بی نیازی خدا و عذاب های اخروی

با عرض سلام و خسته نباشيد.با وجود اين كه خداوند به عبادت هاي ما نيازي ندارند و همچنين خدا وند داري صفاتي مانند عادل و رحمن ورحيم است پس چرا براي ما انسان ها وعده ي عذاب در دنياي آخرت داده اند؟؟؟؟؟ ما تنهاترين توجيهي كه در اين مورد مي توانيم داشته باشيم اين است كه خدا وند ميخواهد در اين دنيا ما را امتحان نمايد ولي اين تنها مي تواند يك توجيح از زبان ما باشد كه انسان هستيم و ميخواهيم به نفع خود قضاوت نماييم اما در حقيقت، ديدگاه بي طرفي كه به اين موضوع مينگرد چه مي گويد ؟؟؟؟؟

ارتباط دو بخش از سوال شما ، كمي نا مفهوم میباشد و روشن نیست که منظورتان از این سوال عذابهای اخروی است یا رنجهای دنیایی؟ زیرا در بخش اول سوال درخصوص عذاب اخرت سوال نمودید و در بخش دوم درخصوص برخی حکمتهای حیات دنیوی .زیرا درآخرت سخن ازامتحان نیست بلکه آخرت ظهور نتایج و باطن اعمال خود انسان است یعنی کسی که در دنیا دروغ گفته درآخرت همان دروغ خود را میبیند و چون باطن دروغ آتش و عذاب است آن شخص ازآن گریزان و به آن معذب میباشد و همچنین مومنی که در دنیا اهل خیر و کمک به همنوع بوده در آخرت باطن عمل خود را میبیند که نعم بهشتی است .
توضیح اینکه :
1.ذات خداوندي از هر تغييري منزّه است ؛ لذا تأثير پذيري و انفعال ، در ذات خدا راه ندارد ؛ و محال است مخلوقات در ذات خدا تأثير بگذارند ؛ بنابراين نه رضايت خدا ، از سنخ تأثير پذيري و انفعال است و نه غضب او .
2. رضا و غضب خدا ، از صفات فعلي او هستند ؛ و صفات فعلي خدا ، از نسبتي كه بين خدا و فعل او (مخلوقات) وجود دارد انتزاع مي شوند. همانطور كه صفات و اسماء فعلي انسان نيز از رابطه بين انسان و فعلش انتزاع مي شوند ؛ مثلا وقتي كسي فعلش درست كردن وسائلي مثل در و پنجره و ... از چوب است ، به اعتبار فعلش به او نجّار گفته مي شود ؛ يا اگر كسي كارش با آهن است او را آهنگر مي گويند؛ امّا نه نجّار بودن جزء ذات انسان است نه آهنگر بودن ؛ آنچه در ذات انسان است فعّال بودن (ايجاد فعل كردن)است ؛ نجّاري و آهنگري در اصل صفت انسان نيست بلكه عين خودفعل اوست ؛ لذا ما از فعل انسان اسمهايي مثل نجّار و آهنگر را انتزاع نموده و به انسان نسبت مي دهيم نه از ذات او . انتزاع صفات و اسماء فعلي خدا نيز به همين ترتيب از نسبت خدا به فعلش انتزاع مي شوند ؛ و فعل خدا همان مخلوقات است. بنا براين با صرف نظر از وجود مخلوقات نه رضا براي خدا معني دارد نه غضب . به عبارت ديگر رضاي خدا و غضب او عين خود مخلوق است ؛ لكن از آن جهت كه اين مخلوق رابطه اي با خدا دارد ،از آن مخلوق ،صفت و اسمي فعلي براي خدا انتزاع مي كنيم.
3. خداوند متعال حكيم است ؛ و كار حكيم هدفمند و غايت دار است ؛ لذا هر موجودي در عالم ،داراي هدف و غايتي مشخص است ؛ انسان نيز از اين قاعده مستثني نيست ؛ اما تفاوتي عمده بين انسان و ديگر موجودات وجود دارد ؛ و آن تفاوت اين است كه ديگر موجودات به صورت طبيعي و غريزي به سوي هدف خود به پيش مي روند ولي سير انسان به سوي هدف مطلوب خويش حركتي ارادي است ؛ لذا اگر خود انسان ،خواست به آن هدف مشخصي كه خداوند متعال ، انسان را براي آن آفريده است مي رسد؛و آن هدف رسيدن انسان به مقام عبوديت و قرب الهي ؛ و اگر نخواست در اين مسير سير نمي كند ؛ و در نتيجه به قرب الهي نمي رسد و از هدف انساني دور مي افتد . بنا بر اين انسان به سبب داشتن اختيار ويژه در انتخاب هدف ،دو راه در پيش روي خود دارد ؛ كه يكي به سوي خدا ( كمال محض ) و ديگري در جهت عكس آن به سوي نقص و جودي است؛ پس افراد انسان همه از يك نقطه ( انسان بالقوه بودن ) شروع به حركت مي كنند ؛ ولي در اثر سير اختياري خودشان به دو گونه موجود تبديل مي شوند ؛ گروهي الهي مي شوند و گروهي ديگر غير الهي ؛ خداوند متعال در اين باره مي فرمايد:« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّاكَفُوراً »(الإنسان/3) (ما راه را به او (انسان )نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاس.)
آنگاه ما ، نسبت اين دو گروه را به خدا لحاظ كرده ، از يكي صفت رضا و از ديگري صفت غضب را انتزاع مي كنيم ؛ و مي گوييم انسانهاي الهي كه به هدف خلقت خود(قرب الهي ) رسيده اند مورد رضايت خدا هستند و انسانهاي غير الهي كه به هدف خلقت خود نرسيده اند مورد غضب خدا هستند؛ بنا بر اين رضاي خدا يعني رو به خدا كردن و از نور الهي بهره بردن ؛ و غضب خدا يعني پشت به خدا كردن و از نور الهي بي بهره شدن .
4. همه مخلوقات خدا ؛ در مسير خدا و رو به سوي او در حركتند ؛ « آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است.» (الإسراء / 44) تنها بعضي از انسانها و جنّها هستند كه در مسير عكس اراده تشريعي خدا حركت مي كنند ؛ و روشن است كه نتيجه قهري چنين حركتي در نهايت تصادم با نظام هستي خواهد بود ؛ همه هستي با اراده خدا به سوي او باز مي گردند ؛« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُورُ »(الشورى / 53) و كسي قادر نيست در مقابل اين قافله هستي مقاومت كند ؛ اگر هم كسي هم بتواند مدتي در مسير عكس رودخانه هستي شنا كند در نهايت خسته شده و خود را تباه خواهد ساخت ؛ لذا هر عذاب الهي كه به انسان بدكار مي رسد ناشي از اين است كه او مسيري برخلاف اراده الهي (رضاي الهي ) را طي مي كند؛ لذا اين عذابها ناشي از انتخاب غلط مسير است ؛ انسان بدكار مثل كسي است كه در خياباني يك طرفه و شلوغ ، در مسير خلاف حركت مي كند ؛ روشن است كه چنين كسي دير يا زود دچار تصادف خواهد شد.
5.محبت خداوند هماهنگ با رحمت، عدالت و حكمت او است و كليه كارها و احكام او، مبتني بر عدالت، حكمت و رحمت است. آري خداوند از مادر مهربان‏تر است و اين امري قطعي و مسلم است؛ بلكه مهرباني‏هاي پدر و مادر و ديگران، همه جلوه‏هايي از رحمت و عنايت الهي است. چه او است كه اين همه عشق و محبت را در ضمير والدين نهاده است تا آنان با ميل و علاقه تمام تلاش خود را در جهت رشد فرزندان خود به كار گيرند. اما بايد متوجه اين نكته بود كه بين محبت‏هاي الهي و غير الهي، تفاوتي عمده وجود دارد و آن اينكه محبت مادر، غالباً احساسي بيش نيست و در بعضي از موارد برخلاف حكم عقل حق و عدالت است. در حالي كه لطف و رحمت الهي هرگز جدا از عدل، حكمت و سنت‏هاي حكيمانه پروردگار در نظام خلقت نيست. بنابراين در اجراي عدالت نبايد احساسات و عواطف را به قضاوت كشاند؛ چه آنكه خود موجب ظلمي بزرگ‏تر مي‏شود. زشت‏كاري‏هاي مجرمان را در بسياري از موارد، بايد تنها با شمشير عدالت پاسخ گفت، وگرنه:

ترحم بر پلنگ تيز دندان‏ ستم‏كاري بود بر گوسپندان‏

براي توضيح بيشتر مطلب به چند نکته توجه شود:

رحمت خدا بي پايان است:
1-پيامبر اکرم فرمود: «خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد يکي از آن را به زمين نازل کرده است و در ميان مخلوقاتش تقسيم نموده و تمام عاطفه و محبتي که در ميان مردم است از پرتو همان است، ولي نود و نه قسمت را براي خود نگاه داشته و در قيامت بندگانش را مشمول آن مي سازد». (طبرسي، مجمع البيان، ج 1، ص 21؛ تفسير نمونه، مکارم شيرازي، ج1، ص 24)
مهرباني مادر ذره اي از قطره رحمت الهي است، که حقيقتا ما وسعت رحمت الهي را نمي توانيم به تصوير بکشيم به قدري روز قيامت خداوند با بندگانش که اصل ايمان و توحيد را حفظ کرده خوب برخورد مي کند که حتي حاضر نيست امت آخر الزمان را مثلا در محضر خود پيغمبر محاکمه کند بلکه به تنهايي مورد حسابرسي قرار مي دهد تا آبروي بنده اش حفظ شود. رحمت خدا به آن وسعتش که شفاعت پيامبران و امامان و علما و شهداء گوشه اي از رحمت الهي است در حالي شامل حال انسان مي شود که همان مادر مهربان در آن روز از فرزندان فرار مي کند و فرزندان از او فراري است. (عبس، ص 34-36)
به قدري رحمت خدا وسيع است که حتي شيطان هم به طمع مي افتد خدا او را ببخشيد و يا در مورد معاويه نقل شده که چرا اين قدر خيانت مي کني؟ مگر قيامتي در کار نيست؟ گفت اميدوارم رحمت الهي دستم را بگيرد.
کدام مادري حاضر است اهانت هاي پسرش را با يک استغفار و اظهار توبه قبول نمايد، و حال آن که خداوند گناهان بنده ار با توبه و اظهار پشيماني قلبي مي بخشد، از اين بالاتر اگر مادري هم اهانت هاي فرزندش را ببخشد هرگز اهانت هاي او را فراموش نمي کند و آن اهانت را هديه و نيکي به حساب نمي آورد، ولي خداوند آن قدر مهربان است که اگر کسي توبه کرد نه تنها زود راضي مي شود و گناهان او را مي بخشد و هيچ کينه از او در دل ندارد، بلکه به جاي گناهان او ثواب مي نويسد در سوره فرقان مي خوانيم: «و کسي که توبه کند [از عمل زشت زنا و ...] و عمل صالح انجام دهد خداوند بديهاي آنان را تبديل به خوبي ها مي کند و خداوند بخشنده و مهربان است». (فرقان، 70-71)
2- بسياري از افراد در عالم برزخ تا قيامت تصفيه مي شوند و وارد آتش جهنم نمي شوند و اگر هم آنجا تصفيه نشدند در صورتي که اصل ايمان را حفظ کرده باشند شفاعت انبيا و اوليا دست آنها را مي گيرد. و يا ممکن است مدتي براي تصفيه وارد جهنم شوند و بعد نجات يابند علي کل حال آنهاي که دائم جهنم مي مانند افرادي است که معاند و لجوج و کافرند نه مذهبي که گناهي از آنها صادر شده، متأسفانه گاه در منبرها و صحبت ها به گونه ناصحيح مسائل بيان مي شود به گونه اي که مردم فکر مي کنند با يک گناه سريع خداوند طرف را وارد جهنم مي کند.
3- مجازات هاي جهان ديگر، رابطه تکويني قوي با گناهان دارد، رابطه عمل و جزاء در آخرت قراردادي نيست و حتي رابطه علي و معلولي نيست بلکه بالاتر از آن است يعني رابطه «عينيت» و «اتحاد» است يعني آنچه که در آخرت به عنوان پاداش يا کيفر به نيکوکاران و بدکاران داده مي شود تجسم خود عمل آنهاست قرآن کريم مي فرمايد: «روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده حاضر شده مى يابد و آرزو مى‏كند كاش ميان او و آن [كارهاى بد] فاصله‏اى دور بود و خداوند شما را از [كيفر] خود مى‏ترساند و [در عين حال] خدا به بندگان [خود] مهربان است». (آل عمران، 30) و در جاي ديگر مي فرمايد: «آنچه را انجام داده‏اند حاضر يابند و پروردگار تو به هيچ كس ستم روا نمى‏دارد». (کهف، 49)
و فرمود: «آن روز مردم [به حال] پراكنده برآيند تا [نتيجه] كارهايشان به آنان نشان داده شود آن روز مردم [به حال] پراكنده برآيند تا [نتيجه] كارهايشان به آنان نشان داده شود و هر كه هموزن ذره‏اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد». (زلزال، 7-8)
درست مانند انساني که سم خورده خود را براي هميشه از پا درآورد. و يا با چيزي چشمش را کور کرده براي هميشه کور خواهد بود ....

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .