استغفار معصومان عليهم‏ السلام

راز استغفار پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمه معصومين عليهم‏السلام چيست؟ به عبارت ديگر با اينكه آنان معصوم بودند و مرتكب گناه نمى‏شدند؛ چرا در دعاهايشان از فزونى گناه استغفار مى‏كردند؟

يكم. توبه يكى از عبادات بزرگ است. خداوند در قرآن مجيد، مؤمنان راستين را چنين توصيف مى‏كند: «الصّابِرِينَ وَ الصّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ»[1]؛ «آنان شكيبايند و راستگو؛ همواره اطاعت پيشه‏اند و انفاق‏گر و سحرگاهان به استغفار مى‏پردازند».

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»[2]؛ «شبانگاه اندكى مى‏آرَمَند و سحرگاهان به استغفار مى‏پردازند».

بنابراين چنان كه مشاهده مى‏شود، قرآن مجيد توبه را عمل بهترين مؤمنان و شب زنده‏داران خوانده است. از ديگر سو همه مؤمنان را به توبه فراخوانده، مى‏فرمايد: «تُوبُوا إِلَى اللّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[3]؛ «اى ايمان آورندگان! همه با هم به درگاه خدا توبه كنيد؛ باشد كه رستگار شويد».

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ»[4]؛ «خداوند توبه كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد».

از آنچه گذشت، روشن مى‏شود كه در نگاه قرآن اساسا توبه عمل پارسايان و مؤمنان و عبادتى است كه همه ايمان آورندگان، به آن دعوت شده‏اند و انجام دادن آن گشاينده درهاى رحمت الهى و يكى از بهترين موجبات قرب و وصال معبود است. اگر به حقيقت توبه نظر كنيم، آن را زيباترين جلوه خضوع و خشوع و اظهار تذلل و زارى و اعتراف به قصور و تقصير بنده‏اى بى‏نهايت كوچك، در برابر آفريدگارى بى‏نهايت بزرگ مى‏يابيم. از اين رو شايسته است كه اولياى الهى، پيش و بيش و بهتر از همه، اين دعوت الهى را لبيك گويند و در تمام حالات خود، بر توبه و استغفار مداومت ورزند تا به اين وسيله، به فيض تقرب هر چه بيشتر در درگاه الهى نائل آيند.

دوم. «استغفار و توبه» داراى مراتب و درجاتى متناسب با عاملان آن است. توبه گنه‏كاران، از گناه و توبه اهل سلوك، از پرداختن به غير خدا و توجه به غير حق است[5].

سوم. توبه و استغفار اولياى الهى و معصومان، مرتبه‏اى بالاتر از اينها دارد. آنان چون مستغرق در ذات جميل الهى‏اند و توجّه به مقام ربوبى (كمال مطلق) دارند؛ وقتى به خود و اعمال خويش مى‏نگرند، با تمام عظمت و بزرگى آن اعمال، آنها را در برابر عظمت بى‏نهايتِ الهى، بسيار كوچك و مايه سرافكندگى و شرمندگى مى‏بينند. در ادبيات منظوم آمده است: شخص فقيرى در كويرى خشك و سوزان زندگى مى‏كرد. روزى ترتيبى داده شد كه وى براى عرض حاجت نزد سلطان برود. او با خود انديشيد كه چه هديه‏اى به پيشگاه سلطان ببرد. اما هيچ در بساط نداشت. از قضا در مسير حركت به سوى شهر، اندكى باران باريد و قدرى آب گل آلود در گودالى جمع شد. او با خوشحالى تمام آب‏ها را ـ كه مايه حيات بود و بزرگ‏ترين و مطلوب‏ترين هديه به نظر مى‏آمد ـ در ظرفى ريخت و با زحمت بسيار با خود حمل كرد تا نزد سلطان ببرد. اما وقتى به بارگاه شاهى رسيد و آن فرّ و شكوه را ديد و همه جا را پر از آب زلال و گوارا و نوشيدنى‏هاى رنگارنگ يافت، از آورده خود خجل شد و سخت شرمسار و سرافكنده گرديد.

آرى امام على عليه‏السلام همان عبادتى را كه افضل از عبادت ثقلين است، در برابر جمال و جلال الهى، برگ سبز درويش مى‏بيند و سر به زير مى‏افكند و اين خود يكى از عالى‏ترين مراتب عبوديت مطلقه و فناى فى اللّه است. او مقام معبود را مى‏نگرد كه در برابرش، همه چيز رنگ مى‏بازد و چيزى به حساب نمى‏آيد.

چهارم. در حديث نبوى آمده است: «انه ليغان على قلبى و انى أستغفراللّه فى كل يوم مائة مره»[6]؛ «گاهى بر دلم غبار مى‏نشيند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مى‏خواهم».

امام خمينى قدس‏سره در شرح اين حديث مى‏نويسد:

اولياى خدا همواره انقطاع به سوى خدا دارند؛ ولى به جهت مأموريت الهى خود، گاه به ناچار در مرآت عالم كثرات، توجه به حضرت حق مى‏كنند و همين، نزد آنان كدورت محسوب شده و براى زدودنش استغفار مى‏كنند. «اين امام سجاد عليه‏السلام است كه مناجات‏هايش را شما مى‏بينيد و مى‏بينيد چطور از معاصى مى‏ترسد ... مسئله غير از اين مسائلى است كه در فكر ما يا در عقل عقلا يا در عرفان عرفا بيايد. ... از گناه خودشان گريه مى‏كردند تا صبح. از پيغمبر گرفته تا امام عصر ـ سلام اللّه عليه ـ همه از گناه مى‏ترسيدند. گناه آنها غير از اين است كه من و شما داريم. آنكه يك عظمتى را ادراك مى‏كردند كه توجه به كثرت، نزد آنها از گناهان كبيره است ... آنان در مقابل عظمت خدا، وقتى كه خودشان را حساب مى‏كنند، مى‏بينند كه هيچ نيستند و هيچ ندارند. واقع مطلب همين است؛ جز او كسى نيست و چيزى نيست ... و از اينكه حضور در مقابل حق تعالى دارند و مع ذلك دارند، مردم را دعوت مى‏كنند، از همين كدورت حاصل مى‏شده ...»[7].

پنجم. استغفار براى اولياى الهى، جنبه دفع و براى ما جنبه رفع دارد؛ يعنى، ما استغفار مى‏كنيم تا لغزش‏هايمان بخشيده شود و آنان استغفار مى‏كنند تا نلغزند و اصلاً گناه سراغشان نيايد. آن بزرگان با توبه و عبادت و اطاعت، درجات عصمت خويش را شدت مى‏بخشند؛ از اين رو استغفار و توبه، در بالا رفتن درجات و پايندگى عصمت آنان دخالت دارد.

ششم. توبه و استغفار و استغاثه دائمى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و امامان عليهم‏السلام در پيشگاه خدا، بالاترين نقش عملى را در تربيت امت دارد و به ديگران مى‏آموزد كه چگونه در پيشگاه خدا به توبه، تضرع و انابه بپردازند و به جهت پاره‏اى از اعمال نيك، مغرور نگردند. آيا كسى كه ناله‏ها و گريه‏هاى روح اطاعت و بندگى (اميرمؤمنان عليه‏السلام) را ببيند و بشنود، با خود نمى‏گويد: او كه يك لحظه عمرش برتر از عبادت ثقلين است، اين چنين توبه مى‏كند؛ پس من حقير چگونه به خود ببالم و از خدا عذرخواهى نكنم!؟


[1]. آل عمران 3، آيه 17.

[2]. ذاريات 51، آيه 17 و 18.

[3]. نور 24، آيه 31.

[4]. بقره 2، آيه 222.

[5]. جهت آگاهى بيشتر نگا: پرسش 41 توبه.

[6]. محدث نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، باب استحباب الاستغفار فى كل يوم، قم: آل‏البيت، 1408 ه.ق، ج 5، ص 330.

[7]. سخنرانى مورخه 8/3/1366، صحيفه امام، ج 20، ص 268 ـ 269 ؛ نيز همان، ج 19، ص 120.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .