عصمت آدم(ع)

مگر عصمت شامل عصمت از گناه خطا و نسیان نمی شود؟ مگر نهی پروردگار دال بر حرمت یا حداقل کراهت یا ارشاد از کجی نیست؟ پس چرا گناه حضرت آدم را با واژه ساختگی ترک اولی توجیه می کنیم؟

راه حلّ ترک اولی را کسانی داده اند که بهشت آدم(ع) را باغی دنیایی دانسته اند. امّا با پذیرش اینکه بهشت مذکور بهشت برزخی بود، نیازی به این توجیه نیست.
گناه و ترک اولی جایی معنا دارند که تکلیف معنا داشته باشد. تکلیف نیز جایی معنا دارد که امکان استکمال وجود داشته باشد. امکان استکمال نیز جایی معنی دارد که حرکت ـ به معنی خروج الشیء مِن القوّة الی الفعل تدریجاً ـ معنی داشته باشد. حرکت نیز ممکن نیست مگر در موجود مادّی. چون موجود مجرّد، فعلیّت محض است و حالت بالقوّه ندارد. پس حضرت آدم(ع) آنگاه که در بهشت برزخی بود، مکلّف نبوده است. چرا برزخ منزّه از مادّه است. عالم برزخ عالمی است جسمانی ولی غیر مادّی. دقّت شود که جسم بر دو گونه است. جسم مادّی و جسم مجرّد از مادّه.
لذا نهی آدم(ع) نهی شرعی یا حتّی ارشادی ـ به معنی متداول آن ـ نبوده است؛ بلکه نهی ارشادی به معنی نهی آموزشی بوده است. خدا می خواست قبل از اینکه آدم(ع) وارد دار تکلیف شود، آموزشی را ببیند.
خداوند متعال فرمود: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ـــ (به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: « من قرار دهنده ی خلیفه ای هستم در زمين » . فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آيا كسى را در آن (زمین) قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟! در حالی که ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‏آوريم، و تو را تقديس مى‏كنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (بقره:30)
پس خداوند متعال قبل از خلقت آدم (ع) خبر داده بود که او را برای زندگی در زمین می آفریند نه برای زندگی در بهشت برزخی. امّا اینکه خداوند متعال ابتدا او را در بهشت برزخی قرار داد ، و از آنجا به زمین منتقل نمود ، حکمتهایی داشت که به برخی از آنها ـ بعد از ذکر مطالبی ـ اشاره خواهد شد.
اساساً از نظر قرآن کریم ، حضرت آدم (ع) برای زندگی در زمین خلق شده بود نه برای زندگی در بهشت ؛ بنا بر این ، اخراجی حقیقی در کار نبود ، بلکه از اوّل مقرّر بود که او به زمین بیاید و آمدن او نیز حتمی بود؛ لکن در قوس نزول هستی، محال است موجودی بدون گذر از ملکوت، به عالم مادّه برسد. لذا آدم (ع) باید از ملکوت عبور می کرد تا در عالم مادّه پدیدار می شد. امّا هنگام عبور از ملکوت، برای او کلاسی آموزشی نیز ترتیب داده شد تا کسب تجربه کند.
ـ حکمتهای مکث آدم (ع) در بهشت مثالی ( در برزخ نزولی).
1 ـ خداوند متعال آدم را در بهشت قرار داد تا مزّه ی بهشت را به او بچشاند ، تا بعد از هبوط به زمین ، همچنان مشتاق بهشت باشد ؛ و مشغول دنیا نگردد ؛ لذا حضرت آدم بعد از هبوط ، هیچگاه فریفته ی دنیا نشد و همواره می دانست که لذّات دنیا در قیاس با آنچه او قبلاً دیده ، هیچ است. خداوند متعال این کار را با تمام انبیاء و ائمه (ع) می کند ؛ یعنی نبی و امامی نیست که از طفولیّت دید برزخی او باز نباشد و بهشت برزخی را مشاهده ننماید ؛ لذا انبیاء و ائمه(ع) هیچگاه فریفته ی دنیا نمی شوند ؛ چون دنیا را در مقایسه با آنچه مشاهده می کنند ، بسیار ناچیز می یابند. برخی افراد عادی نیز بعد از طیّ طریق بندگی و راه یابی به بهشت برزخی ، دارای عصمت اکتسابی می شوند.
2 ـ چون حضرت آدم (ع) اوّلین انسان بود لذا اطلاعی از تکلیف و عداوت و فریب و دروغ و امثال اینها نداشت. لذا خداوند متعال او را خارج از محدوده ی تکلیف شرعی قرار داده و تکلیفی ارشادی به وی نمود ، تا از این طریق معنی تکلیف ، وسوسه ، دروغ ، فریب ، محرومیّت در اثر ترک طاعت و امثال آنها را عملاً به او آموزش دهد. به تعبیر دیگر ، خداوند متعال کنکوری آزمایشی از آدم (ع) گرفت تا برای کنکور حقیقی آمادگی لازم را داشته باشد. لذا در روایات آمده است که حضرت آدم(ع) فریب شیطان را خورد چون نمی دانست که ممکن است کسی قسم دروغ یاد کند. لذا شیطان قسم خورد که خیر خواه اوست ؛ و او باور نمود.
امّا چرا این آموزش در زمین واقع نشد؟
دلیلش این بود که حضرت آدم (ع) به محض اینکه پایش به زمین می رسید مکلّف می شد ؛ چون تمام شرایط تکلیف را داشت جز شرطِ در عالم مادّه بودن را ؛ و اگر در زمین خطا می کرد خطایش گناه شرعی محسوب می شد ؛ در حالی که انبیا باید معصوم از گناه باشند تا گفتار و کردار و امضائشان حجّت شرعی و الهی تلقّی گردد. پس او کنکور آزمایشی را باید در محیطی می گذراند که عصمتش را مخدوش نسازد.
پس امتحان آن حضرت در بهشت ، آزمایشی و ارشادی و برای راه نشان دادن بود ، امّا توبه ی آدم (ع) در زمین واقع شد ؛ لذا توبه ی حقیقی بود نه توبه ی آزمایشی. چون او با آن امتحان ، پی برده بود که درسش را خوب بلد نیست و ضعف دارد ؛ لذا به سوی خدا توبه می نمود ؛ یعنی به سوی خدا ، که کمال محض است ، بازگشت می کرد تا نقص خود را برطرف سازد. مثل کسی که می داند کنکور آزمایشی اثر حقیقی ندارد ؛ ولی هنگامی که در آن مردود می شود ، حقیقتاً ناراحت می شود نه مجازاً ؛ چون یقین می کند که اگر کنکور حقیقی می داد باز هم مردود می شد. لذا چنین کسی به سوی درس خواندن و تست زدن توبه می کند (باز می گردد).
3 ـ غرض دیگر از هبوط آدم و حوّا به زمین و ماندن آنها در زمین ، آن بود که آنها صاحب فرزندان شوند و نسل بشر را بگسترانند. اگر آدم و حوّا در بهشت می ماندند ، یقیناً ما فرزندان آنها نیز زاده نمی شدیم. چون بهشت آن دو بزرگوار در عالم مثال (ملکوت) بود ؛ و عالم مثال عالمی غیر مادّی است و زاد و ولد در آنجا ممکن نیست. لذا یکی از تبعات خوردن از درخت منهیّه این بود که آنها را از مرتبه ی ملکوتیشان ساقط نمود و در این هنگام بود که متوجّه اعضای جنسی خود شدند و شروع کردند به پوشاندن خودشان به وسیله ی برگ درختان. « فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یخْصِفانِ عَلَیهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّیطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبینٌ ــــ و به این ترتیب ، (شیطان) آنها را با فریب(از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشیدند، اندامشان‏ ( عورتشان‏) بر آنها آشكار شد؛ و شروع كردند به قرار دادن برگهاى(درختان) بهشتى بر خود ، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آیا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است؟! » (الأعراف:22).
پس اگر آنها از آن درخت نمی خوردند و به زمین هبوط نمی کردند ، متوجّه هویّت جنسی خودشان نمی شدند و زاد و ولدی هم نمی داشتند. زاد و ولد ، اختصاص به موجود مادّی دارد که موجودی است مرکّب از اجراء خارجی ؛ لذا می تواند اجرائی را به صورت نطفه و سپس جنین از خود جدا سازد. امّا موجودات ملکوتی و برزخی ، به لحاظ فلسفی ، ترکیب حقیقی نداشته و بدنهایی بسیط می باشند. لذا جدا شدن جزئی از آنها نیز معنی ندارد.
البته حضرت آدم و حوّا (ع) در همان حال که با ابدان برزخی خود در بهشت بودند ، بدن مادّی نیز داشتند ؛ لکن ابداً توجّهی به بدن مادّی خود نداشتند. لذا هبوط در حقیقت محدود شدن چشم برزخی آنها بود که باعث شد آنها تا مرز عالم مادّه تنزّل کنند و وجود مادّی خودشان را ملاحظه نمایند. در این هنگام بود که خود را برهنه دیدند و پس از آن خود را موجوداتی زمینی یافتند. مشابه این امر برای عرفا نیز رخ می دهد ؛ یعنی گاه چنان غرق در عالم مثال (ملکوت) می شوند که به کلّی از عالم مادّه غافل می گردند.

Tags:

دیدگاه ها

نقش حوا در اشتباه ادم چیست ؟ایا زن شبیه شیطان می ماند &وسوسه می کند.؟

Member since:
16 اسفند 1389
Last activity:
3 سال 11 هفته

انچه از ایات و روایات مشهود است این است که حضرت هوا (ع) واسطه وسوسه شیطان بر حضرت آدم(ع) نبوده است ولیکن به طور کلی باید توجه داشت که هر کس اعم از زن و مرد اگر در ولایت ابلیس رجیم باشد خود او یکی از شیاطین خواهد شد که باید از وسوسه او به خدا پناه برد . مانند اهنی که اگر چند صباحی در مغناطیس اهن ربا باشد پس از مدتی خود اهن ربا می شود. در ایات سوره ناس میخوانیم:
من شر الوسواس الخناس ... من الجنة و الناس.
بنابر این باید از وسواس خناس بعض از ناس و انسانها به خدا پناه برد که انها خود از شیاطینند.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .