راه اثبات حقانیت دین

علت سالم ماندن جسد بعضي قديسان مسيحي وكاتوليك چيست ايا نشانه حقانيت انها نيست

احتمالاً منظورتان جسد برنادت است.
به مطلب زير دقّت فرماييد:
« برنادت سوبيرو در ژانويه ۱۸۴۴ ( ۱۲۲۳ ه.ش) در روستاي لورد در جنوب فرانسه به دنيا آمد. او بزرگترين فرزند خانواده ۷ نفره و فقير خود بود. او مدعي شد بانويي مقدس را مي‌بيند و با او گفتگو مي‌كند .عده‌اي به او ايمان آورده و عده‌اي ديگر او را دروغگو خواندند ولي حرف‌هاي برنادت كه از طرف آن بانوي مقدس ( احتمالا مريم مقدس) بيان مي‌كرد و به همه ي مردم روي زمين پيامهاي خوب زيستن را ابلاغ مي‌نمود. پدر او آسياب آبي را اداره مي‌كرد كه در كنار يك جوي آب زلال بود كه آبش سرانجام به درون رودخانه گيو (Gave) مي‌ريخت. برنادت در طول زندگيش معجزات بسياري از جمله شفاي بيماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در ۱۶ آوريل ۱۸۷۹- بهار ۱۲۵۸هجري شمسي - در سن ۳۵ سالگي از دنيا رفت. ۵۵ سال بعد از مرگش از طرف كليسا به عنوان قديس حامي بيماران، خانواده و فقرا پذيرفته شد. پس از ۱۲۷ سال، مقامات بدن او را از كليسايي كه وي در آنجا دفن شده بود بيرون آوردند و ديدند كه جنازه‌اش نپوسيده است و اين محل، امروزه زيارتگاه كاتوليك‌ها مي‌باشد.»

در باره ي اين مطلب، سوالات زير مطرح است:
ـ چرا كليسا بعد از 55 سال يادش افتاد كه او را به عنوان قدّيس اعلام كند، در حالي كه در زمان حياتش، او را كافر معرّفي مي كردند؟
ـ چرا بدن او را از قبرش بيرون آوردند؟
قضيه كاملاً بو دار است.

حالا به اين مطلب توجّه كنيد!
«در ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹ (۱۲۸۸ ه.ش)، بدن او پس از ۳۰ سال از قبر مرطوبش درآورده شد. هرچند صليبي كه در دست او بود و تسبيحش زنگ زده بودند، اما بدنش سالم مانده بود . بدنش را شستند، لباس مجدد بر تنش كردند و دوباره به خاك سپرده شد. بار دوم، در ۳ آوريل ۱۹۱۹، بدن او مجدداً از قبر درآورده شد . باز هم بدنش سالم مانده بود . در ۱۹۲۵، بدن او براي بار سوم از قبر درآورده شد . نقابي مومي ( بر اساس عكسهاي موجود و ظاهر صورتش) براي وي آماده شد، زيرا كليسا نگران بود كه هر چند بدن او سالم مانده، اما چشمان و بيني تورفته و رنگ تيره شدهٔ پوستش، تأثير نامناسبي بر مردم داشته باشد . بدن او اكنون در كليساي سنت برنادت در [Nevers] محل زيارت مؤمنان كاتوليك است. بدن او، با عمر نزديك به ۱۳۰ سال، هنوز سالم است. »

در مورد اين مطلب، اين سوالات مطرح است:
ـ به چه دليل اهل كليسا پي در پي اين جسد را از قبر بيرون آورده اند؟ و چرا در هيچ باري از دانشمندان ساير اديان نخواسته اند كه بيايند و جسد را بررسي كنند؟
ـ الان كه بدن او بيرون قبر و داخل يك محفظه ي شيشه اي است، چرا اجازه نمي دهند كه دانشمندان ملل مختلف، آن را بررسي كنند؟
ـ چرا صورتش را با نقاب مومي پوشانده اند؟ از كجا بدانيم كه كلّ اين پيكر از موم نيست، مشابه همان مجسمه هاي مومي كه در برخي موزه هاي خودمان وجود دارند، و درست مثل انسان واقعي اند؟
ـ به فرض كه بدن او سالم مانده، اگر بدن او واقعاً به روش معجزه گونه باقي مانده، پس چرا بدنش سياه شده؟ همان معجزه گري كه بدن را سالم نگه داشته مي توانست رنگ بدن او را هم عين زمان زنده بودنش نگه دارد.
ـ به فرض كه بدن او سالم مانده، از كجا بدانيم كه برنادت قبل از مرگش مادّه ي شيميايي محافظي نخورده است؟ ممكن است او مادّه ي شيميايي خاصّي خورده باشد كه بعد از جذب شدن در سلولها موجب مرگش شده باشد، ولي همان مادّه، مانع از فعاليّت باكتري هم شده و سبب باقي ماندن بدن شده باشد. پس كليسا بايد اجازه دهد كه نمايندگاني از دانشمندان جهان، اين احتمال را بررسي كنند تا ببينيم آيا در اجزاي بدن او مادّه ي غير متعارفي وجود دارد يا نه؟

پاسخ تفصيلي:
هرساله صدها نفر در كشور خودمان ادّعاي ملاقات با امام زمان را دارند ، آيا ما عقلاً و منطقاً حق داريم ادّعاي اينگونه افراد را باور كنيم. صدها نفر گاوپرست هندو وجود دارند كه كارهاي خارق العاده انجام مي دهند ، ماهها بدون غذا و آب داخل قبري بدون روزنه به حالتي خواب گونه مي روند ؛ با اراده ي خود ، اشياء را حركت مي دهند و ... . آيا به صرف مشاهده ي اين گونه كارها ما بايد حكم به حقّانيّت طريقه و اعتقاد آنها دهيم؟ در كشور خودمان كساني از علي اللّهي ها وجود دارند كه شمشير را در بدن خود فرو مي كنند بدون آنكه آسيبي به آنها برسد و حتّي قطره خوني از جاي آن خارج شود و ... . آيا همه ي اين گونه افراد با اختلافات فاحشي كه بين عقائد آنها وجود دارد مي توانند حقّ باشند؟ در بين شيعيان نيز كساني چون مرحوم نخودكي وجود داشتند كه با يك حبّه قند يا يك دانه خرما مريضها را شفا مي دادند ؛ يا آقا سيد علي قاضي در عرض ثانيه اي از شهري به شهر ديگر مي رفت و جسد مرحوم شيخ صدوق در كنار حرم حضرت عبدالعظيم حسني ، حدود هفتصد سال بعد از وفاتش همچنان سالم بود در حالي كه كفنش پوسيده شده بود. به اعتراف برخي از افسران عراقي ، چندين نفر از آزادگان ايران كه در كشور عراق به دست بعثي ها به شهادت رسيده بودند بعد از چندين سال ، همچنان سالم بودند ، بعثي ها اين جنازه ها را مدّتها جلوي آفات گذاشته بودند تا از بين بروند ولي كوچكترين تغييري نكرده بودند ؛ لذا خواسته بودند با ريختن اسيد بر روي اجساد آنها را تجزيه كنند ولي اسيد نيز بر اين جنازه ها مؤثّر واقع نشده بود. قبر حرّ بن بزيد رياحي را زمان شاه اسماعيل (حدود هفتصد سال بعد از شهادت ) باز نموده بودند و ديده بودند كه جسد مبارك وي هنوز سالم است به نحوي كه از جاي زخمش خون جاري مي شد. و... . امّا علماي شيعه با علم به اينكه مشابه اينگونه امور در اكثر ملل جهان رخ مي دهد هيچگاه از آن براي اثبات حقّانيّت دين اسلام و مذهب تشيّع استفاده نكرده اند. اگر بنا باشد كه با اعتماد به اين گونه امور، حقّانيّت ديني اثبات شود در آن صورت هم بايد اسلام حق باشد هم مسيحيّت هم هندوئيسم هم نحله ي علي اللّهي ها ، هم ... . امّا چنين امري محال است ؛ چون همه ي اين اديان و مذاهب همديگر را باطل مي دانند و اصول آنها با هم در تضادّ است. چگونه ممكن است هم خداي يگانه ي اسلام حق باشد هم خداي سه گانه مسيحيّت ، هم صدها خداي هندوها؟! پس روشن است كه اين گونه امور نمي توانند حجّيّت داشته باشند.
اگر منشاء اينگونه مشاهدات و امور خارق العاده فقط خدا و ملائك يا اولياي الهي بودند در آن صورت براي ما يقين حاصل مي شد كه اين مشاهدات درستند و چنين امور خارق العاده اي اعجازند. كه البته در آن صورت محال بود افراد همه ي اديان و مذاهب داراي اينگونه مشاهدات و امور خارق عادت شوند؛ بلكه در آن صورت فقط افراد يك دين كه حقّ است داراي چنين مشاهدات و اموري مي شدند. امّا غير از خدا و ملائك و اولياي الهي امور ديگري نيز مي توانند باعث ظهور چنين اموري شوند ؛ هم نفس خود انسان قادر است چنين امور را پديد آورد هم جنّها و شياطين مي توانند دست به چنين اقداماتي بزنند. از راه برخي علوم غريبه نيز مي توان چنين امور و مناظري را ايجاد نمود. راههايي علمي نيز وجود دارند كه مي توان با آنها جنازه ي افراد را سالم نگه داشت؛ راههايي علمي كه حتّي مصريان سه هزار سال قبل نيز آن را بلد بودند و فرعونها را موميايي مي نمودند.
نفس انسان همانگونه كه در خواب مي تواند مناظري را مطابق آرزوها يا تحت تأثير عقيده ها و عقده ها ايجاد كند ، گاه در برخي افراد ، در بيداري نيز چنين مناظري را پديدار مي سازد. براي مثال در علم پزشكي ثابت شده كه هنگام فلج خواب ، فرد با اينكه بيدار است مي تواند خواب ببيند. همينطور افراد مبتلا به اسكيزوفرني در اطراف خود افرادي را مشاهده مي كنند كه وجود خارجي ندارند ؛ اين گونه افراد حتّي با توهّمات خود صحبت مي كنند و از آنها دستور مي گيرند ؛ شخصاً از روانشناسي مورد اعتماد شنيدم كه مي گفتند: زني ايراني و بسيار متديّن را نزد من آوردند كه دچار اسكيزوفرني بود و خيال مي كرد امام زمان (عج) به ملاقات او مي آيد و به او دستوراتي مي دهد. همچنين تجربيّات دانشمندان نشان داده كه برخي موادّ شيميايي و برخي امواج ، موجب توهّمات مي شوند ؛ حتّي محلهايي شناسايي شده اند كه به خاطر وجود اين گونه موادّ شيمياي يا اين گونه امواج در آنها موجب توهمّ مي شوند. براي مثال برخي خلبانها در گذر از روي برخي نقاط مثل مثلث برمودا خود را بر روي قطب ديده اند ، در حالي كه فاصله زيادي بين اين دو نقطه است. يا برخي خلبانها كه مدّت زيادي چشم به تاريكي آسمان شب مي دوزند در حال بيداري دچار توهّمات مي شوند ؛ فضانوردان نيز مشابه اين توهّمات هنگام بيداري را گزارش داده اند. پس از كجا معلوم كه خانم برنادت يا امثال او دچار اين گونه توهّمات نشده باشد؟!
همچنين در خود مسيحيّت و ديگر اديان حكايتها از تأثير علوم غريبه و تجسّم شياطين وجود دارد. آيا با وجود چنين علومي و با وجود شيطان و امكان تجسّم او به صورت افراد مختلف و از جمله آن بانوي به اصطلاح نوراني كه براي برنادت ظاهر شده است مي توان اطمينان داشت كه آن بانوي به اصطلاح نوراني واقعاً حضرت مريم بوده است؟!
همچنين ، احتمال سوء استفاده ي ارباب كليسا از جسد يا نام اين خانم نيز وجود دارد ؛ زماني مي توان از سالم بودن جسد اين خانم مطمئن شد كه ارباب كليسا اجازه ي تحقيق عملي روي آن را بدهند كه البته به بهانه ي قداست وي بعيد است كه چنين اجازه اي داده شود. بايد روي اين جسد تحقيق شود تا اوّلاً ثابت شود كه جسد انسان است نه مجسمه؛ و ثانياً اگر ثابت شد كه جنازه ي موسوم به جسد برنادت جسد انسان است بايد اثبات شود كه هيچ مادّه ي شيميايي براي حفاظت از آن به كار نرفته است ؛ ثالثاً بايد اثبات شود كه اين جسد حقيقتاً متعلّق به برنادت است. اگر همه ي اين موارد مسلّم شود تازه او نيز شخصي خواهد بود در رديف افرادي چون شيخ صدوق و آيه الله نخودكي و امثال آنها. همچنين بايد ديد كه اعتقادات برنادت حقيقتاً چه بوده است؟ آيا او مثل مسلمين، يكتا پرست بوده يا مثل مسيحيان امروزي، سه گانه پرست بوده است؟ چون بين مسيحيان نيز افرادي هستند كه تثليث را قبول ندارد، و يگانه پرست مي باشند. اگر او واقعاً هم عقيده با مسيحيان كنوني است، چرا در زمان حياتش، اصحاب كليسا او را كافر معرّفي مي كردند؟ و چرا بعد از 55 سال يادشان افتاده كه او فردي مقدّس بوده است؟ قضيه كاملاً بودار است.
به هر حال ، چه جريان برنادت حقيقت داشته باشد و چه ساخته و پرداخته ي برخي مسيحيان باشد ، در هر حال حقّانيّت هيچ دين و مذهبي را اثبات نمي كند ، همانگونه كه از سالم ماندن جسد شيخ صدوق نمي توان بر حقّانيّت شيعه استدلال نمود ؛ كما اينكه از كارهاي خارق العاده علي اللّهي ها نمي توان حقّانيّت اعتقاد آنها را اثبات نمود. تنها چيزي كه ذاتاً حجّيّت داشته پشتوانه ي تمام حجّتهاست و معيار سنجش تمام ادّعاهاست، عقل منطقي و برهاني است. مسيحيّت باطل است چون اعتقاد آنها به سه گانگي خدا در عين يگانگي او، يك تناقض گويي آشكار است. لذا علماي مسيحيّت براي توجيه اعتقاد ضدّ عقلي خود مي گويند : اين اعتقاد، سرّي الهي و فرا عقلي است ؛ لذا عقل قادر به درك آن نيست. امّا به اين سوال جواب نمي دهند كه :شما با چه مدركي ادّعا مي كنيد كه اين اعتقاد فرا عقلي است؟ فرا عقلي بودن چيزي است و خلاف عقل بودن چيزي ديگر. چيزي كه خلاف عقل است باطل است نه فرا عقلي. ما نيز حقّانيّت اسلام و تشيّع را با عقل اثيات مي كنيم نه با جسد فلان عالم.
اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه 2×2 = 9 و در عين حال، بتواند طيّ الارض كند، آيا اين طيّ الارض داشتن او، دليل مي شود بر درستي آن اعتقاد؟ چنين كسي حتّي اگر مرده را هم زنده كند، اعتقادش را ثابت نمي كند. چون اصل اعتقادش خلاف عقل است. بلي اگر كسي اعتقادش مطابق عقل باشد و خارق عادتي هم نشان دهد، آن خارق عادت، مؤيّد آن اعتقاد درست عقلاني مي شود.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
13 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .