حديث معرفت نفس

به نام خدا با سلام لطفا در مورد حديث من عرف نفسه فقد عرف ربه كمي توضيح دهيدمنظور از اينكه انسان خودش را بشناسد چيست؟

2000.jpgاين حديث شريف و روايات ديگر - كه بيانگر ملازمه اكيد ميان شناخت انسان و معرفت خداوند است - تفسيرهاى فراوانى را در بر داشته و بحث‏هاى دامنه‏دارى را فراروى انديشمندان نهاده است.
[كامل از كد34908]
آنچه از روايات استفاده مي شود اين است كه شناخت خود (معرفت نفس ) يكي از بهترين راههاي شناخت حق است : شخصي نزد پيامبر گرامي اسلام (ص ) آمد و عرض كرد كه راه شناخت حق چيست ؟ فرمود: شناخت خود. »فقال يا رسول الله كيف الطريق الي معرفه الحق ؟ فقال (ص ) معرفه النفس «, (مستدرك الوسائل , ج 11, ص 138). جمله »من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است «, (بحارالانوار, ج 2, ص 32) كه از پيامبر اسلام و اميرمومنان و ديگر ائمه اطهار(ع ) نقل شده است , بسيار معروف است و شيعه و سني آن را نقل كرده اند. چون انسان مخلوق خداست و به تعبير قرآن نشانه و آيت الهي است (فصلت , آيه 53) و شئون و حالات نفس بهره اي از صفات الهي را داراست . اگر به نفس و ويژگي هاي آن شناخت پيدا كند, امكان اين كه معرفت نسبي به خداوند و صفات او حاصل شود نيز وجود دارد. البته علم به كنه ذات حق محال است »ولايحيطون به علما«, (طه , آيه 110). عنقا شكار كس نشود دام پس گير». شناخت صفات و افعال الهي نيز در حد علم محدود انساني امكان پذير است . اما چرا اين شناخت نسبي و محدود است ؟ پاسخ روشن است . زيرا هر آفريده اي در حد خود و به ميزان عظمت و پيچيدگي و حكمتي كه در آن به كار رفته است , مي تواند پرده اي از عظمت و حكمت خالق هستي بخش را نشان دهد. در حقيقت هر موجودي همانند آينه كوچكي است كه كه تنها بخش كوچكي از عظمت و حكمت و قدرت »رب العالمين « را در خود منعكس مي كند. تذكر چند نكته : 1- شناخت نفس و روح نزديكترين راه ها براي شناخت حق است . زيرا انسان بزرگترين و جامعترين مظهر وجودي حق تعالي است . اما شناخت نفس با تصفيه باطن و تزكيه دل حاصل مي شود و اگر انسان به اين مهم رسيد, به بهترين شناخت يعني شناخت شهودي از حق مي رسد. »لم اعبد ربا لم اره «, (نهج البلاغه , خطبه 178). 2- مقصود از »من عرف نفسه « عمدتا شناخت جنبه و بعد روحاني انسان است ; يعني , هر كس حقيقت روح و نفس خود را بشناسد, به همان ميزان معرفت به حضرت حق پيدا خواهد كرد. چرا كه روح انسان از بزرگترين مظاهر وجود خداوند است . هر چند شناخت بعد جسماني انسان نيز همانند ساير مظاهر طبيعت , در شناخت خداوند موئثر است . ليكن شناخت نفس و روح كه از طريق تصفيه باطن و تزكيه روح حاصل مي شود, شناختي حضوري و شهودي است كه بهترين نوع شناخت است . 3- آنچه كه در روايات بيان شده , ناظر به رابطه معرفت نفس و رسيدن از آن به معرفت خداوند است نه بالعكس . هر چند شناخت خداوند نيز ما را به مرتبه اي از شناخت مخلوقات او كه تجلي و مظهر وجودي او هستند, رهنمون مي سازد. [پايان كد انتخابي]

دیدگاه ها

عالی بود.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
10 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .