شيطان و ميكرب

مي گويند پيامبر صلي الله عليه و آله فرضا گفته ناخن هايتان را کوتاه کنيد چون شيطان زير آنها جمع مي شود يا از کوزه شکسته ي لب پَر آب نخوريد چون محل تجمع شياطين است؛ مي گويند پيامبر به اين دليل از شيطان نام برده چون نمي توانسته به مردم بفهماند که ميکروب چيست اما عرضم اينجاست که از کجا معلوم که ما به اشتباه شيطان را ميکروب نمي ناميم و حقيقت ميکروب چيزي جز شيطان نيست؟!

کلمه شیطان از نظر لغویین بزرگ :
لسان العرب گفته است:
شَطونٌ: طويل أَعوج.(دراز کج )
شَطَنَ عنه: بَعُدَ.(از آن دور شد)
الشاطِنُ: البعيد عن الحق‏. (دور از حقّ )
الشاطِنُ: الخبيث.
الشيطانُ:حَيَّةٌ له عُرْفٌ.( ماری است که دارای مو است ؛ یا دارای یال است)
انّ العرب تسمي بعض الحيّات شيطاناً ، و قيل: هو حية له عُرْفٌ قبيح المَنْظَر. (همانا عرب بعضی از مارها را شیطان می نامد ، و گفته شده آن ماری است که مو داشته و قیافه ای زشت دارد.)
الشيطان: كل عات متمرد من الجن و الإِنس و الدواب شيطان‏. ( هر مستکبر گردن کشی ، چه از جنّ باشد و چه از انسان و چه از حیوان ، شیطان است.)
در مفردات راغب اصفهانی آمده است:
« ابو عبيدة گفته است شيطان اسمى است براى هر فرد پليد و بدخوى از جنّ و انس و حيوانات.
لذا در قرآن کریم کلمه شیطان در مورد انسان به کار رفته است.
« وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏ : اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم.»( الأنعام : 112)
« وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ : و [منافقان ] هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مى‏كنند، مى‏گويند: ما ايمان آورده‏ايم (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مى‏كنند، مى‏گويند: ما با شمائيم ؛ ما فقط (آنها را) مسخره مى‏كنيم.»( البقرة : 14 )
شیطان به امر مضطرب نیز گفته می شود. عرب در مثل می گوید: ما ليلة الفقير الّا شيطان (شب فقير و بينوا چيزى نيست مگر شبى با اضطراب) و هر خوى زشت و ناپسندى هم در انسان خوى شَيْطَانِي ناميده شده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «الحسد شيطان و الغضب شيطان»( حسد شیطان است و غضب شیطان است.)
در لغتنامه التحقيق‏ گفته است:
أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الميل عن الحقّ و الاستقامة و تحقّق العوج و الالتواء. و هذا المعنى يتحقّق في الجنّ و الانس و الحيوان و غيرها، و لكنّ كلمة الشيطان ينصرف إطلاقه الى الجنّ، ثمّ الى الانس بقرينة، ثمّ الى الحيوان. ( اصل واحد در مادّه شطن انحراف از حقّ و راستی و تحقق یافتن کجی است. و این معنی در جنّ و انس و حیوان و غیر آنها تحقق پذیر است ؛ لکن اگر کلمه شیطان مطلق گفته شود مراد جنّ است ؛ سپس با قرینه انسان مراد است و در رتبه سوم حیوان است.)
حاصل مطلب:
از قول لغویین چنین بر می آید که کلمه شیطان به هر موجود مضرّ و منحرف و پلید گفته می شود ، و اختصاصی به جنّهای مضرّ ندارد ؛ لکن جنّهای مضرّ از مصادیق بارز واژه شیطان هستند ؛ میکروبها بیماری زا نیز از آن جهت که موجوداتی زیان آورند می توانند مصداق واژه شیطان باشند. لذا کلمه شیطان را در روایات بهداشتی نمی توان به سادگی بر شیاطین جن ّ اطلاق نمود ؛ چون کشفیّات علمی قرینه هستند که مراد از شیطان در این روایات میکروبها هستند.
همچنین نمی توان گفت مراد از شیاطین در آیات و روایات ، فقط و فقط میکروبها هستند ؛ چون قرائن قطعی و یقینی از کتاب و سنّت وجود دارد که گروهی از شیاطین ، از جنّها هستند ؛ و جنّها موجوداتی نامرئی ، باشعور ، پر سرعت ، بسیار قدرتمند در حمل اشیاء سنگین و دارای تکلیف هستند. و هیچکدام این امور میکروبها وجود ندارد.( ر.ک: النمل:39 ـــ الأنبياء :82 ـــ البقرة :102 ـــ الأنعام :121 ـــ سبأ : 12و13 ـــ سوره جنّ )
بررسی چند روایت بهداشتی:
1. قال رسول الله(ص):« یسأل احدکم عن خبر السّماء و هو یدع اظفاره کأظافیر الطیر ، یجتمع فیها الجنابة و الخبث و التّفث. ـــ برخی از شما از خبر آسمان می پرسند ، در حالی که ناخنهای خود را مانند ناخنهای پرندگان ، وا می گذارند که در آنها جنابت ، آلودگی و چرک جای می گیرد.»(مسند احمد حنبل ، ج 9 ، ص140 ، حدیث 23601)
ـــ در این روایت ، حکمت امر به گرفتن ناخنها بر حذر بودن از آلودگی و چرک گفته شده است ؛ لذا این روایت قرینه است که در روایات دیگر نیز مراد از شیطان ، می تواند چرک و آلودگی باشد. و اطلاق شیطان به چرک و آلودگی صحیح است ؛ چون چرک و آلودگی برای سلامتی مضرّند ؛ و طبق آنچه قبلاً گفته شد لفظ شیطان را می توان به هر موجود مضرّی اطلاق نمود.
2. قال رسول الله(ص):« قصّوا أظافیرکم و ادفنوا قلاماتکم و نقّموا براجمکم و مظّفوا لثاتکم من الطعام و استاکوا و لا تدخلوا علی ّ فخراً بخراً : ناخنهای خود را بچینید و چیده های خود را به خاک بسپارید ، لای انگشتان خود را تمیز کنید ، لثه های خود را از غذا پاک سازید ، مسواک بزنید و با دهان بدبو بر من وارد نشوید.»(کنزل العمّال ،ج6 ، ص655 ، حدیث 17239 )
این روایت نیز قرینه است که مراد از شیطان در برخی روایات بهداشتی شیطان جنّی نیست.
3. « عَنْ إِسْحَاقَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- اسْتَأْصِلْ شَعْرَكَ تَقِلُّ دَوَابُّهُ وَ دَرَنُهُ وَ وَسَخُهُ- وَ تَغْلُظُ رَقَبَتُكَ وَ يَجْلُو بَصَرَك‏ : اسحاق بن عمار گويد:امام صادق (ع) به من فرموند: مويت را از ته بزن تا جانور و شوره و چركش كم شود و گردنت ستبر گردد و چشمت روشن باشد.»( بحار الأنوار ؛ ج‏73 ؛ص 85 )
در این روایت مراد از جانور ( جنبنده ) می تواند میکروبها ، قارچها یا موجوداتی مثل شپش و امثال آن باشد که در گذشته فراوان بوده است.
4. « وَ قَالَ النَّبِيُّ ص لَا يُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ- فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَخْبَأً يَسْتَتِرُ بِه‏ : مبادا كه كسى از شما سبيل خود را بلند كند زيرا شيطان ‏آن را مخفيگاه خود مى گيرد و درآن پنهان مى شود.»( بحار الأنوار ؛ج‏73 ؛ص 112)
ـــ شیطان در این روایت به قرینه روایات قبلی می تواند میکروبها یا قارچها باشد.
5. « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَعْرَ إِبْطِهِ- فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَخْبَأً يَسْتَتِرُ بِه‏: مبادا كه كسى از شما موهای زیر بغل خود را بلند بدارد زيرا شيطان ‏آن را مخفيگاه خود مى گيرد و درآن پنهان مى شود.»( بحار الأنوار ج‏73 91 )
6. «خلّلوا لحاكم و قصّوا أظفاركم فإنّ الشّيطان يجري ما بين الّلحم و الظّفر : ريشهاى خود را شانه كنيد و ناخنهاى خود را كوتاه سازيد زيرا شيطان ميان گوشت و ناخن روان است.»( نهج الفصاحة ص‏460)
شیطان در این روایت با میکربها (باکتریها ) سازگارتر است ؛ چرا که باکتریها به واسطه مژکهای خود در رطوبت روی پوست روان می شوند.
7. « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ ع أَنَّهُ سُئِلَ مِنْ إِغْلَاقِ الْأَبْوَابِ- وَ إِكْفَاءِ الْإِنَاءِ وَ إِطْفَاءِ السِّرَاجِ- قَالَ أَغْلِقْ بَابَكَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَفْتَحُ بَاباً- وَ أَطْفِئْ سِرَاجَكَ مِنَ الْفُوَيْسِقَةِ وَ هِيَ الْفَأْرَةُ لَا تَحْرِقْ بَيْتَكَ وَ أَكْفِئْ إِنَاءَكَ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَرْفَعُ إِنَاءً مُكْفَأ : از امام ششم يا هفتم (ع) در باره بستن در و وارونه نهادن ظرف و خاموش كردن چراغ سؤال شد ؛ امام (ع) فرمودند: در خانه‏ات را بربند كه شيطان در را باز نمی كند و چراغ خود را خاموش كن از شر فويسقه و آن موش است تا خانه‏ات را آتش نزند ، و ظرفت را وارونه بگذار كه شيطان ظرف وارونه را بلند نكند. »(بحار الأنوار ج‏73 177 )
ــــ در این روایت شیطان اعمّ است ولی سازگاری آن با برخی حیوانات مضرّ بیشتر است. چون شیطان جنّی برای ورود به جایی احتیاج به باز کردن در ندارند. همچنین شیاطین انس می توانند ظروف وارونه را برگردانند و درهای بسته را باز کنند. امّا مراد میکروب هم نیست چون بسته یا باز بودن در ربطی به میکروب ندارد ؛ البته وارونه گذاشتن ظرف مانع از تجمع میکروبها در آن می شود. امّا به قرینه ذکر موش ، به نظر می رسد که مراد از شیطان حیوانات مضرّی مثل موش و سمور و امثال آن هستند که می توانند وارد خانه شده و ظرفها را آلوده کنند.
امّا کیفّیت به آتش کشیده شدن خانه توسط موش به این صورت است که موش فتیله های آغشته به روغن چراغها را با خود حمل می کند و باعث آتش سوزی می شود. سبب علاقه موش به فتیله چراغها این بوده که در زمان قدیم سوخت چراغها روغن حیوانی یا گیاهی بوده است.
8. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تُؤْوُوا التُّرَابَ خَلْفَ الْبَابِ فَإِنَّهُ مَأْوَى الشَّيْطَانِ : رسول خدا (ص) فرموند: خاكروبه را پشت در ننهيد كه جايگاه شيطان است‏.»( بحار الأنوار ج‏73 ص 177)
مراد شیطان در این روایت هم می تواند شیاطین جنّی باشد ،هم انسانهای پست زباله گرد ، هم حیوانات موذی مثل موش و روباه و گربه و ... هم میکروبها. سه وجه اخیر روشن است ؛ امّا تجمع شیاطین جنّی بر گرد زباله ها از آن جهت است که ــ بنا به روایات معصومین (ع) ـــ غذای جنّها بوی غذاهای انسانهاست.
9.«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَذَرُوا مِنْدِيلَ الْغَمَرِ فِي الْبَيْتِ فَإِنَّهُ مَرْبِضٌ لِلشَّيْطَانِ : خاكروبه را شب در خانه وانگذاريد و روز آن را بیرون بريد كه نشيمن شيطانست. »(بحار الأنوار ج‏73 ص 176 )
10.« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَجِيفُوا أَبْوَابَكُمْ وَ خَمِّرُوا آنِيَتَكُمْ وَ أَوْكِئُوا أَسْقِيَتَكُمْ- فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَكْشِفُ غِطَاءً وَ لَا يَحُلُّ وِكَاءً- وَ أَطْفِئُوا سُرُجَكُمْ فَإِنَّ الْفُوَيْسِقَةَ تُضْرِمُ الْبَيْتَ عَلَى أَهْلِهِ- وَ احْبِسُوا مَوَاشِيَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ مِنْ حِينِ تَجِبُ الشَّمْسُ- إِلَى أَنْ تَذْهَبَ فَحْمَةُ الْعِشَاء : رسول خدا (ص) كه فرموند: درهاى خانه خود را پيش كنيد (ببنديد) ؛ سر ظرفهاى خود را سرپوش نهيد و بند مشكهاى آب خود را محكم ببنديد كه شيطان روپوش را بر نمی دارد و بند را باز نمی كند، و چراغهاى خود را خاموش كنيد كه موشِ دزد ، خانه را بر سر اهلش به آتش مي كشد، و حيوانات خود و اهل خود را از زمان غروب تا زمان رفتن تاریکی شب ، در بند كنيد( حبس کنید) »(بحار الأنوار ج‏73 ص 174 )
ــــ در این روایت نیز به نظر می رسد که مراد از شیطان ، حیوانات موذی هستند ؛ مراد از «اهل خود» نیز احتمالاً بچه های کوچک هستند ؛ که گام نهادن آنها به بیرون از خانه ، در زمان شب خطرناک است.

Tags: