بهشت آدم (ع) و شیطان

وقتي حضرت آدم وحوا در بهشت بودند، شيطان چطور توانست وارد آنجا بشود؟

در پاسخ به مطالب ذيل توجه كنيد : 1 - بهشتى كه حضرت آدم قبل از هبوط به زمين به طور موقت در آن ساكن شد ، بهشت جاودان اخروى نبوده . دليل براين كه آن بهشت ، بهشت اخروى كه به عنوان پاداش انسان‌هاى مطيع وعده داده‌اند ، نبوده است چند چيز است : اولاً بهشت اخروى ( جنه الخلد ) جاودان و دائمى است . در آيات بسيارى بر جاودانه و دائمى بودن آن تأكيد شده و اين كه كسى كه وارد آن شود ، هرگز خارج نخواهد شد ( فرقان ، آيه‌ى 15 / توبه ، آيه‌ى 89 / هود ، آيه‌ى 107 و فرقان ، آيه‌ى 16 ) . ثانياً در بهشت اخروى ، ابليس و وسوسه‌هاى شيطانى هرگز راه ندارد . در حالى كه آدم و حوا در آن بهشت فريب شيطان را خوردند : « فوسوس لهما الشيطان شيطان آنان را وسوسه كرد » ( اعراف ، آيه‌ى 20 ) . « فدلّيهما بغرور پس آن دو را فريب داد » ( اعراف ، آيه‌ى 22 ) . همچنان كه آن بهشت ، باغ دنيوى نيز نبوده است كه اولاً هم تعبير آيات قرآنى به « هبوط به زمين پس از عصيان » بر اين امر دلالت دارد ( بقره ، آيه‌ى 36 و 38 / اعراف ، آيه‌ى 24 / طه ) . و هم رواياتى كه بر آسمانى بودن آن بهشت تأكيد كرده و آن را در مقابل ويژگى‌هاى زندگى دنيوى قرار داده با تفسير آن به باغ‌هاى دنيوى سازگار نيست « ان لك ان لاتجوع فيها و لاتعرى و انّك لاتظمأ فيها و لاتضحى » ( طه ، آيات 119 - 118 ) . 4 - اساساً از نظر قرآن كريم ، حضرت آدم ( ع ) براى زندگى در زمين خلق شده بود نه براى زندگى در بهشت بنا بر اين ، اخراجى حقيقى در كار نبود ، بلكه از اوّل مقرّر بود كه او به زمين بيايد و آمدن او نيز حتمى بود . خداوند متعال فرمود : « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَهِ إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَليفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّى أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ( به خاطر بياور ) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : « من قرار دهنده ى خليفه اى هستم در زمين » . فرشتگان گفتند : « پروردگارا ! » آيا كسى را در آن ( زمين ) قرار مى‌دهى كه فساد و خونريزى كند ؟ ! در حالى كه ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‌آوريم ، و تو را تقديس مى‌كنيم . » پروردگار فرمود : « من حقايقى را مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد . » ( بقره : 30 ) پس خداوند متعال قبل از خلقت آدم ( ع ) خبر داده بود كه او را براى زندگى در زمين مى آفريند نه براى زندگى در بهشت برزخى . امّا اينكه خداوند متعال ابتدا او را در بهشت برزخى قرار داد ، و از آنجا به زمين منتقل نمود ، حكمتهايى داشت كه به برخى از آنها اشاره مى شود . 1 خداوند متعال آدم را در بهشت قرار داد تا مزّه ى بهشت را به او بچشاند ، تا بعد از هبوط به زمين ، همچنان مشتاق بهشت باشد و مشغول دنيا نگردد لذا حضرت آدم بعد از هبوط ، هيچگاه فريفته ى دنيا نشد و همواره مى دانست كه لذّات دنيا در قياس با آنچه او قبلاً ديده ، هيچ است . خداوند متعال اين كار را با تمام انبياء و ائمه ( ع ) مى كند يعنى نبى و امامى نيست كه از طفوليّت ديد برزخى او باز نباشد و بهشت برزخى را مشاهده ننمايد لذا انبياء و ائمه ( ع ) هيچگاه فريفته ى دنيا نمى شوند چون دنيا را در مقايسه با آنچه مشاهده مى كنند ، بسيار ناچيز مى يابند . برخى افراد عادى نيز بعد از طىّ طريق بندگى و راه يابى به بهشت برزخى ، داراى عصمت اكتسابى مى شوند . ب چون حضرت آدم ( ع ) اوّلين انسان بود لذا اطلاعى از تكليف و عداوت و فريب و دروغ و امثال اينها نداشت . لذا خداوند متعال او را خارج از محدوده ى تكليف شرعى قرار داده و تكليفى ارشادى به وى نمود ، تا از اين طريق معنى تكليف ، وسوسه ، دروغ ، فريب ، محروميّت در اثر ترك طاعت و امثال آنها را عملاً به او آموزش دهد به تعبير ديگر ، خداوند متعال كنكورى آزمايشى از آدم ( ع ) گرفت تا براى كنكور حقيقى آمادگى لازم را داشته باشد . لذا در روايات آمده است كه حضرت آدم ( ع ) فريب شيطان را خورد چون نمى دانست كه ممكن است كسى قسم دروغ ياد كند . لذا شيطان قسم خورد كه خير خواه اوست و او باور نمود . 2 - براى اگاهى بيشتر به توضيح ذيل توجه كنيد : در مورد بهشت آدم ( ع ) سه نظر عمده وجود دارد عده اى معتقدند كه آن بهشت ، بهشت اخروى بوده و عده اى ديگر گفته اند آن بهشت ، باغى از باغات همين دنياى مادّى بوده است و عده ى سومى معتقدند آن بهشت ، بهشت برزخى بوده . قول اوّل به نظر ضعيف مى رسد چون اگر كسى وارد بهشت اخروى شود ديگر از آن خارج نخواهد شد و شيطان را هم در آن راه نيست . قول دوم نيز بعيد است كه درست باشد چون اوّلاً برخى از اوصافى كه براى بهشت آدم ( ع ) در قرآن آمده است با باغهاى دنيوى سازگار نيست . بهشت مذكور بهشتى بوده است كه در آن گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما نبوده است . ( . ك : سوره طه / 118 و 119 ) ثانياً بنا به آنچه از روايات استفاده مى شود ، هبوط از بهشت براى حضرت آدم ( ع ) بسيار ناگوار بوده است . لذا مدام از آن ياد مى كرده و آرزوى آن را داشته است . در حالى كه حضرت آدم ( ع ) پيامبر خدا بود و از پيامبر خدا بعيد است به خاطر از دست دادن باغى دنيايى هر چند بسيار زيبا اين همه ابراز اندوه كند تا آنجا كه گفته اند آن حضرت در فراق بهشت بسيار گريه مى كرد و اندك مى خنديد . افراد مومنى كه مادون انبياء هستند منزّه از اين هستند كه دل در گرو زيبايى هاى دنيا داشته باشند چه رسد به انبياء ( ع ) . بنا بر اين ، به نظر مى رسد كه اين بهشت ، بهشت عالم برزخ بوده است . در روايات نيز به كرّات گفته شده كه اين بهشت ، بهشت دنيايى بوده است نه بهشت اخروى ولى از اين روايات نمى توان استفاده نمود كه آن بهشت ، باغى از باغهاى دنياى مادّى بوده است چون در بسيارى از آيات و روايات ، كلمه ى دنيا ، در مقابل آخرت قرار گرفته و به مجموع عالم برزخ و عالم مادّه اطلاق شده است . چرا كه انسان بعد از مردن ، ارتباط خود را به طور كامل از دنيا قطع نمى كند بلكه همچنان نتايج اعمال افراد متوفى و خيراتى كه ديگران براى وى مى كنند به او مى رسد . همچنين طبق روايات ، افراد متوفى با اجازه ى مأمورين الهى به عالم مادّه رفت و آمد كرده ، و از بازماندگان خود ديدن مى كنند . بنا بر اين ، عالم برزخ ، مثل عالم آخرت ، كاملاً از دنيا منفك نيست لذا كلمه ى دنيا در بسيارى از آيات و روايات به صورت اعمّ به كار رفته و شامل عالم مادّه و عالم برزخ است . پس اينكه اهل بيت ( ع ) گفته اند بهشت حضرت آدم ، بهشت دنيايى بوده است ، منافاتى با اين ندارد كه آن را بهشت برزخى بدانيم . وقتى حضرات معصومين ( ع ) مى گفته اند آن بهشت ، بهشت دنيايى بوده ، در واقع اخروى بودن آن را نفى مى كرده اند . قرينه ى اين ادّعا آن است كه در برخى از اين روايات تصريح شده كه آن بهشت ، بهشت اخروى نبوده بلكه دنيوى بوده است و سخنى از بهشت برزخى به ميان نيامده است . يعنى اگر مى خواستند بفرمايند آن بهشت ، باغى مادّى بوده است ، در آن صورت بايد برزخى بودن آن را هم نفى مى نمودند در حالى كه نفى نكرده اند . همچنين طبق روايات ، خروج از بهشت برزخى امكان پذير است . چون روايات رجعت كه فراوان هم هستند تصريح دارند كه در زمان ظهور قائم آل محمّد ( عج ) عدّه اى از اهل بهشت براى يارى آن حضرت خواهند آمد . البته توجّه شود كه حضرت آدم و حوّا ( ع ) در همان حال كه با ابدان برزخى خود در بهشت برزخى بودند ، بدن مادّى نيز داشتند لكن ابداً توجّهى به بدن مادّى خود نداشتند چون آنها از همان بدو خلقتشان چشم برزخى داشتند و آنكه برزخ را ببيند توجّهى به دنيا نمى كند چرا كه نسبت برزخ به دنيا نسبت اصل و فرع است . مجنون در فراق ليلى نام او را بر خاك مى نوشت و مى گفت : « چون ميسّر نيست كام او عشقبازى مى كنم با نام او » ما نيز در فراق بهشت برزخى است كه به لذّات اين دنيا توجّه داريم و الّا دنيا در نزد برزخ ابداً قابل توجّه نيست . لذا هبوط آن دو بزرگوار در حقيقت محدود شدن چشم برزخى آنها بود كه باعث شد آنها در اثر نديد نعمات برزخى و جسم برزخى خودشان تا مرز عالم مادّه تنزّل كنند و وجود مادّى خودشان را ملاحظه نمايند . در اين هنگام بود كه بدن مادّى خود را برهنه ديدند و پس از آن خود را موجوداتى زمين يافتند . مشابه اين امر براى عرفا نيز رخ مى دهد يعنى آنها گاه چنان غرق در عالم مثال ( برزخ و ملكوت ) مى شوند كه به كلّى از عالم مادّه غافل مى گردند . مشايخ عرفا نيز تصريح دارند كه در چنين حالى ، انسان از دار تكليف خارج مى شود لكن اگر در عالم ملكوت نيز كارى خلاف ادب بندگى از عارف صادر شود ، هنگام بازگشت به دنيا باز ناراحت مى شود و بناى توبه مى گذارد يعنى سعى مى كند نقص خود را جبران نمايد . كما اينكه ما نيز اگر در عالم خواب ، امرى ناگوار را مشاهده كنيم ، بعد از بيدارى شكر مى كنيم كه واقعيّت نداشته است يا برخى كه در عالم خواب خود را در حال انجام كارى خلاف شرع مى بينند ، بعد از بيدار شدن ، حقيقتاً ناراحت شده و چه بسا دچار عذاب وجدان مى شوند . چرا كه احساس مى كنند نقصى در وجود آنهاست كه به اين صورت خود را نمايان ساخته است . آدم ( ع ) نيز به همين سبب بعد از هبوط توبه نمود با اينكه برزخ دار تكليف نيست و گناه شرعى در آن معنى ندارد . پس حضرت آدم و حوّا ( ع ) هم بدن مادّى داشتند هم بدن برزخى لكن مدّتى از بدن مادّى خود غفلت داشتند ، نظير اولياى مجذوب كه از بدن خود غافلند و ابدان آنها به اذن خدا تا مدّتى معيّن بين مردم در حركت است . لذا هر چه از آنها سر مى زند فعل الله است و هر چه بگويند كلام خداست . اميرمومنان ( ع ) در وصف اينگونه افراد فرمودند : « كَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا وَ لَيْسُوا مِنْ أَهْلِهَا فَكَانُوا فِيهَا كَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا عَمِلُوا فِيهَا بِمَا يُبْصِرُونَ وَ بَادَرُوا فِيهَا مَا يَحْذَرُونَ تَقَلَّبُ أَبْدَانِهِمْ بَيْنَ ظَهْرَانَىْ أَهْلِ الْآخِرَهِ وَ يَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْيَائِهِم مردمى از اهل دنيا بودند در حالى كه از اهل دنيا نبودند پس در ميان اهل دنيا چون كسى بودند كه از مردم دنيا نيست . كار از روى بصيرت كردند و در آنچه از آن پرهيزشان بايد سبقت جستند . بدن‌هايشان به گونه‌اى در تلاش و حركت بود كه گويا ميان مردم آخرتند . اهل دنيا را مى‌نگرند كه مرگ بدن‌ها را بزرگ مى‌شمارند ، امّا آنها مرگ دل‌هاى زندگان را بزرگ‌تر مى‌دانند . » ( نهج البلاغه خ 230 ) باز در وصفشان فرمود : « هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَهِ الْبَصِيرَهِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَهٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاهُ إِلَى دِينِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِم علم به آنها هجوم آورده با حقيقت بصيرت ، و روح يقين را دريافته‌اند ، و آنچه را خوشگذاران‌ها دشوار مى‌شمارند ، آسان گرفتند ، و با آنچه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند . در دنيا با بدن‌هايى زندگى مى‌كنند ، كه ارواحشان به عالم بالا پيوند خورده است ، آنان جانشينان خدا در زمين ، و دعوت كنندگان مردم به دين خدايند . آه ، آه ، چقدر مشتاق ديدارشان هستم ! » ( نهج البلاغه حكمت 144 ) پس حضرت آدم ( ع ) هم زوائد بدنى داشته هم نداشته بدن برزخى او فاقد فضولات بوده چرا كه بدن برزخى امرى است مجرّد و بسيط كه تركيب حقيقى ندارد . لذا جدا شدن چيزى از آن نيز به معنى حقيقى كلمه توجيهى ندارد . امّا بدن مادّى حضرت در زمين بوده و به تحريك الهى در حركت بوده و ارتزاق مى نموده و عادتاً مثل ابدان عادى بشرى فضولات داشته است . البته اين نظر بر اين اساس است كه ما براى ابدان بشرى انبياء ( ع ) قائل به فضولات شويم لكن طبق برخى روايات ، ابدان حضرات اهل بيت ( ع ) فضولات كثيفه نداشته است و هنگام دفع ، بويى خوش از آنها دفع مى شده است . و چه بسا اين امر شايع بين تمام اهل عصمت يا شايع بين تمام حجج الهى بوده باشد . الله اعلم .

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .