تسلط شيطان

آيا اين درست است كه هنگامي كه انسان بر اثر انجام گناهان زياد، شيطاني در روح او رخنه پيدا مي كند و اراده را از او مي گيرد و او را وادار به كارهاي زشت مي كند و ديگر نمي تواند خود را اصلاح كند و فكر او را تسخير مي كند؟ اگر درست است چاره چيست؟ و موضوع جن گيري آيا راه چاره است؟

در ابتدا بايد خاطر نشان کرد که انسان موجودي است مختار، موجودي که با کمک عقل و توان خدادادي خود مي تواند آينده وسعادت يا شقاوت خويش را رقم زند، او موجودي است منحصر به فرد به طوري که در وي هم خوي الهي فرشته شدن هست و هم خوي حيواني و شيطان شدن. اما انتخاب هر کدام بر عهده اوست و و اوست که گزينش خويش آينده خود را مي سازد.
مطلب ديگر اينکه در تفکر اسلامي شيطان به عنوان موجودي ضعيف معرفي شده است که اگر انسانها به خود و خالق خويش فکر و انديشه کنند مي توانند راه نفوذ او را بندد، بر خلاف اديان غيراسلامي مانند مسيحيت و يهوديت و زردشت که شيطان در آنها به عنوان موجودي بسيار قوي و پرقدرت و ترسناک و حتي موجودي که توان ايستادن در مقابل خداوند را دارد ظاهر و معرفي مي شود.
حال با ذکر اين مقدمه بايد گفت که گناه همچون آب شوري است که فرد تشنه هر قدر آن را بنوشد بيشتر تشنه مي شود و در واقع اين از آن روست که آب شور،‌ عطش او را دو برابر مي کند و فقدان جسمي را در او دو چندان مي نمايد. گناه در واقع چنين است وقتي فردي اولين گناه را مرتکب شد گويا در صفحه سفيد وجودش کلمه سياهي نقش مي بندد که اين سياهي هر چند بسيار کوچک است اما کم کم بزرگ و بزرگ مي شود که اگر پاک و زدوده نگردد تمام وجودش را مي گيرد و ديگر جايي براي پاکي و سفيدي باقي نمي گذارد.
از آنجا که گناه با خوي حيواني و شهواني انسان بسيار هماهنگ است و با خوي فرشتگي و عقلاني او در تعارض،‌ چون فردي با گناهان خود اين جنبه را تحريک کند و در واقع براي جنبه حيواني مواد غذايي بفروشد به مرور زمان تمام وجود او را اين جنبه او تسخير مي کند و ديگر بعد عقلاني او خلع سلاح مي گرددو او کم کم خود با پاي خويش و از روي ميل به سوي گناه کشيده مي شود. که البته در اين هنگام نيز اختيار از او سلب نمي شود چرا که او خود گزينش اش را بدين سو سوق داده است همچون فردي که با اختيار خويش وارد باتلاقي مي گردد و يا جام زهر را مي نوشد و چون در گرداب آن غرق شود و زهر قلبش را بفشارد نمي تواند بگويد من مجبورم و اختياري نداريم زيرا او خود اين عدم توان گريز را براي خويش با اختيارش بوجود آورده است و اين باعث سلب اختيار او نخواهدش.
اما نکته شگفت انگيز در مورد انسان اين است که او حتي آن گاه که تا گردن در گرداب گمراهي و گناه غرق شده است نيز مي تواند خود را نجات دهد اما با شرطي که به خود و خالق خود توجه کند و او را بياد آورد هر چند چنين کاري بسيار سخت است اما غيرممکن نيست.
در پايان توصيه اي را که علامه طباطبايي به نوجواني 22 ساله دارد را ذکر مي کنيم که بسيار مفيد و ثمربخش است. او چنين مي گويد که: هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويد. قصد جدي کنيم که هر عملي پيش آيد، رضاي خدا را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاري که مي خواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد، انجام نخواهيد داد، هر چه باشد، و همين حال را تا شب،‌ وقت خواب، ادامه خواهيد داد.
وقت خوا، چهار، پنج دقيقه اي در کارهايي که روز انجام داده ايد،‌ فکر کرده و يکي يکي از نظر بگذرانيد، هر کاري که مطابق رضاي خدا انجام يافته، شکر کنيد و هر کدام تخلف شده استغفار نماييد و اين رويه را هر روز ادامه دهيد.
اين روش اگر چه در ابتدا،‌سخت و در ذائقه نفس تلخ است اما کليد نجات و رستگاري است. هر شب، پيش از خواب اگر توانستيد سوره مستحبات(سوره هايي که با تسبيح خداوند آغاز مي شود) يعني: سوره هاي حديد و حشر و صف و جمعه و تقابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد،‌ تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از مدتي تأثير آن را خواهيد ديد.(ر.ک نامه هاي عرفاني، علي شيرواني، ص188-187)

Tags: