جنس حورالعین

جنس حورالعينهاي بهشتي چيست؛ ملك يا انس؟

حورالعين نه فرشته است نه انسان؛ بلكه ظهور اخروي اعتقاد شخص است به ولايت خدا، رسول و اهل بيت(ع)؛ يعني اعتقاد به ولايت است كه به صورت زني زيبا جلوه گر مي شود.
« عَنِ النَّبِي ص مَنْ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- بَنَى اللَّهُ لَهُ فِي الْجَنَّةِ سَبْعِينَ أَلْفَ قَصْرٍ مِنْ ياقُوتَةٍ حَمْرَاءَ فِي كُلِّ قَصْرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ بَيتٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ بَيضَاءَ فِي كُلِّ بَيتٍ سَبْعُونَ أَلْفَ سَرِيرٍ مِنْ زَبَرْجَدٍ خَضْرَاءَ فَوْقَ كُلِّ سَرِيرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ فِرَاشٍ مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ وَ عَلَيهِ زَوْجَةٌ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ وَ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ ذُؤَابَةٍ مُكَلَّلَةٍ بِالدُّرِّ وَ الْياقُوتِ مَكْتُوبٌ عَلَى خَدِّهَا الْأَيمَنِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ- وَ عَلَى خَدِّهَا الْأَيسَرِ عَلِي وَلِي اللَّهِ وَ عَلَى جَنْبَيهَا الْحَسَنُ وَ عَلَى ذَقَنِهَا الْحُسَينُ وَ عَلَى شَفَتَيهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- قُلْتُ يا رَسُولَ اللَّهِ لِمَنْ هَذِهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِمَنْ يقُولُ بِالْحُرْمَةِ وَ التَّعْظِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ــــــ رسول خدا فرمودند: هر كه بگويد: « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏ » خداوند بنا كند از براى او در بهشت، هفتاد هزار قصر از ياقوت؛ كه در هر قصرى هفتاد هزار خانه از مرواريد سفيد باشد؛ و در هر خانه هفتاد هزار تخت از زِبَرجَد سبز؛ و بر هر تختى هفتاد هزار فراش از سُندُس و اِستَبرَق؛ و بر آن همسري است از حور العين؛ و او راست هفتاد گيسوي آراسته به مرواريد و ياقوت؛ كه نوشته شده بر گونه ي راست او « محمّدٌ رسولُ اللَّه‏» و بر گونه ي چپ او نوشته شده « علىٌّ ولىُ اللَّه‏» و بر پيشاني او حسن و بر چانه ي او حسين و بر دو لب او بسم اللَّه الرّحمن الرحيم‏ نقش بسته. راوي گويد: گفتم يا رسول اللَّه از آنِ كيست اين كرامت؟ فرمودند: از براي آنكه با حرمت و تعظيم بگويد:« بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏ ».» (مستدرك‏الوسائل،ج4 ،ص387)
اينكه فرمودند: بر جاهاي مختلف صورت حور العين جملاتي نوشته شده، روشن است كه مراد نوشته شدن به معناي عادي كلمه نيست. چرا كه در اين صورت چنان همسري را نمي شد حور العين ناميد؛ چه در اين صورت قيافه اي نازيبا از او پديد مي آمد. اهل معنا در تفسير اين روايت مي گويند: مراد اين است كه صورت حور العين ظهور ولايت اهل بيت (ع) مي باشد؛ به گونه اي كه هر كه به او نظر كند نور وجود و جمال باطني اهل بيت(ع) را مشاهده مي كند. و نور وجود اهل بيت (ع) همانا ظهور اسم الله مي باشد كه وجه الله خوانده مي شود. لذا فرمودند: « نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ـــ ماييم اسماء حسناي خدا » و فرمودند: « ... نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَينَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه ــــ ماييم وجه الله كه خداوند متعال فرمود: پس هر كجا سر بگردانيد ، وجه الله آنجاست»؛ يعني حقيقت نوري انسان كامل در وجود تمام موجودات عالم و از جمله در نعمات بهشتي جلوه گر مي باشد.
پس بر پايه ي احساسات پست دنيايي توهّم نشود كه حور العين هم انسان است و هووي زنان بزرگوار بهشتي قرار مي گيرد. مردان بهشتي همسراني از سنخ خودشان دارند كه در وجاهت و زيبايي هزاران برابر از حورالعين زيباترند. چرا كه مؤمن از اعتقاد و عمل خويش برتر و زيباتر است؛ و حورالعين ظهور اعتقاد و عمل خود شخص است. لذا زنان دنيايي مؤمن كه وارد بهشت مي شوند، بسي برتر از حور العين مي باشند؛ و هيچگاه هم از وجود حورالعين احساس ناراحتي نخواهند كرد. چون:
اوّلاً حورالعين هر كسي در بهشت باطن اوست؛ و بي اذن او كسي نمي تواند آنها را ملاقات كند. هر كسي را دو بهشت است، بهشت درون و بهشت بيرون. اهل بهشت، در همان حال كه در بهشت عامّ وارد مي شوند، بهشتي نيز در مملكت وجود خويش دارند، كه نمود اعتقادات آنهاست. لذا چنين نيست كه همسر انساني مرد بهشتي بي اذن خود آن مرد بتواند حورالعين او را ببيند.
ثانياً همسران انساني مردان بهشتي، از ديدن حورالعين همسرانشان نه تنها ناراحت نمي شوند، بلكه بسي خوشحال هم مي شوند. و هر چه آن حورالعينها زيادتر و زيباتر باشند، به همان اندازه همسران انساني مردان بهشتي، خوشحالتر نيز خواهند شد. چون زيادي و زيبايي آنها نمودار عظمت معنوي آن مرد است. چرا كه حورالعين، نمود اعتقادات و اعمال شخص است. آيا يك زن مومنه از زيادي ايمان شوهرش ناراحت مي شود؟
ثالثاً اين احساس زنانه كه زنها در دنيا نسبت به هوو دارند، احساسي است غريزي و از نوع احساسهاي طبيعي حيواني. لذا برخلاف فطرت توحيدي است. از اينروست كه اميرمومنان(ع) در حكمت 124 نهج البلاغه فرمودند: « غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ وَ غَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَان ــــ غيرت زن، كفر است، و غيرت مرد، ايمان». لذا زني كه از تصوّر وجود هوو هم ناراحت مي شود، در حقيقت نوعي كفر دروني دارد؛ كه اگر آن را به شكل اعتراض به احكام الهي آشكار كند، كفر او بالفعل نيز خواهد شد. چرا كه اعتراض به احكام قطعي خدا، مساوي با انكار حكمت خدا و انكار علم مطلق خداست. و منكر حكمت و علم خدا، منكر ذات اوست. بنا بر اين چنين زناني اساساً وارد بهشت نمي شود، چه برسد به اين كه همسر مردي بهشتي شود؛ و چه برسد به اين كه از وجود حورالعين ناراحت شود. البته آن زناني كه از تصوّر هوو در درون ناراحت مي شوند ولي آن را ابراز نمي كنند و در دل از اينكه به حكمت خدا معترض شده اند استغفار مي كنند، در آخرت از اين صفت غريزي پاك مي شوند. و در حالي وارد بهشت مي شوند كه از غرايز حيواني دورند. چرا كه تمام اهل بهشت، فقط با فطرت انساني وارد بهشت مي شوند و غرايز حيواني ـ كه به درد زندگي دنيا مي خورند ـ از آنها برداشته مي شود. لذا در بهشت رابطه ي جنسي صرف نيز وجود ندارد؛ بلكه رابطه جنسي الهي موجود است. همان گونه كه از خوردن صرف خبري نيست؛ بلكه خوردن الهي در آن موجود است. توضيح آنكه: افعال غريزي بر دو گونه اند؛ افعال غريزي كه فارغ از فطرت جريان مي يابند؛ و افعال غريزي كه تحت نظارت فطرت جريان مي يابند. نوع اوّل از سنخ غرايز حيواني است ولي نوع دوم از سنخ غرايز انساني مي باشد. لذا در نوع اوّل جايي براي قصد قربت وجود ندارد، ولي دومي با قصد قربت انجام مي گيرد. لذا مؤمن حتّي هنگام شروع رابطه ي جنسي نيز بسم الله مي گويد؛ و به سبب رابطه ي جنسي اجر اخروي مي برد.
رابعاً در بهشت، اساساً چيزي به نام نارحتي وجود ندارد. ناراحتي ناشي از محدوديّت است. در اين دنيا، اگر دو نفر در بياباني گم شده باشند و يكي از آنها با زور، تمام آب را براي خود بردارد و به ديگري ندهد، آن ديگري به خاطر محروميّت از آب ناراحت مي شود. امّا اگر اين دنيا چنان بود كه هر كدام آنها در آن واحد مي توانستند به هر مقدار مي خواهند آب داشته باشد، در اين صورت ديگري ناراحت نمي شدند. امّا واقعيّت اين است كه در دنيا چنين امكاني وجود ندارد؛ يعني اگر من يك چيزي را از آنِ خود نمودم ديگر شما نمي توانيد مالك آن شويد. امّا در آخرت، يك نعمت مي تواند در آن واحد، براي همه ي اهل بهشت باشد. براي مثال، يك ميوه را هزاران نفر در آنِ واحد مي خورند ولي آن ميوه عيناً بر سر درخت هم باقي است. در دنيا، تنها يك نعمت است كه چنين مي باشد، كه آن هم علم است. يك عالم مي تواند علم خود را در آنِ واحد به هزاران نفر منتقل كند، و همه ي آنها از آن علم برخوردار شوند بي آنكه از علم خودش هم چيزي كاسته شود. بر اين اساس، عرض مي شود: در دنيا هوو يك موجود مزاحم است. چون وقتي مردي همسر دوم مي گيرد، زماني را كه اختصاص به همسر اوّلش مي داد نصف خواهد كرد. همينطور توجّهش هم نصف خواهد شد. لذا همسر اوّل با نوعي محروميّت مواجه مي شود؛ و همين امر است موجب ناراحتي او مي گردد. بر همين اساس است كه زنها حتّي به تلوزيون هم به چشم هوو نگاه مي كنند. چون نظر مرد را از زن منصرف مي كند. امّا در آخرت چنين محروميّتي وجود ندارد. چون يك مرد بهشتي در آن واحد مي تواند هم با هزاران همسر خويش باشد، و در همان حين با دوستانش در حال گفتگو باشد و در همان حين در حال راز و نياز با خدا باشد و ... . چرا كه عالم آخرت، اگر چه جسماني است وليّ مادّي نيست. و جسم غير مادّي در آنِ واحد مي تواند همه جا حضور داشته باشد. البته فهم اين معنا براي افراد ناآشنا با حكمت متعاليه و عرفان نظري دشوار است. خلاصه آنكه وجود همسران متعدّد براي مرد بهشتي، ابداً موجب نمي شود كه زن بهشتي احساس محروميّت بكند. لذا از احساس ناراحتي نيز خبري نخواهد بود. بلكه اساساً در بهشت ناراحتي معنا ندارد؛ چون محروميّت معنا ندارد. دقّت شود: نمي گوييم خدا ناراحتي را برمي دارد؛ بلكه اساساً ناراحتي در بهشت معني ندارد؛ همان گونه كه مربّع سه ضلعي معني ندارد.
خامساً زن بهشتي نه تنها از وجود هوو ناراحت نمي شود، بلكه خوشحال هم خواهد بود. چون زنها از ديدار زنان ديگري كه بينشان محبّت است، خوشحال مي شوند. آيا زنها از ديدن خواهر و مادر و امثال اينها ناراحت مي شوند؟! يقيناً ناراحت نمي شوند. پس چرا از داشتن هوو ناراحت مي شوند؟ فقط براي اينكه آن هوو باعث محروميّت او مي شود. لذا حتّي اگر خواهر و مادر او نيز چنين محروميّتي را موجب شوند،آنها را هم به چشم هوو نگاه خواهد كرد. حال اگر اين محروميّت برداشته شود، بديهي است كه ناراحتي ناشي از آن محرميّت نيز برداشته خواهد شد. در بهشت، يك زن با هووي خويش انس مي گيرد و از گفتگوي محبّانه با او لذّت مي برد، و در همان حال با شوهر خويش خلوت كرده، و در همان حال با خواهر و مادر خويش در حال گفتگوي محبّانه است، و در همان حال مشغول لذّت بردن از خوردني هاي بهشت است؛ و در همان حال هزاران كار ديگر نيز مي كند، بي آنكه يكي از اين كارها، او يا ديگري را محدود نمايد. فهم اين معنا براي آنها كه حكمت ورزي نكرده اند دشوار است؛ لذا اهل بيت(ع) گاه نمونه اي كوچك از اين امر را نمودار ساخته اند تا باور آن براي اذهان ضعيفه راحتر شود. براي مثال، نقل است كه اميرمومنان(ع) وقتي از مكّه به مدينه آمدند، چهل نفر، جدا جدا ايشان را دعوت به شام كردند و آن حضرت به همگي جواب مثبت دادند. فردا يكي از آنها گفت: امشب علي بن ابي طالب ما مهمان بود. ديگري انكار كرد و گفت: نخير مهمان من بود؛ و سومي ادّعا كرد كه مهمان من بود؛ و تعداد به چهل رسيد. پس مراجعه كردند به رسول خدا(ص). حضرت فرمودند: اتّفاقاً وي امشب ميهمان من بود. در اين حال جبرئيل نازل گشته فرمود: اي رسول خد ! پروردگار متعال مي فرمايد كه عليّ بن ابي طالب، امشب ميهمان من بود. مشابه اين امر حتّي از برخي عرفاي شيعه نيز ديده شده است. براي مثال، يكي از اهالي نجف به مشهد رفته بوده و آنجا مشكلي برايش پيش مي آيد. در همان حال، آقا سيّد علي قاضي را مي بيند و مشكل خود را با او در ميان مي گذارد و ايشان مشكل را حلّ مي كنند. وقتي آن اهل نجف به شهر خويش مراجعت مي كند، ماجرا را نقل مي كند. دوستانش باور نمي كنند و مي گويند كه ما خودمان در همان روز خدمت آقا سيّد علي قاضي بوديم. پس ممكن نيست كه او در مشهد بوده باشد. البته دقّت شود كه در آن زمان، مسافرتها با اسب و شتر و امثال آن بوده و اتومبيل تازه وارد ايران شده بود. پس همگي پيش آقا سيّد علي قاضي مي روند و معلوم مي شود كه ايشان در همان روز كه در نجف بوده در مشهد هم بوده است. شگفت آنكه ايشان، چهار همسر داشتند و هر كدام آنها نيز در شهرهاي جداگانه بودند؛ و ايشان هر روز هم كلاس درس داشته اند. خلاصه آنكه: « كار پاكان را قياس از خود مگير ــ گرچه باشد در نوشتن، شير شير». اهل بهشت و امور بهشتي را با اهل دنيا و امور دنيوي نتوان قياس نمود. دار السلام كجا و دارالبوار كجا؟

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
16 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .