شعور حیوانات

از منظر قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و حکما و عرفای اسلامی نه تنها حیوانات که حتّی گیاهان و جمادات نیز در حدّ خود دارای شعورند.
1. خداوند متعال در آيه ی 44 سوره اسراء مي فرمايد: « آسمانهاي هفتگانه و زمين و کساني که در آنها هستند تسبيح او مي گويند و هيچ چيزي نيست مگر اينکه تسبيح و حمد او مي گويد؛ لکن شما تسبيح آنها را نمي فهميد. او بردبار و آمرزنده است.»
علامه طباطبايي(رضوان الله عليه) در تفسير اين آيه فرموده اند: از کلام خدا استفاده مي شود همچنان که خلقت در اشياء جاري و ساري است علم هم در اشياء سريان دارد و هر موجودي به اندازه اي که از وجود بهره دارد از علم نيز بهره مند است.(الميزان، ج13، ص110(
همچنين خداوند متعال مي فرمايد: « و روزي که دشمنان خدا محشور مي شوند به سوي آتش، پس آنها را نگه مي دارند تا صفهاي بعدي به آنها محلق شوند. وقتي به آن مي رسند،‌ گوشها و چشم ها و پوستهاي آنها به آنچه مي کردند، گواهي مي دهند. آنها به پوست هاي خود مي گويند، چرا بر ضد ما گواهي داديد؟ آنها جواب مي دهند: همان خدايي که هر موجودي را به نطق آورده ما را گويا ساخته است ...»(فصلت/19-21(
علامه طباطبايي(ره) در تفسير اين آيه آن را شاهدي ديگر بر با شعور بودن اشياء دانسته و به آيه ی 44 اسراء اشاره کرده و فرموده اند: جمله « لکن شما تسبيح آنها را نمي فهميد» بهترين دليل است که تسبيح اشياء از روي علم و اراده است؛ نه به زبان حال؛ و از اين قبيل است آيه 11 فصلت که مي فرمايد: « سپس خدا به آفرينش آسمان پرداخت، در حالي که به صورت دود بود، به آن و به زمين فرمود بياييد يا از روي ميل و اطاعت يا با اکراه. آنها گفتند: ما از روي ميل و اطاعت مي آييم.»
علامه طباطبايي(ره) فرموده اند: هيچ دليلي نيست که علم تنها يک سنخ است؛ لذا علم مي تواند گونه هاي مختلف داشته باشد و هر گونه اي هم آثار خاص خود را دارد، پس لازم نيست که از جمادات نيز آثاري مشابه آثار حيوانات يا انسان مشاهده شود.
علامه طباطبايي(ره) بعد از اين بحث قرآني در ضمن يک بحث فلسفي فرموده اند: هر معلومي و هر صاحب علمي موجود مجرد(غیر مادّی) است ؛ چون علم يعني حضور يک چيز براي چيز ديگر؛ و هر موجود مجرّدي ، هم مي تواند حاضر در نزد خود باشد و هم مي تواند حاضر در نزد مجرّدي دیگر باشد. همچنين هر مجرد ديگري مي تواند حاضر در نزد او باشد؛ و هر چه براي مجرد به امکان عامّ ثابت است براي او ضروري است لذا علم مساوق با وجود مجرّد است. بنابراین موجود مادي (غيرمجرد) نه مي تواند عالم باشد و نه معلوم. لکن از آن جهت که موجود مادي در تغيّر خود ثابت و بالفعل است و در تغيّر خود متغيّر نيست از اين جهت مجرد است و علم ، در او ساري است.(الميزان، ج17، ص381و382 و ذيل آيه 30 و31 فصلت(حم سجده( )
از همين بيانات علامه طباطبايي(ره) روشن می شود که ايشان همه ی موجودات مادي را داراي نفس مجرّد مي دانند؛ ايشان فرمودند که علم مساوق با وجود مجرّد است و موجودات مادي هم به يک اعتبار داراي جنبه ی تجرد هستند بنابراين عالمند و نفس چيزي نيست جز موجود مجرّدي که يک نحوه تعلق به مادّه دارد. حکما دلايل ديگري نيز بر اين مسأله اقامه کرده و ثابت نموده اند که همه ی موجودات مادّي داراي نفس مجرّدند، که ذکر آنها در اين مقاله بدون مقدّمات فلسفي مقدور نيست. بنابراين همه ی موجودات داراي نفس مجردند. اين نفس مجرد را در انسان معصوم نفس قدسی یا روح القُدُس ، در انسان عادی نفس ناطقه ، در حيوان، نفس حيواني و در گياه ، نفس نباتي مي گويند. امّا نفس جمادي ـ اگرچه حقیقتاً وجود دارد ـ لفظ آن استعمال چنداني در حکمت ندارد و به جاي آن بيشتر از واژه ی «صورت مثالي جمادات» استفاده مي شود. البته در مورد اجرام آسماني «نفس فلکي» هم استفاده مي شود. از نظر حکما افعال و حرکات و سير تکاملي تمام موجودات عالم مادّه توسط همين نفس مجرّد اداره و تدبیر مي شود.
نفس جمادات پايين ترين مرتبه ی نفس است و بالاتر از آن نفس نباتي است. لذا نفس گياهان ، هم کمالات نفس جمادات را داراست هم کمالاتي مختص به خود دارد ؛ که به واسطه ی کمالات نفس جمادي خواص جماد مثل داشتن انسجام و حفظ ترکیب در گياه ديده مي شود و به واسطه ی کمالات خاص نفس نباتي ، آثار نباتي از آن به ظهور مي رسد ؛ مثل رشد و نموّ و تولید مثل. بالاتر از نفس نباتي،‌ نفس حيواني است که هم کمالات نفس جماد را دارد، هم کمالات نفس نباتي را . و بالاتر از نفس حيواني نفس انساني است که شامل کمالات همه ی نفوس قبلي است به علاوه ی کمالات خاص نوع انسان .
همه نفوس ياد شده خود داراي مراتب گوناگونند مثلا نفس يک کرم خاکي با نفس يک ميمون قابل مقايسه نيست با اينکه هر دو نفس حيواني دارند. يا نفس يک گياه ابتدايي مثل خزه با نفس يک گياه حشره خوار در يک حد نيستند با اينکه هر دو نفس نباتي هستند. در انسان نيز نفس داراي شدت و ضعف است. نفس کودک ، ضعيفت تر از نفس بزرگسال است و نفس عالِم قويتر از نفس جاهل است و نفس مؤمن قويتر از نفس کافر است. پايين ترين مرتبه ی نفس انساني که نزديک به نفس حيواني است،‌ نفس امّاره است و بالاتر از آن نفس لوامّه است و مرتبه ی ديگري از آن ، نفس مطمئنه است و بالاتر از نفس مطمئنه ، نفس قدسيه است که نفس انبياء و اوصياء و اولياء است؛ البته خود نفس قدسيه هم مراتبي دارد لذا انبياء و اوصياء و اولياء هم همگي در يک مرتبه نيستند و بالاترين نفس از آنِ چهارده معصوم(ع) است. لذا نفوس چهارده معصوم (ع) احاطه ی وجودی بر همه ی عالم داشته فاقد هیچ کمال امکانی نیستند.
به نفس انسان از آن حيث که مشغول اداره بدن است نفس یا نفس مدبّر گفته مي شود و از آن حيث که يک موجود مجرد عقلی است ــ با صرف نظر از تعلق آن به جسم ــ روح ناميده مي شود ؛ و از اين حيث که منشأ تعقّل و مفهوم سازي و به تبع آن نطق است ،‌ نفس ناطقه ناميده مي شود ؛ و از آن حيث که يک سري گرايشها و آگاهيهاي فطري و ذاتي دارد، وجدان گفته مي شود. عقل و خيال و وهم و عاطفه و امثال اينها نيز همگي قواي نفسند؛ يا به عبارت ديگر آثار نفس انساني هستند، همان طور که حرکت ارادي اثر نفس حيواني است و رشد و نمو اثرنفس نباتي است.
2. در مورد حیوانات خداوند متعال در آیه ی پنجم تکویر می فرماید: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت‏. ـــــــــ و در آن هنگام كه وحوش محشور شوند. » از این آیه ی شریفه استفاده می شود که حیوانات و وحوش نیز در آخرت محشور خواهند شد.
امّا اینکه آیا آنها نیز دارای تکالیف لایق به خودند یا نه ؟ و اینکه آیا آنها نیز ثواب و عقاب دارند یا نه؟ اطلاعات جامعی در این باره در دست نيست.
علّامه مجلسی صاحب کتاب عظیم بحارالانوار فرموده است:« اخبار بسيار زيادى ـ بيش از حدّ شمارش ـ دلالت دارد بر اینکه حيوانات داراى تسبيح و ذكر هستند و خداى خود را مي شناسند و منافع و مضارّ خويش را تشخيص مي دهند و استبعادى ندارد كه آنها مكلّف به بعضى از تكاليف باشند كه در صورت ترك آن تكاليف معذب مي شوند چنانچه در اخبار زيادى رسيده كه پرنده‏اى صيد نمي شود مگر بواسطه ی ترك تسبيح » (بحار الأنوار ، ج‏27، ص: 274 )
این مطلب از آیات قرآن کریم نیز قابل استنباط است. خداوند متعال می فرماید:« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ . ـــــــــ آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى‏كنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام مي دهند داناست.» (النور:41)
همچنین فرمود: « و سليمان وارث داوود شد، و گفت:«اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده؛ اين فضيلت آشكارى است.» (16) لشكريان سليمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند؛ آن قدر زياد بودند كه بايد توقّف مى‏كردند تا به هم ملحق شوند. (17) (آنها حركت كردند) تا به سرزمين مورچگان رسيدند؛ مورچه‏اى گفت: «به لانه‏هاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى‏فهمند.» (18) سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا ! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام كن ، و توفيق ده تا عمل صالحى كه موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره ی بندگان صالحت وارد كن!» (19) (سليمان) در جستجوى آن پرنده ( هدهد) برآمد و گفت:«چرا هدهد را نمى‏بينم، يا اينكه او از غايبان است؟! (20) قطعاً او را كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى‏كنم، يا بايد دليل روشنى(جهت غيبتش) براى من بياورد. (21) چندان درنگ نكرد(كه هدهد آمد و) گفت: «من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى؛ من از سرزمين«سبا» يك خبر قطعى براى تو آورده‏ام. (22) من زنى را ديدم كه بر آنان حكومت مى‏كند، و همه چيز در اختيار دارد، و(به خصوص) تخت عظيمى دارد. (23) او و قومش را ديدم كه براى غير خدا ـ خورشيد ـ سجده مى‏كنند؛ و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته؛ و از اين رو هدايت نمى‏شوند.» (24) چرا براى خداوندى سجده نمى‏كنند كه آنچه را در آسمانها و زمين پنهان است خارج(و آشكار) مى‏سازد، و آنچه را پنهان مى‏داريد يا آشكار مى‏كنيد مى‏داند؟! (25) خداوندى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار عرش عظيم است! (26) (سليمان) گفت: «ما تحقيق مى‏كنيم ببينيم راست گفتى يا از دروغگويان هستى؟ (27) اين نامه ی مرا ببر و بر آنان بيفكن؛ سپس برگرد(و در گوشه‏اى توقّف كن) ببين آنها چه عكس العملى نشان مى‏دهند!» ( سوره نمل )
از آیات شریفه به وضوح معلوم است که مورچه فهم و شعور دارد و در برابر هم نوعان خود احساس تکلیف می کند لذا به آنها هشدار می دهد. علّامه ی طباطبایی فرموده اند: این مورچه سخنانی می گوید که در حدّ متوسّطین از مردم است.
همچنین از آیات شریفه استفاده می شود که هدد فهم و شعور بالایی داشته معنی علم ، شرک و توحید ، عبادت ، سجده ، حکومت ، عمل ، شیطان ، زینت دادن ، خبر ، یقین و قطع ، تخت ، عظمت ، خورشید ، زن و مرد ، قوم ، خدا و ... را می داند. و از کلام حضرت سلیمان درباره ی هدد معلوم می شود که برای او دروغ گفتن نیز ممکن است. همچنین معلوم می شود که هدد تکلیف و مسئولیّت دارد. و الّا حضرت سلیمان نمی فرمود: « قطعاً او را كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى‏كنم، يا بايد دليل روشنى(جهت غيبتش) براى من بياورد. ». چون عقاب نمودن موجود غیر مکلّف بر حکیم قبیح است.
3. در برخی روایات تصریح شده که برخی حیوانات چون سگ اصحاب کهف و الاغ بلعم باعورا وارد بهشت خواهند شد. امّا اینکه آیا آنها وارد بهشت انسانها می شوند یا نه؟ معلوم نیست. جایگاه دیگر حیوانات نیز به وضوح معلوم نیست.

دیدگاه ها

خوب بود ولی کافی نبود.

بسیار ممنون
برای تحقیقاتم فوق العاده مفید واقع شد.
مطالب انسجام خوبی داشتند ...

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 18 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .