امامت در قرآن

در آیات فراوانی از قرآن کریم به صراحت تمام هم از اصل امامت سخن گفته شده هم مصداق آن مشخّص شده است. لکن کسی که بخواهد عناد ورزد حتّی واضحترین کلمات را هم از معنی خود منحرف خواهد ساخت. زیلاً به برخی از آیات و نحوه ی دلالت آنها بر مساله امامت اشاره می شود.
1ـ « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ . ـــــــــــ (به خاطر آوريد) هنگامى را كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده ی اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من(نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد. » (البقرة:124)
نکات این آیه ی شریفه:
الف) مقام امامت مقامی است برتر از نبوّت. لذا ابراهیم (ع) با این که نبی بود امام نبود و آنگاه که امتحاناتی را پشت سر گذاشته قابلیّت لازم را حاصل نمود به امامت منصوب شد. پس چگونه در امّت اسلام کسانی ادّعای امامت نموده اند در حالی که فاقد این حدّ از صلاحیّتند. و چگونه امامت علی ابن ابی طالب (ع) را نپذیرفتند در حالی که طبق حدیث منزلت که مورد قبول اهل سنّت بوده در صحیحترین کتب آنها نقل شده است ، شأن علی (ع) نسبت به پیامبر(ص) مثل شأن هارون است نسبت به موسی. « حَيْثُ اسْتَخْلَفَهُ عَلَى الْمَدِينَةِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تُخْلِفُنِي عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ فَقَالَ أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي‏ . ـــــــــــــــ زمانی که پیامبر(ص) ـ در عزیمت به جنگ ـ علی (ع) را به عنوان خلیفه ی خود در مدینه گذاشت ، علی (ع) گفت: یا رسول الله آیا مرا بر زنان و کودکان خلیفه قرار می دهی! پس پیامبر (ص) فرمود: آیا راضی نیستی به اینکه نسبت به من مثل هارون باشی نسبت به موسی ، الّا اینکه بعد از من پیامبری نیست. » (صحیح بخاری ، ج 4 ، 209 و ج5 ، ص129 / صحیح مسلم ، ج7 ، ص 120)
ب) خداوند متعال خودش ابراهیم (ع) را به امامت نصب نمود. پس امامت باید به نصب خدا باشد نه به انتخاب مردم. پس جریان سقیفه و محصول آن باطل است.
ج) امامت عهد الله است ، یعنی عهدی است بین امام و خدا. پس انتخاب مردم دخلی در آن ندارد. پس جریان سقیفه و محصول آن باطل است.
د) امامت که عهد الله است به ظالمین نمی رسد. در این تعبیر الهی ، درباره ی ظالم چهار احتمال است.
1. آنکه در سراسر عمرش ظالم است.
2. آنکه در اوّل عمر عادل ولی در ادامه ی آن ظالم است.
3. آنکه در اوّل عمر ظالم ولی در ادامه ی آن عادل است.
4. آنکه گاه ظالم است و گاه عادل.
روشن است که مورد اوّل و دوم را حضرت ابراهیم (ع) اراده نمی کند. هیچ عاقلی از خدا نمی خواهد که ظالم بالفعل را بر مردم امام قرار دهد کجا رسد که پیامبری چنین تقاضایی از خدا بکند. پس منظور آن گروه سوم یا چهارم یا هر دو بوده است که خدا آن دو را هم کنار گذاشت. پس امامت تنها از آن کسی است که در سراسر عمرش معصوم از هر گونه گناهی باشد ؛ چرا که هر گناهی از مصادیق ظلم است. حال چگونه اهل سقیفه ادّعای امامت نمودند در حالی که قبل از اسلام سابقه کفر داشتند ، در زمان اسلام نیز معصوم از گناه نبودند ، در زمان خلافتشان نیز به تصریح علمای خود اهل سنّت کارهای خلافشان کم نبود.
2. « أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ . ــــــــ آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از خود او در پى اوست ، و پيش از او نيز كتاب موسى كه امام و رحمتى بود [دروغ مى‏بافد]؟ آنها [كه در پى حقيقت‏اند] به آن ايمان مى‏آورند و هر كه از گروه‏ها به آن كافر شود آتش ، وعده‏گاه اوست. پس در آن ترديد مكن كه آن حق است و از جانب پروردگار توست ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند.» (هود:17)
« وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى‏ لِلْمُحْسِنين‏. ــــــــــ و پيش از آن، كتاب موسى كه امام و رحمت بود(نشانه‏هاى آن را بيان كرده)، و اين كتاب هماهنگ با نشانه‏هاى تورات است در حالى كه به زبان عربى و فصيح و گوياست، تا ظالمان را بيم دهد و براى نيكوكاران بشارتى باشد! » (الأحقاف:12)
نکات آیات شریفه:
در این آیات شریفه کتاب موسی به عنوان امام معرّفی شده است. پس قرآن کریم به نحو اولی امام است. و اساساً از این آیه استفاده می شود که امام باید عین کتاب الله باشد. اگر موسی امام بود به این سبب بود که عالم به جمیع معارف تورات بود. و اگر نبی اکرم (ص) به اجماع مسلمین امام بود به خاطر این بود که احاطه به کتاب الله داشت. پس امام بعد از او نیز باید کسی باشد که علم به جمیع معارف قرآن کریم داشته وارث علم نبی باشد.
حال غیر از علی (ع) کدامیک از اصحاب پیامبر است که چنین موقعیّتی داشته باشد. و غیر او و اهل بیتش کیست که نبی اکرم(ص) وجودشان را در حدیث متواتر ثقلین ــ که مورد قبول شیعه و سنّی است ــ همردیف و متّحد با قرآن قرار داده باشد. « قال رسول الله(ص):« ... فانظروا کیف تخلّفونی فی الثقلین. فقام رجل فقال یا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم الاکبر کتاب الله ؛ سبب طرفه بید الله و طرفه بأیدیکم فتمسکوا به لم تزالوا و لا تضلّوا. والاصغر عترتی و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض و سألت لهما ذلک ربّی فلاتقدّموهما فتهلکوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منکم.ــــــــــــ بنگريد که پس از من، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏كنيد؟ مردی برخواست و پرسيد: يا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: ثقل اکبر كتاب خداست؛ وسیله ای كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است؛ پس به آن چنگ بزنید که نمی لغزید و گمراه نمی شوید. و ثقل اصغر عترت من است؛ که همانا آن دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى را براى آنها درخواست كرده‏ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند»(المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج3 ، ص66)
« ... فانظروا كيف تخلفونى فى الثقلين . فنادی مناد: و ما الثقلان يا رسول اللّه؟ قال: كتاب اللّه طرف بيد اللّه و طرف بأيديكم فاستمسكوا به و لا تضلوا، و الآخر عترتى، و إن اللطيف الخبير نبأنى أنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض، و سألت ذلك لهما ربى، فلا تقدموهما فتهلكوا، و لا تقصروا عنهما فتهلكوا، و لا تعلموهم فانهم أعلم منكم، ثم اخذ بید علی رضی الله عنه فقال من كنت أولى به من نفسه فعلىّ وليه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. ــــــــــــــــ بنگريد که پس از من، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏كنيد؟ پرسيدند: يا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: يكى كتاب خداست كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است؛ به آن چنگ بزنید و گمراه نشوید. و ديگرى عترت من است؛ خداى لطیف و دانا ، مرا مطّلع ساخته كه اين دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى را براى آنها درخواست كرده‏ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و در مورد آنها كوتاهى نکنید كه هلاك خواهيد شد. و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند. سپس دست علی (ع) را گرفت و فرمود: هر كه من نسبت به جان او، از خود او اولاترم، على هم اولاتر است به جان او. پروردگارا! دوستش را دوست و دشمنش را دشمن بدار.»(المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج3 ، ص167)
3. « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (63) وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً (64) وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً (65) إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً (66) وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً (67) وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً (68) يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً (69) إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً (70) وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً (71) وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً (72) وَ الَّذينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً (73) وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما.
و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به فروتنى راه مى‏روند، و چون جاهلان [به ناروا] خطابشان كنند، سلام گويند [و در گذرند]. 64 و آنانند كه شب را در حال سجده و قيام به روز آورند. 65 و كسانى‏اند كه مى‏گويند: پروردگار ما! عذاب جهنم را از ما بگردان كه عذابش سخت و دائمى است. 66 به راستى آن بد قرارگاه و جايگاهى است. 67 و كسانى‏اند كه چون انفاق و هزينه كنند، نه زياده‏روى مى‏كنند و نه خسّت مى‏ورزند، و ميان اين دو به راه اعتدال باشند. 68 و كسانى‏اند كه با خدا معبود ديگرى نخوانند، و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده جز به حق نكشند، و زنا نكنند. و هر كس چنين كند عقوبت خواهد ديد. 69 براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مى‏شود و تا ابد با خوارى در آن مى‏ماند. 70 مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند. پس آنانند كه خدا بدیهاشان را به حسنات تبديل مى‏كند، و خدا آمرزنده‏ى مهربان است. 71 و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، به طور نيكو به سوى خدا باز مى‏گردد. 72 و كسانى‏اند كه گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر ناپسندى بگذرند كريمانه عبور مى‏كنند [و آلوده نمى‏شوند]. 73 و كسانى‏اند كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند، كر و كور بر آن نيفتند. 74 و كسانى‏اند كه مى‏گويند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان ما باشد، و ما را امام پرهيزكاران گردان. » (سوره الفرقان )
نکات آیه ی شریفه:
الف) طبق این آیه امامت برای عبادالرّحمن است.
ب) عبادالرحمن کسانی هستند که خشم بی خود نمی گیرند. مگر این عمر ابن خطّاب نبود که به تصریح کتب اهل سنّت در سقیفه بر سعد ابن عباده خشم گرفت . در مجلس سقیفه نتیجه ی مناظرات در نهایت به درگیری گروهها انجامید و عدّه ای از انصار دست به شمشیر بردند و در این میان تعدادی نیز زخمی شدند و از جمله سعد ابن عباده رئیس قبیله ی خزرج ،که پیرمردی بود ، زیر پای جمعیّت افتاد. شخصی فریاد کرد: مواظب سعد باشید ! عمر ابن خطّاب گفت:« اقتلوا سعداً قتله الله. ـــــ‌ بکشید سعد را خدا او را بکشد.»(المعیار والموازنه ، ابوجعفر اسکافی ـ‌ از علمای اهل سنّت ـ ص 25) و به روایتی گفت:«‌اقتلوا سعدا قتل الله سعدا اقتلوه فإنه منافق. ــــــ بکشید سعد را خدا سعد را بکشد. بکشید او را که او منافق است.»( شرح‏نهج‏البلاغة ، ابن ابی الحدید ــ از علمای اهل سنّت ــ ؛ ج20 ،ص21) . و در کتب ایشان آمده است که وی در زمان خلافتش برخی از اصحاب را کتک زد. خشونت عمر ابن خطّاب چنان بوده که هیچ تاریخدانی قادر به انکار آن نیست. حال بگذریم از خشمها که بر اهل بیت گرفتند و خانه ی دختر پیامبر را آتش زدند.
ج) در بین مدّعیان امامت کیست که شب و روزش به عبادت گذشته باشد جز علی و خاندانش. مگر این عمر نبود که در زمان خلافتش هنگام نماز صبح در خواب بود و یکی آمد و گفت «الصّلاة خير من النّوم» يعنى: نماز خواندن بهتر از خفتن است ؛ و او فرمان داد که این جمله را به نماز اضافه نمایند.
د) و د ر بین مدّعیان امامت کیست غیر علی (ع) که جز خدا را عبادت نکرده باشد.

4. « إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ . ــــــــــــ به يقين ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را مى نويسيم؛ و همه چيز را در امام آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم‏. » ( يس:12)
در روایات فراوانی از شیعه گفته شده که مراد از امام مبین علی ابن ابی طالب است که علم اوّلین و آخرین را حمل می کند. امّا اهل سنّت گفته اند مراد از امام مبین امّ الکتاب و لوح محفوظ است.
به هر حال در منطق قرآن کریم امام آن موجودی است که علم اوّلین و آخرین را داشته باشد ، و بعد از نبی کسیت جز علی ابن ابی طالب که سینه ی او متّحد با لوح محفوظ بوده حامل علم قرآن و باب مدینه ی علم نبی باشد. مگر حدیث متواتر ثقلین او را همردیف قرآن قرار نداد. و مگر او نبود که در ملاء عامّ فرمود: « َ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي‏ » اگر علی (ع) حامل علم کتاب نیست پس مصداق این آیه کیست « وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب‏. ــــــــــ آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند شاهد ميان من و شما باشد ، و آن كسى كه علم كتاب نزد اوست.» (الرعد:43)
5. « وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتي‏ بارَكْنا فيها لِلْعالَمينَ (71) وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحينَ (72) وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ . ــــــــــــــــ و او (ابراهیم ) و لوط را به سرزمين(شام) ، كه آن را براى همه ی جهانيان پربركت ساختيم ، نجات داديم. (71) و اسحاق و يعقوب را به عنوان عطيه به او بخشيديم و همه را شايسته قرار داديم. (72) و آنان را امامانی قرار داديم كه به فرمان ما ، (مردم را) هدايت مى‏كردند؛ و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم ؛ و تنها ما را عبادت مى‏كردند. » (سوره الانبیاء)
تکات:
الف) طبق این آیات جعل و نصب امام بر عهده ی خداست نه مردم.
ب) امامت شأن کسی است که لایق نبوّت نیز باشد. پس بعد از نبی اکرم کسی باید امام گردد که اگر نبوّت ختم نمی شد لیاقت نبوّت را داشت. و آن علی ابن ابی طالب است. که طبق حدیث منزلت افضل از هارون نبی است. چون نبی اکرم (ص) فرمود: تو نسبت به من مثل هارون هستی نسبت به موسی الّا اینکه پیامبری بعد از من نیست. پس اگر پیامبر اسلام افضل از موسی است به ناچار علی (ع) نیز باید افضل از هارون باشد تا نسبت حفظ شود.
ج) امام باید به امر خدا امامت نماید. و لازمه ی این امر آن است که امام عالم به تمام اوامر و نواهی خدا باشد. و هیچ کس جز علی (ع) نبود که چنین باشد. هیچ عالم سنّی هم ادّعا نکرده که خلفای سه گانه ، عالم به جمیع اوامر و نواهی خدا بوده اند. همچنین حدیث ثقلین مؤیّد است که اهل بیت همردیف کتاب خدا هستند. و نیز به اعتراف شیعه و سنّی علی (ع) باب مدینه ی علم رسول الله است.
ه) همچنین فعل خیرات باید از جانب خدا بر امام الهام شود. و در بین مدّعیان امامت تنها علی (ع) است که ادّعای اتّصال به غیب داشته و ملهم بودن او توسّط پیامبر (ص) نیز تأیید گردیده است.
و) و تنها اوست که نماز و زکاتش مورد تأیید مستقیم خدا واقع شد. خداوند متعال فرمود: « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ . ــــــــــــــ ولىّ شما ، تنها خداست و پيامبر او و آنان كه ايمان آورده‏اند ؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. » (المائدة:55) . مفسّرین شیعه و سنّی اتّفاق نظر دارند که شأن نزول این آیه ی شریفه جریان صدقه دادن امیر المومنین (ع) در حال رکوع بوده است.
6. « وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ في‏ مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَني‏ إِسْرائيلَ (23) وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ . ـــــــــــــ ما به موسى كتاب آسمانى داديم؛ و شك نداشته باش كه او آيات الهى را دريافت داشت؛ و ما آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل قرار داديم. (23) و از آنان امامانی قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند.» (سوره السجده )
نکات:
الف) طبق این آیات جعل و نصب امام بر عهده ی خداست نه مردم.
ب) امام باید به امر خدا امامت نماید. و لازمه ی این امر آن است که امام عالم به تمام اوامر و نواهی خدا باشد. و ... ــ که در سابق گذشت
7. « هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً . ـــــــــــــ در آنجا ثابت شد كه ولايت از آن خداوند بر حق است. اوست كه برترين ثواب، و بهترين عاقبت را دارد.» (الكهف:44)
« أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير. ـــــــــــ آيا آنها غير از خدا را ولىّ خود برگزيدند؟! در حالى كه «ولىّ» فقط خداوند است و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند، و اوست كه بر هر چيزى تواناست.» (الشورى:9)
« مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . ـــــــــــــــ مثَل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثَل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده؛ در حالى كه سست‏ترين خانه‏ها خانه ی عنكبوت است اگر مى‏دانستند.» (العنكبوت:41)
نکات :
طبق این آیات شریفه ولایت به تمام معانی آن تنها از آن خداست و هیچ کس حقّ ندارد غیر خدا را بی اذن او ولیّ خود قرار دهد. حال باید دید خدا ولایت چه کسی را همردیف ولایت خود قرار داده است.
خداوند متعال می فرماید: « قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ . ـــــــــــ بگو: از خدا و رسولش اطاعت كنيد! و اگر سرپيچى كنيد، خداوند كافران را دوست نمى‏دارد.» (آل‏عمران:32)
و باز فرمود: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً . ـــــــــــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد رسولش را و اولو الأمر را ! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد(و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين(كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.» (النساء : 59)
طبق این آیات اوّلاً ولایت نبی اکرم(ص) عین ولایت خداست لذا اطاعت از او عین اطاعت از خداست. ثانیاً ولایت الوالامر نیز مثل ولایت رسول الله است. لذا در عبارت « أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » اطیعوا را تکرار نکرد چون اطاعت از هر دو یکی است. و نیز در ادامه نفرمود: هنگام اختلاف آن را به خدا و رسول و اولوالامر برگردانید. بلکه تنها خدا و رسول را مطرح ساخت که شاهد است بر یکی بودن حکم رسول و اولوالامر. ثالثاً در این آیه خدا خواسته که مسلمین هنگام نزاع به کلام خدا و پیامبر رجوع کنند نه به نظر مردم. ولی مسلمین صدر اسلام که در مساله ی امامت اختلاف کردند به جای رجوع به قرآن و حدیث غدیر و حدیث ثقلین و حدیث منزلت و امثال آن به نظر مردم رجوع نمودند.
حال که معلوم شد ولایت امام باید عین ولایت خدا و رسول باشد باید دید خدا غیر از رسول ولایت چه کسی را تأیید نموده است. خداوند متعال می فرماید: « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ . ــــــــ ولىّ شما ، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند ، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. » (المائدة:55)
شیعه و سنّی اتّفاق نظر دارند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است. لکن اهل سنّت مدّعی اند که مراد از ولیّ در این آیه امامت نیست بلکه منظور دوستی ، یا نصرت و امثال آن است. امّا شیعه می گوید: لفظ ولیّ در این آیه مطلق بوده تمام معانی آن را شامل است که از جمله یکی از آن معانی ولایت تصرّف است که همان امامت و حاکمیّت است. افزون بر اطلاق آیه ،شاهد دیگر این ادّعا آن است که در این آیه ، ولایت ، ابتدا برای خدا و سپس برای پیامبر و در مرتبه ی سوم برای علی (ع) ثابت شده است. و ولایت درباره ی خدا ــ به تمام معانی آن ــ به سلطنت ،حاکمیّت و متصرّف بودن او بر می گردد. افزون بر اینها حتّی اگر مراد از ولایتدر این آیه ، ولایت نصرت یا ولایت محبّت هم باشد باز امامت برای علی (ع) ثابت می شود. چون وقتی علی (ع) با ابوبکر بیعت نکرده خود ادّعای امامت نمود طبق آیه ی مورد بحث بر همگان و از جمله خود ابوبکر و عمر واجب بود که او را یاری و نصرت نمایند و شرط محبّت را که حمایت است به جا آورند لکن آنها نه تنها چنین نکردند بلکه با درگیر شدند. پس به یقین آن دو حکم این آیه عدول نموده اند. و آنکه از حکم خدا عدول نماید فاسق و ظالم بوده به حکم « لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ » حقّ امامت ندارد.
8. « إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً. ــــــــــــ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد. » (الأحزاب:33)
طبق این آیه ی شریفه خداوند متعال اهل بیت (ع) را از هر پلیدی و رجسی منزّه نموده است ؛ و این یعنی عصمت. و به حکم عقل جایی که معصوم حضور دارد امامت و حاکمیّت به غیر معصوم نمی رسد. وقتی خداوند متعال در امور کوچکی چون قضاوت ، عدالت و تقوا را شرط دانسته چگونه ممکن است در امر مهمّی چون امامت کلّ امّت اسلام عدالت شرط نباشد. و اگر عدالت در این امر شرط است پس معصوم که فوق عادل است مقدّم بر عادل خواهد بود. البته برادران اهل سنّت ما بر خلاف حکم صریح عقل معتقدند که امامت غیر معصوم با وجود معصوم جایز است.
9. « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَني‏ إِسْرائيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏ إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلاَّ تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلاَّ نُقاتِلَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ (246) وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتي‏ مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ . ــــــــــــ آيا مشاهده نكردى جمعى از بنى اسرائيل را بعد از موسى، كه به پيامبر خود گفتند: « مَلِک و زمامداری براى ما انتخاب كن! تا(زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچى كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد.» گفتند: «چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالى كه از خانه‏ها و فرزندانمان رانده شده‏ايم؟!» اما هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عدّه كمى از آنان، همه سرپيچى كردند. و خداوند از ستمكاران، آگاه است. (246) و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، مُلكَش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد؛ و خداوند، وسعت دهنده و علیم است.» (البقرة:247)
نکات:
الف) طبق این آیه بنی اسرائیل تعیین حاکم را حقّ مردم نمی دانستند لذا از پیامبر خود خواستند تا حاکمی برای آنها تعیین نماید. پیامبر آنها و خداوند متعال نیز این نظر آنها را نادرست معرّفی نکرده بر آن مهر تأیید زدند.
ب) پیامبر بنی اسرائیل ــ که ظاهراً حضرت سموئیل باشد ــ فرمود : « خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است.» از اینجا معلوم می شود که حاکم جامعه را باید خداوند متعال تعیین نماید.
ج) از آیه استفاده می شود که علّت حاکمیّت یافتن طالوت قدرت جسمی و علمی او بوده است. پس حاکم جامعه باید دارای علم و قدرت باشد. و کیست در بین اصحاب رسول خدا که در علم و قدرت با علی (ع) برابری نماید. اوست باب مدینه ی علم. و اوست حیدر کررار و اوست آنکه دروازه ی خیبر را از جای خود برکند و اوست کشنده عمر ابن عبد ودّ و مرحب.
اینها شمّه ای از آیات قرآن بود در باب امامت که اگر کسی اندکی دقّت داشته ، اهل لجاج نبوده به دنبال حقیقت باشد او را در رسیدن به حقّ کافی است. لکن گروهی ابتدا اعتقادی برای خود انتخاب نموده و آنگاه تلاش می کنند تا آیاتی به این وضوح و روشنی را موافق اعتقاد خود تفسیر نمایند. در آخر کلام برای تلطیف خاطر شما بزرگوار این نکته ی لطیف هم ذکر می شود که کلمه ی امام و ائمه در قرآن کریم دوازده بار آمده است و طبق احادیث خود اهل سنّت نبی اکرم (ص) فرموده اند خلفای من دوازده نفرند. و تا به امروز کسی جز شیعه ی جعفری نتوانسته است دوازده خلیفه را بشمارد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .