چيست؟» مي‌فرمايند: «... اين سؤال صحيح نيست، چون خدا خود هدف است، نه اين كه هدف داشته باشد. هر كسي كاري را انجام مي‌دهد، براي آن است كه نقص خود را با آن كار برطرف كند. احتياجي دارد و مي‌خواهد آن احتياج را بر طرف كند تا به كمال برسد».(2) در واقع، خلقت تجلي ذات باريتعالي است. وقتي رحمت، علم، قدرت، حكمت، جود، كرم، غنا، جمال و ساير اسماي الهي ظهور يابند، خلقت (وجود) در مراتب متفاوت خود متجلي مي‌گردد و موجودات از جمله انسان، پديد مي‌آيند. (در مَثَل مانند تجلي نور است كه خود پيداست و سبب پيدايش چيزهاي ديگر مي‌شود – الله نور السموات و الارض).

نویسنده: احد ایمانی

پی نوشت ها:
(1) الذاريات/56
(2) پرسش‌ها و پاسخ‌ها – دفتر بيستم، ص 128

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .