خودشناسي

خودشناسي نه تنها ممكن است، بلكه ضروري است، زيرا بدون شناختن حقيقت انسان و ارزش واقعي او ،ديگر بحثها و تلاشها بيهوده است. اصراري كه اديان آسماني و پيشوايان ديني و علماي اخلاق، بر خودشناسي و به خودپردازي دارند، همگي ارشادي است به همين حقيقت فطري و عقلي. قرآن شريف، فراموش كردن نفس را لازمه فراموش كردن خدا و به منزله عقوبت اين گناه معرفي مي‌فرمايد: وَ لاَ تََكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللهَ فَاَنْسُاهُمْ اَنْفُسَهُمْ : مانند كساني نباشيد كه خدا را فراموش كردند خدا هم خودشان را از يادشان برد.
و در جاي ديگر مي‌فرمايد: عَلَيْكُمْ اَنْفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ اِذَا اهْتَدَيْتُمْ : به خويشتن پردازيد، كسي كه گمراه شد، به شما زيان نزند اگر هدايت يافتيد. خودشناسي براي خودسازي،استاد محمد تقي مصباح يزدي
گاندي مي‏گويد: «در دنيا فقط يك حقيقت وجود دارد و آن شناسايي ذات (نفس = خود) است. هركس خود را شناخت، خدا و ديگران را شناخته است؛ هركس خود را نشناخت، هيچ چيز را نشناخته است.
در دنيا فقط يك نيرو و يك آزادي و يك عدالت وجود دارد و آن نيروي حكومت بر خويشتن است. هركس بر خود مسلّط شد، بر دنيا مسلّط شده است». مجموعه آثار شهيد مطهري ج2
خودشناسى ارزشمندترين شناخت‏ها و رساننده به خداشناسى است. در روايتى از اميرالمومنين(ع) آمده است كه فرمود: معرفة النفس انفع المعارف‏.
اكنون در اين زمينه به دو نوع مطالعه نياز است:
الف) مطالعه علمى: درباره خودشناسى نوعى و به تعبير ديگر «انسان شناسى» (اومانولوژى) است. بهترين سخن در اين رابطه را در قرآن مجيد و سپس در كلمات و احاديث پيشوايان مكتب مى‏توان يافت.
براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر . ك : 1- انسان و ايمان، شهيد مطهرى. 2- انسان در قرآن، شهيد مطهرى. 3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى. 4- جامع السعادات، مولى مهدى نراقى. 5- محاسبة النفس، سيد بن طاووس.
ب) مطالعه عينى: يعنى تفكّر و تامل در وجود خويشتن، شناخت معايب و محاسبه نفس خويش. يقيناً هر چه آدمى بيشتر در خود فرو رود و به اخلاق و كردار خود بينديشد، بيشتر خود را خواهد شناخت.
در اين رابطه انسان چون طبيبى حاذق بايد بيمارى‏هاى نفس خويش را دريابد و با مهارت و جديت به درمان آن بپردازد. اين گونه خودشناسى اساسى‏ترين ركن خودسازى و عروج به مقامات بلند معنوى است؛ زيرا كسى كه فاقد آن باشد عمرى را در غفلت و بى‏خبرى سپرى خواهد كرد و چه بسا عمرى با ملكات رذيله زندگى كند وبه سراى آخرت بشتابد بدون آن كه ره توشه‏اى به همراه داشته باشد.
در اين رابطه كتاب‏هاى اخلاقى تا حدود زيادى مى‏تواند راهنماى انسان باشد. براى آگاهى بيشتر ر . ك : 1- چهل حديث، امام خمينى(ره). 2- المراقبات، ميرزا جواد ملكى تبريزى. 3- پرواز در ملكوت، امام خمينى(ره).
مقصود از خودشناسي:
مراد از خودشناسي، شناخت خود واقعي انسان يا همان روح انساني است که گوهري و حقيقتي وراي ماده و فوق آن و وجودي مجرد و فراتر از جسم و جسمانيات است و سايه اي از وجود حق تعالي و خداوند متعال است و بهترين و آسان ترين راه شناخت خداوند است و روايت مشهور: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر که خود را بشناسد، خدايش را شناخته است» بر اين مطلب دلالت دارد.
براي شناخت خود، بايد انسان در دو وادي سير و گردش نمايد: 1- وادي و قلمرو نظر و فکر و انديشه: برهان هاي فراواني توسط بزرگان فلسفه و عرفان درباره تجرد نفس بيان گرديده است که مي توانيد به اين کتاب ها مراجعه نماييد (مثل دروس معرفت نفس، استاد علامه حسن زاده آملي و مقالات استاد محمد شجاعي، ج 1).
ولي انسان با تأمل کوچکي مي تواند بفهمد که حقيقت او غير از بدن اوست. حقيقت انسان همان چيزي است که از وقتي خود را شناخته با کلمه «من» به آن اشاره مي کرده و پس از گذشت سال ها و سپري شدن ايام کودکي و نوجواني و جواني و پيري باز آن حقيقت را مي يابد و با همان کلمه «من» از آن تعبير مي کند با اين که بدن و جسم او دستخوش تغييرات فراواني گشته و اگر حقيقت انسان، جسم و بدن او مي بود و منظور از «من» همان جسم او بود بايد من کودکي غير از من نوجواني و اين دو غير از من جواني و همه اينها غير از من زمان پيري باشد.
انسان حتي بدن و اعضاي بدنش را به آن حقيقتش نسبت مي دهد و مثلا مي گويد: بدن من، دست من، چشم من و روشن است که بايد بدن چيزي و «من» چيزي ديگري باشد تا بتوان بدن را به من نسبت داد. پس يکي از راه هاي خودشناسي غور و انديشه و مطالعه و استدلال و برهان است.
2- وادي عمل و شناخت عملي: چيزي مانند تهذيب نفس و عبادت خالصانه و توجه و ذکر مستمر و مراقبه و مواظبت بر اعمال و کردار در خودشناسي و معرفت نفس و حقيقت انساني مؤثر نمي باشد. کاستن از خوردن و خوابيدن و جنبه حيوانيت و تقويت جنبه معنويت و روحانيت و جلوگيري از پراکندگي و تفرقه خاطر و تمرکز بر ياد و ذکر و مراقبه حق و استمرار و دوام آن و فاصله گرفتن از اهل هوا و هوس و گناه و نداشتن ارتباط و تماس بيش از حد نياز با افراد جامعه و نپرداختن بيش از حد ضرورت به کارهاي دنيوي کليد شناخت خود معرفت نفس است که ثمره آن شناخت پروردگار است. البته اين کاري دقيق و طولاني است و پس از سال ها بندگي و عبادت و عمل به دستورات الهي و مراقبت و مواظبت حاصل مي گردد.
روش فكر در خود:
بهترين راه براى خودشناسى، «فكر در خود» است؛ همان راهى كه قرآن كريم به آن دعوت و بر آن تأكيد مى‏كند. اين موضوع خود به دو گونه است: يك. «فكر در خود» به معناى فكر در خصوصيات وجودى صفات خود؛ به صورتى كه به آثار وجودى بسيار عميق خويش پى ببرد و از طريق آن، اسرار ژرف توحيد و حقايق عالى هستى را بيابد. دو. فكر در «خود» به معناى سفر در «خود» و سير در آن، به صورتى كه از همه چيز منقطع و منصرف شويم و به حقيقت خود برگرديم و حقيقت نورى ما تجلّى كند و باب معرفت و شهود به روى ما باز شود.
اين فكر، همان فكر مخصوص و راه‏گشا است كه از امور بسيار مهم، در سلوك به شمار مى‏آيد.

يكى ره برتر از كون و مكان شوجهان بگذار و خود در خود جهان شو
آنچه در اين رويكرد براى انسان سودمند است، قسم دوم فكر است؛ از اين رو توجه به اين مطلب بايسته است كه سفر در «خود» و سير در آن فكر مخصوص و راهگشا و طريق بسيار نزديك يا نزديك‏ترين راه در سلوك الى الله است.
در اين انديشه - كه به شيوه مخصوص و با كيفيت ويژه انجام مى‏گيرد - سالك از همه چيز منقطع و منصرف مى‏شود و به حقيقت خود برمى‏گردد و حقيقت نورى وى تجلّى مى‏كند. آن گاه باب معرفت و شهود به روى وى باز مى‏شود و سير شروع مى‏گردد و آن پيش مى‏آيد كه در گفته نمى‏آيد. اين انديشه، در حقيقت، سير مخصوص در «خود» است؛ سيرى كه منتهى به شهود مى‏شود و به همين جهت بايسته است سالك، آمادگى خاصى داشته و از لحاظ روحى استعداد لازم را كسب كرده باشد.
در هر صورت اگر عنايات ربوبى، دست سالك را بگيرد و در اين «فكر» آن چنان كه بايد، موفق گردد؛ در سفر «الى الحق» نزديك‏ترين راه به روى او باز خواهد شد و علاوه بر آن، با حقايق بى‏شمار و با اسرار شگفتى مواجه خواهد گشت. نزديك‏ترين راه در «خودِ» انسان است و راه نزديك‏تر را بايد در «خود» جويا بود. به عبارت ديگر، نزديك‏ترين راه به سوى حضرت حق، همين «خود» است وبايد قدم در «خود» نهاد و سير در آن نمود، تا بالاخره به مقصد نايل آمد. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ...»؛ مائده(5)، آيه 105.، به همين معنا اشاره دارد. تركيب ولحن خاصى كه در آن وجود دارد، مى‏گويد: از «خود» غفلت نكنيد و به سير در آن بپردازيد كه نزديك‏ترين راه وصول به مقصد است. البته در مقام «سير» و در مقامِ «فكر» بايد نخست از خارج از خود، (از عالم طبيعت)، به سوى «خيال» (يعنى «مثال خويش») سفر كنيم و برگرديم. سپس از «خيال» يا «مثال» به سوى «عالم عقلانى» خود سفر كنيم و به نورانيت خويش برگرديم كه مرحله شروع «شهود» است. سپس با ادامه سير و گذر از عالم عقلانى، فنا و بقا حاصل خواهد شد. حقايقى در اين مقام: در اين مقام حقايقى هست كه براى اصحاب «سير در نفس» دانستن آنها پرفايده و بايسته است و بصيرت‏هايى را به دنبال خواهد آورد.
در اين حقايق لازم است اهل آن دقت كافى داشته باشند و تعمق كنند تا آنها را خوب بيابند و آنچه را كه بايد توشه برگيرند. اين نوشتار به اجمال و اشارت‏هاى اجمالى است و خداى متعال خود با هدايت‏هاى مخصوص، اهل آن را به تفاصيل همين اشارت‏ها، هدايت خواهد كرد كه هدايت كننده او است و همه چيز از او است.
اين حقايق را تحت عناوين مخصوص و به ترتيب ذكر مى‏كنيم. خلوت تنهايى: وقتى به «خود» برگشتيم و در «خود» فكر كرديم، خواهيم ديد كه تنها هستيم و بريده از همه آنچه خود را با آنها مى‏دانستيم؛ و خواهيم ديد كه هميشه در يك «خلوت خاص تنهايى» قرار داريم و فقط «خود» هستيم و آنچه در «خود» داريم.
اينجا است كه حقايق بعضى از آيات قرآن براى ما تا حدودى روشن مى‏گردد؛ اينكه «تنها» هستيم وليكن به آن توجه نداريم و به هنگام مرگ و ورود به محضر پروردگار، در قيامت خواهيم فهميد. آياتى از قبيل: 1. «... وَ يَأْتِينا فَرْداً»؛مريم (19)، آيه 80.«... و او تنها به سوى ما بازآيد». 2. «وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً»؛همان، آيه 95. «و همه آنها كه در آسمان‏ها و زمين هستند در روز قيامت تنها به محضر خداى متعال آيند». 3. «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏ كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ وَ ما نَرى‏ مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ»؛سوره انعام(6)، آيه 94. «[ و به هنگام مرگ گفته شود ]تنها به سوى ما آمده‏ايد، بدان‏گونه كه شما را در اصل خلقت آفريديم و همه آنچه را كه در اختيار شما قرار داده بوديم، ترك كرده‏ايد و نمى‏بينيم با شما آنهايى را كه براى خود به گمان باطل خويش يار و ياور مى‏ديديد و حقيقت اين است كه ميان شما و آنها جدايى سخت افتاده و آنچه خيال مى‏كرديد، از ميان برخاسته است». و بالاخره آيات ديگر و اشاراتى كه در آنها هست و خبر از اين معنا مى‏دهد كه انسان «تنها» و از خارج از «خود» منقطع است و چيزى با هم نيست. اين «تنهايى» براى وى به وقت مرگ و نيز در قيامت - كه حقيقت‏ها به ظهور مى‏رسد - روشن خواهد شد و هر كس به «تنهايى» خويش پى خواهد برد و خيال واهى - كه در حيات دنيوى داشت و خودرا با اين و آن مى‏دانست - از ميان خواهد رفت. خلوت با حضرت حق: در خلوت تنهايى، فقط خود را با «قيّوم» خود خواهيم ديد؛ يعنى با آنكه «خالق» و «مدبّر» و «قوام بخشِ» ما است، خواهيم ديد فقط با او هستيم و با او سخت در ارتباط. هميشه در حال «خلوت» با حضرت او بوده و فقط او با ما است و نه غير او: «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ».حديد(57)، آيه 4. «او» را با «خود» و «خود» را با «او» و ارتباط را بسيار محكم و نسبت را بسيار نزديك خواهيم يافت.
مگر نه اين است كه او خالق و قيّوم همه چيز و هر مخلوقى است؟ مگر نه اين است كه حقيقتِ ما، يعنى، آنچه با كلمه «من» به آن اشاره مى‏كنيم، آفريده‏اى از مخلوقات او است؟ او قيّومِ حقيقت ما نيز هست و «من» از او نشأت مى‏گيرد و با او است؟ در اين مقام، اگر در سير فكرى خود موفق باشيم، نور توحيد شروع به تجّلى در باطن ما مى‏كند، بساط شرك متزلزل مى‏گردد، احكام ايمان به ميدان مى‏آيد، حجاب‏ها از روى حقيقت كنار مى‏رود و بيدار مى‏شويم. جز او، كسى را «ولى» و «مدبّر» خويش نمى‏بينيم.
همه سود و زيان‏ها را از او دانسته، حكم را مخصوص او مى‏يابيم. جمال و جلال مطلق را براى او ديده، او را معبود خود مى‏دانيم. در اين مقام، (در خلوت با حق)، هر چه در سير فكرى خود بينديشيم، به همان اندازه راه‏هاى حقايق شهودى، به روى ما باز شده و به همان مقدار اسرار آيات براى ما كشف خواهد شد؛ به خصوص آياتى كه مى‏گويد: جز خداى متعال «ولى» و «نصير» و جز او «معبود» نيست و انسان‏ها به خيال باطل خويش، غير او را براى خود «ولى» و «نصير» شمرده و براى خود «معبود» اتخاذ كرده و راه گمراهى در پيش گرفته‏اند. آياتى از اين قبيل: «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ»؛بقره(2)، آيه 107. «آيا نمى‏دانى كه ملك آسمان‏ها و زمين مخصوص خداى متعال است و براى شما غير از خدا ولى و نصير نيست؟» اينكه آيات الهى و قرآن در انسان اثر نمى‏كند، به اين دليل است كه انسان از حقايق غافل است. مواجه شدن با قرآن، و تلاوت يا شنيدن آيات و ممارست با آنها و در عين حال بيدار نگشتن و به خود نيامدن، متأثر نگشتن، در غفلت بودن و عمر خود را به غفلت سپرى كردن، افتادن در فريب دامنه‏دار حيات، سراب را حقيقت پنداشتن، بازماندن از حقيقت، فرو رفتن در تعلقات و هواها، اسير شدن در حجاب‏هاى ظلمانى و به سوى حرمان و خسران در حركت بودن؛ يا بر اثر عدم تدبر لازم در آيات قرآنى است «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛ص (38)، آيه 29. و يا بر اثر قفل هايى است كه به دست خود انسان‏ها بر دل‏هاى آنان زده شده است «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»؛ محمد (47)، آيه 24.!!.
حق همى گويد نظرمان بر دلست‏نيست بر صورت كه آن آب و گلست‏
تو همى گويى مرا دل نيز هست‏دل فراز عرش باشد نى به پست‏
در گل تيره يقين هم آب هست‏ليك از آن آيت نشايد آب دست‏
زآنكه گر آبست مغلوبِ گلست‏پس دل خود را مگو كاين هم دلست‏
مثنوى معنوى، دفتر 3، ابيات 2244 - 2247. تنها در پرتو تهذيب نفس است كه هم آيات قرآنى در ما تأثير گذار خواهد بود و هم دنيا و مخلوقات آن، شيرين و نورانى.در اين خصوص نگا: مقالات، ج 1، صص 89 - 98؛ و ج 2، 23 - 30.
پنبه وسواس بيرون كن ز گوش‏تا به گوشت آيد از گردون خروش‏
پاك كن دو چشم را از موى عيب‏تا ببينى باغ سروستان غيب‏
دفع كن از مغز و از بينى زكام‏تا كه ريح‏الله در آيد در مشام‏
هيچ مگذار از تب و صفرا اثرتا بيابى از جهان طعم شكر
كنده تن ز پاى جان بكن‏تا كند جولان به گرد آن چمن‏
غُل بخل از دلت و گردن دور كن‏بخت نو درياب در چرخ كهن‏
اين جهان بر آفتاب و نور ماه‏او بهشته سر فرو برده به چاه‏
كه اگر حق است پس كو روشنى‏سر ز چه بردار و بنگر اى دنى‏
جمله عالم، شرق و غرب آن نور يافت‏تا تو در چاهى نخواهد برتو تافت‏
چه رها كن رو به ايوان و كروم‏كم ستيز اينجا بدان كاللج شوم‏
مثنوى معنوى، دفتر2، ابيات 1943 - 1949 و 3/4796 - 4799.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .