اهميت شب قدر

معنا و ماهيت حقيقى شب قدر چيست؟ اين شب چه اهميتى دارد؟

shab-qadr.gif«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه گيرى است.[1] «تقدير» نيز به معناى اندازه گيرى و تعيين است.[2] در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ويژگى هستى و وجود هر چيز و چگونگى آفرينش آن[3]. به عبارت ديگر، اندازه و محدوده وجودى هر چيز «قدر» نام دارد.[4]
بر اساس حكمت الهى در نظام آفرينش، هر چيزى اندازه اى خاص دارد و هيچ چيز بى حساب و كتاب نيست. جهان حساب و كتاب دارد، بر اساس نظم رياضى تنظيم شده و گذشته، حال و آينده آن با هم مرتبط است.
استاد مطهرى رحمه الله در تعريف قدر مى فرمايد: «... قدر به معناى اندازه و تعيين است... حوادث جهان... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعيت مكانى و زمانى آنها تعيين شده است، مقدور به تقدير الهى است»[5]. پس در يك كلام «قدر» به معناى ويژگى هاى طبيعى و جسمانى اشياء است كه شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعيت هاى مكانى و زمانى آنها مى گردد و تمام موجودات مادى و طبيعى را در بر مى گيرد.
اين معنا از روايات استفاده مى شود؛ چنان كه در روايتى از امام رضا عليه السلام پرسيده شد: معناى قدر چيست؟ فرمود: «تقدير الشى ء طوله و عرضه»؛ «اندازه گيرى هر چيز اعم از طول و عرض آن است».[6] در روايت ديگر، اين امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «هو الهندسة من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چيز اعم از طول و عرض و بقا است».[7] بنابراين، معناى تقدير الهى اين است كه در جهان مادى، آفريده ها از حيث هستى و آثار و ويژگى هايشان، محدوده اى خاص دارند. اين محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت ها و شرايط آنها هستند و به دليل اختلاف علل و شرايط، هستى و آثار و ويژگى هاى موجودات مادى نيز متفاوت است. هر موجود مادى، به وسيله قالب هايى از داخل و خارج، اندازه گيرى و قالب گيرى مى شود. اين قالب ـ يعنى، طول، عرض، شكل، رنگ، موقعيت مكانى و زمانى و ساير عوارض و ويژگى هاى مادى ـ حدود آن به شمار مى آيد. پس معناى تقدير الهى در موجودات مادى؛ يعنى، هدايت آنها [ از جانب خداوند] به سوى مسير هستى شان كه براى آنها مقدر گرديده است و آنها در آن قالب گيرى شده اند.[8]
در قرآن مى خوانيم: «وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدى»[9] «[ خداوند] آن كسى است كه تقدير كرده، پس هدايت مى كند». البته چون انسان موجودى آگاه و با اراده است، لذا انتخاب سعادت يا شقاوت و نيز راه رسيدن به اين دو، به اراده او گذاشته شده است. بنابراين شب قدر، شبى است كه همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه، اراده و اختيار و قابليت هاى او تقدير مى گردد. شب قدر يكى از شب هاى نيمه دوم ماه رمضان است كه طبق روايات ما، يكى از شب هاى نوزدهم يا بيست و يكم و به احتمال زيادتر بيست و سوم ماه مبارك رمضان است.[10] در اين شب ـ كه شب نزول قرآن به شمار مى آيد ـ امور خير و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه اى كه در طول سال متناسب با اراده و قابليت انسان واقع مى شود، تقدير مى گردد[11].
شب قدر هميشه و هر سال، تكرار مى شود. عبادت اين شب، فضيلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نيكويى سرنوشت يك ساله، بسيار مؤثّر است.[12] در اين شب تمام حوادث سال آينده، به امام هر زمان ارائه مى شود و وى از سرنوشت خود و ديگران با خبر مى گردد. امام باقر عليه السلام مى فرمايد: «انه ينزل فى ليلة القدر الى ولى الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا»[13] ؛ «در شب قدر به ولى امر(امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مى شود و وى درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايى مى شود».
امام باقر عليه السلام در جواب معناى آيه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ»[14] فرمود: «شب قدر شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجديد مى شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره اش فرموده است: «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ...»[15]. در شب قدر هر حادثه اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد، تقدير مى شود: خير و شرّ، طاعت و معصيت و فرزندى كه قرار است متولد شود، يا اجلى كه بنا است فرا رسد، يا رزقى كه قرار است برسد و...».[16] بنابراين در قرآن كريم نسبت به تقدير الهى و شب قدر، توجه خاصى شده است كه ارتباط ويژه جهان هستى و عالم ماده و انسان را با حق تعالى بيان مى كند. اگر هر كس به اين ارتباط اعتقاد داشته و بر طبق آن حركت كند، به سرنوشت بسيار مطلوبى نايل خواهد شد.
____________________
[1]. سيد على اكبر، قرشى، قاموس قرآن، ج 5، ص 246 و 247.
[2]. همان، ص 248. 
[3]. سيد محمد حسين، طباطبايى، الميزان، ج 12 ص 150 و 151. 
[4]. همان، ج 19، ص 101. 
[5]. مرتضى، مطهرى، انسان و سرنوشت، ص 52. 
[6]. محاسن برقى، ج 1، ص 244. 
[7]. بحارالانوار، ج 5، ص 122. 
[8]. الميزان، ج 19، ص 101 ـ 103. 
[9]. اعلى87، آيه 3. 
[10]. سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، صص 312 ـ 375. 
[11]. كلينى، كافى، ج 4، ص 157. 
[12]. ميرزا جواد، ملكى تبريزى، المراقبات، صص 237 ـ 252. 
[13]. كافى، ج 1، ص 248. 
[14]. دخان 44، آيه 3. 
[15]. همان، آيه 4. 
[16]. الميزان، ج 20، ص 382.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .