حضرت فاطمه(س) در قيامت

درباره کيفيت و چگونگي ورود ائمه اطهار(سلام الله عليهم) مخصوصن حضرت زهرا(س) به عرصه محشر توضيح دهيد؟ آيا کسي با وضعيتشان حضرت زهرا(س) را در روز قيامت مي بينه؟

sh.h.fatema.a-1.jpg
حضرت فاطمه(س) هر چند مقام برتري دارد، ولي او نيز همانند ديگران اين مسير را مي‏پيمايد و پس از عالم برزخ به محشر مي‏آيد و در پيشگاه خدا مقام او براي ديگران ثابت مي‏شود...


علي(ع) مي‏فرمايند: روزي پيامبر خدا(ص) براي ديدار فاطمه(س) به خانه‏ي ما آمد، ولي دخترش را بسيار محزون ديد. از او پرسيد چرا اين گونه غمگيني؟ در جواب گفت: پدر جان! به ياد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عريان خواهند بود.(ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...)

رسول گرامي(ص) فرمودند: نگران مباش، پس از آنكه من، علي(ع) و ابراهيم خليل(ع) سر از قبر برمي‏داريم آنگاه خداوند، جبرئيل را با هفتاد هزار ملائكه به سراغ تو مي‏فرستد، سپس اسرافيل در حالي كه با سه پارچه زيبا از نور در اختيار دارد، كنار تو مي‏آيد و تو را از قبر بيرون مي‏نمايد، در حالي كه بدنت پوشيده است...

آنگاه با عزت و احترام بي‏نظير هفتاد هزار ملائكه تسبيح گويان تو را وارد محشر مي‏كنند و به همين تعداد حوريان بهشتي به استقبالت مي‏آيند. در اين هنگام مريم(دختر عمران)، خديجه(دختر خويلد)، حوا(زن آدم)، آسيه،(دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مي‏گيرند و تو را بر روي منبري از نور مي‏نشانند در اين هنگام جبرئيل به حضور تو مي‏رسد و مي‏گويد: هر حاجتي داري بگو و تو مي‏گويي: خدايا! حسن و حسينم را مي‏خواهم.
در آن ساعت حسينت را مي‏بيني كه با بدن خون آلون به محشر مي‏آيد و از خدا مي‏خواهد كه قاتلان وي را به كيفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نيز به خشم آيند و شعله‏هاي جهنم زبانه مي‏كشد و قاتلان حسين و دشمنان او بر درون آتش افكنده مي‏شوند.(2)

ورود حضرت فاطمه به محشر

در احاديث معتبر از طريق عامه و خاصه آمده است كه در روز رستاخير حضرت فاطمه(س) را به ناقه‏اي از ناقه‏هاي بهشتي سوار مي‏كنند و ملائكه اطراف او را مي‏گيرند، جبرئيل از طرف راست، ميكائيل از طرف چپ، اميرالمؤمنين(ع) پيشاپيش، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) نيز از پشت سر، او را همراهي مي‏كنند، و با تمام عظمت و جلالت وي را به محشر مي‏آورند، تا جايي كه خلايق از ديدن او سرهاي خود را پايين بيندازيد و چشمهايتان را ببنديد، تا فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) عبور كند». مردم محشر با شنيدن اين پيام كه از سوي عرش خدا صادر مي‏گردد، همگي سرهاي خود را پايين مي‏اندازند و چشمهايشان را مي‏بندند و فاطمه(س) از روي پل صراط عبور مي‏كند و در كنار بهشت قرار مي‏گيرد...(يا معشر الخلائق! نكسوا رئوسكم و غضوا ابصاركم حتي تمر فاطمه(س) بنت محمد علي الصراط، فتمر مع سبعين الف جاريه من الحور العين...)(3)

آري در روز قيامت نيز همه‏ي چشمها لياقت ديدن فاطمه(س) را نخواهند داشت، فقط آنان كه در اين دنيا امتحان پس داده و لياقت شيعه بودن را كسب كرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه(س) دريافت مي‏دارند...

پاسخ به سؤال سلمان

طبري در كتاب بشارة المصطفي از كتاب كنز نقل مي‏كند كه ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشي را ديدم نزد پيامبر(ص) آمدند، ناگهان سلمان به روي قدم رسول خدا(ص) افتاد و بوسيد، پيامبر(ص) او را از اين كار كنار زد و به او فرمود: «اي سلمان، آن كاري را كه عجم‏ها براي شاهان خود انجام مي‏دهند، نسبت به من انجام مده، من بنده‏اي از بندگان خدا هستم، مانند بندگان مي‏خورم و مي‏نشينم.»

سلمان عرض كرد: اي مولاي من از تو مي‏خواهم از فضائل فاطمه(س) در قيامت، به من خبر بدهي!

پيامبر(ص) با چهره‏اي خندان به او نگريست و فرمود: «سوگند به خدائي كه جانم در دست قدرت او است، فاطمه(س) همان بانوئي است كه در عرصه‏ي محشر، سوار بر شتر عبور مي‏كند كه سرش(نمودي) از خشيت خدا است، و چشمانش از نور خدا مي‏باشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن، و علي(ع) در پيشاپيش آن، و حسن و حسين(ع) در پشت سر آن حركت مي‏كنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنه‏ي محشر عبور كند در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مي‏رسد:

«اي همه‏ي خلايق! چشمهاي خود را فروخوابانيد، و سرهاي خود را پائين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر علي(ع) امام شما، مادر حسن و حسين(ع) است، پس از پل صراط عبور مي‏كند در حالي كه دو چادر شفّاف و سفيد بر سر دارد.

وقتي كه فاطمه(س) وارد بهشت مي‏شود و به نعمتها و مواهبي كه خداوند براي او آماده ساخته مي‏نگرد، مي‏گويد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ.

«بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را كه: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خداي ما بخشنده و شكر پذير است، آن خدائي كه ما را در مقام عالي از عطاي خود قرار داد كه در آن هيچگونه رنج و ناگواري به ما نمي‏رسد».

رسول خدا(ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه(س) وحي مي‏كند: «اي فاطمه! آنچه مي‏خواهي از من مسئلت كن كه به تو عطا مي‏كنم و تو را خشنود سازم»

فاطمه(س) عرض مي‏كند: خدايا تو اميد مني، بلكه بالاتر از اميد مني، از درگاه تو مسئلت مي‏كنم كه دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نكني.

خداوند به او وحي مي‏كند: اي فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين، به خود سوگند ياد نموده‏ام كه دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نكنم.

اينك حديثي از پيامبر اكرم(ص) در شان آن حضرت(س): «عن جابر بن عبداللَّه مرفوعالا اذا كان يوم القيامة تقبل ابنتي فاطمة علي ناقة من نوق الجنة...، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر، ذنبها من المسك الاذفر، عيناها ياقوتتان حمراوان، عليها قبة من نور، يري ظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفو اللَّه، خارجها رحمةاللَّه، علي راسها تاج من نور، للتاج سبعون ركنا، كل ركن مرصع بالدر و الياقوت. يضي‏ء كما يضي‏ء الكوكب الدري في افق السماء علي يمينها سبعون الف ملك، و عن شمالها سبعون الف ملك، و جبرئيل آخذ بخطام الناقة، ينادي باعلي صوته: غضوا ابصاركم حتي تجوز فاطمه‏بنت محمد؛ فلا يبقي يومئذ نبي و لا رسول و لا صديق و لا شهيد الا غضوا ابصارهم حتي تجوز فاطمة فتسير حتي تحاذي عرش ربها جل جلاله...، فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: يا حبيبتي و ابنة حبيبي، سليني تعطي، واشفعي تشفعي.... فتقول: الهي و سيدي ذريتي و شيعتي، و شيعة ذريتي و محبي، و محبي ذريتي. فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: اين ذرية فاطمة و شيعتها و محبوها و محبو ذريتها، فيقبلون و قد احاط بهم ملائكة الرحمة، فتقدمهم فاطمة، حتي تدخلهم الجنة».(4) جابر بن عبداللَّه از رسول خدا روايت مي‏كند كه فرمود:

«هنگامي كه روز قيامت فرا رسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اي از ناقه‏هاي بهشتي وارد عرصه محشر مي‏شود، كه مهار آن ناقه از مرواريد درخشان و چهارپاي آن از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشك بهشتي، چشمانش از ياقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اي(خيمه‏اي) از نور، كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاي داخل آن قبه، انوار عفو الهي و خارج آن خيمه، پرتو رحمت خدايي است. و بر فرازش تاجي از نور كه داراي هفتاد پايه است از در و ياقوت كه همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مركب هفتاد هزار ملك، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است- و جبرئيل در حالي كه مهار ناقه را گرفته است- با صداي بلندي ندا مي‏كند: نگاه خود را فراسوي خويش گيريد، و نظرها به پايين افكنيد، اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مي‏كند. در آن هنگام، حتي انبيا و صديقين و شهدا همگي از ادب، ديده فرومي‏گيرند؛ تا اينكه فاطمه عبور مي‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مي‏گيرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مي‏شود: اي محبوبه‏ي من، و اي دختر حبيب من، بخواه از من آنچه مي‏خواهي؛ تا عطايت كنم و شفاعت كن هر كه را مايلي تا قبول فرمايم. در جواب عرضه مي‏دارد: اي خداي من، و اي مولاي من، درياب ذريه‏ي مرا، شيعيان مرا، پيروان مرا، و دوستان ذريه‏ي مرا. بار ديگر از جانب حق خطاب مي‏رسد: كجا هستند ذريه فاطمه و پيروان او؟ كجايند دوستدارانش، و دوستداران ذريه‏ي او؟ در آن هنگام جماعتي به پيش مي‏آيند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوي در ميان مي‏گيرند. و فاطمه(س) در حالي كه پيشگام آنهاست همگي را همراه خود به بهشت وارد مي‏فرمايد».

حضرت صديقه(س) در روز قيامت سوار بر مركبهاي متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و اينكه در احاديث وارده، مركبهاي آن حضرت، متفاوت ذكر شده است، و به نظر بعضي‏ها نوع مركب مورد اختلاف بوده است صحيح نيست. زيرا هر مركبي كه بيان شده است با مشخصات معين در موقف معين بوده و همه‏اش درست است و جاي اختلاف نيست؛ علت اختلاف در مشخصات مركب، از اين جهت است كه هنگامي كه فاطمه(س) به سوي عرش الهي سير مي‏كند مركب خاصي دارد، وقتي كه از مقابل عرش به جانب بهشت روان است يك مركب مخصوص ديگر؛ و همچنين هنگام ورود به‏ بهشت و جولان و طيران در فضاي رحمت الهي- همانند جعفر طيار- داراي مركبهاي خاص و گوناگون مي‏باشد. در روايتي كه ذكر شد، و مشخصات يكي از مركبهاي آن حضرت بيان گرديد و گفته شد كه جبرئيل مهار ناقه‏ي بهشتي زهرا(س) را در روز محشر مي‏گيرد. مي‏توان گفت كه جبرئيل، نماينده‏ي خاص خداي لامكان، در هر مكان و موقفي است و در برخي از آيات و روايات كه جمله‏ي «خدا آمد» بكار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدن جبرئيل نماينده‏ي حق تبارك و تعالي نموده‏اند؛ لذا هنگام ورود فاطمه(س) به عرصه‏ي محشر، آن يكتا كنيز برگزيده‏ي خدا و بانوي بانوان عالم از اولين و آخرين، همين شايسته‏ي اوست كه مهار مركبش را جبريل امين بگيرد و با افتخار ندا كند: «غضوا ابصاركم حتي تجوز فاطمة بنت محمد».(5)

در يك روايت ديگر از رسول اكرم(ص) چنين نقل شده است كه فرمود: «... ينادي مناد من بطنان العرش، يا اهل القيامه غضوا ابصاركم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر علي الصراط، فتمر فاطمه عليها و تمر شيعتها علي الصراط كالبرق الخاطف...».(6)

«روز قيامت منادي از ميان عرش الهي ندا مي‏كند: اي اهل محشر چشمان خود فروگيريد، اين فاطمه دختر محمد است كه از صراط عبور مي‏كند، آنگاه فاطمه با شيعيان بسرعت برق از صراط مي‏گذرند».

با توجه به اينكه حضرت فاطمه صديقه(س) در والاترين مناقب و برترين مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است و با در نظر گرفتن مطالبي كه نسبت به مراتب عالي آن حضرت در روز قيامت بيان شد، و بشارتهائي كه درباره‏ي شيعيانش از پيامبر اكرم نقل شده است، هرگز معقول نيست كه صاحب اين مقامات عاليه وليةاللَّه نباشد.

مطالبي را كه بيان شد، از اخباري كه در علت نامگذاري حضرت صديقه(س) به اسامي «فاطمه» و «بتول» وارد شده است نيز مي‏توان استفاده كرد.

تقدم و سواره بودن حضرت زهرا در ورود به بهشت

منقبت ديگر، مقام ركوب(سواره بودن) در روز قيامت، در بهشت، و در هنگام سير در مواقف ديگر است كه حضرت زهرا(س) با پدر بزرگوارش و اميرالمؤمنين(ع) و حسنين(ع) اشتراك دارد، و هيچ زني در عالم- از اولين و آخرين- داراي اين مقام نيست. فاطمه(س) در اين رتبه نيز بين بانوان جهان بي‏همتاست. از ميان بانوان، تنها اوست كه سواره وارد عرصه‏ي محشر مي‏شود. فرق او با زنان ديگر، بلكه با جميع صديقين، علما، حكما و شهدا تفاوت پياده و سواره است.

بريده(7) از پيامبر اكرم(ص) روايت مي‏كند كه آن حضرت فرمود: «يبعث اللَّه ناقة صالح، فيشرب من لبنها هو و من آمن به من قومه. و لي حوض كما بين عدن و عمان، اكوابه عدد نجوم السماء فيستقي الانبياء. و يبعث اللَّه صالحا علي ناقته. قال معاذ(8): يا رسول‏اللَّه، و انت علي العضباء؟ قال: لا، انا علي البراق، يخصني اللَّه به من بين الانبياء، و فاطمه ابنتي علي العضباء...».(9)

«خداي تعالي ناقه حضرت صالح را در روز رستاخيز برمي‏انگيزد، پس حضرت صالح و ايمان‏آورندگان به او از شير آن شتر مي‏نوشند و سيراب مي شوند؛ ليكن مرا حوضي است به پهناي عدن تا عمان، كه تعداد جامهاي آن به شمار ستارگان آسماني است، و انبيا(از من) طلب سقايت مي‏نمايند.

«پيامبر اكرم(ص) در ادامه‏ي سخن چنين مي‏فرمايد: خداي تعالي در روز حشر، صالح را سوار بر ناقه‏اش برمي‏انگيزد. معاذ از پيامبر اكرم(ص) پرسيد يا رسول‏اللَّه آيا شما نيز سوار بر شتر عضباء به محشر وارد مي‏شويد؟ آن حضرت در جواب فرمود: نه، مركب اختصاصي من براق است، كه خداي تعالي مرا در ميان انبياء به اين مركب مخصوص گردانيده است، و عضباء مركب مخصوص دخترم فاطمه است».

روايتي را كه ذكر شد حافظ ابن عساكر در تاريخش آورده و علماي شيعه نيز آن را نقل نموده‏اند.

عضباء نام شتري است كه هر وقت علي(ع) از جانب پيامبر اكرم براي تبليغ اسلام مأموريت داشت بر آن سوار مي‏شد، چنانكه جهت قرائت سوره‏ي برائت(توبه) در برابر كفار نيز علي بر اين مركب مخصوص سوار بود.

ابوهريره مي‏گويد: شنيدم از پيامبر اكرم كه فرمود: «تبعث الانبياء يوم القيامة علي الدواب و يبعث صالح علي ناقته، و ابعث علي البراق، و تبعث فاطمة امامي علي العضباء، و يبعث ابنا فاطمه- الحسن والحسين علي ناقتين، و علي بن ابي‏طالب علي ناقتي».(10)

«در روز قيامت انبيا سوار بر مركبها هستند، و صالح سوار با ناقه‏اش مبعوث مي‏شود، و من نيز بر براق و فاطمه در پيشاپيش من بر عضباء و دو فرزند فاطمه، حسن و حسين بر دو ناقه‏ي ديگر، و علي بن ابي‏طالب بر ناقه‏ي مخصوص من، همگي سواره مبعوث مي‏شويم».

مركب انبيا- چنانكه از روايات استفاده مي‏شود- از مركب هاي عمومي بهشتي است نه اختصاصي؛ و با توجه به روايت قبلي، كه پيامبر مي‏فرمايد «در روز قيامت سواره مبعوث شدن بهمراه انبيا، مخصوص اميرالمؤمنين و فاطمه و حسنين سلام‏اللَّه‏عليهم مي‏باشد» در تمام مواقف، آنجا كه از مسير پنج تن سخن رفته است، رديف و ترتيب حركت چنين است: فاطمه(س) از همه جلوتر، و رسول خدا(ص) پشت سر فاطمه، و اميرالمؤمنين(ع) بعد از پيامبر اكرم، حسنين(ع) پشت سر آنان هستند، حتي ورود پنج تن عليهم‏السلام به بهشت نيز به همين ترتيب است.

دانشمنداني كه اين روايت ابوهريره را نقل كرده‏اند عبارتند از: محب‏الدين طبري در ذخائرالعقبي، حاكم در مستدرك- كه صحت آن را بررسي و تأييد كرده است-، ابن عساكر در تاريخش، و خطيب در تاريخش. سيوطي ضمن نقل اين حديث از ابوالشيخ و حاكم و خطيب و ابن‏عساكر چنين نتيجه مي‏گيرد كه اين روايت آن احاديثي را كه از طريق شيعه درباره‏ي پيشگام بودن فاطمه در هنگام سير پنج تن نقل شده است، تأييد مي‏كند.

حافظ سيوطي با ذكر اسناد و مدارك در كتاب جَمْع الجَوامِع آورده است كه حضرت رسول فرمود: «اول شخص يدخل الجنه فاطمة بنت محمد».(11)

«اول كسي كه به بهشت وارد مي‏شود فاطمه دختر محمد است».

و در حديث ديگر: «ان اول من يدخل الجنة: انا و علي و فاطمة والحسن والحسين...».(12)

«ما پنج تن قبل از همه كس به بهشت وارد مي‏شويم...». از اين دسته اخبار، و احاديث ديگري كه در اين موضوع از پيامبر اكرم(ص) وارد است، معلوم مي‏شود كه فاطمه(س) داراي مركب هايي است مخصوص به خود، كه گاهي از نور، گاهي از ياقوت، و گاهي از زمرد است، و يكي از مركب هاي آن حضرت نيز عضباء است. فاطمه(س) هنگام سير در مواقف متعدد، مركب هاي مختلفي دارد؛ موقع ورود به محشر، هنگام داخل شدن به بهشت، وقت سير در جنت، و مراحل ديگر در موقفي سوار بر مركب مخصوص مي‏باشد، و اينكه در احاديث مركب هاي آن حضرت را متنوع ذكر كرده‏اند، به سبب همين تعدد مواقف و منازل است. اين منقبت فاطمه(س)- كه در ميان جميع زنان، از اولين و آخرين، تنها بانويي است كه سوار بر مركب محشور مي‏شود، و با توجه به اينكه در اين فضيلت با پيامبر اكرم(ص) بطور همسان اشتراك دارد-، خود برهان روشن و قاطعي است كه آن حضرت داراي مقام شامخ ولايت بوده، و از شئون همين رتبه‏ي والاست كه جميع زنان در محشر پياده‏اند، و او كه «وليةاللَّه» است، سوار بر مركب مخصوص به خود مي‏باشد.

پي نوشتها:
1ـ حج/ 1 و 2

2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 226-225 با تلخيص.

3ـ كنزالعمال، ج 12، ص 105، ش 34209- فرائدالسمطين، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387- سفينه، ج 2، ص 375- ابن ابي‏الحديد، ج 9، ص 193- بحار، ج 43، ص 53 و ص 219.

4ـ امالي صدوق ص 25، بحارالانوار ج 43/ 220 219.

5 ـ يعني:(چشمان خود فرودبنديد تا فاطمه عبور نمايد). اين جمله در روايات متعدد با عبارات مختلفي ايراد گرديده است، كه از آن قبيل است:

«غضوا ابصاركم حتي تجوز فاطمه الصديقه بنت محمد(ص) و من معها».

«غضوا ابصاركم كم لتجوز فاطمه بنت محمد(ص) سيده نساءالعالمين علي الصراط».

«غضوا ابصاركم و نكسوا روسكم».

«غضوا ابصاركم تمر فاطمه بنت رسول‏اللَّه(ص) ».

«غضوا ابصاركم حتي تعبر فاطمه بنت محمد(ص) ».

«غضوا ابصاركم حتي تمر فاطمه بنت حبيب اللَّه(ص) ».

«غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسير».

«غضوا ابصاركم فهذه فاطمه بنت محمد رسول‏اللَّه(ص) تمر علي الصراط».

«نكسوا روسكم و غضوا ابصاركم حتي تجوز فاطمه علي الصراط».

«طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسير الي الجنه».

حاكم نيشابوري درباره‏ي روايت فوق مي‏گويد: «اين حديث- علي شرط الشيخين(يعتي بر مبناي شرط بخاري و مسلم)- صحيح است».(مستدرك حاكم ج 3/ 153).

ابن ابي‏الحديد در شرح نهج‏البلاغه ج 9/ 193 پس از نقل اين روايت چنين مي‏گويد: «و هذا من الاحاديث الصحيحه،.و ليس من الاخبار المستضعفه». يعني اين روايت از احاديث صحيحه مي‏باشد و از جمله احاديث ضعيف نيست.

بعضي از مصادر اين روايت در كتب عامه از اين قرار است: معجم كبير طبراني ج 1/ 108/ ح 180، مستدرك حاكم ج 3/ 153، 161، اسد الغابه ج 5/ 523، تلخيص المستدرك ج 3/ 153، فرائد السمطين ج 2/ 49/ ح 380، الصواعق المحرقه ص 289، كنز العمال ج 12/ ص 105، 106/ ح 34209- 34211، ص 108/ ح 34219، ص 109، 110/ ح 34229، ينابيع الموده ص 182، الاتحاف ص 46.

اين روايت در كتب شيعه نيز موجود است كه از جمله مي‏توان به مصادر ذيل مراجعه نمود: تفسير الامام العسكري- ذيل تفسير سوره‏ي البقره، آيه‏ي 93- ص 434، كنز الفوائد ص 253، 254، 355، 356، تفسير فرات ص 437، 438/ ح 578. كساني كه مايل به بررسي بيشتر روايات شيعي در اين باره هستند مراجعه بفرمايند به: بحارالانوار ج 7/ 336، ج 32/ 610، ج 37/ 70، ج 43/ 52، 53، 62، 64، 219، 220، 221، 223، 224، ج 68/ 59.

6ـ بحارالانوار ج 43/ 223.

7- عامه وي در نخستين سال هجري، اسلام آورده و در غزوه‏ي خيبر شركت داشته است. بريده، والي عمر بن خطاب در نوبه سرغ(كه در مرز حجاز و شام واقع است) بوده و در سال 62 و يا 63 هجري درگذشته است.(طبقات ابن‏سعد ج 14/ 241، الاستيعاب ج 1/ 263، سير اعلام النبلاء ج 2/ 470، تهذيب‏الكمال ج 4/ 53).

8ـ ابوعبدالرحمن معاذ بن جبل بن عمرو بن اوس انصاري خزرجي متوفاي 18 هجري. وي يكي از صحابه‏اي است كه در غزوه‏ي بدر و بسياري از غزوات ديگر حضور داشته و علماي عامه او را درشمار حفاظ ذكر نموده‏اند. بنا به نقل ابن‏اسحاق، پيامبر اكرم(ص) در مواخاتي كه بين صحابه صورت داد معاذ بن جبل را برادر جعفر بن ابي‏طالب قرار داده است.(الاستيعاب ج 459/3، اسد الغابه ج 4/ 376، تهذيب التهذيب ج 10/ 186، تذكره الحفاظ ج 1/ 19، طبقات الحفاظ ص 15).

9ـ تهذيب تاريخ دمشق ج 3/ 311، 312، كنزالعمال ج 11/ 499/ ح 32340. همچنين مراجعه بفرماييد به مختصر تاريخ دمشق ج 5/ 260 و حياة الحيوان ج 1/ 166.

10ـ مستدرك حاكم ج 3/ 152(حاكم نيشابوري پس از نقل اين حديث مي‏گويد: «اين حديث بنابر شرط مسلم صحيح است)»، تلخيص المستدرك ج 3/ 152، مقتل خوارزمي ج 1/ 55، مجمع‏الزوائد ج 10/ 333.
11ـ ابوهريره(كه نزد عامه از اكابر صحابه است) از پيامبر چنين نقل مي‏كند: <
BR>«اول شخص يدخل الجنه فاطمه، مثلها في هذه الامه مثل مريم بنت عمران». مراجعه بفرماييد به: فردوس الاخبار ج 1/ 69/ ح 83، كنزالعمال ج 12/ 110/ ح 34234، ينابيع‏الموده ص 260، ميزان الاعتدال ج 2/ 618، لسان‏الميزان ج 4/ 16.

در كتاب ميزان الاعتدال و لسان‏الميزان اين حديث به نقل از عبدالسلام بن عجلان نقل گرديده است. ابن حبان در كتاب الثقات وي را تعديل نموده است(الثقات ج 7/ 127). ظاهراً تنها گناه وي- كه موجب طعن او بوسيله‏ي ذهبي و امثال ذهبي گرديده- نقل همين روايت است.

12ـ و در روايتي پيامبر اكرم(ص) به اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايند: «ان اول من يدخل الجنه: انا و انت و فاطمه والحسن والحسين. قال علي: فمحبونا؟ قال: من ورائكم».(الصواعق المحرقه ص 311، كنزالعمال ج 12/ 98/ ح 34166)

دیدگاه ها

عالی بود بسیار حظ بردم اشک امانم را بریده بود ان شاءالله از محبان اهل بیت محشور شویم

Member since:
4 بهمن 1393
Last activity:
2 سال 36 هفته

الهی آمین .
با تشکر از مراجعه شما

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .